نوزایی سیاسی و نهضت ملی

وفاق ملی تنها با تجمع گِردِ نوزایی سیاسی و پارلمانی دهه‌ی بیست تا مرداد ۳۲ که تداومِ دست آوردهای پارلمانی انقلاب مشروطیت است، قابل دست یابی است. تاریخ همواره ادامه‌کاریِ گذشته است. هیچ چیزی از صفر آغاز نمی‌شود. برای تدارک وفاق ملی باید به پلورالیستی ترین برهه‌های اجتماعی در تاریخ یک جامعه مراجعه کرد. آلترناتیو دیگری برای رهایی از جمهوری دینی وجود ندارد.

 

چرا تجربه‌ی نهضت ملی در تاریخ معاصر ایرانی غیرقابل چشم پوشی است؟
در دهه‌ی بیست خورشیدی شاهد تحقق پلورالیسم سیاسی بودیم. بدون آن، جامعه‌ی ایرانی پس از جنگ، هیچ گونه تجربه‌ی دموکراسی ندارد. بدون تکیه به این تجربه هر سخنی در باره‌ی دموکراسی، انتزاعی و کلی و احساساتی و غیر قابل اطمینان است.

دهه‌ی بیست، به بیانی جامعه شناسانه، تا پایان مرداد ۳۲ به درازا کشید. دهه‌ی بیست تمامی تحولات این ۱۲ سال را در بر می گیرد. دو سال و نیم پایانیِ آن، میوه و ثمره‌یِ سالیان مبارزات پارلمانی و تجربه کردنِ دموکراسی به مثابه تجربه‌ای ملی بود.

در نوشتاری به مناسبت ۱۳۰ مین سالگرد تولد مصدق، زیرعنوان انتزاع مدرن، این دوره را “رنسانس ایرانی” خوانده ام. بدون باز گشت اخلاقی به این دوران نوزایی، بدون ارجاع نظری به آن، بدون متکی کردن دموکراسی به این زمینه‌ی مادی و عینی و تاریخی، دموکراسی هویت ملی و سرزمینی ندارد. و روشن نیست ما تا کجا و تا چه حدی دموکراسی را نسبی و سلیقه‌ای می کنیم. زبانی که با آن با مردم و با جهانیان سخن می‌گوییم نیز گنگ و تفسیر بردار و قابل سوء استفاده و در نتیجه غیرقابل اعتماد در سطح ملی و جهانی باقی می ماند.

با تجربه‌ی نهضت ملی و مبارزات پارلمانی این دوره، دموکراسی در ایران بومی شد. دموکراسی خواهی باحذف این تجربه و این سرمایه‌ی فرهنگ سیاسی در تاریخ ملی پا در هوا خواهد ماند.

تنها با این تجربه‌ی معنا بخش است که می توان آلتر ناتیوی نیرومند در برابر نهاد سیاسیِ ایدئولوژی دینی بوجود آورد و از هموطنان مذهبی و روشنگرانی که در شرایطی دشوار در داخل کشور کار دموکراتیک می‌کنند، انتظار داشت که به شیوه ای متناسب، با آن همراهی کنند.

هموطنان باورمند به اسلامی خشونت پرهیز، که داعیه‌ی حاکمیت دینی ندارد تنها در چارچوب چنین برنامه ای، یعنی در چارچوب وحدت تاریخی و ملی و با تکیه به تجربه‌ی نهضت ملی، به همراهیِ دموکراتیک و پلورالیستی تمایل پیدا می کنند.

حتا همراهی هموطنان سلطنت گرا، با جهش اخلاقی اخیری که آقای رضا پهلوی از خود نشان داده‌اند، تنها در چنین چارچوبی (و نه با ابتکارت فردی و بدون تکیه به تاریخ و فرهنگ ملی که به وحدت ملی زمینه مادی می دهد) زمینه عملی پیدا می کند.

سبب این که سازمان های اعتقادی به تجربه‌ی پلورالیستی دهه‌ی بیست عنایت نداشته‌اند این بود که تشکیلات عمودی در ذاتِ خود با سازماندهی مسطح در تعارض بود. و در تعارض است. تجربه‌ی کار در تشکیلات عمودی یا تشکل گود، در تجربه‌ی کارِ دموکراتیک، که مبتنی برسیاست افقی است، چندان به کار نمی‌آید. همچنین کارِ دموکراتیک با تفکر عمودی نمی تواند با توفیق چندانی همراه باشد. کارِ دموکراتیک با نگرش افقی همخوان و هماهنگ است. وگرنه کارِدموکراتیکی که روحیه‌ی تشکیلات عمودی در پسِ پشتِ آن نهفته است در دراز مدت به بحران بی اعتمادی نسبت به کار دموکراتیک می انجامد. به سببِ چنین تجربه ای بود که تجربه‌ی نهضت ملی مورد غفلت قرار گرفت. امروز اهمیت بازگشت اخلاقی و معنوی به این رنسانس بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.

روشن است که در موقعیت خفقان، امکان کار دموکراتیک محدود است. اما در وهله‌ی نخست پی بردن به شناخت شناسیِ کارِ دموکراتیک است که اهمیت دارد. بقیه‌ی ماجرا به حکم ضرورت و بر اساس قانونمندی علّی و در تناسب با امکان‌های اجتماعی عمل می‌کند.

بدون تکیه به نوزایی پلورالیستی دهه‌ی بیست خورشیدی و تجربه‌ی گرانقدرِ مبارزات پارلمانیِ آن، که به ما زبان ارتباطیِ مشترک، و روشن ودور از ابهام می دهد، دچار بحران ارتباطی از همان گونه‌ای که شاهد آن هستیم، می‌شویم.

تجربه‌ی نهضت ملی به ما نه تنها زبانی ارتباطی، که برنامه‌ای روشن و قابل وفاق نیز می‌دهد. با تکیه به این میراث ملی و تاریخی ما از هزینه‌ی هنگفت کار توضیحی (و اینکه ما که هستیم و چه می خواهیم که چشم انداز توفیقِ آن ناروشن است) معاف می شویم.

به این آنتیک، به این رنسانس باید باز گشت. همانگونه که فرهنگ سیاسی و اجتماعی اروپا همچنان به رنسانس و رهایی از جهان تک حقیقتی پیش از آن وابسته است.

وفاق ملی تنها با تجمع گِردِ نوزایی سیاسی و پارلمانی دهه‌ی بیست تا مرداد ۳۲ که تداومِ دست آوردهای پارلمانی انقلاب مشروطیت است، قابل دست یابی است. تاریخ همواره ادامه‌کاریِ گذشته است. هیچ چیزی از صفر آغاز نمی‌شود. برای تدارک وفاق ملی باید به پلورالیستی ترین برهه‌های اجتماعی در تاریخ یک جامعه مراجعه کرد. آلترناتیو دیگری برای رهایی از جمهوری دینی وجود ندارد.

 

امتیازدهی به مقاله: 

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

.... برای خود بازار درست نکن! از شیعه اثناالعشری کمونیست نمیشود! حالا که کلاه پانفارسیسم پس معرکه است پناه آوردند به مصدق. دوباره بر گشته اند به عصر حجر. مبادا که از حقوق ملل غیر فارس سخنی بر زبان آورند. این است ماهیت واقعی پانفارسیسم! به هرحیله ای متوصل میشود، تا جلوی رشد جامعه را بگیرد. سایه شوم پانفارسیسم را بر جهنم ایران بگستراند. در صورتیکه چنین عناصری بخوبی میدانند دیگر دوران استعمار و سلطه سیاسی پانفارسیسم در جغرافیای موسوم به ایران بسر آمده، دیر یا زود تار و پودش اسکلتش بهمراه رژیم منحوس اسلامی پانفارس در هم خواهد شکست!

نظر: 

به دنبال فرصتی میگشتم تا کتاب تازه ای را که منتشر شده معرفی کنم و مقاله اقای کاخ ساز این فرصت را بوجود اورد . محتوای مقاله در حقیقت باز گشت به روح مشروطه خواهی و قانون گرائی در ایران است .نام کتاب .. کارنامه و تاثیر دگر اندیشان ازلی در ایران . نوشته اقای منوچهر بختیاری از انتشارات فروغ است . .خواندن این کتاب که تاریخ مشروطه را از زاویه دیگری بررسی میکند به دوستداران کتاب پیشنهاد میکنم.پیش از این کتاب دو جلدی دیگری از همین نویسنده با عنوان ..نهضت مشروطه و نقش تقی زاده از انتشارات پگاه در کانادا منشر شده است .
. .ISBN978-93147-49-0

نظر: 

دور نمائی برای اینده ایران و یا تفسیری مهم از تاریخ گذشته ایران را ما دراین نوشتار مشاهده میکنیم. نویسنده بی انکه نامی از حزب توده و نقش سیاه این حزب در تاریخ ایران ببرد و یا نامی از ارتجاع سیاه اسلام بمیان اورد و یا از مدعیان مسلمان و قدرت پرست سازمان مجاهدین یادی کند خط قرمزی بر روی دهها سال کار حزبی و انقلابی و تروریستی سازمانها و احزاب می کشد و ادامه تاریخ مشروطه را همان دوران حکومت مصدق میداند و این خود یک پیروز ی تاریخی در تاریخ روشنفکری ایران است .

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.