خلاء چپ در جهان راست

آیا آشکارا در سه دهه ی گذشته و بویژه در همین نسل کشی کنونی حلب، راست رنگین جهان نشان نداد که رابطه ی زورمدار زمامدار با فرمانبردار گرفتار در کنام درندگان، نمی تواند جز چنین فجیع که می بینیم بی رحمانه باشد؟

آیا آشکارا در سه دهه ی گذشته و بویژه در همین نسل کشی کنونی حلب، راست رنگین جهان نشان نداد که رابطه ی زورمدار زمامدار با فرمانبردار گرفتار در کنام درندگان، نمی تواند جز چنین فجیع که می بینیم بی رحمانه باشد؟ و نوع انسان ستم پذیر و پائین دست با هر نام و مرام، و در هرکجا که باشد ناگزیر است، در خلاء سازمان های مستقل توده ای ـ کارگری خود و همزمان در نبود قطب چپ نیرومند داخلی و جهانی، می باید ملت های ناتوان توسط جهان راست آسان سرکوب شده و بی دادرس بماند که اینک مانده است. چراکه در بخشی از برنامه های ناتو و در پی ویران کردن عراق و لیبی، سپس نوبت جراحی سوریه بود که می بایست بیاری، تسلیح و تشویق بیشتر جنگ مذهبی بین سنی و شیعی که دست پرورده ی خود امپریالیسم آمریکا، یاران غربی او و ترفندهای مهلک اسرائیل صهیونیست در منطقه بوده است شتابان فرهنگ داعش پهنای خشونت بیابد که یافت و راهبردهای جهانخوارانه همگی را تکمیل کند که کرد. و می بایست بتواند هرچه ژرفتر دشمنی های 1400 ساله سران اسلام را سازش ناپذیرتر ساخته و به ستیز کور مذهبی و ویرانی کشورهای مسلمان توسط خود آنها دامن زند و زد. و به تبع آن به نابودی زندگی مردم خاورمیانه و آفریقا بیش از همیشه بیفزاید که افزوده است. جنونی ایکه که توانست صدهاهزار را بکشد و به آوارگی و بی خانمانی میلیون ها بینانجامد که آنجامید و هزینه ساختن دوباره ی این کشورها بی گمان می تواند ثبات سرمایه ی بحرانی را یکبار دیگر تأمین کند که طرح این جنایت ها یکسر توسط امپریالیسم آمریکا و ناتوئی برنامه ریزی شده بود.

 

کشتار و ویرانگری هائی که از یکسو شعله های آنرا ناتو می باید مدام در منطقه برافروزد، و از دیگر سو توسط داعشی ها و بیشتر بیاری دیپلماسی مخفی غربی، دشمنی مذهبی و ناسیونالیستی را آسوده تر می توان در میان ملل همسایه اسلامی راه برد و می برد، و عمدتا در جنگ سنی شیعی توانست اینگونه آسان هزاران هزار را قتلعام کند و می کند. تا مگر بازار رکود تولیدی، با اهرم فروش صنایع نظامی فعال شده و بیاری بخش صنعتی و خدماتی آنها درآید و کمکی به بحران مالی سرمایه سالاری نئولیبرال کند و گردش پول با خرید کلان سلاح های میلتاریستی توسط ملل فریبخور مسلمان، بازسازی شده و جهان تک قطبی دوباره جان تازه بیابد که فعلا یافته است. بهانه های غرب در لشگرکشی ها و کشت و کشتارهائی ناتو صدور دمکراسی بود و برای بنیادگرایان هردو سوی اسلامی رسالت آسمانی ست. تا بسان هیزم خشک نسل کشی های توده ای را بسود اهداف غربی و سران فرقه های مذهبی و علیه شهروندان این کشورها شعله ور کنند و کردند. و ما دیدیم که آنهای دمکرات و اینان خدامدار، بی رحمانه تا توانستند آدمی را بنام خدا و دمکراسی کشتند. هدف هردوسو ظاهرا نابودکردن سران کفار و گردکشان خودرأی، و زدودن آنها بود که دروغ شاخداری از آب درآمد. زیرا در عمل ناتو، بنیادگراها و سپس روسیه که در رقابت سهمبری سرمایه در بازار جهان با غرب در کلنجار بوده و هست، اوئی که هیچ نقشی در ویرانی های سه دهه ی گذشته ناتوئی ها نداشت؛ خیره سرانه و به طمع بیشتر سود و اهداف استراتژیک منطقه ای دچار دام ناتو شده و سمت و سوی تلاش او و همگی آنها، تنها تباه کردن حق زندگی مردمانی را نشانه رفت که با فرهنگ نوکری به آمریکا و در ستیز با بهره کشی ها ناسازگار بود و به مصلحت ناتوئی می بایستی پس از شکست بهار عرب، غرب ستیزان منطقه نابود شوند و شدند؛ و شگفتا روسیه هم در این کشتار ضدبشری سهیم شد.

 

راست رنگارنگ، چه با نام دمکراسی غربی باشد، و چه با نام حکومت خدا، همگی به بشریت مظلوم دوروغ گفته و نشان دادند که هیچکدام شان برای هستی انسان کار و زحمت ارزش قائل نیستند و هرکدام از این سران فاسد مذهبی و گردنکشان غربی و ساختارهای ضدبشری شان، اگر لازم افتد که بارها افتاده است می توانند برای اهداف استراتژیک قدرت و ثروت خویش به سمت هر جنایت رفته و به استفاده از هر اهرم هولناکی متوسل شوند و البته هریک با اندکی تفاوت در چند و چون آن "دژخیمی ها" در منطقه و بویژه در حلب دست به کشتار فله ای انسان ها زده است؛ که همانندی آن تنها در جنگ جهانی دو و در ویرانی برلین قابل بررسی و شناسائی نسبت به حلب است. نخ تسبیح مصلحت و بقای همه آنها که مهره های سرمایه داری داخلی و جهانی هستند، قانونمندی یکسانی دارد و جایگاه منافعِ بقا و پایگاه وجودی و ارزشی آنها، همگی در هموندی با سرمایه وطنی و جهانی بوده  و جنگ های متنوع شان نیز برای سهم بری بیشتر از سرمایه داخلی بوده که هموند با یاران غرتگر خارجی ست و نه بیش! جهانی که در آن جنون سرکردگی امپریالیسم آمریکا و یاران ناتوئی او لااقل در سه دهه ی گذشته 5 کشور را به میل خود و منافع همدستان ویران کرده و میلیون ها شهروندان این کشورها را از خانه ها و کاشانه ها شان فراری داده و بامید یافتن پناهگاه، بخش هائی را در مدیترانه خوراک آبزیان ساخته، یا بسیاری را بسوی غرب و کشورهای همسایه رانده و بی یاور و فلج کرده است.

 

در کنار آز سیری ناپذیر و سرکشی جنایتکارانه ی امپریالیسم آمریکا، راسیسم صهیونیست و یاران غربی آنها علیه ملت های در بند مسلمان، دعاوی و شعار پوچ ضدامپریالیستی سران بنیادگرا نیز بیش از همیشه با دستان خونی در برابر انسان زمینگیرشده ی مومن رسواترشده، و بدتر از همیشه و بسهم خود بیاری جهانخواران در جهت حفظ جایگاه خویش شتافته است. و انسان مسلمان را چه در داخل کشورها و یا بیرون از دایره حکومتی، و عمدتا در ستیز و جنگ مذهبی با دیگر فرقه های اسلامی، همگی با هم توانسته اند دمار از روزگار شهروندان خود درآورند و درآورده اند. پدیده ی ضدبشری حکومت اسلامی داعشیان تا همینک و با این هجوم بربریتی بیشترین قربانیان را از خود مسلمانان ستانده که بخش اصلی این جریان ها چه مستقیما وابسته به آمریکا و غرب بوده باشد یا نباشند، آشکارا از سیاست امپریالیستی خط گرفته و فرمان می برند و داعیه های غرب ستیزی و ضدامپریالیستی سودی برای مسلمان بی پناه ندارد، و هردو شاخه سنی شیعی در عمل به جان انسان ها افتاده و برای اهداف جاهطلبانه ی سران مذهبی خویش و باندهاها و مافیاهای داخلی و خارجی، انسان را به بازی مرگبار مذاهب کشانده و زندگی عادی میلیون ها گرسنه و بیکار و ستمزده را برباد نیستی داده است.

 

سه قطب دشمنِ مدعی و جنایتکار عربستان، ترکیه و ایران، هرکدام با صف بندی ها و سیاست های ائتلافی ویرانگر منطقه ای و جهانی که بارها دیپلماسی های آبکی شان در هم پیمانی ها دچار دستخوش بازی فرقه ای و ناچار محکوم به دگرگونی های شتابناک در همکاری با این و یا آن قدرت نظامی شکسته شده است؛ هیچکدام جز به دامن زدن به سکتاریسم کور مذهبی ناسیونالیستی و سرانجام درآم مرگبار در مسیر اهداف امپریالیستی نینجامیده و تدابیر هریک از آنها در داد و ستد ائتلافی با و یا علیه آمریکا و روسیه جز به گسترش ناامنی، و ژرفای بحران ها و کشتارهای توده ای فرانروئیده است. چه در همین حلب و دیگر نقاط ایزدی کردی نشین سوریه باشد، چه در یمن و یمنی های هردوسو که توسط تجهیز و تحریک و دخالت عربستان و ایران قتلعام می شوند، و یا سرکوب ی د پ و اسارت دلبخواهی نمایندگان منتخب مجلس و کشتار کردها در بخش کردنشین ترکیه باشد که این جنایت ها همزمان شده است با سرکوب فله ای مدافعان گولن، توسط اک پارتی که رسما اردوغان دست به نابودی مخالفان پریزدیال خود برده و قطعا بازتاب این سیاست های متضاد و متناقض این سه نیروی ضدبشری با آمدن ترامپ راسیست و ناسیونالیست بی گمان چهره های پلیدتر و پیچیده تری خواهدیافت.

 

زیرا هم عربستان سعودی و هم ایران و هم ترکیه به جنگ در منطقه نیازدارند. ایران در سوریه کشتار فله ای می کند، ترکیه نیز حتی مسمانان مدافع گولن را هزار هزار از حق زندگی و داشتن نان و کار محروم می کند. و دولت‌های غربی نیز با فروش سلاح های مدرن به آنان از حملات ضدانسانی هریک علیه دیگری، پشتیبانی سیاسی اقتصادی می‌گیرد. گزارش تازه ی روز دوشنبه توسط گروه حقوق بشر نشان می‌دهد که عربستان سعودی امسال 153 نفر را که بسیاری علنی بوده اعدام کرده است. گروه حقوق بشر همچنین گزارش داد که ایران، ترکیه و عربستان سعودی اغلب از دادگاه‌های غیرعلنی و اعتراف گیری های زورکی وتنبیهی استفاده کرده و با جلوگیری از حضور وکلای مدافع در دادگاه های فرمایشی متهم را با اقرارهای خود آنها به جرم محکوم می‌کند. چندش آورتر اینکه عربستان سعودی در شورای حقوق بشر سازمان ملل صندلی مدافع حقوق بشر دارد. ولی همو بسان ایران شیعی در میدان های شهرهایش با شمشیر سر از گردن جدامی کند و یا ترکیه اک پارتی گروه گروه مخالف سیاسی خود را بسان مجرمان خطرناک به زنجیرکشیده، شلاق زده و در خیابان ها لت و پار کرده و با غرور جنایت های خود را در رسانه های ملی نمایش می دهد.

(( شگفتی و شوربختی نوع انسان در پسِ از هم فروپاشی دژ پوشالی شرقِ چپ، کمونیست و انسانمدار در اینجاست که پس از آن غائله ی فریبِ حزبی الیتگرا، که امیدواری نوع انسان را در گستره ی جهان کار ربوده بود، هنوز در پهنه گیتی نیروئی پدیدار نگشته تا در برابر این خودکامگان سرمایه، چسانی زیست آدمی مسئله اش باشد و بتواند پشتیبانی مردمی و کارگری را که تنها اهرم مقاومت و پیروزی علیه ستمگران رنگین راست است را بیابد و یا حداقل در این آسیب پذیری ها مایه ی تعدیل خشونت های فراوان شود و بتواند بیاری کارگران، زحمتکشان و نیروهای مترقی و نوعدوست کشورها و ملت ها به ایجاد همبستگی فراملی و انسانی دست یازد و به تبع آن نیروی شگرف شود که با تهدید غرب از ادامه کشتارهای اینچنین فجیع ناتو پیشگیرکند، از انسان ها نیرو گرفته و به انسان ها یاری رساند و برای خوشبختی آنها همه جا باشد و در برابر راست هار جهانی ایستادگی شایسته و هماهنگی کلان بایسته ای در این بیدادرسی های هولناک داشته باشد. و ناگزیر باید پذیرفت که این خودکامگی ها و لگام گسیختگی های راست جز ناشی از خلاء وجود اراده ی مقتدر چپ و کمونیست، در جهان راست نیست و نمی باشد.))

بهنام چنگائی 6 دی 1395

امتیازدهی به مقاله: 

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

دوستان گرانقدر سازاخ و آلتین سلام؛

پاسخ و واکنش بسیار دوستانه و مهرآمیزتان برایم پشتگرمی دلچسبِ تداوم داد و ستدهای گرانبار انسانی ست که من همیشه در پی آن بوده، رفته و خواهم گشت. راستش جز همین نیز برای هیچکداممان چیزی فراخور جان بیدار، در دست و دل هامان برجانخواهدماند.

دوستان! ما باهم بنام انسان نوعدوست و همدرد تفاوت چندانی نسبت به کوله بار سنگین نابرابری ها و ستم کشی هائی که کمر ما را خم کرده است نداریم.

زیرا: هرکدام از ما کم و بیش، محصول ناهمخوان جامعه ی بشدت متضاد و متناقض طبقاتی ست؛ همزمان وابستگی های شیرین و دلبستگی های تاریخی فرهنگی ویژه ی خود را دارد؛ ولی همزمان کم و بیش از ناسازگارها و نارسائی های دنیای پیرامونی و زندگی تلخ و پرآشوب ساختار برتری سازی نادرست جامعه بورژوائی رنج ها برده و می برد؛ و بی گمان هریک از ما به فراخور توان، تلاش در دگرگونی آنها دارد و خواهدداشت.

نظر: 

این کامنت جعلی از من نیست:

"جناب چنگائی، از سوء تفاهم پیش آمده متاسفم و از شما عذرخواهی میکنم."

***
این امثال «بهنام چنگائی» هستند که به خاطر به بازی گرفتن زبان یک ملت بزرگ باید از ما تورک‌ها عذرخواهی نمایند.

من برای امثال «بهنام چنگائی» متأسفم که فکر می‌کنند یادگیری زبان یک ملت خاله‌بازی است که با یاد گرفتن طوطی‌وار 4 کلمه فکر می‌نمایند آن زبان به اندازه‌ی اقیانوسی یک بند انگشت می‌باشد که به همین راحتی بر هست و نیست آن مسلط شده‌اند.

همینکه این افراد طبق عادت دیرینه‌ی فاشیست‌های ف-ا-ر-س زبان تورکی را «آذری» قلمداد می‌نمایند مشخص است که اینهمه تقلایشان برای ریشه‌ی ف-ا-ر-س-ی تراشیدن برای کلمات تورکی به خاطر چیست.

این شخص جاعل جهت تخریب رو به کثیف‌ترین روش آورده است البته برای من حرجی نیست که اینگونه جاعلان با به نمایش گذاشتن طینت پلید خود، اینگونه خود را خار و ذلیل نمایند.

نظر: 

بهنام عزیز بر خورد محترمانه و صبورانه شما در جوابگوئی به منتقدین قابل احترام است، لطفا این کلمه آذری را که جهت آسیملاسیون ملت ترک آزربایجان اختراع شده استفاده نفرمائید که باعث سوء تفاهم و یا خدای نکرده احساس ضد ترک بودن شما استنباط نشود، الیار عزیز هم که بطور مبسوط مفهوم سازاخ یا سازاق را در لهجه شمالی ها را توضیح دادند.

نظر: 

جناب آلتین سلام؛
دوست گرامی! پس از نقد برداشت من از زبان آذری ـ ترکی که حق مسلم شماست. نوشته اید:


ضمناً با درآوردن ادای یک آدم «محترم» و «دموکرات» تلاش ننمایید با پنبه سر ببرید. ما تورک‌ها به خوبی به ماهیت .. مانند شما واقف می‌باشیم.
پرسش من از شما این است که من چه نیازی به بریدن سر شما آنهم، با پنبه دارم؟

آیا در قالب همفکری ها، و داد و ستدهای گره گاه های اندیشه ورزی ها می پذیرید که شایسته است برای روشنگری و روشن سازی هرجه بیشتر و بهتر پدیده ها می بایست پیرامون نقاط مبهم هرکدام شان گفتمان داشت یا نه؟
من به این شیوه پایبندم و آنرا می ستایم.

شما چطور؟
تندرست باشید

نظر: 

"آقای بهنام چنگائی"

برای من سؤال است که شما چرا اینقدر با بازی با کلمات، عمداً اصرار بر اثبات درستی موضع اشتباهتان می‌نمایید!!!؟

خودتان می‌گویید «لور» هستید و کسی که زبان مادری‌اش تورکی نبوده و به طور طوطی‌وار مقدار اندکی آن هم به صورت «تک کلمات» از دیگران یاد گرفته باشد بسیار بعید است بتواند ساختار حقیقی این زبان را درک نماید.

طبق عادت فاشیست‌های ف-ا-رس برای تورکی ریشه‌ی ف-ا-ر-س-ی تراشیده و «سازاخ» را از ریشه‌ی «ساختن» ف-ا-ر-س-ی قلمداد می‎نمایید مگر مجبورید با این تشبیه مضحک تورک‌ها را به خودتان بخندانید!؟

کسی که زبان مادری‌اش تورکی نبوده و بخواهد برای تورک‌ها کلاس قواعد این زبان را برگزار نماید باید در داشتن حداقل منطقش هم شک نمود.

همینکه شما طبق عادت مألوف فاشیست‌ها زبان تورکی را «آذری» قلمداد می‌نمایید به خوبی نشان می‌دهد که آبشخور فکری‌تان کجاست.

نظر: 

باتبريك كريسمس وسال جديد ميلادي بهمه دست اندركاران سايت باارزش ايرانگلوبال ودوستان عزيزكامنت نويس ومقاله نويس,خدمت ديدگاه شما متاسفانه بيش ازفهم ودرك ناقص خودتان درمورد ائليار قضاوت ميكنيد به شعر جعلي مورد نظر مراجعه كرده وپيامهاي مربوطه رامرور كنيدتا از ائليارومعلومات ايشان در مورد زبان وفرهنگ غني تركي آذربايجاني بيشرآشنائي پيداكنيد البته اگرتعصب پارس تازي وپارس بازي تان اجازه دهد

نظر: 

سلام
بهنام جان
شما برای دیالوگ با آذربایجانها مشکلی ندارید. و این عالی ست.

حق با شماست، لهجه های ترکی در ایران، خیلی نزدیک بهم اند. و درک آنها نیز راحت .

- توجه کنیم زبان شفاهی با زبان کتبی کمی فرق دارد . این مورد هم گاها مشکل ایجاد میکند:
حتی برای خود ماها:

به مثالهای شما توجه کنیم :
تیک ماخ = دوختن هم معنی می دهد. ایننه گِتیر اته وه تیکم! ( صحیح : «tik-mək کتبی - تیکمک
İynə gətir ətəyin tikim - سوزن بیار دامنت را بدوزم )

یا İynə gətir ətəyi tikim سوزن بیار دامن را بدوزم
تیکمخ tik -məx شفاهی
اینه گتیر اته یی تیکیم = سوزن بیار دامن را بدوزم.

یامپ ماخ= پختن نان " " " چوره ی یاپمشام!
( کتبی یاپماق yap-maq یا yap-max یاپماخ - شفاهی )

درست است : چوره یه یاپمیشام çörəyi yapmışam نان را پخته ام.
تلفظ کلمات در لهجه های مختلف کمی فرق دارند.

نظر: 

آقای چنگائی عزیز ، نظر شما درست است. این آقای الیار اطلاعی از لهجه های مختلف زبان ترکی ندارد و فقط لهجه روستای خودش را میفهمد و آنرا ترکی میداند. چندوقت پیش یک شعر ترکی آذری از یک شاعر باکویی به اسم عبدل جعفرف شاماخی در ایرانگلوبال چاپ شد که هر ترکزبانی بسادگی آنرا میفهمید ولی آقای الیار متوجه نمیشد و گفت که این شعر اصلا ترکی نیست وجعلی است !

نظر: 

گوزآلیم آ. ائلیار سلاملار؛

مهربان! از پانویس باارزش ات بسیار سپاسگزارم. بی گمان این کنایه را شنیده ای که می گویند ( جلوی لوطی و معلق بازی) و حالا کارمن همان شده است که در برابر یک ادیب گرانمایه ی زبان ترکی ـ آذری بسان تو گزافه گوئی کنم و اگر عاقل باشم نمی کنم؛ مگر چند جمله ی گفتمانی ساده ی دوستانه پیرامون آنچه که من از زبان آذری ـ ترکی می فهمم. همین و بس!

با اینوجود، و ترجیحا نگاهی کوتاه را برایت طرح کنم. من با آشنائی هائی که از این زبان دارم، روشن و شفاف بگویم: زبان آذری که من با توانائی و البته بدون داشتن لهجه ی قاطی که با آن یگانگی احساس دارم، و هرجا پیش بیاید با دوستانم گفتمان می کنم؛ حقیقتا تفاوت بسیار برجسته ای با آن دارد که تو برایمان زحمت اش را کشیده و نگاشته ای.

نظر: 

شاید مفید باشند:
اطلاعاتی در مورد « ساختن» و ترکیبات با « ساز» در ترکی آذربایجان:
منبع فرهنگهای بهزادی:
برای برابر فعل « ساختن » فارسی در ترکی این افعال را داریم :
- تیک مک- یاپماق-یاپدیرماق- دوزه لتمک-قاییرماق-قورماق-یاراتماق-دوغرولتماق-کئچین مک- آنلاشماق-یاراماق-قوندارماق-ائتمک-ائله مک- و مانند اینها.
--
ساز:
- اسم مانند ساز- ابزار موسیقی
-ساز = سرحال- سلامت- آماده- روبراه - مهیا- مرتب
ساز پیش از فعل: ساز + ائله مک- ساز اولماق-ساز لاشماق- سازلاماق- سازلانماق- ساز لیق-
پسوند : کئفی ساز
--
سازاق : sazaq
اسم. به معنی : باد سرد- سوز- سرما
سازاق لی = هوای سرد کولاکی
پاییز سازاغی: سوز پاییزی
--
ائوی سازلی- یاق evi saz-lı-yaq = شفاهی: ائوی سازلییاخ:
خانه را مرتب کنیم- خانه را آماده کنیم ( غیر مستقیما به معنی خانه را بسازیم ) نیز میتواند به کار رود - در گفت و گو.

نظر: 

آقای چنگائی اگر با فرموده شما ریشه یابی کلمه ها بکنیم: پاپاخ( کلاه) از اسم پاپ مشتق میشود, داراخ(شانه) از اسم دار مشتق میشود, بویون( گردن) از اسم بو مشتق میشود و چنگائی هم از اسم چنگ مشتق میشود.....

نظر: 

سلام جناب سازاخ؛
نوشته اید:
بهنام عزیز، سازاخ از مشتقات ریشه فعل زبان فآذری ساختن و سازندگی نیست.

پس لطف کن و برایم بنویس که فعل ساختن چه نامی دارد!
باسپاس

نظر: 

بهنام عزیز، سازاخ از مشتقات ریشه فعل زبان فآذری ساختن و سازندگی نیست، یک لغت کاملا ترکی است، مثل شاختا و کؤلَک

نظر: 

جناب A گرامی!
درست است و من هم شیفته ی شعر حیدربابا و ملودی نرم و گرم آن بوده و هستم. یاد شهریار گرامی باد.

نظر: 

جناب yaradiciliq سلام؛
اگر در خاطر داشته باشید من در سال های گذشته بارها با شما پیرامون دیدگاه های ظالمانه و ناتوانائی های ساختار بورژوازی بحرانزده گفت و شنودهائی نسبتا کافی و لازم داشته ام و این گفتمان تا دیدگاه های به سخره گرفته ی شده پایان تاریخ فرانسیس فوکویاما پیش رفت و من به همه ی دروغ های فوکو تاخته ام و همه ی آن اتوپی مضمحل شده را نقد مارکسی و استدلالی کرده و نیاز به تکرار ندارم.
(( بنا بر این عیسی به دین اش و موسی به راه و مرام اش. ))

همزمان اما گمان نمی برم که شما از بحران مالی و ساختاری جهان نئولیبرال که هستی میلیاردها انسان را به تباهی کشانده است بی خبر باشید؟! به همین اروپای فکسنی نگاه کنید که درصد بیکاری میانگین آن بین 40% تا 25 % می باشد و اصولا نیمی از نسل جوان و تحصیل کرده ی اروپائی امکان یافتن کار متناسب با تحصیل و تخصص ندارند.

نظر: 

جناب چنگائی, اگر به حیدر بابای شهریار مراجعه کنید, نوشته : حیدربابا قوری گؤلون قازلاری-گدیکلرون ساراخ چالان سازلاری- کت کؤشه نین پاتیزلاری یازلاری- بیر سینما پرده سی در گؤزوم ده- تک اوتوروب سیر ائده رم اؤزومده.
میبینید چقدر زوزه بادهای سوزناک گردنه ها را با کلمه سازاخ چه زیبا توصیف کرده است.
اما خدمتتان عرض کنم , به عقاید و باورهای شما کمال احترام را دارم. سایقی لار

نظر: 

بقول معروف اگر میتوانی تار بزنی بیگیر بزن. باید خیلی شجاعت داشت که حزب توده ایران را به عنوان جریانی غیر چپ به مردم معرفی کرد . همین گونه جریان فدائیان خلق که با ترور متولد شد و اخر به در یوزه گی نظام اخوندی رفتند . هرگز نمیتوان فرقه پیشه وری را که ناف او به ناف استالین بسته بود جریانی غیر چپ نامید . کارنامه گشتار فرقه پیشه وری از مردم اذربایجان حکایت دردناک سلطه سلسله منحوس ضد ایرانی چپ است .
اشکال و عیبی از ادمها و فداکاری انها نیست در فداکاری اعضا حزب توده از جاسوسی تا ترور بوسیله خسرو روزبه شکی نیست عیب از خود فلسفه چپ است و کسی نمی تواند ادعا کند بهتر از حزب توده مارکس سیسم لنین نیسم را در ک کرده است .حزب لنین بلشویکها برای همین اهداف ده ها ملیون ادم را گشتند و چپ اندیشی و سوسیالیسم عملی نشد که نشد .

نظر: 

"" در ونزوئلا فلک زده، خلأ چپ نداریم "" چپ و کمونیزم آخرین نفس‌های خود را، در ونزوئلا ی نفرین شده، می‌‌کشد، بغل گوش ونزوئلا، کمونیست‌های تروریست فارک، چندین دهه، با تجارت تریاک، مانع از توسعه کلمبیا شدند و بعد از امری سپری کردن در جنگل، تازه فهمیدند راهشان اشتباه بود، "" چرا این برای خاورمیانه و آزربایجان جنوبی زنگ خطری است؟ "" افغانستان مرکز تریاک دنیاست و اگر تروریست‌های پ ک ک، مافیای سپاه و طالبان قادر به تثبیت راه تجاری قاچاق تریاک از کوه‌های افغانستان تا کوه‌های قندیل شوند باید فاتحه‌ خاورمیانه را خواند. اقتصاد، فرهنگ، سیاست دنیا بر پایه مدرنیزم قرن ۲۰ می‌‌چرخد، کمونیست‌ها در عالم هپروت خود، با قهر مزخرف انقلابی‌، قصد بر انداختن این سیستم را کردند که نتایج آن را در ونزوئلا شاهدیم، تمام آمریکای لاتین به یمن جنبش‌های کمونیستی، به مافیا و گروه‌های گانگستری باخته است. بشریت به ثبات احتیا

نظر: 

"" در ونزوئلا فلک زده، خلأ چپ نداریم "" چپ و کمونیزم آخرین نفس‌های خود را، در ونزوئلا ی نفرین شده، می‌‌کشد، بغل گوش ونزوئلا، کمونیست‌های تروریست فارک، چندین دهه، با تجارت تریاک، مانع از توسعه کلمبیا شدند و بعد از امری سپری کردن در جنگل، تازه فهمیدند راهشان اشتباه بود، "" چرا این برای خاورمیانه و آزربایجان جنوبی زنگ خطری است؟ "" افغانستان مرکز تریاک دنیاست و اگر تروریست‌های پ ک ک، مافیای سپاه و طالبان قادر به تثبیت راه تجاری قاچاق تریاک از کوه‌های افغانستان تا کوه‌های قندیل شوند باید فاتحه‌ خاورمیانه را خواند. اقتصاد، فرهنگ، سیاست دنیا بر پایه مدرنیزم قرن ۲۰ می‌‌چرخد، کمونیست‌ها در عالم هپروت خود، با قهر مزخرف انقلابی‌، قصد بر انداختن این سیستم را کردند که نتایج آن را در ونزوئلا شاهدیم، تمام آمریکای لاتین به یمن جنبش‌های کمونیستی، به مافیا و گروه‌های گانگستری باخته است. بشریت به ثبات احتیا

نظر: 

دوستان گرامی سازاخ و A سلام؛

تا آن اندازه که من لر ـ زبان ترکی آذری را شناخته و خود با این زبان تسلط نسبی دارم؛ می دانم که سازاخ، فعل سوم شخص جمع است. و به تنهائی نیز فعل جمع پرسشی ست.

مانند: گلِ اِویمیزی سازاخ. بیا خانه ی مان را بسازیم. با اینوجود می تواند گفته ام اشتباه باشد. اما از معنی دیگر "بادِ سوزناک" آن آگاه نبودم و حالا آنرا یادگرفتم و برایش از شما قدردانی می کنم.

در مورد پرسش A :
در پاسخ می گویم که اگر علاقمند به علل چگونگی شکست بلوک شرق هستید، منابع بسیار فراوان و گسترده ای وجوددارد که می توانید به آنها مراجعه کرده و پاسخ خود را بیابید. علل آن هزارها تفسیر داشته است. اما از شما انتظاردارم که دیدگاه ها و وابستگی های عقیدتی و آرمانی مرا آنگونه که هست برای من جایز بشمارید.

من هم به همانسان که شما فکر کرده و باوردارید، به چهارچوب عقیدتی و آرمانی تان احترام می گذارم.

نظر: 

به lachin گرامی
به دو دلیل خمینی توانست در سال 57 قدرت را بدست گیرد و حق حاکمیت مردم را غصب کند؛ اولین دلیل، زدوبندها و ساخت وپاختهای امپریالیسم آمریکا با خمینی خون آشام در مقطع انقلاب ضدسلطنتی در سال 57 بود و دوم اینکه زمینه های پذیرش خمینی در داخل ایران به دلیل استبداد و خفقان و دیکتاتوری شاه خائن مهیا شده بود و عاقبت خمینی توانست سوار بر موج انقلاب آزادیخواهانه ی خلق قهرمان ایران در سال 57، آن انقلاب شکوهمند را به سرقت ببرد و پاسدارها و بسیجی ها و کمیته چی ها و چماقداران وحشی را به جان انقلابیون و مردم بیاندازد.امپریالیسم آمریکا و دولتهای غربی راه را برای خمینی خون آشام باز کردند، خمینی با کمک آنها به سرعت انقلاب ضدسلطنتی خلق ایران را به نفع حاکمیت ارتجاعی و نحس خود و به نفع حفظ دستگاه چپاول و سرکوب ، مصادره و جمع کرد و انقلاب ضدسلطنتی خلق ایران در سال 57 را سر برید.

نظر: 

آقای بهنام چنگائی, کی گفته سازاخ از کلمه مصدر ساختن است؟ سازاخ یک واژه زیبای تورکی و به معنی وزش باد سرد سوزناک است که سه تا کلمه فارسی را سرهم کنید تا معنی سازاخ را بدهد. آقای چنگائی همیشه این سئوال از شما شده ولی همیشه هم عوض جواب دادن به کلی گوئی پرداخته اید. سئوال را تکرار میکنم: چرا کومونیزم در قرن 19 موجودیت یافت و در فرن 19 هم شکست خورد؟ منظور از موجودیت یعنی تشکیل دولتها کومونیستی است.

نظر: 

آقای موحدی ( بامدادان) ... آوردن خمینی را به گردن (( امپریالیست )) ها انداختن کار خیلی ساده ولی خیلی اشتباه و از خود مسئولیت سلب کردن است. تا زمانی ما خود را مسئول این فاجعه ندانیم و دلایل (( کلاه رفتن به سرمان )) را موشکافی نکنیم و برای تکرار نکردن این گول خوردن ها , رشد کرده و راههای منطقی را پیدا نکنیم , این گول خوردن ها و کلاه گذاشتن به سر ها ادامه خواهد داشت و 2500 سال هم هست که ادامه دارد. همانطور که مسئولیت شکست ساسانیان را به گردن نگرفتیم و اعراب را همیشه مسئول این شکست میدانیم و خدا را شکر این روزه ها هم ( ترک ها را همزمان با اعراب )) علل عقب مانده گی این ادیبان فارس زبان میدانیم , زیاد بیش از این انتظار نداشته باشید.

نظر: 

سلام جناب دیرنج مین ائللی؛
شما کلی گوئی هائی کرده اید که لابد مصمون و مفاهیم آنها را خودتان می دانید و پیش از همه نظر خود شماست و نه نگاه و نقد من!
ـ مارکس عصبی
ـ انقلابیون چپِ در جوامع غیرصنعتی
ـ سوسیالیزم التقاطی و اتوپیک
ـ کمونیسم فئودالی
علل افول حمایت از سوسیال دمکراسی
ـ وحشیگری ها و کج فهمی های کمونیست های فئودال مسلک
این ها تیترهای کلی و مبهم شما هستند که برای من دارای هیچگونه بازتاب سیاسی در عرصه مبارزه ی طبقاتی آنهم بنام چپ و نه سوسیال دمکرات ندارند.
دوست عزیز!
شکست بلوک چپ پیشین، بیش از همه ناشی از اراده ی مافوق توده ای کارگری احزاب کمونیست بود که هرگز از حالت تدافعی در برابر ناتوی گردنکش نتوانست دربیاید و از ترس افراد نفوذی به درون حزب، محکوم به الیته های خودبزرگ بین حزبی شد و در روند بلند این بیگانگی ها با کارگران و توده ها، در خود ماند و بتدریج فرسود و فروریخت.

نظر: 

از طرز تفکر و سوادت درباره اپوزیسیون و چپ ایرانی ،معلوم است .. هوادار سلطنت بوده ای که اکنون شونیست و تجزیه طلب و دشمن فارس و ایرانی شده ای.
از مخالفت ات با اپوزیسیون ایرانی ، در کنار حکومت اسلامی قرار میگیری.
از تنفرت نسبت به فرهنگ و تمدن و مشاهید دیگران ، در کنار داعش های سنی قرار میگیری.
اگر این سایت به امثال تو ، امکان پخش افکار ارتجاعی ات را نمیداد ، در هیچ جای دیگری تریبونی مفت و مجانی در زبان فارسی و در میان ایرانیان شرافتمند نمی یافتی.
تو و افکارت متعلق به قرون 17/19 میلادی هستید .
آذری ها بیاری ایرانیان پاسخ مناسب را بشما خواهند داد در درون ایران.

نظر: 

چپ تا زمانیکه راست وجود دارد وجود خواهد داشت. همانند شب و روز, سیاه و سفید و .... چپ در بسیاری از کشورهای اروپائی حاکم است و ریشه عمیق یکصد و پنجاه ساله در جوامع صنعتی غربی دارد. بنا دلائلی قدری ضعیف شده است. منظور آقای چنگائی از چپ, لنینیستها, استالینیستها , مائوئیستها, چه گوراها و غیره هستند که محصول جوامع غیر صنعتی بوده و با التقاط سوسیالیزم اوتوپیک و عصبی مارکس با فرهنگ فئودالی جوامع خود, نقش پیامبران جدید را ایفا کردند. درست به همین جهت هم تنها در جوامع فئودالی توانستند پیروز شوند. کمونیزم فئودالی با تحمیل هزینه گزاف رقابت تسلیحاتی به رشد اقتصادی و فرهنگی جهان ضربه ای بزرگ زد. یکی از علل افول حمایت از سوسیال دمکراتها در دنیا, وحشیگریها و کج فهمی های کمونیستهای فئودال مسلک است.

نظر: 

بهنام عزیز، سازاخ به معنای هوای سرد همراه با سوز، همانند یک سیلی که مست را کند هوشیار، معنی می دهد که البته همین لغت غنای زبان ترکی را می رساند که شما ۵۰ در صدی ها هرگز امکان انتخاب و تحصیل برای شما به سرقت رفته و زبان فارسی بعنوان یگانه زبان ممکن تمام سلولهای مغزی شما را هیپنوتیزیم کرده و همانند مذهب غیر قابل رهایی است، کمونیزم و سوسیالیسم مغایر با ذات وجودی انسان است و بدین خاطر قابل اجرا نیست، میلیونها کمونیست در زیر شکنجه و در میدان تیر و در بالای دار با شعار زنده باد سوسیالیزیم جان خود را در این راه فدا کردند ، ولی در نهایت از تویش استالین قطاع الطریق و برژنف پینه دوز در امدند و تمام شوروی را بگند کشیدند، چند و برای چندمین بار باید این همه قتل و کشتار اتفاق بیافتد تا شما باور کنید که کمونیسم یک افکار ایدهالیستی است و قابل پیاده شدن نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نظر: 

سلام جناب سازاخ؛
می دانید واژه ی "سازاخ" از کجای درد و آرزوهای زندگی انسان گرفته شده، و برای آینده ایده آل اش جان یافته، و سپس با تلاش ها، همکاری ها و همبستگی های همدردان، و البته آرام آرام و خستگی ناپذیر بکار تغییر و تحول درآمده، و رو به پیش رفته و شاداب تر تاخته، و آنچه را که امروز ما می بینیم و در پهنه ی گیتی وجوددارد محصول همین کار انسان و تحول ناشی از اراده ی اوست؟

سازاخ از ریشه مصدری ساختن! ساختنی ست که از فقدان ها و نبودها و نارسائی ها زاده می شود. اما بخودیخود نمایانگر ارزشی نیست، مگر برای دگرگون کردن بهتر زندگی و بکام خویش ساختن هستی.

بنا بر این، کمونیست ها و چپ ها و نوعدوستان دمکرات و آگاه به تاریخ همه در این مسیر و راه ساختن فردا بوده و هستند و راه پُرسنگلاخ پیشارو را با تلاش خستگی ناپذیر برای خود و هموندانشان و اصولا بشریت ستمزده هموارساخته و خواهندساخت.
تندرست باشید

نظر: 

از حر طرف هر چقدر بیشتر کشته شوند به نفع هم شرق و هم غرب عست.ماهیت و هویت کشته شدگان هم مهم نیست چپ یا راست یا مسلمان یا اتیست باشند.همانکه از خاورمیانه کشته شوند کافی عست.

نظر: 

رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی عامل اصلی جنگ فرقه گرایی و حمایت از گروههای تروریستی و مسبب اصلی جنگ شیعه و سنی در خاور میانه می باشد . رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی با علم کردن مسئله اقلیت یا اکثریتهای شیعی در منطقه و دنیا و تبدیل مردم از شهروند به دینوند!، آتش بیار اصلی و اولیه آن تنشی بوده و گشته است که منطقه را از سوریه و لبنان تا یمن و عراق و بحرین به ورطه یک بحران ریشه دار و مذهبی عمیقی فرو برده است. دخالتهای بی مورد و فرقه گرایانه و ضد انسانی رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی درامور داخلی کشورهایی چون عراق، افغانستان، سوریه و مانند آن، باعث بوجود آمدن فاجعه در خاورمیانه شده است. همکاری رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی با بشار اسد، و کشتار بیش از 500 هزار نفر از مردم بیگناه آن کشور و بی خانمان کردن بیش از 5 میلیون از کودک، زن، و پیر مردان سوریه

نظر: 

در پیدایش بنیادگرایی و تروریزم اسلامی، انگشت اتهام را به درستی می توان به سوی امپریالیستهای غربی به سرکردگی امپریالیزم آمریکا دراز نمود، به این دلیل که اگر امپریالیستها در سال 57 و در جریان انقلاب ضدسلطنتی خلق ایران با خمینی خون آشام زدوبند و ساخت وپاخت نمی کردند و خمینی را در ربودن رهبری انقلاب ضدسلطنتی یاری نمی رساندند، امروز چیزی به عنوان تروریزم و بنیادگرایی اسلامی در جهان وجود نداشت. تروریزم و بنیادگرایی اسلامی و فرقه گرایی و جنگ شیعه وسنی با قدرت گرفتن آخوندهای پلید در ایران متولد شد و با سرنگونی آخوندها نیز خواهد مُرد.

نظر: 

بهنام جان از زمانی که دیوار برلین شکست چپ هم شکست و منقرض شد، هر پدیده ایی در عمل مهک می خورد و اگر نتواند جوابگوی نیازهای جامعه باشد، بتدریج مثل گلوله برفی در جلو آفتاب، آب شده و در خاک فرو می رود.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.