بن بست

جاده بن بست است
نور آفتابى نمى تابد براين راه خراب
در محيط وحشت و آشفتگى
چشم ها را بست بايد،  چون حباب .

 

 

 

در فراسوى خيال و

خلوت خاطره ها

دست ها تنها نبود .

در هواى سرد آن روزهاى سخت

آتش اميّد بود،

روزنى در دهليز شب

پاى رفتن سوخته بود

شب ها ولى،  بى فردا نبود .

در هواى دهكده ى دل هاى ما

شكوه شكوفه بود،

بيدارى جاودانگى عشق .

 

در تاريكى سرد اين جاده كنون

دست ها تنها شده ست

آتش نفرت تنوره مى كشد

پا به پاى خاك دلان

پايه هاى دهكده ويران مى شود .

 

بر انتظار فانوس پير

نقطه ى پايان مى گذارند

بى بضاعت سايه ساران

دشمن نيلوفران آبى

كه غم آباد شفق زارى جاودان مى شود .

 

زير رواق بى قرارى ها

در التهاب اين همه بيگانگى

چشم من بازماند و

چون شاهد آيينه ى حيرت شد .

 

بر بُهت من ببار

اى ابرهاى عقيم

مرا به رستگارى ستاره ببر

از آنوَر شطّ شقايق و شبنم،

آگاهم كن

در انجماد اين هواى پر غبار

دفتر سبزى از ترانه بيار .

 

جاده بن بست است

نور آفتابى نمى تابد براين راه خراب

در محيط وحشت و آشفتگى

چشم ها را بست بايد،  چون حباب .

 

 

فرخ ازبرى _ آلمان

٣٠ دسامبر ٢٠١٦

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر سازش کاریهای حزب توده در مقابل رژیمهای دیکتاتور شاه و شیخ نبود، ایران پیشرفت میکرد. اما نکرد. درجا میزند. حزب توده به جای حمایت از حقوق ملل جغرافیای موسوم به ایران ، مشوق ناسیونال شونیسم افراطی فارس و ناسیونالیسم روسی تحت شعار سوسیالیسم واقعا موجود بود. آخرسر رفیق شان "حضرت پوتین" صلوان الله علیه، بحق حضرتش "لنین" مدام الافاضاتو، اردوگاه واقعا موجود را به اوج افتخار رساند. همانطور که برهمه آشکار است، او با سیل خون انداختن در حلب و سوریه ماهیت چنین اردوگاهی را به دنیا نشان داد. اکنون بقایای حزب توده که کفگیرشان به ته دیگ خورده، جز انتظار مرگ زود راس در انزوای جانکاه غربت، هیج افتخاری جز خیانت بمردم و ملل ایران، در پرونده خود ندارد. و این مرگیست حتمی. و باید آنرا در غربت وانفسا با آغوش باز پذیرفت. گاهی مرگ بهتر از چنین زندگی خفت بار است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با شعرهای شعار گونه شکم سیر نمیشه! بروید دنبال علم و صنعت. تکنولژی یاد بگیرید. چیزی که به درد مردم بخورد. اینهمه شعار دادن ها به درد مملکت نمیخورد. دنیا دنیای کار و زحمت است. نه شعار و حرفهای شعار گونه. دیگر بس است مرصیه گوئی! رژیم هم مردم را به گریه و مصیبت و عزاداری مجبور میکند. خمینی هم گفت؛هر روز عاشوراست، همه جا کربلا ست! تا کی میخواهید زانوی غم بغل کنید؟! مگر نا امیدی دردی از درد مردم را دوا میکند؟ بهتر نیست کمی امید وار بود؟!
از حرفم نارحت نباش. قربات سیاوش .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شعر بالا تابلوی کامل شکست یک نظریه یک ارزو و یک کجراهه و گمراهی است . یایان وحشت انگیز ان تفکر امروز در مرگ ناخواسته و مرگ در غربت است . مرگ را باید پذیرفت ولی در میدان نه در سرزمین بیگانه در تنهائی و غربت .خیاط هم در گوزه افتاد و مرگی بی افتخار دور از زادگاه او را بر گرفت. گزارش زیر گویا تر است ).

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاجان! دوباره زدی به صحرای کرب و بلا! این چه شعری است تبلیغ یاس و دلمردگی میکند؟! چشم برای دیدن است. نه برای بستن. بستن چشم سمبل مرگ و نیستی است. بستن چشم به معنی خوابیدن است. به معنی سیاهی و ظلمت و تاریکی، ذلت و جهالت است! چهل سال خواب خرگوشی کافی نیست!؟ این چه شعری است یاس و دلمردگی و خوابیدن را تبلیغ میکند؟! اینهمه جهالت کافی نیست؟! خداوند عز و جل بحق حضرت آقا امام زمان عج الله تعالی فرحه و شریف شما را از کنر کنازان و طنز طنازان مصون دارد. لطفا اجازه نفرمائید سیه چشمان ملوس کنار جوی کوثر صلوات الله علیه و صلم عقل و هوشتان از کف ربایند! خداوند تبارک به حق امدادهای غیبی چاه مبارک جمکران و بارگاه مجلل حضرت لنین صلوات الله علیه، بشما اجر جزیل و صبر جمیل اعطا فرماید.بقول شاعر: ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان/ چند و چند از غم ایام جگر خون باشی/ اگه وقت کردی یک گیلاس

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری