اندرزنامه‌های کهن ایرانی - زمانه را چو نکو بنگری همه پند است

من به فرهنگ ایران باستان ارج می‌نهم و یادآوری و بازخوانی آنچه را بن‌مایه هویت خویش می‌دانیم و از دیرباز در زبان و فرهنگ و آیین‌ها و اسطوره‌هایمان تداوم یافته، ضروری می‌دانم. به خاطره جمعی که بویژه از راه تاریخ حماسی و به یُمن زبان فارسی، در کنه ضمیر ما ریشه دارد، تعلق خاطر دارم، و به «ایده ایران» و استمرار تاریخی و فرهنگی آن اعتقاد دارم، اما...
اما، منظورم از برجسته‌کردن میراث مکتوب نیاکان، آریاگرایی‌ و جَدل‌های مذهبی، همچنین عرب‌ستیزی و ترک‌ستیزی، نیست.

 

 
ویدئو
...
 فایل صوتی

زبان بزرگان پر از پند بود

تهمتن به‌درد از جگر بند بود
چنین است کـردار چرخ بلند
بــه دستی کلاه و بــه دیگر کمند
...
با بررسی متونی که از گذشته‌های دور باقی مانده‌، گِل نبشته‌ها، سنگ نبشته‌ها، ‌مُهرها و سکه‌ها، همچنین از طریق پژوهش‌های زبانشناختی، میراث مکتوب نیاکان ما تا حدودی رازگشایی شده و امروزه حتی از کارکرد سازمان اداری ساسانیان هم اطلاعات جزیی‌ در دست است.

 
من به فرهنگ ایران باستان ارج می‌نهم و یادآوری و بازخوانی آنچه را بن‌مایه هویت خویش می‌دانیم و از دیرباز در زبان و فرهنگ و آیین‌ها و اسطوره‌هایمان تداوم یافته، ضروری می‌دانم. به خاطره جمعی که بویژه از راه تاریخ حماسی و به یُمن زبان فارسی، در کنه ضمیر ما ریشه دارد، تعلق خاطر دارم، و به «ایده ایران» و استمرار تاریخی و فرهنگی آن اعتقاد دارم، اما...
اما،
منظورم از برجسته‌کردن میراث مکتوب نیاکان، آریاگرایی‌ و جَدل‌های مذهبی، همچنین عرب‌ستیزی و ترک‌ستیزی، نیست.
 
در بحث میراث مکتوب نیاکان، به یادگار زریران، نامه تنسر، گاتاها، ماتیکان یوشت فریان، درخت آسوریگ و اَوِستایِ گاهانی و غیرگاهانی اشاره شد. با یادآوری این واقعیت که ایده‌های روزگار قدیم با جامعه امروز ما همخوانی ندارد و هویت ملی ایرانی، در هویت باستانی خلاصه نمی‌شود، این قسمت را به اندرزنامه‌های کهن ایرانی اختصاص می‌دهم.
...
فرزانگان ایران باستان به داد و خرد ارج می‌نهادند و از همین زاویه باید به اندرزنامه‌ها نگریست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ز ما باد بر جان آنکس درود - که داد و خرد باشدش تار و پود
برخلاف این گزاره نادرست که گویا در حمله اسکندر، یا در هجوم اعراب به ایران زمین، از متون باستانی(اوستا مثلاً)، اثری باقی نماند و کتابخانه‌ها در آتش بیداد آنان سوخت و...، ما اکنون به اسناد قابل توجهی از گذشته دسترسی داریم و می‌دانیم چندین قرن بعد از حمله اسکندر، صحبت از اوستای ساسانی در میان زرتشتیان است و مجمعی از موبدان زرتشتی، ۲۱ نَسک(کتاب) اوستا را تعیین می‌کنند.
در حمله اعراب حتی کتاب کلیله و دمنه که برزویه طبیب در زمان انوشیروان از هند به ایران آورد و به زبان پهلوی ترجمه کرد، از بین نرفت و بعد از اسلام به عربی و فارسی هم برگردانده شد. مزدک و نهضت او، همچنین مانی، یا دین زرتشتی و زروانیگری نیز اخبارش به ما رسیده‌ و پاره‌ای از آثارشان هم اکنون در دست ماست.
با اینهمه نباید فراموش کرد که پس از شکست ایرانیان از اعراب، تغییر زبان و خط پهلوی(به عربی)، موجب بیگانگی ایرانیان با گذشته خود شد و به دلیل تغییر زبان علمی رایج در ایران کتاب‌های نوشته شده به زبان پهلوی بلا استفاده ماند.
(با هجوم اعراب، ادبیات فارسی هم آسیب دید و در آغاز فارسی گویی موجب اتهام به زندقه و کفر می‌شد.)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اندرزنامه‌ها جوهر دانش و تجربه است
اگر کشف یک سکه باستانی نشان از نوع داد و ستد و روابط اقتصادی گذشته دارد، اگر یک تار نخ، نوع پوشش، هنر و صنایع اجداد ما را مُعیّن می­‌کند و اگر در یک قطعه سفال و یا مفرغ نشانه‌هایی از ابزار و وسایل زندگی و نوع معیشت ایرانیان باستان دیده می‌شود، میراث فرهنگی گذشتگان هم، دریچه‌ای است برای آشنایی با فرهنگ، اخلاق، روابط انسانی و نگرش آنان به هستی و انسان.
...
در ایران باستان، نیاکان ما حاصل عمر خود را در قالب پند و اندرز، از نسلی به نسلی دیگر منتقل می‌‌کردند. این پندها در همه جا دیده می‌شد، از جمله: حاشیه فرش‌ها، کناره‏ سفره‌‏ها، در میان ظروف، روی انگشتر و عصا، دیوارهای قصر، تخت شاهان، سنگ قبرها، لوح‌های مکتوب، روی کمربند و بازوبند، بر طاق ایوان، حاشیه چادر و خرگاه، پرده، دیوار مجالس، تاج شاهان، سردر کاخ‌ها، صخره‌های بزرگ، روی سکه ها، گنبد، دروازه شهرها و حتی تابوت‌ها...
در آثار به جا مانده از منابع قدیم ایران، پندهای بسیاری از انوشیروان، بهمن، هوشنگ، و وزیرانی چون بزرگمهر دیده می‏‌شود. همچنین از شاهان افسانه‏‌ای مثل فریدون، بهمن و دارا و نیز از حکیمانی مانند مهبود، مه‌آذر، آذرگشسب، بهروز، هرمزدآفرید، نرسی و سینا برزین، اردشیر بابکان و شاپور پسر اردشیر.
بدانست کآمد به‌نزدیک مرگ
همی زرد خواهد شدن سبز برگ
بفرمود تا رفت شاپور پیش
ورا پندها داد ز اندازه بیش
...
بخشی از میراث مکتوب نیاکان ما پندنامه‌ها(اندرزنامه‌ها) است. کلمات حکیمانه‌ای که از روزگار باستان یویژه عصر ساسانی به یادگار مانده‌‌ و بعد از اسلام نیز بر ادبیات ما تأثیر گذاشته‌است. اندرزنامه‌های پهلوی منسوب به پادشاهان و خردمندان ایرانی، علاوه بر پندها و حکمت‌های عام، حاوی نکات ظریفی درباره آداب حکمرانی و حقوق و روابط متقابل شاه و مردم است. ایـن اندرزنامه‌ها غالباً در سده‌های سوم و چهارم هجری، بعد از قرن‌ها روایت شفاهی و سینه به سینه، به کتابت درآمـد و به زبان عربی و فارسی هم ترجمه شد.
از مهم‌ترین آنها «جاویدان خرد» است که متن پهلوی آن از بین‌رفته، ولی متن عربی آن با تلاش «ابوعلی احمدبن محمد مسکویه» باقی مانده و بارها به فارسی ترجمه شده‌است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اندرزنامه‌ها بیشتر بر حکمت عملی اشاره دارد
واژه اندرز در اوستا به گونه هن درز han-dareza بوده که بخش نخستین آن «هن»، گونه‌ای دیگر از واژه «هم» است و بخش دوم آن «درز» که همین درز امروز است را در واژه مرکب درزیگر می‌بینیم. اندرز بر روی هم به معنی تجربیات گذشته کسی است که به آینده شخص دیگر پیوند می‏‌خورد.
...
اندرز به معنی وصیت هم هست و در پهلوی به گونه «هندرز» به همین معنی به کار رفته‌است. در نوشته‌‌های زرتشتی(به زبان پهلوی)، پند(هندرچ)، علاوه بر اندرز، به معنی «راه» است و واژه اوستایی pantay را تداعی می‌کند. در متون کهن فارسی واژه پند در ترکیباتی مانند پندگیر، پندپذیر، پندشنو و پندنیوش، به معنای نصیحت شنو و رام، نیز دیده می‌شود.
...
اندرزنامه‌های کهن غالباً به زبان پهلوی و متأثر از آیین زرتشتی است. در دنیای آرمانی این اندرزنامه‌ها، مدارا، مردمداری و اهتمـام بـه اصلاح امور مردم حکمفرماست پادشاه و مردم هر یک به رعایـت حقـوق متقابل پایبنـد و وفادارند. پارسایی، لازمه حکمرانی تلقّی می‌شود و خودپسندی و شـدت عمل در رفتار با زیردستان مورد نکوهش قرار می‌گیرد.
از گذشته‌های دور، دانایان قوم بر آن بوده‌ا‌ند تا با پندها و تمثیل‌ها، عدالت، مردمداری، انتقادپذیری و سعه صدر را به اصحاب قدرت تلقین و آنان را به رعایت حقوق مردم تشویق کنند.
ازجمله اندرزهای آنان این بود:
  • بهترین خوشحالی پادشاه باید به سبب خیری باشد که از او به مردم می‌رسد.
  • پادشاه وظیفه دارد که از ریخته شدن خون مردم جلوگیری کند و دشمن را از سرزمین خود دفع نماید.
  • پادشاه باید بداند که نمی‌تواند همیشه عیوب خود را بپوشاند و مردم را از بیان آن باز دارد. تنها راه حل، این است که عیوب خود را دشمن پندارد و رفع کند.
...
در عصر ساسانی اغلب اندرزنامه‌ها خطاب به شاهان نوشته می‌شد و به مسائل مربوط به حکومت و سیاست می‌پرداخت. در قالب وصیت هم تدوین می‌شد، شبیه نصایحی که پدری در بستر مرگ یا در موقعیتی خطیر خطاب به فرزندانش بیان می‌کند یا پیری سالخورده خطاب به نسل آینده بر زبان می‌آورد.
ترجمه بخشی از اندرزنامه‌ها در «جاویدان خرد»(الحکمه الخالده)، اثر ابن مسکویه ثبت شده‌است. حکیم ابوالقاسم فردوسی هم شماری از آنها را به نظم کشیده‌است.
کتاب جاویدان خرد ساختهٔ اندیشهٔ ایرانی و از آثار گرانبهای فرهنگ فارسی است که در دورهٔ اسلامی با عنوان سخنان و وصایای هوشنگ معروف بود.
...
خوب است بدانیم بسیاری از مفاهیم حِکَمی که امروز به نام ادب عربی شهرت یافته، در ایران باستان رایج بوده‌ و بسیاری از آنها از طریق فرهنگ شفاهی و کتاب‌هایی چون شاهنامه، گرشاسب‌نامه و… و برخی دیگر در دوره عباسی و نهضت ترجمه، به فرهنگ و ادب عربی منتقل شده‌است. این مضامین بعدها با تغییراتی از طریق منابع عربی به ادب فارسی هم انتقال یافته‌است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماری از اندرزنامه‌های کهن
بخش مهمّی از ادبیّات پهلوی را، ادبیّات اندرزی تشکیل می‌دهد. اندرزنامه‌ها از لحاظ حجم یکسان نیستند، ولی اکثر آنها از چند صفحه تجاوز نمی‌کنند. (منهای کتاب ششم دینکرد که بیش از صد صفحه است.)
اندرزنامه‌ها(اندرزنامگ) جوهر دانش و تجربه محسوب می‌شد و در فرهنگ ایرانی پیش از اسلام از جایگاه مهمی برخوردار بود. به شماری از آنان اشاره می‌کنم.
 
اندرزهای آذربادِ مَهرَسپَندان
اندرزهای آذربادِ مَهرَسپَندان(اندرچ آنورپات مهر اسپندان) منسوب به موبد موبدان ایران، در زمان شاپور دوم ساسانی است و اینگونه شروع می‌شود: آذرباد فرزندی نداشت ولی با توکل به خداوند صاحب فرزندی شد که او را نام پیامبر دین خود زردتشت نام نهاد و نصایحی خطاب بدو ایراد کرد.
«پسر من، هرچه به تو نه نیکوست تو نیز به دیگر کس مکن. کرفه‌اندیش باش نه گناه‌اندیش، چه مردم تا جاودان زمان نزییند. پس چیزهای مینوی شایسته‌تر است. آنچه گذشت فراموش کن و آنچه نیامده‌است تیمار و رنج مبر.
کَرفه به مفهوم ثواب و کار نیک است و کَرفه‌اندیش یعنی کسی که به کاری می‌اندیشد که او را بهره مینوی نصیب سازد.
ملک الشعرای بهار بخشی از این اندرزنامه را اینگونه سروده‌است:
که جان پدر کرفه اندیش باش
بی‌آزار و بهدین و خوش کیش باش
چو باید شدن زین جهان ای پسر
نگر تا به مینو چه بایسته تر
نباشد کس اندر جهان دیرپای
همان مینوی کرده پاید به جای
کسی کو به گیتی دهشیار زیست
نکوتر ورا از خرد چیز نیست
...
از آذرباد چندین اندرزنامه دیگر هم بر جای مانده‌است. مانند اندرز انوشک روان آذرباد به فرزندش، و...
...
کتاب ششم دینکرد
کتاب ششم دینکرد، مفصل‌ترین پندنامۀ پهلوی است و تکیه بر اندیشه و تفکر مذهبی دارد. دینکرد ششم پُر ازپند و اندرز است. اندرزهایی به «آذر نرسه»، «آذرمهر»، «بهداد آذر اورمزد»، «آذر بوزید» و «اورمزد سگزی» که از روحانیان دوره‏ ساسانی بوده‌‏اند. این پندها از آدمی می‌‏خواهند که خوب رفتار کند، خوب سخن بگوید، و چون با خود تنها شد خوب بیندیشد.
...
یادگار بزرگمهر بُختگان
این اندرزنامه‌ از بزرگمهر بُختگان، وزیر دانای انوشیروان به جای مانده‌ و با مقدمه‌ای در معرفی بزرگمهر از زبان خود او آغاز می‌گردد که در آن می‌آورد که این رساله را به فرمان خسرو انوشیروان تألیف کرده و در گنج شاهی نهاده‌است که بتواند موجب بهبود فرهنگ کسانی باشد که شایستگی پذیرش آن را دارند. سپس شرحی در بی‌دوامی امور گیتی و ثبات و دوام پارسایی و کارهای نیک می‌آورد و یادآور می‌شود که خود او پیوسته در پرداختن به پارسایی و پرهیز از گناه کوشا بوده‌است. اندرزها بصورت سؤال و جواب است پرسش‌ها را خود بزرگمهر طرح می‌کند و خودش هم به آن پاسخ می‌گوید. ترجمۀ بیشتر بخش‌های آن به عربی در کتاب این مسکویه(جاویدان خرد) آمده، و فردوسی نیز آن را به نظم کشیده‌است. بند پایانی یادگار بزرگهمر این پرسش و پاسخ است:
- چه چیز بر فراز هر چیز است؟
بزرگمهر پاسخ می‌دهد: اراده یزدان
...
گفته می‌شود انوشیروان رغبت بسیار به شنیدن پندهای بزرگمهر داشت. در بهارستان جامی به مجالسی اشاره شده که تبادل نظر بین خردمندان از جمله بزرگمهر و کسری صورت می‌گرفته‌است:
پیش کسری ز خردمند حکیمان می‌رفت
سخن از سخت‌ترین موج درین لجه غم
آن یکی گفت که به‌بیماری و اندوه دراز
وان دگر گفت که ناداری و پیری ست به هم
سومین گفت که قرب اجل و سوء عمل
عاقبت رفت به ترجیح سوم حکم حکم
...
با مقایسه متن یادگار بزرگمهر با گفتاری از شاهنامه فردوسی با عنوان «پند دادن بوزرجمهر نوشین‌روان را»، می‌توان پی برد که این متن یکی از منابع شاهنامه بوده‌است.
...
مینوی خرد
در این متن پهلوی یک شخصیت خیالی به نام دانا از شخصیت خیالی دیگری به نام «مینوی خرد» که سمبل فرزانگی است و در پی حقیقت در سرزمین‏‌های گوناگون است، سؤالات خویش را می‏‌پرسد. زمان تألیف آن را اواخر دوران ساسانی دانسته‌اند.
در مینوی خرد از ۵۷ جمله‏ مقدمه‏ آن ۱۴ جمله در ستایش خرد است. مقایسه‌ی شاهنامه با مینوی خرد نشان می‌دهد که فردوسی در سرودن شاهنامه، بی‌بهره از مقدمه مینوی خرد نبوده‌است. در مینوی خرد، عقل، رکن اصلی زندگی و خدا سرچشمه‌ی دانایی است و خردورزی، شفای روح و روان...
ز دانا بپرسید پس شهریار
که چون دیو با دل کند کارزار
ببنده چه دادست کیهان خدیو
که از کار کوته کند دست دیو
چنین داد پاسخ که دست خرد
ز کردار آهرمنان بگذرد
خرد باد جان تو را رهنمون
که راهی درازست پیش اندرون
 
در کلیله و دمنه، باب برزویه حکیم، به گونه‌ای از عقل و خرد سخن به میان آمده که به وضوح شباهت آن را با مینوی خرد... می‌توان شناخت.
...
اندرز بهزاد فرخ‌پیروز
اندرز بهزاد فرخ‌پیروز، به خِرَد، و به بی اعتباری جهان مادی توجه می‌دهد و بخشی از آن زبان شاعرانه دارد. این متن در کتاب «اندرزنامۀ پهلوی» تألیف خدایار دستور شهریار ایرانی آمده‌است. کتاب مزبور سال ۱۸۹۹ میلادی در بمبئی بچاپ رسیده‌ و دکتر فرهاد آبادانی آن را به پارسی امروزی برگردانده‌است.
...
اندرز اوشنر دانا
گفته می‌شود اوشنر دانا که نامش در اوستا و زبان پهلوی با صفت خردمند آمده‌، مشاور کیکاووس بوده و در زمان همین پادشاه جانباخته‌است.
اندرزنامهٔ اوشنر دانا به ۵۶ بند تقسیم شده‌است. در آغاز شاگردش از او می‌خواهد تا سخنانی را به او یاد بدهد و اوشنر به توصیف فضائل و رذائل می‌پردازد. بیشتر پندها از نوع اندرزهای عمومی است بجز بند ۵۵ که جنبهٔ دینی دارد و در آن اصطلاحات خاص زردتشتی به کار رفته‌است. اندرزنامهٔ اوشنر دانا هم به فارسی ترجمه شده‌است.
...
اندرز دانایان به مزدیسنان
این اندرزنامه با توصیه به تطهیر در بامداد و پوشیدن جامهٔ پاک و بستن کستی (کمربند دینی زرتشتی) آغاز می‌گردد و سپس به بی‌ثباتی جهان مادی اشاره کرده و بر وفاداری به عهد و پیمان و پرداختن به اندیشهٔ نیک و گفتار نیک و کردار نیک تأکید می‌کند.
...
اندرز پُوریُوت‌کیشان
اندرز پوریوتکیشان(پُر ْ+ یُت ْ+ کیشان) با ذکر اصول اعتقادی زردتشتییان مانند ثنویت و این که اصل همهٔ خوبی‌ها اورمزد و اصل همهٔ بدی‌ها اهریمن است، آغاز می‌گردد و این گزاره را طرح می‌کند که هر کس باید از خود بپرسد من کیستم؟ سپس پاسخ می‌دهد: آفریده هستم. پس از آن عقاید دیگر مانند باور به حساب پس از مرگ، گذشتن از پل چینود (صراط)، آمدن سوشیانس، موعود زردشتیان و رستاخیز ذکر می‌گردد.
البته در آن اندرزهای عمومی نیز دیده می‌شود مانند کوشا بودن در کسب فرهنگ، پرهیز از استهزای دیگران، و نیازردن پدر و مادر. این متن به فارسی ترجمه شده‌است.
...
اندرز خسرو کوانان(قبادان)
اندرز خسرو قبادان منسوب به انوشیروان پسر قباد و روایت سخنان وی هنگام مرگ است. آغاز متن دربارهٔ بی‌ارزشی جهان مادی است. سپس زیر عنوان هر کس باید بداند... سؤالاتی را طرح نموده و پاسخ می‌دهد.
...
چنین گویند که انوشه روان خسرو قبادان(خسرو پسر قباد) هنگامی که
در حال مرگ بود پیش از آنکه جان از تن جدا شود به اندرز به گیهانیان (مردم
جهان) گفت که زمانی که این جان از تن من جدا شد این تخت مرا بردارید و به آرامگاه ببرید و در حضور گیهانیان بانگ زنید که ای مردم از گناه کردن بپرهیزید و به کار ثواب کوشا باشید...
فرمانروایی و ثروت از دست می‌رود و ظلم و عشق و سختی و فقر، همه می‌گذرد...
 ...
اندرزنامه دیگری هم منسوب به خسرو انوشیروان بنام «و چورگ میترای بختگان» Votchurg Mitri, Buxt - Kan موجود است که به پرسش‌های انوشیروان از بوذرجمهر و پاسخ‌های او می‌پردازد.
...
اندرز دستوران به بهدینان
این متن مشتمل بر اندرزهایی است که بیشتر خصوصیات دینی دارند، مانند توصیه به مردم که هر روز پگاه آداب طهارت را به جا آورند و به آتشکده روند و نیایش کنند، پرهیز از سخن گفتن در هنگام غذا خوردن، پرهیز از تن‌پروری و حسد. این متن هم به فارسی ترجمه شده‌است.
...
پنج خیم روحانیان
پنج خیم روحانیان دو بخش دارد. بخش نخست شامل توصیف پنج خصوصیتی است که روحانیان باید دارا باشند. پس از آن ده اندرز آمده‌است که به نظر می‌رسد خطاب به آنها باشد. متن این اندرزنامه در متون پهلوی به چاپ رسیده و به فارسی نیز ترجمه شده‌است.
...
اندرز کنم به شما کودکان
این متن به مسائلی از این قبیل پرداخته‌است:
رفتار درست کودکان در راه مدرسهٔ دینی (هیربدستان) مانند نیازردن حیوانات و احترام به رهگذران آشنا، رفتار در خانه مانند احترام به پدر و مادر و فرمانبرداری از آنان، آداب غذا خوردن، وظائف دینی صبحگاهی، رفتار با استاد در مدرسه، وقت رفتن به مدرسه و سن رفتن به مدرسه و کوشش در فراگیری و آموختن.
...
نمونه‌های دیگر، اندرزنامه بُخت آفرید(بزرگ میترای بُختگان)، اندرز فرنبغ فرخ زاد، اندرز پیشینگان، اندرز اردشیر به فرزند خود شاپور و اندرز شاپور به هرمز است.
چنین است آیین و رسم جهان
نخواهد گشادن به ما بر نهان
سر انجام با خاک باشیم جفت
دو رخ را به چادر به باید نهفت
بیا تا همه دست نیکی بریم
جهان جهانرا به بد نسپریم
همه پند مــن سر به سر یاد گیر
چنان هم که من دارم از اردشیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اندرزنامه‌ها تاثیر خود را در ادبیات پارسی گذاشته‌است
از اندرزنامه‌ها چنین برمی‌آید که پادشاهان ایرانی موظف به نوشتن وصیت‌نامه و منشوری برای جانشینان خود بودند و از آنان می‌خواستند در آن بیندیشند تا غرور و قدرت سلطنت، آنها را از اصلاح امور باز ندارد.
عناوین زیر در شاهنامه مؤید این ادعاست:
پند زال به رستم، اندرز منوچهر به پسرش نوذر، پند شاپور به فرزندش اورمزد، پند کیخسرو به گودرز، پند سام به زال و....
خواجه نظام الملک و عنصر المعالی هم دو اثر سیر الملوک و قابوس نامه را به همین منظور نوشته‌اند.
...
اندرزنامه‌های پیشینیان تاثیر خود را در ادبیات پارسی گذاشته‌است. داستان بهرام گور و بیداری او با درسی که از چوپانی آموخت، حکایت انوشیروان و دخترک روستایی، قصه محمود غزنوی و کودک ماهیگیر و... تنها چند نمونه است.
...
در متون ادب عرب، حکمت‌های فراوانی از ایرانیان باستان به شکل پراکنده وجود دارد که متاثر از اندرزنامه‌های ایرانیان باستان است. برای نمونه کتاب «العقد الفرید»، و نصیحه الملوک که حاوی کهن‌ترین اندرز‌های فارسی است.
اندرزنامه‌ها ازطُرق گوناگون از جمله، آثار نویسندگان ایرانی مانند ابن مقفع و ثعالبی به ادب و فرهنگ عربی راه یافته‌است. سلسله آثار موسوم به کتاب التّاج یا تاج نامه در ادبیات عربی هم نشان از اندرزنامه‌‌های دوره ساسانی دارد.
...
اندرزنامه‌های باستانی ایران در شعر شاعرانی چون حنظله بادغیسی، ابوسلیک گرگانی، رودکی، ابوشکور بلخی، عطار نیشابوری، سنایی، ناصر خسرو، دقیقی، خواجه‌عبدالله انصاری، نظامی، جامی، مولوی و فردوسی و...تاثیر گذاشته‌است. حکمت‌های شاهنامه استمرار حکمت خسروانی و ادامه اندرزنامه‌های عصر ساسانی است. 
اندرزنامه‌ها همچنین در نصیحت‌نامه‌ها و سیاست‌نامه‌ها، همچون «سیرالملوک» خواجه نظام‌الملک طوسی، کیمیای سعادت امام محمد غزالی، «قابوس نامه» کیکاوس ابن اسکندر، «تحفه الملوک» علی ابن محمود اصفهانی، «مکارم الاخلاق» رضی‌الدین محمد نیشابوری، «کنایه الملوک» مبارک شاه، «اخلاق ناصری» خواجه نصیرالدین طوسی، «اخلاق جلالی» جلال‌الدین دوانی، تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی، گلستان سعدی و مرزبان نامه و رساله‌های متاخری همچون «معراج السعاده»...
«پند اهل دانش و هوش» از بهاءالدین عاملی، «موش و گربه» و «صدپند» عبید زاکانی، مثنوی «نان و حلوا»ی شیخ بهایی و...نیز متاثر از اندرزنامه‌های باستانی است.

پانویس
از دوران باستان آثار خیلی زیادی به شکل مکتوب نداریم. دینکرد، کارنامه اردشیر بابکان یا بُنْدَهِشْن و یادگار زریران... که به زبان پهلوی هم هست بعد از حمله اعراب به ایران نوشته شدند. درخت آسوریگ نیز با اینکه ریشه‌اش به دوران اشکانی و اساطیر بابلی برمی‌گردد، بعد از اسلام نوشته شده‌است. پیش از هجوم اعراب به ایران زمین حدود ۱۲۵۰ سال تاریخ داشتیم، از تخت جمشید و باغ‌های پردیس و گزاره‌هایی چون پندار نیک و...که بگذریم، آثار خیلی زیادی به شکل مکتوب نداریم. متاسفانه آنچه گفتم واقعی است.
...
از کتیبه ی اریارمنه، کتیبه ارشام، کتیبه کورش در مشهد مرغاب، کتیبه‌های داریوش در بیستون، و سنگ‌وشته‌ای به خط آرامی در نقش رستم که از آن تاکنون فقط چند کلمه خوانده شده‌ و...که بگذریم، ازدوره هخامنشیاسناد(مکتوب) زیادی باقی نمانده‌است. بخصوص که در دوره ساسانی، هرچند در بدو تاسیس، اشاره کوتاهی به هخامنشیان می‌شود، اما عملاً شاهنشاهی هخامنشیان نادیده گرفته شده و تاریخ‌نگاری و هویت تازه‌ای از گذشته ایران عرضه می‌شود.
شاید چون هخامنشیان مغلوب اسکندر شدند و حکومت ساسانی نیز با رومیان می‌جنگیدند و رومیان خود را برآمده از امپراتوری اسکندر می‌دانستند، ساسانیان دوست نداشتند بر اجداد هخامنشی خود که مغلوب اسکندر بودند تاکید کنند و ازهمین رو علاقه‌ای به طرح هویت هخامنشی نداشتند.
جدا از نکته فوق، در دوره ساسانی با نوعی تاریخ‌نگاری مذهبی مواجه هستیم. ساسانیان به جای اینکه به گذشته تاریخی خود بازگردند، هویت خود را به متون مذهبی تاثیرگذار بر خود باز می‌گردانند و به دوره کیانیان ارجاع می‌دهند و خود را به متن مقدس اوستا ربط می‌دهند. در دوره ساسانی، نام‌ پادشاهان هم برآمده از نام‌های کیانی همچون پیروز، قباد و خسرو است که در اوستا آمده‌است.

منابع
رجبی، پرویز. هزاره‌های گمشده
آذرگشسب، اردشیر. اندرزنامه‌های پهلوی
زاهدی، نرگس. بررسی متن پهلوی اندرز پوریوتکیشان
دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمه مرتضی ثاقب‌فر
تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام
آ. ای. کولسنیکف، ایران در آستانه یورش تازیان
لوئیس هنری مورگان، جامعه باستان
ابن مسکویه، احمدبن محمد. جاویدن خرد، ترجمه تقی‌الدین محمد شوشتری
پاتریشیا کرون، میراث فرهنگی ایران و اندرزنامه‌ها
سبزیان‌پور، وحید. پندهای ایرانیان باستان
سبزیان پور، وحید. جایگاه فرهنگ ایرانیان باستان در متون عربی
مشتاق‌مهر، رحمان. حکمرانی آرمانی ایرانیان در اندرزنامه‌ جاویدان خرد
کویر، محمود. بر بال سیمرغ
تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار
خواجه نظام‌الملک. سیرالملوک (سیاست نامه)
صفا، ذبیح‌االله. تاریخ ادبیات در ایران
غزّالی، امام محمد. نصیحه الملوک
نیلوفری، فرهاد. متن پهلوی اندرزنامه خسرو انوشیروان ساسانی
Gherardo Gnoli، The Idea of Iran. An essay on its origin
پندنامه بزرگمهر
...
در همین زمینه
...
سایت همنشین بهار

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

جناب سازاخ:
این گفته ها را لطف بکن به ائلیار بفرست که به دنبال تمدن برای تورکان در میان سومریان میگردد تا انها را داخل ایل کند و بخش کامنت تایپک را هم قفل کرده اند

نظر: 

" فکر نان کن که خربزه آب ست".
"باکم از ترکان تیر انداز نیست - طعنه تیر آورانم میکشد".
برای من که خوره کامنت هستم و بیشتر اوقات مقاله را از خواندن کامنت ها شروع میکنم دیدن ۳۴ کامنت در پای این مقاله جناب بهار - که این تعداد برای مقالات ایشان غیر عادیست - توجهم را جلب کرد. جناب ایشان در مقاله " درخت آسوریگ " در همین سایت میفرمایند :
" ...اما از دوران باستان آثار خیلی زیادی به شکل مکتوب نداریم. دینکرد، کارنامه اردشیر بابکان یابُنْدَهِشْن و یادگار زریران... که به زبان پهلوی هم هست بعد از حمله اعراب به ایران نوشته شدند....درواقع اکثر این منابع پس از فاصله ی زمانی اکثراً در سده های نخستین اسلامی به کتابت درآمدند. ". " متاسفانه آنچه گفتم واقعی است. می‌توان به افسانه آتش‌زدن همه کتابخانه‌ها بعد از حمله اعراب و فتح تیسفون، دلخوش بود و گفت بهمین دلیل،

نظر: 

آقای همنشن اواخر زمستان کدام تاریخ ایران باستان، لطفا پدربزرگتان را بیاد بیاورید و نحوه رعایت بهداشت و طرز لباس پوشدنش و مسواک زدنش را، و صادقانه و بدون اغراق و بدور از کتابهای رمانتیک تاریخی ایران باستان ١٠٠‌در صد مستقلا با عقل خودتان، این ضریب شیب منحنی تاریخی ٢٥٠٠ ساله را برگردید عقب، شما با موجودات وحشتناکی روبرو خواهید شد که از گرسنگی همدیگر را می خورند، خواهر و مادر مفهومی ندارد، چون نه یخچال هست نه فریزر نه نخ هست نه سوزن و نه لوله کشی گاز هست و نه آسفالت و نه قطار و هواپیما و بیمارستان و هنوز کسی نمی داند آمپول یعنی چه و واکسن و آنتی بیوتیک برای کسی قابل درک نیست‌، آیا شما در این دنیای وحشتناک دنبال تمدن تاریخی برای ایران باستان می گردید؟ عجبا

نظر: 

همه منتظر هستیم اثبات پادشاهان تورک و سکه هایشان و اصلا اینکه سکه و درهم و دینار در زبان تورکی چه معادلی دارد یا وزیر و پادشاه و ارگ و کاخ و در تورکی که هزار سال فرصت داشتند برای اینها در "حکومت" شان بر ایران در زبان معلوم الحالشان واژه ای بسازند باشیم
همانگونه که تورکان تاکید کردنند عصر جعل و دروغ و دده قورقود سازی در کارخانه جعل درسدن و واتیکان به سفارش وامبری یا ارگ هزار ساله علیشاه جعلی ساختن خیلی وقت هست که تمام شده:

نظر: 

لاچین از پاسخ دهی خسته شد اطهرانلی پاسخ میدهند:
دده قورقود شاهنامه تورکان یا بابا .فلان ..کلفت نامه
دده قورقود از سه قسمت ترکیب یافته ... دده به معنای پدر است. قور به معنای خصیه است. خصیه به معنای بیضه و خایه و مایه است. قود به معنای قصاص و کشتن کُشنده است. پس دده قورقود یعنی پدر توأمان [خایه و قصاص]! (قوپوز ساز آفرینش، تبریز، 1384،، ص 59)

جناب مسئول کامنت لطفا سانسور نکن چی را میخواهی سانسور کنی واقعیت را
بقیه در ادامه

نظر: 

تورکان پاسخ بدهند:
کتیبه های اورخون و یئنی سئی
اجزای تاریخی امپراتوی هایی از قبیل هون ها و گوک تورک ها و خزرها و مغولان، به دلیل عدم نمایش نمایه های تمدنی و تجمعی، خارج از جمله بندی های کتاب های سراسر حقه بازی پانترکان باکو و انکارا هیچ نمودار قابل نمایشی را برای بررسی نشان نمی دهد به طوری که از این همه سلسله که حدودا 1000 سال بر بخش قابل توجهی از جغرافیای جهان استیلا یافته بودند و پادشاهان و سرداران و کشورگشایان قابلی داشتند و از چین تا اروپا را در می نوردیدند، حتی به اندازه خرابه های خشتی نیز چیزی برای ارائه نمی توان یافت. حال با این توصیفات نمی دانم چگونه حضرات جاعل اصرار بر این دارند که برای چنین امپراتوران بی همه چیز که عمر خود را در زیر آسمان و در اندرون چادر و کومه و آلاچیق می گذراندند، ادبیات و فرامین شاهی مکتوب تولید کنند.

نظر: 

اطهرانلی و لاچین پاسخ بفرمایید:
ذهتابی مدعی است الفبای اورخون می باشد و در نزدیکی شهر اهر پیدا شده است
کتیبه های جعلی اورخون :
یکی از کتیبه های اورخون
http://s5.picofile.com/file/8118275876/%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AE%D9%88%D9%86.jpg
مربوط به کتیبه های رونی در اسکاندیناوی

http://s5.picofile.com/file/8118273592/rs01sm.jpg

http://s5.picofile.com/file/8118275876/%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AE%D9%88%D9%86.jpg
البته باید درباره اصالت کتیبه های رونی نیز تحقیق شود چون ساختار کنونی این کتیبه ها جعلی بودن آنها را نشان می دهد. حال که با حروف کتیبه های اورخون و رونی آشنا شدید شما را با شاهکاری در اسناد تاریخی کتاب «ایران تورکلرینین اسکی تاریخی» جناب پرفسور ذهتابی! آشنا می کنم. تصویر زیر مربوط به صفحه 311 جلد اول می باشد

http://s5.picofile.com/file/8118274300/orxun_.jpg

نظر: 

ساکنان قدیم اذربایجان چه کسانی بودنند:
کتاب افغان

نویسنده: ژوزیف. پیری. فیریر، مستشار نظامی و بعدا معاون – سرلشکر ارتش ایران


برگردان انگلیسی ازمتن فرانسوی: سرهنگ ویلیام جیسی، لندن، مارس

عده زیادی از دانشمندان و شرقشناسان برای یافتن منشا افغان ها تلاش کرده اند و نظریات متفاوتی را نوشته و گفته اند که بجز دو مورد بیشتر انها از زبان عوام به افسانه میماند تا واقعیت ما در این جا تنها دو مورد را که مستند و اثبات شده است خواهیم اورد تمام نوشته های این مقاله از کتاب معرفی شده،وترجمه ان نوشته سرهنگ ویلیام جیسی از انگلیسی به فارسی بدون دستکاری در متن اصلی ترجمه شده است

نظر: 

تورکان پاسخ بدهند خصوطا اطهرانلی و لاچین:
کپی برداری های دده قورقودی:
«سپس مردی به سراغ او آمد، تا سپیده دم صبح با او کشتی گرفت. وقتی آن مرد دید که نمی تواند بر یعقوب قالب شود، بر بالای او ضربه ای زد و پای یعقوب صدمه دید.
پس آن مرد گفت:«بگذارم بروم، چون سپیده دمیده است.» اما یعقوب گفت:«تا مرا برکت ندهی نمی گذارم از اینجا بروی.»
آن مرد پرسید:«نام تو چیست؟»
جواب داد:«یعقوب.»
به او گفت:«پس از این نام تو دیگر یعقوب نخواهد بود، بلکه اسرائیل، زیرا نزد خداوند و مردم مقاوم بوده و پیروز شده ای.» فصل پیدایش، صفحه33

منظور از مرد در این قسمت از تورات خداوند می باشد و در تورات های جدید برای جلو گیری از مسخره بازی زیادتر نام آن را با خداوند تعویض کرده اند، چون به غیر از خداوند کسی نمی تواند برکت دهد!.

نظر: 

اطهرانلی و لاچین پاسخ بفرمایید:
افسانه های تورکی یا یونانی
«افسانه‌ی قیزیل آلما (سیب سرخ) یکی از افسانه‌های مشهور ترکی می‌باشد. طبق این افسانه، زمانی ترکان در سرزمین خود مورد حمله‌ی دشمنان قرار گرفتند. تعداد زیادی کشته شده و عده‌ای موفق به گریز شدند. آنان در مکانی دور از وطن، در حسرت بازگشت بودند. دشمن پس از گرفتن سرزمین ترکان، به منابع طبیعی آن بویژه باغ‌های سیب سرخ دسترسی یافت. پادشاه آنان چنان از طعم و بوی این سیب‌های سرخ به وجد آمده بود که دستور داد در فصل میوه یک سیب سرخ واقعی و در فصل غیرمیوه به یاد آن سیب سرخی از طلا نزد او بیاورند. سیب سرخ طلایی بر بالای تخت وی نصب شد

نظر: 

اطهرانلی اول باغچه تورکان را بیل بزن و پاسخ بده:
داستان های دده قورقود کپی برداری از اسطوره های فرهنگ های دیگر(
«در داستانی از دده قورقود که نام آن دلی دومرول می باشد در طی جریاناتی خدواند از دومرول خشمگین می شود و دستور می دهد تا عزرائیل او را بکشد ولی او بهانه می آورد و از عزارئیل می خواهد که به جای او جان کس دیگری گرفته شود. خداوند قبول می کند و دومرول از پدر پیر خود می خواهد تا به جای او بمیرد. او سر باز می زند و سپس او از مادر پیر خود نیز تقاضا می کند ، مادر او نیز قبول نمی کند . دومرول از عزرائیل اجازه می گیرد تا از زن و فرزندانش خدا حافظی کند و بعد جان دهد. همسرش که وضع پریشان او را می بیند و ماجرا را از او می پرسد. همسر دومرول اجازه می خواهد تا جان خود را به عزرائیل دهد و او را نجات دهد. و چون خداوند حب به خانواده و زن و کودک را در دل آنها می بیند از گناه او می گذرد و در

نظر: 

جناب طهرانلی و لاچین:
چرا به جای پاسخ دادن یا اعتراف کردن به اینهمه جعل و حقه بازی شروع به فحاشی کرده اید
فحش دادن چه دردی از شما دوا میکند زمانی که تشت رسوایی جعلیات تورکی از بام افتاده
آثارباستانی جعلی.ابنیه تاریخی جعلی.شخصیت های تاریخی جعلی.کتاب ونوشتجات آن جعلی.تاریخ شان جعلی.ادبیاتشان جعلی.شاعرشان جعلی.سلسله های حکومتی جعلی.خبرهاجعلی.شناسنامه شان جعلی.دانشمندانشان جعلی.
واگر.. وکلاشی رابدان اضافه کنیدچی میشود

همه منتظر هستیم به کامنت های این لینک درباره تاریخ سراپا جعلی تورکان در ایران پاسخ دهید

http://www.iranglobal.info/node/58326

عزنویان بر افغانستان سلجوقیان بر شمال ایران خوارزمشاهیان بر ترکمنستان حکومت کردنند باید به پای تاریخ تورکان ایران نوشته شود ؟؟؟؟؟

نظر: 

جناب طهرانلی و لاچین چرا شما که هزار سال بر ایران حکومت کردید سنگ قبر پدرانتان حتی در اذربایجان هم نیست
همه منتظر نشان دادن قبور معظم تورکان هزار ساله در ایران توسط شما دو تن هستیم
سنگ قبر اجداد چه کسی در اذربایجان است :
گورستان معروف پینه شالوار در محدوده جنوب شرقی تبریز و در شرق روستایی با همان نام (در تابلو ها و نقشه های کنونی «شادآباد مشایخ» نوشته اند در حالی که مردم بومی آن روستا و مردم تبریز آنجا را پینه شالوار می خوانند!. قرار گرفته است. این نواحی به دلیل مجاورت در دامنه های کوه سهند دارای آب و هوای خنکی در تابستان می‏‏‎باشد. سهند دارای قله های آتشفشانی است و اطراف آن دارای معادنی از سنگ هایی هست که از گذشته تا کنون در ساخت و سازهای مختلفی مورد استفاده قرار گرفته اند

نظر: 

جناب لاچین جعل تاریخ مدت ها است سر امده
تورکان برای حکومت هزارساله شان؟؟؟؟؟؟؟؟ که مدعی اند چرا به حتی یک مورد از کامنت ها درباره این جعلیات پاسخ ندادند
مسجد کبود تبریز و میلگرد های دیوارز ان:
http://s4.picofile.com/file/7945279565/DSCN0709_.jpg

چرا حتی به یک کامنت در این لینک درباره افشای سراسر تاریخ جعلی تورکان در اذربایبجان و ایران پاسخی ندادند

http://www.iranglobal.info/node/58326
همه منتظر پاسخ شما به کامنت های لینک درباره افشای جعلی بودن حکومت هزار ساله تورکان بر ایران هستیم

نظر: 

حال دوبارهقمپز در کردن ها شروع می شود. آری بیشتر حضرات روشنفکر و دانشمندتورک در مقابل این سوال که: «معادل تورکی کلمه "پادشاه" چیست؟»، بارها گفتند: «خان»،
اکنون که فکر می کنم ، آنها نام هیچ پادشاهی را در تاریخ جعلی خود، ندارند ولی ادعایشان بسیار بزرگ در سر دارند و حال اینکه تورک ها برای کلمه "پادشاه" هیچ معنی و معادلی در زبان خود پیدا نمی کنند! این یعنی اینکه در حد و اندازه هایی نبوده اند (از لحاظ جمعیت در طول تاریخ) که برای کلمه "پادشاه" لغتی درست کنند.
آیا به راستی می توان با چنین خیره سرانی به گفتگوی علمی و منطقی پرداخت

نظر: 

تورکان...بیر ایکی کلمه دوغرو سوز:

اول سببدن فارسی لفظی له چوخدور نظم کیم
نظم نازیک تورک لفظیله ایکن دوشوار اولور
لهجه تورکی قبول نظم و ترتیب ائیله سن
کلیه الفاظی نا ترتیب و نا هموار اولور
من ده توفیق اولسا بو دوشواری آسان ائیله رم
نوبهار اولجاق تیکان دان برگ گول اظهار اولور

نظر: 

از بابت اطلاع و شناخت همه جانبه تر افراد؛ من نظر زیر رو چند بار در سایت اسماعیل یغمایی نوشتم:
https://www.blogger.com/comment.g?blogID=1518213859461616716&postID=5941347323719125258&page=1&token=1483505510946&bp
ولی نه تنها سانسور شد؟! بلکه بدون انتشار نظر من با دروغگویی به من تهمت میزنه!

"در مواردی که من برخوردم توی تشکیلات هوادارای سازمان، خبر مرگ رهبر خاص الخاص رو بعنوان تاکتیک حفاظت از رجوی باشرف دارن توجیه می کنند!


یه نکته قابل تامل دیگه هم اینکه بخصوص حالا که بروبچه ها پاشون به حاشیه دنیای دمکراتیک تر رسیده، هر لحظه میتونن در دادگاه برعلیه رجوی و دارودسته ش اقامه دعوا کنند، این فرقه هم با هوا کردن فیل مرگ رجوی ... یه لایه حفاظتی دیگه دور اون مردک باشرف کشیده و الخ.... فرقه رجوی واسه عملی کردن منویاتشون، در هزار اشرف/اردوگاه های آلبانی و ...

نظر: 

تنها یک عدد سکه از دوره هخامنشی ها که بزبان خودشان نوشته شده است و عکس شاهان هخامنشی رویشان ضرب یا منقش شده باشد , نشان دهید. ندارید. چرا ندارید؟ چون هخامنشیانی نداشته اید.

نظر: 

دوستان بعضی ها از یادشان رفته است که در اقیانوس فرهنگ و تمدن ایرانی پارسی , ترک ها به مدت نزدیک 1000 سال حکومت کرده اند. کسی منکر ان نیست که ملتی بدون فرهنگ باشد. هیچ کس هم لجاجت با فرهنگ دیگران ندارد و احترام به فرهنگ هر ملتی از واجبیّات است. ولی دوران تحریف تاریخ , حقوق بشر سازی کورش, تاریخ 13000 ساله آریانی, تاریخ سازی و جعلیات حقایق تاریخی در عصر شکوفای دیجتالی از بین رفته است . بقول توماس جفرسون , ملتی را میتوان یک بار گول زد, ملتی را می توان به یک مدت گول زد , ولی ملتی را نمی توان برای همیشه گول زد...

نظر: 

همه این رنگ عوض کردن ها و کامنت نوشتن ها ی بی ربط و مختلف و تکرار مطالب مزخرف در مزخرف نشان از تنگ دستی شما برای ارائه اسکلتی خشک و خالی از لغات پایه ای و تمدنی در زبانتان دارد که در ضمن شاید وقتی تورکی دیوار خانه ای ساخت و یا این دیوار پنجره ای داشت از لفظ پنجره فارسی یا پوتوشکای روسی استفاده کند تا شما بتوانید تشخیص دهید که بین کلمه انتزاعی دریک زبان وواژگان غیر انتزاعی ان به اندازه صفحه اول لغت نامه دهخدا تا صفحه آخر لغت نامه معین فاصله وجود دارد و هیچ تورکی تا کنون دیوار خانه اش را قیـــزیـــل ایـــلان یا مار سرخ نگفته که هیچ نمایش حتی اثری از آن همه پادشاهی است که مدعی هستید بعد از اسلام حدود 1000 سال بر ایران حکم رانی کرده اند و تورک بوده اند! هم ندارید حتی در همان قیـــزیـــل ایـــلان که نامگذاران اش میپنداشتند ماری سحر شده است و یا جن و پری ان را ساخته اند نه ادمیزاد

نظر: 

ما ایرانیان در این سایت توانستیم انواع لاچین ها را به موضع دفاعی و التماسی درآوریم تا یاد بگیرند دست از انکار و جعل و دروغ و تحریف فرهنگی دیگران بردارند و اعتراف کنند که دلیل بی هویتی شان در طول تاریخ ، حل شدن شان در اقیانوس فرهنگ و تمدن ایرانی پارسی بوده .
کسی که مدام به انکار فرهنگ های عظیم خاورمیانه و آسیا می پردازد و به کلیک های اینترنتی انگلیس و امریکا و ترکیه و مغولستان پناه میبرد ، نشان میدهد که چقدر دچار ار خودبیگانگی و بی هویتی و غرب شیفتگی است و کارش فقط لجاجت با فرهنگ بومی 80 میلیون ایرانی و پارسی است.
کاروان ایرانی به راه خود ادامه میدهد و .. گرگ تبار .. زوزه می کشند.
افسردگی روحی روانی این چند تجزیه طلب نشان میدهد که ترک و مغول و عرب در مقابل فرزندان ایرانزمین در حال فرار هستند . فرار به غرب و به امریکا و به فیلمهای اینتنتی. و نه به انکارا و باکو.

نظر: 

اجرای اپرای ( آرشین مال آلان) با زبان ( فارسی دری تاجیکی ) در شهر دوشنبه..
https://www.youtube.com/watch?v=4XeSy7-jKhw

نظر: 

دوستان... همانطور که قبلآ اشاره شد ادغام فرهنگ ها دلیل بر همجواری ملل مختلف در گذشته ویا با استفاده از تکنولوژی دیجیتالی امروزی که دنیا را به یک ( دهکده جهانی ) تبدیل کرده است , یک پروسس دیالکتیکی است. در دنیای امروزی خیلی مسخره است که ادعا بکنیم که ( زبان مادری ) من و یا شما از خالصترین زبان هاست . این مسخره گی به حدی رسیده است که رئیس فرهنگ و اموزش و پرورش فرانسه , اعضای را انتخاب کرده اند که کارشان جلو گیری زبان فرانسه از (( آلودگی لغات خارجی مخصوصآ از لغات انگلیسی )) است. ولی درست بر عکس , هئیت تحریری دیکشنری آکسفورد انگلستان , اعضای دارند که کارشان یافتن کلمات از تمام فرهنگ های سراسر دنیاست که در فرهنگ انگلیسی نیست و این اعضا ء موّضف هستند که این کلمات را به فرهنگ و دیکشنری انگلیسی بیافزایند. کلمااتی همچون ( یوقورت- چادر- فتوا- شریعه ..) و خیلی از این قبیل کلمات وارد زبان انگلیسی

نظر: 

دوستانی که به (( قیـــزیـــل ایـــلان )) علاقــه دارند به سایت پائینی رجوع بکنند....امید است این کاوش های باستانی بطور علمی برای نسل های آینده به ارث برسد. در سایت های شونیست های فارس اسم ترکی (( قیزیل ایلان )) کمتر دیده میشود ولی بجایش از (( دیوار گرگان )) استفاده می کنند . در بعضی از مقاله های علمی هم ترجمه انگلیسی ( قیزیل ایلان Red Snake ) استفاده میشود..
http://www.shca.ed.ac.uk/staff/supporting_files/esauer/iranian_walls.pdf

نظر: 

اگر شما فهمیدید قیزیل ایلان
قیزیل= طلایی
قیزیل= قرمز
مار سرخ هم واژه انتزاعی است حالا دیوار چه میشود به تورکی کسی نفهمید
از کسی که سعی میکرد واژه های تعهد و اجابت را تورکی معرفی کند و اتوشکا و پوتوشکای روسی ردیف میکرد زیاد بعید نیست چرت و پرت درباره دیوار نوشتن
میخواهید با سطح سواد بسیار بالای ایشان اشنا شوید و درباره زبان الکن تورکی مقداری مطالب مفید بدانید کامنت های گفتگو در لینک زیر را بخوانید:

http://www.iranglobal.info/node/56416

نظر: 

برای اینکه کار شما علمی ، سیستماتیک و امروزی باشد بهتر است این بحث" اندرزها " را زیر عنوان "اخلاق " قرار دهید . سایر مقوله ها میتواند فرهنگ . سیاست. دین. روحانیت. صنعت. تعلیم و تربیت . ادبیات. فلسفه. و غیره باشد .

نظر: 

دوستان.... همانطور که مشاهده میکنیم کاربری سوالی از ما ترکان کرده است که اول خواهش کرده که آرامش خودمان را حفظ بکنیم و یک لیوان هم آب سرد هم « میل بکنیم» ...البته این سوال آنقدر ( بی ارزش هست ) که نه تنها آرامش حفظ کردن ومیل یک لیوان آب سرد هم لازم نیست , حتی جواب دادنش هم لازم نیست. ولی بخاطر اینکه ایشان را از (( نادانی)) به (( اگاهی )) برسانیم , جواب ایشان را اول از اشتباه دستور زبانیش شروع میکنیم. نمی دانم ما ترک ها چرا بایستی برای بعضی فارس دری زبانها ( دستور زبان فارسی دری ) یاد بدهیم....
دوستان اسم «« آب »» از لحاظ دستوری همیشه با فعل (( نوشیدن )) بکار برده میشود. (( آب میل نمیشود و یا به سر کشیده نمیشود )) . بلکه ( آب نوشیده میشود )..البته از این اشتباهات هم انگلیسی و هم در اکثر زبان ها هم هست. ولی چون مردم عادی از بعضی عبارات ( غلط) استفاده میکنند , دلیل بر آن

نظر: 

آقای اسامه خیلی سئوال ساده: اسم مصدر کلمه باشندگان را که زیاد بکار می برید , چیست؟ باشیدن؟

نظر: 

جناب Anonymous
اینجا تنها کسی که از پژوهش های دکتر مازیار بناب اطلاع ندارد خود شما هستید حتی یکبار هم ان را نخواندی اگر خوانده بودی متوجه میشدی که دکتر بناب دقیقا اثبات کرده 40 تا 50 درصد از مردم اذربایجان (حضرات تورکان) هاپلوگروپ های J عربی را نشان میدهند و عرب خالص هستند بقیه هم امیخته ای از عرب و مغول و تورک و ووو و به هیچ عنوان هم نه ایرانی اند و نه اریایی

نظر: 

از تورک ها خواهشمندیم تنها پاسخ همین یک کامنت را بدهند البته سعی کنند اول ارامش خودشان را حفظ کرده و یک لیوان اب خنک هم میل کنند:

لغات انتزاعی و زبان تورکی:
"الگوهای فرهنگی میان مردمان ترک‌زبان در قالب گروه‌های مستقل بزرگی در هم ادغام شده‌اند. عامل یکپارچه‌سازی که ترکان را به هم پیوند دهد، جز سابقه زبان مشترک وجود ندارد. شکل‌گیری زبان‌های امروزی غالباً در بستر تمدن اسلامی صورت گرفته است ..." ("زبانهای ترکی"، صفحه 1، لارس یوهانسون، انتشارات روت‌لدج، 1998)

نظر: 

یک ضرب المثلی هست که میگوید: تورک چشم تنگ است به این معنی که چشم دیدن کسی جز تورک و طایفه خوداش را ندارد

تورک ها چون هیچ چیز ندارند پس بقیه هم نباید چیزی داشته باشند هر چیزی درمان دارد غیر از "عقده " که هیچ راه درمانی ندارد


درباره فرهنگ و فلسفه و معماری ایرانی تنها کافی است همین واژه ها را در اینترنت سرچ کنید دنیا ی اینترنت به اندازه یک کامنت احمقانه و بیسوادی شما کوچک نیست
تورک ها لطف کنند پاسخ ما درباره فرهنگ و تمدن هرگز نداشته خودشان بدهند ما همچنان منتظر پاسخ به حتی یک کامنت نوشته شده در این لینک هستیم
http://iranglobal.info/node/58326

نظر: 

از اینکه اکنون زبان و فرهنگ و سیاستمدار فارس بر تجزیه طلبان و مهاجرین و مهاجمان به ایران ، هزاران سال است که حکومت میکند و هزاران کتاب به زبان فارسی در طول 2 هزار سال و هزاران آثار باستانی در موزههای درون و بیرون ایران وجود دارد نشان میدهد که فارس نسبت به ترک و مغول و آذری همه چیز دارد و فقط چشم بینا میخواهد که از گرگ و حمار فاصله بگیر و آنها را ببیند . تبار ترک مغول و توران فقط چادر بیابان گردی برای گله داری و شیر اسب یرای چای و پنیر تبریز و قره قوروت و کشک ماست ترش دارد . ترکها در حال حاضر حتی الفبا و خط هم ندارند و از روسها و از اروپایی ها و از عربها و از ایرانیان الفبا و لغات را کش رفته اند . به این دلیل ترکها در تمام کشوذها وابسته به دیکران هستند . در این سایت ترکها وابسته یه سایت فارسی زبان ایرانیان هستند چون ناتوان هستند یرای خودشان یک سایت راه بیندازند . در ایران آذری های ترک

نظر: 

فارس با تمدن یا فارس بی تمدن ؟

ادعای داشتن تمدن دیرین مدرک و سند می خواهد!

قوم فارسی که مدعی داشتن تمدن دیرین است ، آیا سند و مدرکی برای اثبات ادعای خویش دارد ؟

آیا قوم فارس صاحب معماریست ؟
آیا قوم فارس یک اثر فلسفی دارد ؟
آیا قوم فارس یک اثر هنری علمی فرهنگی دیرین دارد ؟
آیا قوم فارس یک کتاب پزشکی ، فلسفی ، علمی ، هنری ، فرهنگی ، دینی و ... پیش از اسلام دارد ؟
آیا قوم فارس یک پزشک ، نقاش ، فیلسوف ، هنرمند ، معمار ، مهندس ، ریاضی دان و ... پیش از اسلام دارد؟
آیا قوم فارس در تمدن بشری نقش و رلی ایفا کرده است؟

نظر: 

ان الایران هی ارض التورک
ایران سرزمین تودکها است
اینکه آریایی چیست و اینکه "یک توهم است" و "یک بازی با شعور جهان سومی که مطالعه نمی‌کند و بازیچه می‌شود" مبرهن و روشن است.

نظر: 

این نوشته ها را از کجا در آوردید؟ این ها اگر قدیمی تر از 100 سال باشند, گردن مرا با گوتین بزنید.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.