زندگی قبل از زندگی و پس از مرگ

بدن انسان لباس روح اوست. انسان از خاک بوجود آمده ووارد خاک خواهد شد.
اما روح او ذوب و یا تبخیر نمیشود. روح انسان همان انرزی است که نابود نشدنی است.

اگر انسان قسمتی از خداوند است پس چرا میمیرد؟  بطور دائم این سئوال پیش می آید که بعد از مرگ چه خواهد شد؟ کجا خواهیم رفت؟ آیا مرگ خوابی است همیشگی با زمانی نامحدود؟ آیا پایان این  زندگی  آغاز زندگی به نوع دیگریست؟ یا شاید هم بطور دائم انسانها میمیرند و برمیگردند؟  احتمالا هرگز پاسخی دریافت نخواهیم کرد  تا زمانیکه از این دنیا رحلت کنیم. یا شاید هم ضمیر ناخودآگاه ما مطلع است  اما قبول کردن آن دشوار است. مرگ پدیده ای طبیعی است مانند طبیعت,  متولد شدن و بدنیا آوردن و یا مانند وصلت یک زوج.

 

 هنگامیکه پنج ساله بودم برای اولین بار با پدرم به تهران مسافرت کردیم.  مایل نبودم که بروم. بین راه خیلی ناراحت و گرفته بودم. وقتیکه از اتوبوس پیاده شدیم  و میبایست با تاکسی به محل مورد نظر  که هتل کوچکی در آن قرار داشت  برویم. به احتمال زیاد سه ستاره بود. وسط راه دلم میخواست گریه کنم. اما از کودکی مایل نبودم  مقابل  انظار بگریم. تا اینکه به آنجا رسیدیم که یادم نیست چه خیابان ومکانی بود فقط میدانم شهر تهران بود. با دیدن آن محل که هرگز فراموش نخواهم کرد احساس عجیبی بمن دست داد ناگهان همه خستگی من رفع شد. مثل اینکه یکشبه بزرگ شده بودم. ای وای چقدر آن محل بنظرم آشنا آمد. انگاری به خانه رسیده بودم. این درحالی است که هرگز تا آن روز به تهران نرفته بودم فقط با نام آن شهر از طریق پدرم آشنائی داشتم.  پنج الی شش  روز در آنجا بودیم و من بینهایت  خوشحال بودم. وقتیکه  پدرم مرا از هتل خارج میکرد که بدنبال کارش برود بطور دائم مکث میکردم که خانه را پیدا کنم. اما چه خانه ای و چرا متوجه نمیشدم. فقط میدانستم که قبلا آنجا بودم.  روز آخر که میبایست برگردیم بینهایت گرفته و افسرده شدم. اما چیزی به پدرم نگفتم. شاید توضیح آن برایم مبهم و پیچیده بود. من دلم میخواست در همانجا بمانم. دومین بار نیز حدود ده سال پیش بود که  به کشور اطریش برای یک هفته  پرواز کردم. در شهر وین هنگامیکه برای تعویض جنسی که  از سوپر مارکت  خریده بودم از خیابانی عبور کردم.  ناگهان  همان احساس پنج سالگی در تهران دومرتبه در من زنده شد. ای وای آن خیابان و آن منطقه در شهر وین  چقدر آشنا بود. در حالیکه اولین بار بود که  به آن کشور رفته بودم.  اصلا باور کردنی نبود.  اینبار نیز شوکه شده بودم  اما در کشوری دیگر کاملا متفاوت.  به احتمال زیاد ممکنست چنین حالتی در هر شخصی پیش آمده باشد و یا بیاید. امکان دارد که همه ما انسانها چندین بار به زندگی باز گشته ایم. البته غیر از اشخاص جدیدی که بدنیا آمدند و میآیند زیرا که بطور دائم جمعیت رو به افزایش بوده و است.  شاید هم برخی بخندند و مسخره کننند اما حقیقتی  انکار ناپذیر است. راستی شما چطور آیا این احساس را داشتی که وارد مکانی شوی که هرگز نبودی اما ناگهان آنجا را میشناسی؟

 

طبق آئین یهود هنگامیکه انسان از طریق بیماری و یا حادثه و بطور کلی هر نوع سانحه ای و یا سالخوردگی  بدن او از کار میافتد خواهد مرد. بدن انسان لباس روح اوست. انسان از خاک بوجود آمده و بدنش دومرتبه وارد خاک خواهد شد.   اما روح انسان ذوب و یا تبخیر نمیشود. روح انسان همان انرزی است که نابود نشدنی است.  فقط  در تناسخ بعدی  فرم و ترکیب آن تغییر میکند. طبق کتاب زوهر (قسمتی از کتاب کبالا-یکی از کتبهای مذهبی یهود)  روان انسان در قسمت پائین تنه او یعنی کبد وجود دارد که مرکز میل انسان به غذا و تمایلات جنسی اوست. سپس قسمت بالاتر از آن یعنی قلب است که مرکز احساست عاطفی و بطور کلی معنوی است. از همه مهمتر قمست بالاترین روح انسان است که در مغز او قرار دارد. روح انسان مسئول هوش و حافظه و تفکر اوست.

طبق تنخ (תנ"ך- کتاب مقدس آئین یهود که تورات قسمت اصلی آنست)

תוצאת תמונה עבור ספר הזוהר

پس از پایان زندگی  روح انسان دو قسمت میشود. قسمتی که کاملتر است به خانواده و اجداد خود ملحق میشود وقسمت دیگری که ناکامل است  در لباس جدید منظور در جسم دیگری حلول میکند و بعنوان نوزاد جدید بدنیا می آید. انسان آنقدر برخواهد گشت تا اینکه کامل شود و از خطاها و گناهانی که در تناسخ قبلی انجام داده پاک و مبرا شود و بعد از اینکه کاملا اصلاح شد دیگر به این دنیا باز نخواهد گشت, بکه مستقیم وارد بهشت خواهد شد. همچنین  یهودیان معتقدند که جائی بنام جهنم وجود ندارد. آنها این دنیا یعنی دنیای فیزیکی را بهشت پائین و دنیای دیگر (روحانی) را بهشت بالا مینامند.

תוצאת תמונה עבור תמונות גן עדן 

آئین یهود اضافه میکند: اکثر انسانها هیچ چیز از زندگی قبلی بیاد ندارند. به این دلیل که انتخاب آزاد داشته باشند. اما در موارد نادر کودکانی بین سن سه سالگی تا هفت سالگی زندگی قبلی را بیاد دارند. همین باعث شده که محققان روانکاو راجع به تناسخ تحقیقات علمی کنند. آنها از طریق هیپنوتیزم  اشخاصی که بینهایت از زندگی فعلی ناراضی و نگران هستند هنگام آزمایش  دریافتند که  زمانهای قبل به فرم دیگری زندگی کرده اند.  طبق کبالا گاهی اوقات دو روح مختلف وارد یک جسم میشوند که از نظر کبالیستی این پدیده را بعنوان دو شخصیتی و یا چند شخصیتی شناخته اند. آئین یهود اضافه میکند: از زمانیکه معبد مقدس تخریب شد اشخاص جدید وارد این دنیای فیزیکی و مادی شدند.  محققان روانکاو برجسته توسط هیپنوتیزم نیز تائید کردند که تناسخ در جسم تازه یک واقعیت علمی است که بطور دائم تکرار میشود. طبق تورات (کتاب مقدس یهود) برخی از روح ها به دلیل گناهان بسیار در تناسخ جدید وارد گیاه و یا اجسام و گاهی نیز وارد بدن حیوانات مختلف میشوند. تورات اضافه میکند: جسدهای سوخته شده که در برخی از کشورها مرسوم است دومرتبه زنده نخواهند شد اما چنانچه انسانی بخاطر عقیده مذهبی و یا رنگ و نزاد توسط آتش سوزی افراد فناتیک ترور شده باشند دومرتبه در جسم نوزاد دیگری متولد خواهند شد. آنچه که در آئین یهود نوشته شده  را نباید با حزیانات برخی اشخاص که بعلت ناراحتیهای روحی و روانی و یا بعلت مصرف داروهائی که برای شفا یافتن از همین بیماری باعث حزیان گوئی آنها شده اشتباه گرفت. در شهر اورشلیم تیمارستانی بنام خاصی مخصوص بیماران روانی مانند اسکزوفرنیا و غیرو... اشخاصی بستری هستند که خود را ماشیخ (משיח-امام زمان) میدانند.  بهمین دلیل آن بیمارستان و بیمارانش را بطور طنز آمیز ماشیخی  میخوانند.

 

شخصا نیز بر این عقیده ام که هرانسانی که میمرد دومرتبه بر میگردد. اما چند بار و در چه خانواده ای و کجا؟ سئوالیست کاملا مبهم و پیچیده.  فقط تعداد بسیار کمی مشخص شدند که پس از متولد شدن درسن پائین خانواده قبلی خود را تشخیص دادند.  همیشه بخود میگویم چرا خداوند و یا بطور کلی طبیعت تا این حد بیرحم است که فقط انسانهای سالخورده نمیروند بلکه خیلی ها قبل از موعد مقرر و حتی در کودکی رفتند وهاله بینهایت غم انگیزی جا گذاشتند. تردیدی ندارم که  باید قدرتی مافوق وجود داشته باشد وگرنه ما هم وجود نداشتیم. اما چرا همه تا یک سن معین عمر نمیکنند؟ در آئین یهود همچنین بر این عقیده اند که هنگامیکه جنین در رحم مادر جا میگیرد روز مرگ و سرنوشت او ثبت شده. اما سئوال اینجاست که  چگونه ممکنست  کودکان و نوزادان در جنگ و یا حادثه ای نابود شوند؟  پس از قبل برای چی متولد شدند؟ چنانچه این فرضیه ها درست باشند نشان دهنده راز و رمزهائی است که هر چقدر هم انسان پیشرفت کند هنوز به چگونی و چراهای زندگی پاسخ نخواهد یافت. آیا قدرت مافوق یکنفراست؟ بسیاری هم معتقدند که اصلا خدائی وجود ندارد بلکه بتی نامرئی ساخته شده دست انسانهاست. پس چگونه زمین و زمان و انسانها وحیوانات بوجود آمدند؟ چگونه شب میشود و ناگهان آفتاب طلوع میکند و روز خواهد رسید؟ چگونه آدمها حرف میزنند؟ بنابراین باید قدرتی ناشناخته وجود داشته باشد.  معمولا هیچکس مایل نیست راجع به مرگ بحث کند زیرا که بینهایت تلخ است وسعی خواهد کرد که موضوع را نادیده بگیرد. البته کاملا قابل درک است و از کسی گله نیست.  پرستاری در بیمارستان از بیماری که علاج ناپذیر بود سئوال کرد راستی چه احساسی داری که هر روز صبح بیدار شوی با این فکر که بطور آهسته میمیری؟ بیمار با لبخند جواب داد: شما چه احساسی داری که هر روز با این فکر بیدار شوی که هرگز نمی میری؟

25.01.2017

 

.هرگونه کپی و یا انتشار مقاله فقط با ذکر نام نویسنده مجاز است. 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا علی برخلاف گفته شما من متاسفانه ائلیار را از نزدیک نمیشناسم. سعادت نداشتم که او را بشناسم. نه فقط ائلیار بلکه هیچیک از کاربران و نویسندگان سایت را از نزدیک نمیشناسم. اما با نوشته هایش آشنا هستم. ائلیار و اشخاص مانند او انساندوست و مهربان و روشنفکر هستند و آدمها را روی رنگ و نزاد ویا مذهب قضاوت نمیکنند. آقا علی شما دریکی از کامنت هایت میگوئید انسان هرچقدر به طرف مذهب روح و خرافات مذهبی کشیده شود از واقعیت دور میشود. از طرف دیگر بطور دائم مینویسی این جوودها. وقتیکه میگوئی این جوودها وفقط بطور منفی انتقاد میکنید یعنی شما انسانها را از طریق رنگ ونزاد و مذهب قضاوت میکنی. هموطن گرامی من قبل از اینکه
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
علی گرامی ، عزیز جان،
برای من همه ی انسانها دوست اند. و در ضمن حساب دولتها با ملتها جداست. من با ظلم دولتها مخالفم اما دوست ملتها هستم.
از طرف دیگر معلوم است که حساب یک نویسنده از دولت مملکت آن نویسنده جداست.
هر گاه شخصی یا نویسنده ای از ظلم دولتی دفاع کند منهم حرف دارم و اعتراض خود را مینویسم و نشان میدهم.
----
در ضمن این را هم یاد گرفته ام که ما در زبان ترکی آذربایجان ، کلمی ها را « جهود یا جوود» می نامیم ولی در زبان فارسی
این اسم منفی حساب میشود . و آن را به کار نمی برم.
وقتی به کلیمی ها اشاره میکنم اگر اهل ایران باشند آنها را « گلمییان ایران» یا «ایرانی» ، و اگر اهل کشور اسراییل باشند آنها را اسراییلی یا مردم اسراییل مورد خطاب قرار میدهم . دولت اسراییل را نیز روشن است که دولت آن کشور مینامم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این حالت به Deja Vu معروف است و معنی آن " قبلن دیده ام " است و حدود صد سال است که در مورد ان تحقيق شده است و حتا با MRI مغز را بررسی کرده اند. اشکال کار در تحقیق کوتاه بودن مدت این پدیده است .
بطور خلاصه نتايج به شرح زیر است.
ابن احساس نتیجه غیر هماهنگ بودن ارتباطات الکتریکی در مغز است و لوب گیجگاهی مغز مسئول آن است. تجربه محیطی از کانالهای متعددی به مرکز پردازش مغز میرسد. اگر یک کانال حتا تاخير یکهزارم ثانيه هم داشته باشد مغز آنرا بعنوان تکرار برداشت میکند و حالت Deja Vu به ادم دست میدهد. این حالت با دیدن، بوییدن، چشیدن، شنیدن و لمس هم اتفاق می افتد.
افرادی که صرع دارند معمولن آنرا قبل از حمله احساس میکنند. افرادی هم که از نگرانی شدید، افسردگی و شیزوفرنی رنج ميبرند اغلب دچار این مسئله می شوند.
چیزی که در این راستا پیدا نشده جن و پری ، ارواح، نکیرو منکر و اجناسی از این ....
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به هموطن گرامی خانم راشل زرگریان
به نظر من اگر انسانها هیچ گونه دین و مذهبی نداشتند زندگی برای همه خیلی بهتر و شادتر و سالمتر بود. مذهب به هیچ وجه با علم و منطق سازگاری ندارد. جهان با پیشرفت پرسرعت خود به سوی بی دینی و رسوایی افشای مفاهیم ماوراطبیعه میرود هرروز خدایان و پیامبران و قدیسه های قتل و جنایت بیشتر به طنز گرفته میشوند. تمام بدبختی منطقۀ ما به خاطر وجود تریاک مذهب است، در میهن اسیر خودمان خمینی به واسطۀ دین به حاکمیت رسید.
دین تریاک خلق است، امروز اگر مارکس بود این را بسیار روشنتر میگفت.
در ضمن اینکه شما می گویید : «"آیا تا کنون برای شما اتفاق افتاده که جائی بوده باشی که هرگز نبودی اما ناگهان بدون اینکه آگاه باشی آنجا را میشناسی؟"» مربوط به ساختار مغز انسان و ذهنیت های دوران کودکی است و کاملاً علمی می باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عادل گرامی مرسی از توجه عمیق شما.
آقای بهمن موحدی آیا تا کنون برای شما اتفاق افتاده که جائی بوده باشی که هرگز نبودی اما ناگهان بدون اینکه آگاه باشی آنجا را میشناسی؟ موافق بودن با بازگشت روح انسان حتما دلیل بر تصدیق بودن مذهب نیست. اما نکاتی در مذهب هستند که با علم و منطق وفق میدهند. فرقی هم نمیکند چه دینی باشد. بدون شک چنانچه انسانها یک آئین داشتند برای همه زندگی خیلی بهتر و شادتر و سالمتر بود. انسانها بمرور زمان پی خواهند برد که در صورت اختلاف عقیده با هم میتوانند براحتی زندگی کنند. البته شاید در زمان ما چنین اتفاقی نیافتد. بر این عقیده ام عاقبت چنین خواهد شد. اما اگر دنیا نابود نشود. همگی شاد وسلامت باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
راشل عزیز
مقاله زیبا شما چنان جالب وخواندنی طرح و نوشته شده که از پس از خواندن ان نمیتوان به هیچ عنوان بیعکس العمل ماند. بنابراین تصمیم به نوشتن این نظریه نسبت بنوشته شما گرفتم. این نوشته چنان عمیق است که معنای اصلی خیلی از جملات ان, این نیست که لحضه اول درک میشود بلکه با کمی اندیشه عمیق میتوان به مفهومات دیگر انان نیز پی برد. به عنوان مثال تشبیه روح انسان به انرژی و همچنین بر اصول ماهیت انرژی مخصوصأ ابدیت ان میتوان بسادگی پی برد که بازگشت روح انسان بعد وفات او کاملآ ممکن پذیر میباشد. این مقاله شما برای اولین بار ایمان و باور را, با موفقیت تمام, به اصول علمی وصل کرده.
با تشکر کامل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به کاربر محترم بهمن موحدی:
درطول تاریخ دهها جنایتکار بوده اند که با انقلاب های مردمی مواجه نشده اند یا اگر مواجه بوده اند توانایی سرکوب انقلاب ها را داشته اند ،نمونه بارز آن همان هاشمی رفسنجانی بود که چندی پیش فوت کرد یا فوتونده شد،پس مسلما هرکس در این دنیا نتیجه اعمالش را کامل دریافت نمیکند،عدم وجود دنیای روح وروح مسلما به نفع جنایتکاران تمام خواهد شد
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به kurdistan گرامی
پس طبق نظر شما باید کارگران و دهقانان و توده های زحمتکش و پابرهنه، فقر و بدبختی و فلاکت و زورگویی اربابان را تحمل کنند، به این دلیل که در زندگی آینده خود در شمار مرفهان قرار می گیرند!!!!!!
دوست عزیز, این نظر شما مبلغ بی عملی و انفعال است، و توسری خوردن و خموشی در برابر ظلم و ستم و استثمار را تبلیغ می کند.
کشیش های مسیحی و به نوعی آخوندهای شیعه هم می گویند که ای مردم در این دنیا بیچارگی را تحمل کنید و در آن دنیا به بهشت بروید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هر روحی انواع زندگی را باید تجربه کند،روحی که دریک زندگی در خانواده ای ثروتمند بدنیا می آید ،در زندگی های بعدی قطعا فقر را هم تحربه خواهد کرد،این بدین معنا نیست که یک نفر که فقیر است حتما گناهکار بوده است،اون کاپیتالیست هایی که باعث فقر مردم میشوند،بعد از مرگشان روحشان در خانواده هایی که باعث فقر آنها شده اند بدنیا می آیند تا هم ثمره کارهای خود را ببینید وهم انواع زندگی را تجربه کنند ،برعکس روح هایی که دریک زندگی از نظر مادی فقیر هستند در خانواده های ثروتمند بدنیا می آیند،تا این گفته متین عیسی مسیح که میفرماید با همان دستی که بکارید کنید با همان دست درو خواهید کرد بوقوع بپیوندد.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نظریۀ دینی تناسخ می گوید که باز گشت دوباره به زندگی، گاهی برای دریافت پاداش، و یا برای کیفر بینی است، مثلا کسانی که در زندگی پیشین خود درست کار و پاکدامن بودند بار دیگر که به این جهان باز می‏گردند و از زندگی بسیار مرفه و دور از غم و ناراحتی (به عنوان پاداش) برخوردار می‏شوند، در حالی که آن گروه که در زندگی پیشین خود تجاوزکار و ستمگر بودند برای کیفر، به زندگی پست‏ تر باز می‏گردند. عجب !!! پس اگر امروز گروهی را مرفه و گروه دیگری را گرسنه و پا برهنه می‏بینیم این به خاطر نتیجه اعمال پیشین آنها است که به این صورت تجلی می‏کند و هرگز تقصیری متوجۀ سیستم کاپیتالیستی و یا جامعه نیست ! به طور قطع اعتقاد به تناسخ اهرمی محکم در دست زالوهای سرمایه دار و جهانخواران امپریالیست می باشد.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کیانوش توکلی گرامی ! حق دارم از شما بپرسم به چه دلیل کامنت بی گناه من معدوم شده است! شما به اشارۀ یک پانترک کامنت من را برداشتید، آیا این عمل شما تبعیض آمیز نیست. شما اصلاً کامنت پانترک را خواندید که چه نوشته است؟ پانترک خطاب به من نوشته است : «"مانند آن بچه گنجشک های تازه سر از تخم در آورده آمده ، پا برهنه به میان دیالوگ دونویسنده دویده و شعار« دین افیون است» میدهد. برخی از اینها پا را فراتر میگذارند و میخواهند به مادرشان یا بزرگترها،جیک-جیک یاد بدهند."»
این پانترک به چه حقی برای دیگران تعیین تکلیف می کند، مگر ما باید از این شخص اجازه بگیریم که کامنت بنویسم یا ننویسیم . این فرد از خود راضی برای خود در این سایت دیکتاتوری راه انداخته است.

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
« گردن کلفت » نامیدن دیگری ، در دیالوگ ، توهین است.
میدانی که جواب توهین هم توهین است. اما نمیگویم « خودتی» ، بل کمی به راه و رسم آدمیت و دیالوگ اشاره میکنم که
شاید زمانی بخود آیی.
عبارت شما نشان میدهد «بومی چاله میدان» هستی. و بمانند « حزب الله» میدانها ، "فاقد منطق و استدلال" . که کارت « اتهام» زدن به دیگران است.
معنی کلماتی را که ادعا میکنید نمیدانید، فقط بسان طوطیان به تکرار افتاده اید.
برو خودت را از چاله میدان بیرون بکش و کمی « آداب دیالوگ و منطق و استدلال و تفکر» یاد بگیر.
حرفهای توخالی ات به این خاطر اینجاست که پدیده ی « چاله میدانی و حزب اللهی و بی منطقی» موجود ، درشونیسم شمایان ، روشن تر شود.
آدمی که از منطق پیاده است نه معنی پان را می فهمد و نه ترک را. و نه مذهب و تاریخ را. او لنگه ی « شعبان جعفری» است.
و اعمال « زشت» و «ارتجاعی» خود را به دیگری نسبت میدهد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ə= فتحه
بچه های گنجشک که تازه سر از تخم درآورده اند وهنوز بلد نیستند درست جیک-جیک کنند، در زبان ما،آذربایجانی،
« اَ تچا بالا ət-ça-bala گفته میشوند.
برخی از اینها پا را فراتر میگذارند و میخواهند به مادرشان یا بزرگترها،جیک-جیک یاد بدهند.

این،گوشه ای از «وضع دیالوگ» سایت را نشان میدهد.

"کسی" که از" آزادی" سوء استفاده کرده، و « حکم خائن خلق بودن مدیر سایت - کیانوش توکلی- را در رسانه خودش صادر کرده، که معلوم است اعدام و قتل است»، حالا آمده، با علم کردن پرچم « مسعود رجوی، شعارهای ناقص ازبرکرده ، و نفهمیده ی چپی، را، جهت به لجن کشیدن چپ، ودر خدمت به فرقه ی مستبد و توتالیتر رجوی»، با های-و-هوی ، جار میکشد.

مانند آن بچه گنجشک های تازه سر از تخم در آورده آمده ، پا برهنه به میان دیالوگ دونویسنده دویده و شعار« دین افیون است» میدهد.
باید گفت« مواظب باش تریاکی و هروینی» نشوی!»

تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چه کسی این خبرها را از آن دنیا به گوش خاخام های یهودی رسانده؟!
دین افیون توده ها است و فرقی هم نمی کند که اسلام باشد یا یهود و مسیحیت.
این دین یهود به قول عربها "ام الفساد" است و اسلام و مسیحیت از دین یهود کپی برداری کرده اند. کتاب جنایی و سیاه قرآن همان تورات یهود است.
پدیدۀ غیرانسانی "دین و مذهب" به غیر از کشتار و جنایت و تبعیض و دو دستگی هیچ دستاورد مثبتی برای بشریت نداشته است. در ایران با نام اسلام کشتار و جنایت کردند و می کنند و در فلسطین با نام یهود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب علی ،
بانوی گرامی راشل زرگریان ، نویسنده ی قدیمی سایت ایران گلوبال است. سالها ست با قلم خوب ایشان آشنا هستیم.
موضوع نوشته ی ایشان بسیار مهم است.
-------
اما ، مثل اینکه شما مانند « رییس جمهور سابق ایران محمود احمدی نژاد» با مردم یهودی و اسراییل مشکل دارید! بله؟
بهتر است بدانید که بهترین دوستان من، همکلاسی های کلیمی ام بودند، چه در دوران کودکی و چه در بزرگ سالی.

اما شما مثل اینکه نگاه نژاد پرستانه به دیگران میافکنید و با یهودیان مشکل دارد ، بله؟
و از این رو مانند حکومت ایران ، و با همان ایده های ضد یهودی، فرمان صادر میکنید که:
«راشل یک جوود است » ( جمله ی نژاد پرستانه- شما راسیست هستید یهودی بودن را مطرح میکنید؟)
« وقت خود را با این تبلیغات جوودها هدر ندهید » ( دستور! شما چکاره هستید که دستور صرفه جویی میدهید؟ و آزادی دیالوگ دیگران را مانع میشوید؟ )

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
راشل یک جوود است استراتژی جوودها کلا دامن زدن به مسله مذهب است و منحرف کردن افکار عمومی از مسایل زندگی در شرایط حال است. هالیوود صدها فیلم برای ثابت کردن روح بعد از مرگ ساخته است. برای شستشوی مغز ها.
انسان هر جقدر به طرف مذهب . روح . خرافات مذهبی کشیده شود انقدر از واقعیت دور می شود و نا خود اگاه در خدمت سیاست های امپریالیستی که جوودها یکی از مهمترین پایه های انهاست گرفتار خواهند شد. این را بدانید یک جوود همینطوری وقت خودش را در یک سایت هدر نمی دهد مگر اهدافی داشته باشد. شاید بعضی ها ندانند که وقت برای جوود چقدر اهمیت دارد که برای خودش طلا بسازد. البته بیشتر از این بنویسم شاید منتشر نشود . فقط این را می گویم که وقت خود را با این تبلیغات جوودها هدر ندهید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
راشل گرامی،
موضوعی که شما مطرح کرده اید و یا به عبارت دیگر « زندگی و مرگ» ، یک مسئله مهم فلسفی حیاتی ست.
زوایای گوناگونی دارد که میتوان در آن موارد کتابها نوشت و نوشته اند.
امیدوارم بعد ها نیز دراین مسایل وارد شویم.
ولی پاسخ کوتاه من به زندگی اینه که:
-متآسفانه زندگی شده درد کشیدن. ولی تلاش برای کاهش درد «فردی و عمومی» به زندگی معنا و شیرینی و زیبایی میدهد.
-زندگی بعد از مرگ برای من، « نام نیک» از خود باقی گذاشتن است. با تلاش در جهت گاهش درد عمومی. و زیبایی بخشیدن به حیات بشری.
شاد و خرم باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آئلیار جان مرسی برای شرح کامل.
kurdistan گرامی من از قبل متوجه توضیح درست شما شدم از اینکه برخی افراد با دینداری دکان باز میکنند. متاسفانه بعضی در لباس مذهب از آن سواستفاده میکنند و بعنوان دینداری به آدمها آسیب میزنند. من فقط منظورم این بود با اینکه مذهبی نیستم اما در مورد تناسخ و برخی از نکات مذهب اعتقاد دارم. من نیز براین باورم که با عمل هیپنوتیزم میتوانیم زندگی گذشته خود را بیاد آوریم. همچنین متوجه شدم بسیاری از محققان آنچه را که بنام خود اختراع نامیدند در واقع از قبل در برخی از کتبهای مذهبی پیش بینی شده.
گشتاسب گرامی با تشکر از توجه شما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مترجم کتاب سفر روح اثر مایکل نیوتون آقای محمود دانایی است که من اشتباهی محمود طلوعی نوشته بودم که بدینوسیله تصحیح میکنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بر خلاف آنچه که جناب ﺁ . ﺍﺋﻠﯿﺎﺭ بیان میدارد ،قضیه روح یک امر غیره علمی نیست،با عمل هپنوتیزم یا خواب مصنوعی میتوانیم زندگی های گذشته خود را بیاد آوریم،در این ضمینه دکتر مایکل نیوتون روانکاو آمریکایی تحیقیقات ارزشمندی بر روی سوژه های مختلف انجام داده است و حاصل کوشش های خود را در کتابی به نام (سفر روحی)به نگارش در آورده است که توسط آقای محمود طلوعی به فارسی ترجمه شده است،خواندن این کتاب برای علاقه مندان به این بحث بسیار مثمر ثمر خواهد بود.دربرخی از موارد که فرد هپنوتیسم میشود به زبانی صحبت میکند که اصلا از آن در زندگی فعلی اش آگاهی ندارد واین دلیل محکمی بر وجود روح وتناسخ آن است

خانم زرگریان :بنده کلیات وروح ادیان را انکار نکردم بلکه منظورم من برداشت سطحی برخی از افراد که با دینداری دکان برای خود باز میکنند بود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
راشل گرامی روی نقطه ایی از هستی انگشت گذاشته که قابل اندیشه است.
پرتوهای ایکس، لیزر، فرا قرمز و دیگر پرتوها میتوانند با ابزاهای درخور، اندازه گیری شوند؛ اما روح ویا روان سلول، اندام جانور و انسان خود را در دسترس ابزار اندازه گیری نمیگذارند. ما برای بیماریهای گوناگون روحی ـ روانی، نامگذاریهایی را دارا هستیم و آنها را از یکدیگر و بادیگر میتوانیم جدا کنیم.
زندگی، تنش میان دو پدیده مردن و زیستن است. و یا به سخنی دیگر زندگی تنش میان مثبت و منفی درون سلولی ایست. پدیده مثبت از آغاز زادروز قوی و رشد دهنده و پدیده منفی، نزار و سست است. این فرآیند، گام به گام، روندی باژگونه خواهد گرفت. سرانجام، مرگ و یا همان پدیده منفی پیروز خواهد شد. اما آیا داستان در همینجا پایان خواهد یافت. چنانکه همه میدانند سلول کوجکترین بنیان زندگیست و من به این باورم که این کوچکترین بنیان دارای روح و یا روان
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
- آیا در اینجا منظور شما اینست که انسان بر میگرده و یاشاید منظور شما پس از وداع با زندگی وارد طبیعتی ماورای این دنیا میشود؟
- انسان با رفتن از دنیا ، دوباره بر نمیگردد- و به دنیای ماوراء طبیعی هم نمیرود. اما به شکل و صورت دیگری که قبلا گفتم
« ذرات» تن اش در کالبد موجودات دیگر در طی زمان وارد شده و در زندگی شرکت میکنند. یعنی یکنوع تولد دیگر و زندگی دیگر تحقق مییابد، و با فرم و صورت دیگر، ظاهر میشوند.
در تن هر انسان ، نه تنها میلیونها انسان زندگی میکنند، بل میلیونها موجودات دیگر نیز در حیات اند. و با ما در تلاش و کوشش.
هرچند که آنها یکبار به خواب ابدی رفته اند. اما بدین صورت دوباره در ما زاده شده اند.

مرگ خواب جاودانه است. چرا؟ چرا مرگ ترسناک نیست؟ چرا از مرگ چهره ی بدی درست کرده اند؟
در گذشته به مردی برخوردم که تعریف میکردند « به آن دنیا رفته و برگشته!»
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آیا برای اولین وارد مکانی شدی که احساس عمیقی داشته باشی که آنجا را میشناسی؟

-بله ، در زمان شاه وقتی اولین بار، در را باز کردند و مرا به حیاط زندان راه دادند، نگاهی به حیاط انداختم ، با خود گفتم « خیلی عجیب است، من این حیاط را قبلا دیده ام؛ و جمع این بجه های سیاسی را. جمع را . و نه تک تکشان را. »
در صورتی که من اولین بار بود که پا به زندان میگذاشتم. و قبلا هم کسی تعریفی از حیاط زندان برایم نکرده بود.
من این قضیه را بارها به دوستانم تعریف کرده ام و برایم اتفاقی فراموش نشدنی ست.
- در برخی جاهای دیگر نیز این احساس را داشته ام. واقعاً احساس عجیبی برای انسان تولید میشود. و گاها آدم مدتی گیج و منگ میشود.


آیا تاکنون با شخصی که هرگز از قبل او را ندیدی فقط اولین بارست که میبینی واحساس عجیبی داشته باشی که از قبل او را جائی دیدی؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از دوستان کامنت نویس
آئلیار عزیز همانطور که قید کردید ادیان سامی بهم وصلند. عهد عتیق (تنخ که تورات مرکز اصلی آنست) وعهد جدید (انجیل) یکی هستند. و کتاب مقدس مسلمانان (قرآن) 70 درصد آن همان عهد عتیق است. اما آنچه که شما در مورد تکرار حوادث شرح دادید مانند مادر دوستم بدون اینکه از پسرش مطلع باشد حدس زد در واقع نوعی حس ششم و یاشاید بتوان آنرا پیشگوئی کوچک نامید احساس او درست بود از اینکه پسرش در بیمارستان است و همینطور در مورد گارسیا و آن خیابان. آئلیار عزیز سئوال من اینست آیا برای اولین وارد مکانی شدی که احساس عمیقی داشته باشی که آنجا را میشناسی؟ آیا تاکنون با شخصی که هرگز از قبل او را
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر بتوان « فیلم سرگذشت» موجودات را ضبط شده در «چیزی یا چیزهایی» یافت و بتوان آنها را خواند و زنده کرد ، به نوعی سفر به گذشته و حتی زنده کردن گذشته، یا گذشتگان ، معنی میدهد. سفر به گذشته از این زاویه مطرح شده که گذشته وجود دارد، تنها باید رفت و آنرا دید. مسئله شکستن دیوارهای « فضا و زمان و مکان» است. بطوریکه بتوان در گذشته قرار گرفت و با گذشتگان زندگی کرد.

سفر به گذشته به نوعی گریز از مرگ است . و دست یافتن به زندگی سابق. و زنده کردن درگذشتگان. و سکونت در زمان گذشته.
شاید به امید دستکاری انسانی در گذشته.
-----
آیا بهتر نیست به جای دنیای نسیه در همین دنیای نقد، برای زندگی بهتر و انسانی کوشید؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
و اما سئوال :
« راستی شما چطور آیا این احساس را داشتی که وارد مکانی شوی که هرگز نبودی اما ناگهان آنجا را میشناسی؟»

من خود تجربه کرده ام تکرار حادثه را در زمان و مکان. و در خواب ، و در هنگام بیداری.
مثال اول:
یعنی 1-صحنه ی صحبت را که 2- در ظهر بود و3- در حیاط ، و4- با افراد مشخص ، خواب دیده و چند هفته بعد عینا آن چهار نقطه را همانطور که دیده بودم، در بیداری برایم تکرار شده.
مثال دوم :
در بیداری ، هنگام زندگی روزانه، صحنه ای پیش میاید که شخص احساس میکند آنرا قبلاً دیده یا حس و تجربه کرده است. یعنی در زندگی روزانه شخص احساس میکند صحنه ای برایش تکرار شده است.
هنگام عبور از خیابان بچه ای به زمین میخورد و مادرش او را بلند کرده میگوید « حواست کجاست».
چند روز بعد همین صحنه در همان نقطه بهمان صورت قبلی برای شخص تکرار میشود. و موجب شگفتی.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پیش از آنکه ادیان یهود، مسیح، اسلام، بوجود بیایند در بین النحرین فرهنگ سومریان رایج بود.
ریشه ی هر سه دین به یکدیدگر برمیگردد. اسلام از دین مسیح، آنهم از دین یهود به تدریج به وجود آمده اند. و هرسه دین سامی اند. یهودیان در بابل بودند و تحت تأثیر فرهنگ اکدیان، که در کل فرهنگ سومریان بر آن منطقه از هزاران سال پیش حاکم بود.
دین سومریان چند خدایی بود. در این دین مسایل مهم هستی مانند:
0- نیروی کاینات -سومری Me
1- آفرینش جهان
2- آفرینش انسان- بعد ها معروف به آدم و حوا. در فرهنگ سومرLu-lu انسان بدون جنس بعد Adamu مرد و Ti-Amat زن.
به آفرینش انسان اولیه اشاره میشود. داستان آفرینش انسان در فرهنگ سومر روایت های مختلف دارد ولی در کل پایه روایت ادیان بعدی ست.
3- توفان جهانی آب - بعدها معروف به توفان نوح. در فرهنگ سومر زاده شده.
4- دنیای دیگر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با محتویات مقاله موافقم،تناسخ ارواح یا چرخه کارما کاملا حقیقت دارد،‌دوزخ وشکنجه های وحشتناکی که آخوندها وسایر دغل کاران ادیان دیگر ساخته اند دروغ و مسخره است،بسیارظالمانه است انسان فقط یک بار بدنیا آید وسرنوشت ابدی او در همین یک بار آمدنش به دنیا تعیین شود،درحالی که شرایط زندگی انسان ها با هم اصلا در یک سطح قرار ندارد،اگر انسان فقط یک بار بدنیا می آمد هیچ کس نباید در کودکی وخرد سالی میمرد،زیرا آنان بعلت فوت در کودکی فاقد اعمال خیر وشر هستند.
بابا طاهر عریان میگوید من همان زانی هستم که با مادر خود زنا کردم،اونی که همسر باباطاهر بوده در زندگی های قبلی مادرش بوده است،منظور بابا طاهر تایید تناسخ ارواح بوده است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم راشل زرگریان....من برای اعتقادات شخصی شما احترام میگذارم چون این وظیفه انسانی من است که به باور های شخصی دیگران احترام بگذارم... ولی در عصری که علم پیشرفت می کند (( شاید)) وقت آن باشد که جهان هستی را از یک دید دیگری نظری بیافکنیم.. دوستان را دعوت به این بخث خیلی سازنده که توسط برنامه (( پرگار )) در باره ( منشاء هستی) پخش شد, دعوت میکنم.. بهترین ها را برایتان آرزومندم...
https://www.youtube.com/watch?v=yecOcgmVe7s