احزاب کردی تیشه به ریشه ی همبستگی دو خلق آذربایجان و کردستان زده اند

همکاری گروههای کرد با « ناتوی عربی» ، سیاست آنهاست و حرکتی جدا از منافع خلق کرد .
سیاست مبارزه با رفع تبعیض در آذربایجان و تعیین سرنوشت ، که متکی به حرکت خود خلق است، نمی تواند با سیاست ناتوی عربی خوانایی داشته باشد. نمیتواند با سیاست تسخیر آذربایجان غربی از سوی گروههای کردی موافقت داشته باشد.
- بعد از بهمن 57 ، « سنار مامدی» ، از بزرگان طایفه ی مامدی، که در سال 1351 در زندان ارومیه به جرم « قاچاق مواد مخدر» محبوس بود، به حزب دموکرات کردستان پیوست و طبق گفته ی خود سنار مامدی در یک مصاحبه با او که در رسانه ها قابل مطالعه است ، « کمیته ی آرارات» حزب دموکرات را در آذربایجان غربی تشکیل داد. 
هدف فعالیت کمیته ی آرارات ، «تسلط و کنترول آذربایجان غربی» بود.

زنده یاد « رحیم یعلبی» که چند سال پیش به طرز فجیعی در اورمیه به قتل رسید ، از اعضای « گروه اورمیه -معتقد به مبارزه ی مسلحانه-سال 51» ، و در 1358 نیز از اعضای ستاد فدائیان اورمیه محسوب میشد و در بخش دهقانی ستاد بعد از انقلاب فعالیت میکرد ، در عین داشتن آشنایی نزدیک در زندان اورمیه با سنار مامدی، به خاطر فعالیتهای دهقانی در روستاهای آذربایجان غربی، توسط گروه سنار مامدی -کمیته ی آرارات -و به دستور شخص سنار دستگیر شده و در طویله ای زندانی میشود.
ستاد فدائیان اورمیه به دنبال گفت و گویی که با سنار انجام مید هد عضو خود رحیم یعلبی را آزاد میکند.

این ماجرا، کمیته ی آرارات حزب دموکرات کردستان، نشان دهنده و فاکت عینی ست بر اینکه « تسلط و کنترول آذربایجان غربی» تنها به سیاست پژاک و مانندهای آن و امروز مربوط نمیشود . « همه ی گروههای ناسیونالیست کرد معتقد به کردستان بزرگ» سیاست تصرف آذربایجان غربی را از همان سال 57 دنبال میکنند. و با گذاشتن نامهای من درآورده ی « استان اورمیه» و «مکریان» و غیره، برنامه و سیاست تصرف آذربایجان غربی را به شدت دنبال میکنند.

اکنون نیز به دنبال پدید آمدن « داعش» و مبارزه با آن ، با قدرتمند شدن گروههای کردی معتقد به کردستان بزرگ، سیاست تسخیر آذربایجان غربی همچنان توسط این گروههای ناسیونالیست پیش برده میشود.

- با وجود سیاست تسخیر آذربایجان غربی از سوی کردها، « همکاری و همبستگی» با دوخلق « آذربایجان و کردستان» به سختی نفی شده و با ادامه ی سیاست یاد شده غیر ممکن است؛ که هیچ حتی زمینه ی « درگیری نظامی بین گروههای دوخلق » نیز به وجود آمده است.

« عدم همبستگی ترک و کرد»، احتمال درگیری نظامی بین گروههای آنها، که خواست حکومت است، به عهده ی ناسیونالیستهای کردستان بزرگ است.

- همکاری گروههای کرد با « ناتوی عربی» ، سیاست آنهاست و حرکتی جدا از منافع خلق کرد است. 
سیاست مبارزه با رفع تبعیض در آذربایجان و تعیین سرنوشت ، که متکی به حرکت خود خلق است، نمی تواند با سیاست ناتوی عربی خوانایی داشته باشد. نمیتواند با سیاست تسخیر آذربایجان غربی از سوی گروههای کردی موافقت داشته باشد.

شروط همکاری و همبستگی اتحاد عملی با مبارزات خلق کرد چنین می تواند باشد :
1- پس گرفتن سیاست تسخیر آذربایجان غربی( طرح اختلاف ارضی) از سوی همه گروههای کردی به صورت یک قطع نامه و رعایت آن در عمل.
2- ترک آلت دست شدن به ناتوی عربی.( سیاست رسیدن به هدف با هر وسیله) که ربطی به یک سیاست مردمی و آزادیبخش ندارد.
3- اتخاذ سیاست متکی به مبارزه ی خود خلقها.
--
جنبش آذربایجان دهه هاست این شروط و ایده ها را به صورتهای مختلف اعلام کرده ولی جوابی که دیده همان سیاست مرغ یک پا دارد احزاب کردی بوده است.
بدتر اینکه اکنون سیاست آلت دست شدن به ناتوی عربی نیز به این مشکل اضافه شده است.
گروههای کردی مورد اشاره با این سیاستها و طرح اختلاف ارضی، که مشکل پارلمان دو خلق بعد از آزادی ست،  تیشه به ریشه ی همکاری و همبستگی و اتحاد زده اند.
به موقع گفته ایم این کار را نکنید و باز هم تکرار میکنیم و میدانیم که ناسیونالیسم کور موجود در جنبش خلق کرد گوش شنوایی به آن ندارد.

امتیازدهی به مقاله: 

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

آذربایجانیهای مقیم در خارج از ایران میتوانستند با تشکیل پارلمان موقتی خویش شروع به گفتگو ومذاکره با سازمانهای خلقهای دیگر و قبل از همه با کردها را آغاز کنند. این مذاکرات میتوانست کمکی به روشن شدن و شاید حل بسیاری از مسائل و مشکلات آینده باشد. بدبختی اینجاست که دستهای زیاد خارجی و داخلی در کار هست که جلو چنین تشکیلاتی را میگیرد.

نظر: 

نوشتم : «هیچ گروه و حزبی حق کشیدن پای دخالت « هیچ دولتی» را به مسئله ی آذربایجان جنوبی ندارد.»
چرا؟
برای اینکه این اقدام « غیر قانونی» ست. یعنی « فاقد اجازه نامه از سوی ملت آذربایجان» است.
چطور میتوان از ملت اجازه نامه گرفت؟
1- تقاضا در پارلمان تصویب میشود.
2- ملت در یک رای گیری عمومی تصویب پارلمان را مورد تایید قرار میدهد.
در چنین حالتی یک « اقدام» جنبه ی قانونی پیدا میکند و از « جرگه ی اقدامات گروهی و خود سرانه خارج میشود.
--
اگر «خواستی»این دو مرحله را طی کند و « دولت محلی» آماده ی اجرای آن شود می توان گفت جنبه ی قانونی دارد.
بدون طی این مراحل کسانی « با اقدامات خودسرانه» بخواهند خواستی را به این یا آن دولت مطرح کنند فاقد اعتبار قانونی ست. و غیر مشروع.


نظر: 

1- قدم اول ، کاری که قبل از سقوط دیکتاتوری میتوان انجام داد:

- «ضرورت تشکیل جبهه ی متحد جنبش آذربایجان»:
http://www.iranglobal.info/node/55621
حد اقل در خارج است.

این مسئله را به موقع مطرح کرده ام ، لازم است علاقمندان در اندیشه ی آن باشند.

- جامعه ی ایران و طبیعتا آذربایجان در شرایط « نظام دموکراتیک» قرار دارد ، نه سوسیالیستی.
محتوای نظام دموکراتیک ( اجرای دموکراسی(آزادی و برابری)، عدم تبعیض، عدالت اجتماعی( امکانات برای تامین مایحتاج اساسی زندگی برای همه، مسکن، بهداشت، حقوق بیکاری، کار، آموزش، و مانند اینها) .

نظر: 

ائلیار عزیز
این برنامه واقعی تر است ولی باید به نکات زیر توجه شود.
- آزربایجان باید برای استقلال دور خیز کند. بدلایلی که، اگر فرصتی شد خواهم نوشت ، فدرالیسم در ایران ممکن بنظر نمی رسد.
- این یک جنبش ملی است نه انقلاب سوسیالیستی. سرمایه داری اینجا هدف نیست بلکه تشويق هم باید بشود.
- زمان بندی شما دیر است. بعد از رفع دیکتاتوری در ایران هرج و مرجی خواهد شد که سوریه جلویش منطقه توریستی جلوه کند. در خلائ حاکمیت زمانی که شما در حال پخش اعلامیه برای انتخابات پارلمان هستید کردها از هر دوسوی مرز آزربایجان را اشغال خواهند کرد.
- هر جنبشی بدون حمایت خارجی در دنیای امروز محکوم به شکست است. شما از ویت کنگها انقلابي تر، با رهبری تحصیل کرده و ارتش مصمم، پیدا نمی کنید. بدون کمک شوروی و چین جنگ را نمی توانستند ببرند. شرايط با زمان استالین متفاوت است. ترکیه و آزربایجان شمالی شوروی نیستند...

نظر: 

راز گرامی،
از دید من وظایف مبرم آذربایجان چنین است و با خلقهای دیگر هم کاری نداریم:
0- تشکل همه اقشار جامعه ی آذربایجان به صورت دموکراتیک و داوطلبانه.( شوراها،انجمنها، سندیکاها، اتحادیه ها ، سازمازمانها و کانونها وغیره)(که قدرت واقعی به شمار میروند. همه ی قدرت به دست خلق ! )
1- تشکیل جبهه ی متحد
2- تشکیل ارتش ملی - ملی اردوسو. ( با امکانات نظامی موجود در آذربایجان)
3- تشکیل پارلمان آذربایجان
4- تشکیل دولت دموکراتیک آذربایجان.
5- حفظ فضای امنیت و آزادی و مسالمت

چه شرایط جدایی امکان پذیر باشد و چه شرایط فدرالیسم. فرقی نمیکند. در هر دو حالت به این ارگانها نیاز هست.
آذربایجان باید برای شرایط هر دو حالت آمادگی داشته باشد.
سازمان یابی این تشکلها با رفع شدن دیکتاتوری حاکم عملی ست. و خود مردم سریعا آنها را تشکیل خواهند داد.

نظر: 

جناب ائلیار
فکر نمی کنم به همه کامنت من توجه کرده باشید. متاسفانه شما دچار رویا پردازی بجای واقع بینی شده اید و این البته از دید انساندوستی شما سر چشمه میگیرد،.
- ایجاد پارلمانهای خلقی پروسه بسیار پیچیده سیاسی و تدارکاتیست. احتیاج به امادگی قبل از انقلاب یا خیزش دارد.
بدین معنی که نمايندگان سیاسی خلق ها مشخصند و باهم سر آینده ملل در شکل ترکیبی آن به توافق کلی رسيده اند و همانطور بر سر دولت موقت وترکیب نیروهای مسلح بر نامه دارند.
- هیچ خلقی در ایران نماينده سیاسی ندارد. کردها چند حزب مسلح دارند که بین خودشان هم جنگ است.
- مذاكرات طرف مذاكره می طلبد که در اصول کلی توافق دارند. فارسها با فدرالیسم مخالفند تا حدی که منکر وجود ترک در ایران هستند. کردها و بلوچها تمایل به فارسها دارند.
- در رابطه با گاندی و ماندلا دچار سوئ تفاهم شده اید. هر دو تخصص در قانون داشتند...

نظر: 

Eza -ی گرامی،
در جنبش آذربایجان که فاقد جبهه ی متحد و سخنگوست میخواهی یقه ی که را بگیری که چرا « اختلاف ارضی» مطرح میکند؟ واقعیت این است که نمی توان این کار را کرد. در جنبش از راست تا چپ همه به نوعی حضور دارند و فعالیت میکنند.
تنها کارهای عمومی مثل محیط زیست، عدم تبعیض، عدم توهین، مبارزه ی مسالمت آمیز موافقتهای همگانی بشمار میایند.

اما در میان کرد ها « احزاب طرف صحبت» وجود دارند نه تنها برای ما حتی برای دولتها.
این است که طرح اختلاف ارضی از سوی اینان که تقریبا جنبه ی عمومی بین این احزاب دارد فرق میکند با افراد و برخی گروهها در یک جنبش.

در کل راه حل « اختلاف ارضی» در «زمان کنونی» عدم طرح آن است. زمان طرح مشکل « شرایط مسالمت آمیز دموکراتیک» است که بعد از رفع استبداد حاکم ضروریست خلق شود.

نظر: 

ائلیار عزیز
شما به نصف مسئله پرداختید. یعنی شما همه جانبه به بررسی موضوع اختلاف ارضی و رابطه تورک و کورد اشاره نکردید. شما یکطرفه و غیرمنصافه به این مشکل پرداختید. نصف دیگر مسئله که اشاره نکردید چیست؟ حقایق دیگر که شما اشاره نکردید چیستند؟
دوست عزیز بخش دیگر مشئله جریانات راسیست و افراطی تورک هستند. شما چرا از انتقاد کردن به افراطی های فاشیست تورک کوتاه می آیید. درست است ، من به شما حق میدهم همه مقاله تان در رابطه با احزاب کورد درست هستند اما کل مسئله نیستند و باید به جریانات ارتجاعی و ضد دمکراتیک آذربایجانی هم اشاره بکنید. آیا شما نمی دانید که بخش بزرگی از نیروهای سیاسی تورک اراضی کردستان را جزیی جدایی ناپذیر از اراضی به اصطلاح تاریخی آذربایجان میدانند؟ آیا شما به نقشه من درآوردی تورکهای وابسته به ترکیه را ندیدید. شکی ندارم که دیدید. اگر ندیدید لطفا به گوگول ایمیج سری بزنید و نقشه

نظر: 

قدیمها می گفتند ترکها انقلاب می کنند، فارسها به حاکمیت می رسند، کردها سرکوب می شوند، حالا ترکها بطور قطع و یقین متوجه شدند که انقلاب و سلاح یعنی نابود کردن و نابود شدن و به همین خاطر حتی اگر شده نان شبشان را می برند ذو برای بچه هایشان کامپیوتر می خرند، تا با مباحثه، نه با سلاح، با دنیا ارتباط برقرار کنند، ولی متاسفانه خلق کرد در گذشته با برنو و کلاشینکف و امروزه با مدرنترین سلاحهای آدمکشی می خواهند با نان شب بچه هایشان شعار کس ناله کرد مرداوا ، کرد زنداوا، کرد زنداوا را سر دهند، و به همین خاطر است که هنوز هم که هنوز است هم در سوریه و هم در عراق و هم در ایران بازیچه دست صاحبان قدرت می شوند، و شاید هم این یک ضرورت تاریخی است که کردها همیشه سرکوب شوند ، چون آنها به هیچوجه حاظر نیستند از تاریخ چیزی بیاموزند. و یاد بگیرند که هرگز نباید بروی ملت ترک سلاح بکشند.

نظر: 

سیاست و نظر دیکتاتوری حاکم از طرف جناب «خواننده » به روشنی بیان شده است. این چیز تازه ای نیست، حکومت از بدو پیدایش خود این سیاست را دنبال کرده است. و منطبق است با سیاست همه ی تمامیت خواهان :
-«هم زیستی مسالمت امیز بین ترکان و کردان همانند کشور عراق و ترکیه هر گز وجود نخواهد داشت »
-« وظیفه دولت مرکزی روشن تر میشود . »
-«.در ایران نباید هر گز خلع قدرت بوجود اید»
----
1-راه حل جناب خواننده : پناه بردن به حکومت مرکزی کنونی و آینده
« طرفدار و تابع و برقراری دولت مرکزی اسلامی باشید . تا کرد ها امنیت شما را از بین نبرند. »
کوتاه، پناه ببرید به جمهوری اسلامی یا جانشین آن حکومت مرکزی.

2-راه حل جناب « راز»:
« آزربایجان باید مسلح شود. برای حرکت مستقل آزربايجان دیگر دیر شده است. باید با ترکیه و آزربایجان شمالی جبهه مشترک ایجاد کرد. »

نظر: 

انچه نویسنده محترم نوشته اند در حقیقت نه زنگ خطر بلکه پنجره ای گشاده به روی روزهای وحشت است . امیدوارم که این زنگ خطر ر ا میهن پرستان ایرانی جدی بگیرند تا پیش از انکه دو گروه متخاصم کردستان و اذربایجان را میدان تاخت وتاز خود کنند . به دنبال این تاخت تاز و جنگ داخلی بین کرد و ترک دیگر نیروهای بیگانه هر یک به طرفداری از دیگری وارد میدان خواهند شد و مردم سرنوشتی همانند سوریه پیدا خواهند کرد .خود را فریب ندهیم امکان هم زیستی مسالمت امیز بین ترکان و کردان همانند کشور عراق و ترکیه هر گز وجود نخواهد داشت . برای جلوگیری از هر گونه تنش نظامی و اغتشاش وظیفه دولت مرکزی روشن تر میشود . کم کاری و سهل انگار ی در این باره خیانت به ارمان مردم ایران است .این یک باور کودکانه خواهد بود که در صورت سرنگونی نظام و ایجاد خلع قدرت

نظر: 

جناب ائلیار
نقطه نظرهای شما در کل درست است و در حقیقت تعریف دمکراسی است. شما متد دمکراتیکی پیشنهاد میکنید تا خلقها و جریانهای سیاسی آنان بدان گردن نهند و پایبند باشند تا خون از دماغ کسی نیاید. البته این کاریست بسیار مثبت همانطور که پدربزرگ به نوه هایش میگوید شلوغ نکنند.
مشکل آنجاست که نوه ها همچنان شلوغ خواهند کرد و چون همکاری نمیکنند نصیحت پدر بزرگ بی فایده خواهد بود. تا اینکه پدر بزرگ چند تا درگوشی بزند تا نوه ها ساکت شوند! دمکراسی قوانین خود را می طلبد.
اصول دمکراتیک فقط در محیط دمکراتیک کارگر است. محیط دمکراتیک جایی است که مردمی که دمکراسی می فهمند زندگی میکنند و قانون اساسی آنها هم حامی آنهاست.
در مناطق ما که جهنمی از دین، خرافات، بیسوادی ، فقر، جهالت، طايفه بازی، دروغ، تزویر، استبداد و وحشیت است اصول دمکراسی چه معنایی دارد؟ در ثاني اگر یک طرف مجادله بداند که رعایت دمکراسی ...

نظر: 

پارلمان خلق یا مجالس ملتها
-----------
در فردای شکست دیکتاتوری، در فضای آزاد و دموکراتیک ، مردمان مختلف جامعه، با داشتن فرصت لازم و کافی، نمایندگان خلق را برای اداره ی امور خود، به صورت موقت، در پای صندوقها جهت تشکیل «پارلمان خلق خود » انتخاب میکنند.

پارلمان خلق ها نخستین ارگان دموکراتیک عمومی ست برای اداره ی امور، بعد از آزادی ، برای مسئله ی استقلال ، و فدرال ، تصمیم گیرنده، مجلس خلق است در مورد مسایل.
تنها مجلس هر خلق است که میتواند در مورد « مسایل مهم و اختلافات» و چگونگی « راه حلها» و اقدامات تصمیم بگیرد.
نه « این گروه و آن گروه ، افراد».

روش حل مشکل را مجلس خلق و خلقها در دیالوگ متقابل انتخاب و با «کسب موافقت مردم» در یک رأی گیری همگانی، حل میکنند.

هر گروه و فردی می تواند در فضای دموکراتیک راه حل خود را مسالمت آمیز و سیاسی مطرح کند .

نظر: 

مسئله ی « اختلاف ارضی» بین همه ی ملیت ها میتواند وجود داشته باشد.
بین ترکمن و غیر ترکمن، بین عرب و غیر عرب، بین بلوچ و غیر بلوچ ، ترک و کرد ، ووو.

طرح این جور مسایل و « رسیدگی به مشکل بعد از آزادی خلقها ، توسط پارلمانهای خلقهاست»
نه « حل آن توسط این گروه و آن گروه ، در شرایطی که همه خلقها زندانی دیکتاتوری حاکم اند.»

کسانی که در شرایط اسارت خلقها اختلاف ارضی مطرح کرده یا میکنند ، تیشه به ریشه ی همبستگی خلقها زده اند.
و همبستگی را نفی کرده اند که آرزوی « حکومت حاکم نیز چنین بوده است»
اینان در خدمت به رژیم عمل میکنند.
عدم اتحاد خلقها محصول کشت این « ناسیونالیسم کور» است.
راه درست ترک این سیاست است. و واگذاری اختلاف به پارلمان خلقها بعد از آزادی ست.

نظر: 

دو خلق آذربایجان و کردستان در کنار در صفا و صمیمیت زندگی می کنند و مشکلاتشان را خود حل خواهند کرد. شماها بهتر است به امورات خود و حساب و کتاب های خود بپردازید.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.