آزاده پیر

از آن دلاورعاشقان فرِ ایران؛
در رزمگاه زندگی بگذشته از جان؛
آزاده پیری چون مصدق شد به میدان

 

ایران من،این خاکِ مهر آیین و دلبند
این خاستگاهِ اولین انسانِ ِآگاه
سرمنزل ِاسطوره و تاریخ و فرهنگ
بنیانگذارِدانش و روشنگرِ راه
در چنبرِ چرخ ِ فلک  بس فتنه دیده
وان قامت ِ آزاده و سبز و سر افراز
ای بس که با تیغِ ستم  در خون تپیده

اما  به فرایزدی  با مهرِ یزدان
با بی‌شماره عاشقان و جان سپاران
آنان که در راه وطن از تن گذشتند
گمنام و نام آور به راهش کشته گشتند
زین فتنه‌های تلخ و جانفرسا رهیده

از آن دلاورعاشقانِ ِ فرِایران،
در رزمگاه زندگی بگذشته از جان،
آزاده پیری چون مصدق شد به میدان 

دکتر مصدق آیتی بود از صداقت
آزاده اندیشی به جان غمخوار ِملت
از نام و نان بگذشته‌ای هشیار و دانا
دل بسته بر آسایش و بر کار ِ ملت

در روزهایی کز فریب و مکر ِ دشمن
زنجیر ِ استعمار بر پای وطن بود
آن ناجی ِدشمن شکن آن جان ِ آگاه
همراه ِ یاران ِ وفادار و وطن خواه
با مشعلِ آزاد جویی سر بر افراخت
چون شیر کز زنجیر و زندان عار دارد
بر روبهانِ پیر ِ استعمار غرید
بر مسندِ شرم آور ِ ظلم و ریا تاخت

«کاینسان چرا گنج ِ روان ِ سرزمینم
وین زر که درمان و دوای مردم ماست
باید همه در چنگ ِ استعمار باشد؟!
از مردی و داد و شرف چون دم توان زد
تا طفل ِ آزادی چنین بیمار باشد؟
این نابکاران اندرین پیکار خاموش
زر می برند و بذر محنت می فشانند
با چنگ های خون چکان و روی خندان
ما را به سوی فقر و نکبت می‌کشانند»

با یک چنین اندیشه‌های آرمانی
در دادگاه ِ لاهه او داد ِ سخن داد
با کوبه ی حق جویی و آزادخواهی
بر پیکر ِ سنگین ِ استعمار کوبید
تا نفت را از چنگ ِ بیگانه رهانید
خونی دو باره بر رگ ِ خشک ِ وطن داد

او رفته اینک زو امیدی مانده بر جا
کز تیرگی‌ها جانِ ما را می‌رهاند
او رفته، اما راه او چون جویباری
ما را به دریاهای روشن می‌کشاند

او رفته، اما دشمنان سرگرم ِ کارند
آن گرگها و روبهان فکر ِ شکارند 
تا خاک ِ زرخیز ِ مرا با خون بشویند
تا بار ِدیگر میهنم ویرانه سازند
خونخوارگان بر پیشه ِخود استوارند

ای سرو ِآزاد ِ جوان فرزندِ ایران!
کاری سترگ است این، مپنداریش آسان
چشمِ خرد بگشای و گوش ِهوش واکن
دلسردی و اندوه و بیزاری رها کن
ای مایه خشنودی و دلشادی من،
ای روشنی بخش ِ دو چشم ِ مام ِ میهن،
باید به راهش آنچنان کوشی تو از جان
تا در جهان پاینده ماند نام ِ ایران

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود به روان پاک دکتر محمد مصدق بزرگمرد تاریخ معاصر ایران زمین و درود به روان تابناک دکتر حسین فاطمی شهید بزرگ جبهه ملی ایران.
ننگ و نفرت بر شاه خائن ، ننگ و نفرت ابدی بر خاندان پهلوی.
شاه خائن با شهید کردن دکتر حسین فاطمی که جرقۀ ملی کردن نفت را ایشون زدند ، نشان داد فقط به دنبال سلطنت خودش و خاندان نحس خودش در ایران است. این شاه خائن دستور اعدام کسی را داد که یکی از خادم ترین افراد به خلق ایران بود ، یکی از مهمترین افرادی که تلاش کرد برای آزادیخواهی و استقلال طلبی در ایران. شاه خائن نه تنها خیانت کرد بلکه جنایت هم کرد در حق مردم ایران. شاه حکومتش را مدیون امپریالیسم انگلیس و آمریکا و آخوندهای رذل و کثیف مانند کاشانی و بهبهانی و شعبون بی مخ ها و طیب ها بود. بعد از کودتای ننگین 28 مرداد سال 32 ، شاه خائن دیگر هیچ آبرو و اعتبار سیاسی نداشت ، خاندان پهلوی فقط به زور ساواک و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
غزلی هم از حافظ.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به حسن
از 30 تير سال1331 حزب توده ايران وفادارترين طرفدار دکتر مصدق بود، حتی نسبت به گروه ملی هايی که در اطراف دکتر مصدق بودند.
دولت نخست دکتر مصدق ترکيبی داشت که حزب توده نمی توانست با آن موافق باشد. وجود سرلشگر زاهدی با توجه به سوابقی که داشت و وجود گلشاييان در دولت نمی توانست ترکيب دولت ملی باشد.
در پی قيام عظيم مردمی 30 تير 1331، شاه مجبور شد دوباره مصدق را به نخست وزيری دعوت کند، اما اين بار با پذيرش اختيارات مورد نظر او و اين پيروزی بزرگی برای ملت ايران بود. دکتر مصدق در يک موضع جديد قرار گرفت و دولتی که اين بار تشکيل داد با دولت قبلی اش بسيار متفاوت بود و پس از آن حزب توده به نزدیک ترین یار و متحد دکتر مصدق و جبهه ملی تبدیل شد.
باری ، سرانجام حکومت ملی دکتر مصدق با یک کودتای استعماری و امپریالیستی از جانب دولتهای آمریکا و انگلیس که به‌کمک عوامل دربار شاه خائن و ارتش و آخوندهای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دکتر محمد مصدق قربانی سیاست خارجی سه دولت امریکا و شوروی انگلیس وسه نیروی ارتجاعی داخلی یعنی دربار و حزب توده و اخوندها یعنی از شش جهت محاصره و دولت او سرنگون شد. انچه امروز بر ما میگذرد نتیجه دشمنی با ازادی با قانون و عدالت اجتماعی و میهن پرستى و نماد ان دکتر محمد مصدق است . نوش جانمان باد این شرنگ بی وطنی .

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری