رقیه کبیری "گونه باخان" شاعره میز Ruqayye Kabiri

"رقیه كبیری» را می‌توان شاعرو نویسنده پركار آذربایجان شرقی نامید. انتشار منظم رمان‌ها، داستان‌های كوتاه و سفرنامه‌ها ومجموعه شعر به قلم او در چند سال اخیر، این نویسنده را به یكی از چهره‌های ادبی استان تبدیل كرده است. وی متولد 1341 خوی(-شهر آفتاب گردان) است وتحصیل کرده علوم آزمایشگاهی تبریز، که بیشتر وقت خود را به ادبیات اختصاص داده است.داستان ورمان وسفرنامه های فراوانش اورا بیشتر داستان نویس شناسانده تا شاعر

رقیه کبیری "گونه باخان" شاعره میز Ruqayye Kabiri
-----
 (ایشان تخلصی انتخاب نکرده،بخاطر شهر زادگاهش خوی-شهر آفتابگردان- بنده به نام گونه باخان شاعری-نامیدم)

"رقیه كبیری» را می‌توان شاعرو نویسنده پركار آذربایجان شرقی نامید. انتشار منظم رمان‌ها، داستان‌های كوتاه و سفرنامه‌ها ومجموعه شعر به قلم او در چند سال اخیر، این نویسنده را به یكی از چهره‌های ادبی استان تبدیل كرده است. وی متولد 1341 خوی(-شهر آفتاب گردان) است وتحصیل کرده علوم آزمایشگاهی تبریز، که بیشتر وقت خود را به ادبیات اختصاص داده است.داستان ورمان وسفرنامه های فراوانش اورا بیشتر داستان نویس شناسانده تا شاعر اما چون آوردن نمونه داستان ورمان شایداز حوصله این مقال خارج باشد به چند نمونه 
 ترجمه شده شعرهاش بسنده میکنیم.

زندگي
--------
پرده اي ناگشوده
پنجره اي بسته
و هوايي نافذ از تَرَك ِ شيشه
 همه ي زندگيست!

شايد هم زندگي
زني كه
درمقابل آينه
فراموش اش مي شود
تارموهايش
در دندان شانه ها
و گرم مي كند دستانش را
 درداغي ِ فنجانها ...

شايد هم گرمي ِ ناني
در دستان مردي
كه لبخندش را زير سبيلي
 مي پوشاند ...

------

حسرت
------
يك لب خنده
دوسبد بوسه
آغوشي از عشق
 لب پنجره مي چينم ...

دستها در گيسوانم مي لغزد
و آينه به رويم مي خندد
مبل پذيرايي خميازه مي كشد.
زنگ در حسرت دستانت را دارد
و خيالم مي پرد
 رو شيشه ي پنجره ها .

----------------

تب ام را بگير تبريزم
---
تبريزمن !
تبم را بگير
در استخر "شاه گُلي"
كه آبش به گل نشسته.
قلبم را بگير
تا انگشتانت
رنگي شود
از آجرهاي مسجد كبود .
آفتابگردان هاي خوي
تخمه مي شكنند
و گريه ي رودها را دارند
كه جاري بودند و روان .
بركه ي " قورو گُل "
اردك هايش را پر مي دهد
وبراي اروميه
دل مي سوزاند .
بيا
تو ومن
"ارك "را در كنار رود
به پا سازيم
و سوگواره هارا
به تبر ويران كنيم 
و بگوييم زنده باد تبرها!
آغوش ات را برايم وا كن تبريز!
سينه ام عطر تو دارد
و گيسوانم
از طوفانهاي تو
موج برمي دارد .
در مه تو گم مي شويم
و كسي نمي بيند
به گاهي كه گيسوانم را در تن ات مي پيچي .
تور عروسي ام را بردار
 تب ام را بگير تبريزم.

--------------
ترجمه : عليرضا ذيحق
-----------------------------
بغضی ازآثار چاپ شده: 
داستان رمان
1- اوره ییم آغرییر (حیکایه توپلوسو- باکی شهرینین قانون انتشاراتینین طرفیندن نشر اولوب)20122-جی ایلینده نشر اولونوب

2- بو قاپی هئچ چالینمایاجاق( حیکایه توپلوسو- انتشارات یاران- تبریز)

3- ائویم (رومان) – انتشارات یاران- تبریز (ائویم رومانی 2016-جی میلاد ایلینده باکی شهرینین قانون انتشاراتی طرفیندن لاتین الفباسیندا چاپ اولوب)

4– آنلاین یازیلار( مکتوب فرموندا یازیلمیش یازیلاردان عبارت دیر) – انتشارات یاران- تبریز

5- ایچیمده‌کی قیز( حیکایه توپلوسو)- انتشارات یاران- تبریز

6- یئردن اوجا تورپاق – رومان (علمی- تخیلی) انتشارات موغام- تبریز

7- دونیا قابار چالیب یولداش (حیکایه توپلوسو) انتشارات موغام- تبریز

8 ساچاقدان آسیلمیش اژدها (خانبالیق سفرنامه‌سی)، چین سفریندن یازیلار. انتشارات موغام- تبریز

9- قوشلار داها قورخمورلار (رومان) انتشارات یانار- آیدین

زیر چاپ:
11- اؤزبکیستان سفرنامه‌سی چاپ مجوزی آلیب و تئزلیکله نشر انور واسطیه‌سی ایله چاپ اولوناجاق

شعرهای چاپ شده:
11- تبریزیم! آل تبیمی، شعر توپلوسو، انتشارات نباتی. تبریز

2- بیر اوجاقدا ایکی کول توپاسی- اصلی کرم دن یئنی آنلاتی(اورتاق یازیلمیش شعر- رقیه کبیری و کیان خیاو) بو کیتاب 1392ینجی ایلده «کتاب تبریز» مسابیقه سینده اوچونجو مقامی قازاندی. انتشارات یاران- تبریز

3- دنبال چشمانت می گردم( پرویز جبرائیلین سئچیلمیش شعرلرینین فارسجا ترجمه سی) انتشارات کشمر

 تدوین:احمد اسماعیلی
انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری