ناانتخابات در حکومت اسلامی؛ گامی فراتر از بایکوت! جنبش "انگشت های ناآلوده"

نه به انتخابات در حکومت اسلامی و بایکوت انتخابات در این نظام نکبتبار، نمی تواند منفعلانه باشد.
با صدای بلند اعلام کنیم که انگشتمان را با رای به حکومت اسلامی و انتخابات مردمفریبانه اش الوده نمی کنیم.
در محله، کوچه، خیابان، اتوبوس، مترو، ماشین و ... هرجا هستیم، انگشت خود را بلند کنیم و نشان دهیم که ما رای نمی دهیم، انگشتمان آلوده نیست!
جنبش انگشت های ناآلوده، آلترناتیو بایکوت منفعلانه است! بعنوان قطب آزادیخواه و ایراندوست، در متن جامعه، مرزهای خود را با قطب مدافعان حکومت اسلامی صراحت دهیم!

 

از هم اکنون کارزار معرکه حکومت اسلامی بمنظور انتخاب یکی از مهره های نظام آغاز شده و رسانه های "اپوزیسیون" و پوزیسیون سرگرم سبک و سنگین کردن میزان جنایات کاندیدا هستند تا جنایتکار "معقول تر"  برگماشته نظام، بنام ایران و ایرانیان بر مسند ریاست جمهوری از احگام حکومتی سیدعلی خامنه ای اطاعت کند.

هنگامی بنیادهای سیاسی –دینی و فرهنگی حکومت بر تضاد آشتی ناپذیر با آزادی، دمکراسی، حقوق بشر، صلح، همزیستی برابرحقوق شهروندی و منافع ایران و جامعه ایرانی قرار دارد، برسمیت شناختن انتخابات، بازی کودکانه در میدان حکومت است. در اصل پنجم قانون اساسی اسلامگرایان بصراحت آمده است که در زمان غیبت ولی عصر، ولایت امر و امامت امت بر عهده ولی فقیه می باشد. امر حکومت در نظام اسلامی مربوط به ولی فقیه یا سلطان (نظیر سیدعلی خامنه ای، ابوبکر بغدادی ...) بوده و امور اجرائی بر عهده کاربران (دولت) است. یعنی شعور جامعه تنها در حوزه خرده کاری ها مربوط امور اجرائی دولت دخالت داده میشود و نه تعیین سیاست های کلان حکومت و سرنوشت مردم.

 در اصل ششم قانون اساسی روحانیت شیعه، نظریه بی اراده ساختن باشندگان ایران و محروم کردن آنها از حق تعیین سرنوشت خود توسط اسلامگرایان حاکم تدوین شده است. در "جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود". اما در اصل 113 مقام رهبری عالی ترین مقام رسمی کشور و مسئول اجرای قانون اساسی و تنظیم قوای سه گانه را بر عهده دارد.

در اصل 110 به ولی فقیه امکان سازماندهی مافیای عریض و طویل داده شده و نظام موروثی که در انقلاب 1357 برچیده شد، در حکومت اسلامی بشکل اسلامی – عربی احیاء گشت.

در نظام اسلامی، جایگاه حکومت و دولت تفکیک شده است. دولت دستیار حاکم شرع (ولی فقیه) بوده و تنها جنبه نمایشی دارد. از همینرو بازی انتخاباتی در چارچوب رای به گماشتگان حکومت (ولی فقیه) با هزاران اماو اگر، تقلب، فیلتر، سانسور، ممنوعیت جهت انتخاب دولت مطلوب فقیه (سلطان)، تدارک دیده میشود تا در جامعه شهروندی  ایرانی این گمانه القاء گردد که در حکومت اسلامی، ایران و ایرانیان تنها ابزار فربه شدن اسلام و اسلامگرایان نیستند و حکومت اشغالگران، منتخبین جامعه ایرانی هستند.

ناانتخابات دولت مطلوب حکومت (ولی فقیه) در ایران هیچ قرابتی با یک انتخابات آزاد و دمکراتیک نداشته و ندارد. در منشور جهانی حقوق بشر بروشنی آمده است:

ماده 18: هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان میباشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسمـ دینی است. هرکس میتواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی برخوردار باشد.

ماده 19: هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیمـ و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلـاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمامـ وسایل ممکن و بدون ملـاحظات مرزی، آزاد باشد.

ماده 20: الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت‌های مسالمت آمیز تشکیل دهد.
ب) هیچ کس را نمیتوان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

ماده 21: الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

کیست که نداند؛ 39 سال از عمر ممنوعیت احزاب سیاسی، قتل عام آئینی، فرهنگی، سیاسی و فیزیکی ایرانیان توسط اسلامگرایان حکومتی سپری شده است؟

کیست که نداند 39 سال نه تنها حقوق بشر در ایران نقض شده است، بلکه سیاست اسلامیزاسیون ایران به جنایت علیه بشریت منجر گردید و حکومت اسلامی باید در برابر جوامع انسانی و باشندگان ایران محاکمه شود!

حکومت اسلامی که هویت آن در تضاد آشتی ناپذیر با حقوق بشر می باشد، با دستگاه فکری و راهکارهای انتخابات آزاد و  دمکراتیک بیگانه است. دامن زدن به توهم امکان انتخابات مبتنی بر نرم های شناخته شده جهانی در حکومت اسلامی، نخست آب ریختن به آسیاب حکومت است. دوم، این سیاست توهم پراکنی در تکوین اراده ملی سکولار (لائیک)– دمکراتیک قطب ایرانی در برابر مدافعان حکومت اسلامی اختلال ایجاد می کند.

ما ایرانیان موظف هستیم در دفاع از آزادی ایران و جامعه ایرانی از زیر سلطه اسلامگرایان، نخست خود را در جبهه ای مقابل اسلامگرایان حکومتی متشکل کنیم و دوم از آنجا که ما در مقام دفاع از حقوق انسان ایرانی و حاکمیت قانون سکولار – دمکراتیک قرار داریم؛ حق طغیان بر ضد ستم و بیداد را همواره برای خود محفوظ می دانیم و بر این مصوبه منشور جهانی حقوق بشر تاکید داریم که:

ماده 28: هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی، حقوق و آزادی‌هـایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده، تامین کند و آن‌هـا  را به مورد عمل بگذارد.

من با این مقدمه به ضرورت سیاست بایکوت فعال  ناانتخابات در حکومت اسلامی ایران می پردازم.

حکومت اسلامی در هیچ زمینه ای قابل اعتماد نیست و دستگاه سانسور، تحریف، تقلب، غارت، چپاول، سرکوب و قتل عام آئینی، دینی، فرهنگی و فیزیکی آن در 39 سال گذشته، مثنوی هفتاد من است.

بایکوت انتخابات امری لازم می باشد، اما کافی نیست.  حکومت اسلامی همواره  با تقلب و رای سازی صندوق های رای را پر کرده است. از اینرو اقدام بیشرمانه رای سازی را باید با حضور در خیابان حنثی کرد.

بایکوت باید نمود علنی یابد و از خصلت انفعالی به اقدام سیاسی – ملی کارا ارتقاء یابد. تجربه نشان داده که بایکوت و خانه نشینی پاسخ نمی دهد و باید در جهت اقدام در خیابان سمتگیری کرد. 

واقعیت اینست که سرنوشت جنگ باشندگان ایران با اسلامگرایان حکومتی در خیابان تعیین میشود و ما در خیابان می توانیم توازن قوا را بسود مردم تغییر دهیم.

اکثریت جامعه ایران از اسلامگرایان رویگردان شده و بر ایران و ایرانیت خود تاکید دارند. جنبش ایراندوستان آزادیخواه، دمکرات و دادخواه نیروی عظیم نهفته در جامعه بوده که در آستانه بیداری بزرگ و تعریف هویت مستقل سیاسی خویش است. تنها یک جنبش عظیم  در گستره جامعه ایرانی می تواند به حکومت اسلامی در ایران خاتمه دهد و همانند انقلاب مشروطه، چشم انداز نوینی برابر ما قرار دهد.

جامعه ایران از لحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زمینه های استقبال از برپائی جمهوری ایران ( نظامی سکولار، دمکراتیک، دادگرانه و مبتنی بر خودمدیریتی باشندگان کشور) را دارد. پاشنه آشیل جامعه ایرانی، همانا فقدان اراد واحد لائیک دمکراتیک سیاسی، ضعف سازماندهی اجتماعی و فقدان تشکل سراسری برای تغییر توازن قوا در خیابان است.

جنبش آزادی ایران و ایرانیان از سلطه اسلامگرایان، در بستر اقدام سیاسی قوام می یابد. ایراندوستان آزادیخواه نمی توانند این اصل مهم را نادیده گیرند که کنار زدن اسلامگرایان از قدرت نه در انتخابات، بلکه در نتیجه جنبش خیابانی و پس از تغییر توازن قوا در خیابان بسود ایراندوستان آزادیخواه میسر است.

با توجه به چنین چشم اندازی، نه به انتخابات در حکومت اسلامی و بایکوت انتخابات در این نظام نکبتبار، نمی تواند منفعلانه باشد.

از هم اکنون با صدای بلند اعلام کنیم که انگشتمان را با رای به حکومت اسلامی و انتخابات مردمفریبانه اش الوده نمی کنیم.

در محله، کوچه، خیابان، اتوبوس، مترو، ماشین و ... هرجا هستیم، انگشت خود را بلند کنیم و نشان دهیم که ما رای نمی دهیم، انگشتمان آلوده نیست!

جنبش انگشت های ناآلوده، آلترناتیو بایکوت منفعلانه است! بعنوان قطب آزادیخواه و ایراندوست، در متن جامعه، مرزهای خود را با قطب ناچیز مدافعان حکومت اسلامی صراحت دهیم!

بایکوت انتخابات را با نه به حکومت اسلامی در ایران پیوند زنیم!

منبع: 
ایرانگلوبال
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهمن موحدی(بامدادان) گرامی؛
ضمن درودهای رفیقانه، دست شما در راه پیکار برای رهائی ایران و ایرانیان از شر دشمنانش بگرمی میفشارم.
تندرست، شاد و سربلند بمانید.
با مهر و احترام
اقبال
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود می فرستم به شما هموطن مبارز اقبالی گرامی؛ همانطور که شما دوست عزیز اشاره کردید بایکوت مضحکۀ انتصاباتی رژیم امری لازم می باشد، اما کافی نیست و باید در خیابانها به مصاف رژیم رفت و در نبرد آخرین این رژیم ضدخلقی و ضدایرانی را سرنگون کرد و به زباله دانی تاریخ انداخت. به طور قطع حضور در کف خیابانها و اعتراض به خفقان و دیکتاتوری و نابسامانیهای گستردۀ اجتماعی، ناقوس مرگ دیکتاتوری و فاشیسم مذهبی جمهوری اسلامی را به صدا در می آورد. بدون شک بایستی در بهار طبیعت ، بهار آزادی ایران زمین از اشغال آخوندهای ضد ایرانی را با عزمی صد چندان رقم بزنیم.
بهاران آزادی ایران زمین فرا می رسد .
تصویر سازاخ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال عزیز، شلاق روحی وحشت از بیکاری در جامعه دردناکتر ار شلاق اوین است، شوخی نیست بیکاری و از دست دادن شغل معادل کارتون خوابی و خود فروشی است، حاکمیت فارس سالار در ایران که عصاره ماکیاوالیزم است، بخوبی به این مساله آگاه است، که با بالا بردن آگاهانه درصد بیکاری در جامعه و به کمک وحشت بیکاری، مردم را به هر کاری که می خوهد، وادارد، انگشت بی رنگ، منو یاد اون زن و شوهری که بدست راهزنها اسیر می شوند، می اندازد که راهزنها روی زمین دایره ایی می کشند و به مرد می گویند، تا برگشتن ما اگر پایت را از دایره بیرون بگذاری. پدرت را در می آوریم، بعد زنش را به پشت کوه می برند، و بعد از چند ساعت زنش با حالت آشفته برمیگردد و بر سر شوهرش فریاد می کشد، که تو غیرت نداری، مرد می گوید ناراحت نشو من پدر آنها را در آوردم، تا آنها رفتند، پایم را دو بار از دایره بیردن گذاشتم.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری