نگاهى به روابط ایران و روسیه در سایه تحولات سوریه

سفر “تاریخى” روحانى به مسکو

از آغاز جنگ داخلى سوریه در سال ٢٠١١، ایران و روسیه که هر دو اکنون متحدان اصلى رژیم بشار اسد به شمار مى روند، روابط پرفراز و نشیبى را تجربه کرده‌اند. در ظاهر امر، از آن جهت که هم تهران و هم مسکو معمولا از لحاظ سیاسى در جهتى متفاوت از کشورهاى قدرتمند غربى به ویژه ایالات متحده عمل مى کنند، ممکن است انتظار رود که این دو، متحد طبیعى یکدیگر باشند، اما واقعیت بسیار پیچیده تر از آن چیزى ست که به نظر مى رسد

نگاهى به روند کلان روابط دو کشور در دو دهه گذشته تا حد زیادى حاکى از آن است که روسیه انزوا و “تنهایى استراتژیک” (strategic loneliness) ایران را به خوبى دریافته و در غیاب متحدى قابل اتکا براى جمهورى اسلامى در میان قدرت هاى بزرگ جهان کوشیده است تا حد ممکن براى پیشبرد منافع بلندمدت و کوتاه مدتش از آن بهره بردارى کند. یکى از الگوهاى رفتارى مشخص در سیاست خارجى روسیه که در این چارچوب مى‌توان مشاهده کرد استفاده سیستماتیک آن از ایران و خصومت دیرینه‌اش با ایالات متحده به عنوان اهرمى براى تنظیم روابط خود با آمریکا بوده است.

نمونه بارز چنین سیاستى رویکرد کجدار و مریز مسکو در قبال برنامه هسته اى ایران بود، بدین معنى که میزان حمایت آن از فعالیت هاى هسته اى تهران عمدتا تابعى بود از میزان گرمى یا سردى روابط استراتژیکش با آمریکا، نه برعکس. و جالب آنکه سیاست مذکور در حالى به اجرا گذاشته مى شد که مسکو دست کم به لحاظ اقتصادى سود قابل توجهى از برنامه هسته اى ایران مى برد. براى مثال، ساخت نیروگاه اتمى بوشهر که مسئولیت آن طى قراردادى در سال ١٩٩۵ به روسیه واگذار شده بود، شانزده سال به طول انجامید تا اینکه در نهایت در سال ٢٠١١ به بهره ورى رسید و با تزریق برق به شبکه سراسرى کشور، نیروگاه به طور رسمى افتتاح گردید.

نمونه دیگر این رویکرد، امتناع کرملین از تحویل سامانه دفاع موشکى اس-٣٠٠ به ایران در اوج تهدیدات نظامى خارجى علیه تاسیسات هسته اى بود، خریدى که قرارداد آن به ارزش ٨٠٠ میلیون دلار در سال ٢٠٠٧ بسته شد اما کرملین به طور یکجانبه در سال ٢٠١٠ آن را ملغى کرد. موشک هاى پدافندى اس-٣٠٠ در نهایت با حکم پوتین در سال ٢٠١۶ و احیاى مجدد قرارداد به  ایران تحویل داده شدند.

مداخله نظامى روسیه در اوکراین و الحاق شبه جزیره کریمه در اوایل سال ٢٠١۴، که در پاسخ به پیشروى هاى تدریجى ناتو به حیاط خلوت روسیه صورت گرفت و به تشدید بى سابقه تنش‌ها میان مسکو و کشورهاى غربى در دوره پساشوروى انجامید، سیاست خارجى کرملین را در قبال ایران تا حدى تحت تاثیر قرار داد و آن را به جمهورى اسلامى نزدیک تر ساخت. اما این مداخله نظامى دولت ولادیمیر پوتین در جنگ داخلى سوریه در اواخر سپتامبر ٢٠١۵ بود که سرآغاز مرحله اى جدید در روابط مسکو و تهران شد.

با توجه به بحث فوق و نمونه هاى ذکر شده، شاید بتوان به طور کلى استدلال کرد که برخلاف روابط ایران با چین و به ویژه اروپا که عمدتا حول محور تجارت و صادرات و واردات محصولات تجارى و خرید و فروش نفت مى چرخد و لذا از ماهیتى “نرم” برخوردار است، روابط ایران با روسیه بیشتر بر همکارى هاى دفاعى، نظامى و امنیتى مبتنى بوده و بدین ترتیب عمدتا ماهیتى “سخت” دارد.

در ادامه نگاهى به جایگاه کنونى و سمت و سوى آینده روابط تهران و مسکو در سایه تحولات اخیر در خاورمیانه به ویژه جنگ داخلى سوریه مى اندازیم.

سفر “تاریخى” روحانى به مسکو

برخى سفر دو روزه حسن روحانى به مسکو در اواخر مارس ٢٠١٧ را دیدارى “تاریخى” توصیف کرده‌اند. این سفر که به دعوت رسمى ولادیمیر پوتین صورت گرفت نخستین سفر حسن روحانى به روسیه در دوران ریاست جمهورى اش بود. دیدار روحانى از مسکو در سایه تحولات مهمى انجام شد که از میان آنها مى توان به روى کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا و آغاز سخت گیرى هاى بیشتر واشینگتن به تهران، تفوق نیروهاى حامى بشار اسد بر مخالفان در جنگ داخلى سوریه، افزایش فشارهاى بین المللى بر داعش و بیرون راندن قریب الوقوع آن از عراق، و نیز تشدید تنش هاى سیاسى و دیپلماتیک میان ایران و همسایگانش به ویژه ترکیه و عربستان اشاره کرد.

در این سفر که وزراى خارجه، نفت، ارتباطات و فناورى اطلاعات، صنعت و معدن، و رئیس کل بانک مرکزى روحانى را همراهى مى کردند، ١۴۴ تفاهم نامه و سند همکارى در حوزه هاى مختلفشامل انرژى هسته اى، هوا فضا، حمل و نقل، گردشگرى و صنایع نوین بین تهران و مسکو  امضا شد. دو طرف همچنین طى بیانیه اى مواضع مشترکشان در قبال بحران هاى منطقه اى و بین المللى مانند جنگ داخلى سوریه، یمن، عراق و افغانستان را برجسته کرده و بر لزوم مبارزه با تروریسم به ویژه گروه موسوم به دولت اسلامى یا داعش و القاعده تاکید ورزیدند.

با وجود تأکید مکرر طرفین بر تقویت و گسترش روابط تجارى در سال هاى گذشته، چنین هدفى تابحال محقق نشده است، که به نظر مى رسد دلیل اصلى آن عدم وجود زیرساخت‌ها و ظرفیت هاى لازم براى نظام مندسازى تجارت بین دو کشور باشد چنانکه تا حدى در روابط ایران و چین مى توان مشاهده کرد. بر خلاف ادعاى پوتین مبنى بر اینکه روابط اقتصادى تهران و مسکو در سال ٢٠١۶ میلادى یا ١٣٩۵ خورشیدى، “٧٠ درصد رشد داشته”، آمار گمرک ایران نشان مى دهد که در ده ماهه نخست سال ٩۵، ایران ١۵٠ میلیون دلار کالا به روسیه صادر کرده و  ٨۵٠ میلیون دلار کالا از آن وارد کرده است. همچنین چنان که از محاسبات سرویس دولتى آمار روسیه برمى آید، حجم روابط تجارى بین دو کشور از ٣.۶ میلیارد دلار در سال ٢٠١٠ به ١.٢ میلیارد دلار در سال ٢٠١۵ کاهش یافته است. هر چند تهران و مسکو براى تقویت روابط تجارى و اقتصادى مى کوشند، بعید به نظر مى رسد اقتصاد و تجارت در آینده نزدیک به نیروى محرکه اصلى در روابط دوجانبه تبدیل گردد.

سفر رئیس جمهور ایران به مسکو اما در حالى انجام شد که دقیقا سه روز پیش از آغاز آن، یعنى در ٢۴ مارس، یک پایگاه نظامى متعلق به گارد ملى روسیه در چچن هدف حمله چند شبه نظامى  مرتبط با داعش قرار گرفته بود، که بر اثر آن دست کم شش سرباز روسى کشته شدند. همچنین چند روز پس از پایان سفر روحانى، یعنى ٣ آوریل، حمله اى تروریستى در مترو سن پترزبورگ روسیه رخ داد که طى آن ١١ نفر بر اثر انفجار بمب جان خود را از دست داده و بیش از ۴٠ نفر زخمى شدند.

از آنجا که در حال حاضر دستیابى به جایگاه ابرقدرتى براى روسیه از مسیر خاورمیانه مى گذرد و این حضور نیز خواسته یا ناخواسته روسیه را به هدفى براى گروه هاى اسلام گراى افراطى و تروریستى تبدیل کرده، همکارى ضدتروریستى با ایران که در بطن مبارزه با چنین گروه هایى قرار دارد و از اشراف اطلاعاتى نسبتا خوبى بر آنها برخوردار است، از ابعاد مهم رابطه کرملین با جمهورى اسلامى به شمار مى رود.

با این حال، هر چند در مقایسه با آمریکا و اتحادیه اروپا، روسیه از به اصطلاح “حامیان” طرف ایرانى در مذاکرات هسته اى دولت روحانى با قدرت هاى جهانى به حساب مى‌آمد، عامل اصلى نزدیکى مسکو و تهران در چند سال اخیر نه حل و فصل مناقشه هسته اى ایران در عرصه بین الملل بلکه همسویى آنها در قبال بحران سوریه به طور خاص و نظم نوین خاورمیانه به طور کلى بوده است، یعنى عاملى که چندان با مسائل اقتصادى و تجارى یا خرید و فروش نفت و گاز بین دو طرف – چنانکه مثلا در رابطه تهران و آنکارا شاهد آن هستیم – ارتباطى ندارد.

همگرایى در سوریه

ناگفته پیداست که همسویى سیاست هاى ایران و روسیه در حمایت از حکومت بشار اسد که تنها متحد منطقه اى هر دو کشور محسوب مى شود به نزدیکى تهران و مسکو و تحکیم روابط دوجانبه کمک کرده است. این همگرایى در اواخر دوره ریاست جمهورى باراک اوباما کاملا آشکار بود، که دلیل آن را باید در به سردى گراییدن روابط کرملین و کاخ سفید بر سر مسئله اوکراین و تحریم روسیه از سوى کشورهاى غربى با سرکردگى آمریکا جستجو کرد. اما با روى کار آمدن دونالد ترامپ و اشارات وى مبنى بر طرفدارى از پوتین و شیوه رهبرى و حکمرانى او بیم آن مى رفت که مسکو طبق روال گذشته تهران را دور زده و منافع آن را قربانى روابطش با واشینگتن کند. سفر روحانى به مسکو که در بخش پیش بدان پرداختیم تا حد زیادى براى ضمانت گرفتن از کرملین با هدف پیشگیرى از چنین احتمالى صورت گرفت.

شاید یکى از خوش شانسى هاى ایران در روابط با روسیه این است که ساختار سیاست گذارى و تصمیم گیرى در سیاست خارجى آمریکا به ویژه در محافل جمهورى خواه گرایش هاى عمیق و نهادینه شده روس هراسانه یا ضدروسى دارد، و از این جهت تلاش هاى رئیس جمهور جدید ایالات متحده دونالد ترامپ براى تقویت روابط دوجانبه با روسیه به موانع جدى در عرصه داخلى برخورده است.

در عین حال، حمله موشکى آمریکا به پایگاه هوایى الشعیرات در سوریه در پى واقعه خان شیخون تنش در روابط روسیه و ایالات متحده را به طرز آشکارى تشدید کرد، و بدین ترتیب موجب نزدیکى هر چه بیشتر تهران و مسکو شد. با توجه به این پویایى‌ها به نظر مى رسد روابط آینده ایران و روسیه مادامی که منافع ژئوپولتیکى و انتظارات سیاسى کرملین از سوى کاخ سفید تامین نگردد به سوى همگرایى افزون تر پیش رود، همگرایى اى که عمدتا مبتنى بر محاسبات “سخت” استراتژیک در منطقه و مسائل دفاعى-نظامى خواهد بود نه همکارى هاى “نرم” اقتصادى و تجارى کلان به شکلى که رهبران دو طرف خواستار آنند.

منبع: 

زمانه

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

بعبارت دیگر رابطه روسیه و ایران تابعی از رابطه روسیه با امریکاست،

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.