کارگری یا گدائی؟

برای گرامیداشت روز کارگران که خالقان هستی اند!

برای گرامیداشت روز کارگران که خالقان هستی اند!

 

هیچ چیز و پدیده ای در گستره ی جهان مسخره دارتر، توهین انگیزتر و چالش فزاتر از این نبوده و نیست که بنام "کارگر" همیشه کار کمرشکن کنی ولی، حداقلی از برداشت سود که "مزد ناچیز" باشد، آنرا نیز بشکل گدائی و چندشناک تر از آن حق ات را، بر سر سفره ی انگل سرمایه، طفیل وار دریافت کنی.

 

آیا در ساختار وامانده ی نئولیبرالیسم و بازار کارِ بحرانی سرمایه و چشم انداز مدافعان کاسه لیس آن اخلاق اندکی برای قضاوت وجوددارد که انسان منشانه و بی طرفانه به دنیای واقعی موجود چشم بازکنند و صادقانه ببینند، چرا بر سر زن و بچه های "پیش برنده ی عام زندگی" که کارگران یدی و فکری باشند، چرا و چگونه زندگی برای شان اینگونه تهی، طاقت فرسا هر روزش بسان ماهی و یا گاها سالی هچنان رنجبار و تلخ می گذرد؟

 

تاکی کارگر برابر سرمایه می باید چنین شیوه های دزدی علنی، دریافت حقوق ناعالانه و درآمد ناچیز بهره کشی جابرانه ی سرمایه سالاران را تحمل کند؟ همزمان شاهد قوانین حقوق بشری پوچی باشد که مدافع بهره کشی ست، و چشم بر این تظلم بی رحمانه و دلخراش فرو می بندد؟ و بدتر از آن خود "نیروی کار" متوهم می باشد! تا کی می باید با خوشبینی ساده لوحانه به فردای دروغین زندگی بهتر با بساط ضدبشری امید بست و در صف رشد و توسعه ی سود صنعتی ـ خدماتی ماند و هالو منشانه پا در رکاب بندگی سرمایه داشت و سردرگریبان و نسل در نسل غلام برجاماند!؟ روش درندگی ایکه قرن ها با بی رحمی تمام به پیش برده شده است؟

 

می پرسم، آیا « آنهای جهانی» کارمزدان را می گویم! در برابر صاحبان سرمایه و یا مالکان ابزار تولید و خدمات در این دستگاه ضدبشری ( کارگری می کنند یا گدائی؟) چرا هرگز منطقی نه انسانمدار که وجود ندارد و ارزانی سرمایه سالارها باد! بلکه اندکی هوشمندانه نیز موجودنیست که بتواند این خلاء پلید و جانکاه میان کار و سرمایه را مترقیانه زدوده و دفع کند؟ پرسیدنی ست در یکچنین نظام پست و ارزش ناشناس، براستی کدام مرجع آگاه و متمدنانه ای وجود دارد تا مسئول برکناری این حق خوری های تاریخی باشد؟ که تا تاکنون راهی بسوی انسانیت نبرده است؟ به باور من تنها خود کارگران و توده ها "99%ها" این استعداد لازم و شگرف را دارند.

 

تاکی باید این رابطه وحشیانه بسان درندگی گرگ از میش میان 99%ها برابر 1%ها پا برجابماند؟ آنهم درست در شرایطی که بگفته ی "اکسفام" تعارض کار و سرمایه در سه دهه ی اخیر حادتر و شکیب ناپذیرتر از طول تمام تاریخ استثمار و استعمار جهانی شده است. چراکه: از یکسو روزبروز در مقابل چشم خیره ی نوعدوستان، برابریخواهان و ارگان های حقوق بشری بی خاصیت، و البته با پشتیبانی دولت های راست و گلوبال « این دره ی هولناک فقر و انباشت نجومی ثروت » بیش از پیش مرگبارتر شده و می شود؛ و از دیگرسو نابرابری حق مسلم زندگی و نبود امکان تکوین برابر نسل آتی، بی گمان فردای آیندگان را نیز در این جهنم سرمایه می سوزاند. ناگزیر جنگ منافع طبقاتی میان سرمایه سالارها و فروشندگان کار روزانه برجسته تر شده، روابط شان ناسازگارتر، و رودرروهای اجتناب ناپذیر "کار و سرمایه "برای بقا و رهائی، و همزمان ساختن ساختار پویا و پاسخگو برای "نوع بشر" گسترده تر و بی درنگ تر از پیش گشته، و ضرورت مبارزه سرنوشت ساز طبقاتی را ژرفت تر از همیشه ی تاکنونی می کند. و نبرد کار و سرمایه را بی کم و کاست در جشم انداز فردا متفاوتی گذارده و دگرگونی "لازم اثباتی" شده است.

 

(( مگرنه که: حدودا نیمی از سرمایه خالص جهان به تملک اراده ی کور و کر و کودن و جنگ افروز این هشت نفری ها در آمده و این قطب بندی تیز و کشنده همچنان در حال اوج گیری انسان کش و ثانیه ای می باشد؟)) آیا جهان بدون این هشت نفری ها در هم می ریزد؟ چرا نباید ابتکار و سرمایه هنگفت نوع بشر را از دام مهلک این بیماران ثروت اندوز درنیآورد و در خدمت رشد و نمو 99% ها نگذاشت؟

 

تاکی باید، داستان های خوش خیالانه به خرد و مهربانی سرمایه داشت؟ این توهم نباید بیش از این بالا گیرد! اما همگام با آن، و از سوی دیگر راه چاره ی اصولی برای رهائی و خودمدیریتی کارگران از دست بهره کشی و ستم طبقاتی چیست؟ آنهم در شرایطی که بی کم و کاست همه می دانیم که اوج رشد انقلابی سرمایه سده هاست که سپری شده و اینک نقش انگلِ بیمار یافته، و بدتر از آن خورنده اراده ی کلان اجتماعی طبقاتی گشته، و نیاز مطلق به ملیتاریسم دارد. با قدری دقت در چرائی پیدائی و ظهور دوباره جنگ ها و بربریت های مذهبی ( ولائی، طالبانی، داعشی و وابستگان هردوسو) راسیستی، ناسیونالیستی، شوینیستی و پانیستی بسادگی می توان به اهداف پوشیده و آشکار امپریالیسم و ناتوی او در گستره ی جهان پرآشوب پی برد که همگی در گستره جهان راه می اندازند زیرا چاره جز آن ندارند؛ چون لااقل یک قرن هست که پیوسته دچار دور و تسلسل میرائی بوده و هستند. درست برعکس نقش مخرب سرمایه سالار، کارِ کارگر حیاتی تر شده، و وی همچنان خالق هستی موجود می باشد. و بود و نبود کنونی و آینده هم مستقیما محصول کار انسان مفید و کارورزان خواهدماند.

 

پرسش پایه!(( پس جایگاه سرمایه در "روابط تولید کلان اجتماعی" در کجای کار هست و چه سودی دارد؟ رل او نه مفید است و نه در تولید، تعیین کننده بوده، هست و خواهدبود؟ پرسش مهم تر! پس بود و نبود این 1%ها در برابر 99%ها که اراده ی آزاد ندارند، ولی تولیدگر، موفق و پیشبرنده ی مدرن کار می باشند چه تأثیری دارد؟ چرا کارگرسالاری و مردم مداری اراده ی سیاسی اقتصادی را مدیریت نکند؟ کداک یک بهتر است و چه تأثیری مثبت دارد و در آینده خواهدداشت؟ چز کارگران؟ مگر خود کارگر نمی تواند با مدیریت پائینی و پراکنده ی طبقاتی اش متضمن رشد و توسعه برابر زندگی را برای همگان باشد؟ ))

 

اوی فراملی ست که در هرکجای جهان که باشد بار هستی سازنده را با کار دقیق، سخت و سنگین و بردبارانه قرن ها برکول کشیده و همچنان می کشد. در حالیکه خود، خانواده و اجدادش پیوسته و بی شرمانه در پیشگاه بشریت نوعدوست مورد بهره کشی قرارداشته است. . چرا؟ و اینک نیز اغلب کارگران در آن "ایران آخوندزده" یا در همین اروپای مدعی تمدن بیکارند، و بسیاری هنوز فقیر و ندار مانده اند و دچار در تضاد و تناقض سازش ناپذیر با "ستم بهره کشانه ی سرمایه" در "زنجیر زور دولت های راست" گرفتارند. شگفتا که همچنان با "دم خشک و تنگ" و نفس زنان فرصت های زندگی ناگوار را تکرارمی کنند. و گاها توان ناچیز در کسب امکان تأمین معاش هم ندارند. در ایران چپاولگران ولائی فقر مفرط 60% شده است و با نبود برخورداری از نیازمندی های حیاتی و این جهانی بسیاری از توده ها روبرو گرسنگی می باشند. و براستی پرسیدنی ست که چرا: چرا انسان کارورزی که هستی کلان جهانی را ساخته و پرداخته، خود و وابستگانش اغلب امکان کاریابی و شکم سیر را هم ندارند، حقوق کافی نمی گیرند و طبعا خیلی ها نان کافی بخور و نمیر، تأمین درمانی، بهداشتی و آموزشی لازم را در خواب ندارد؟ و چرا؟ پاسخ اش سرراست و روشن است! زیرا در ایران آخوند و در گستره ی جهان سرمایه سالار اجازه نمی دهد. بنا بر این باید با نبرد هوشمندانه، سازمان یافته و مستقل طبقاتی به کنارشان زد و حکومت کارگری انسانی ساخت. به امید آنروز!

بهنام چنگائی 10 اریبهشت 1396

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام عزیز، باور کن آرزوی قلبی من این است که فردای بعد از سقوط جمهوری اسلامی، شما و دیگر مبارزان آزادی وطن را که اکنون دور از وطن در غربت زندگی میکنند، در خاک پاک ایران در آغوش کشم. به امید روز بازگشتتان به میهن منتظر میمانیم.
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جناب کارگر گرانقدر؛
از تأیید و تشویق صمیمانه ی شما نسبت به وظیفه ی نوشتاریم قدردانی کرده و بسیار مسرورم. و بشما قول می دهم جز در این راه انسانمدار و نوعدوستانه و کارگری و برابریخواهی نباشم و ننویسم.

همزمان به سهم همدردی خودم با بازماندگان ِقربانیان این فاجعه که جز محصول "تبهکاری آشکار و کارگر ستیزی کل رژیم نیست" داغ این فاجعه ی هولناک را به همه ی آنان و همگان گارگر دوست تسلیت گفته و برای شان بردباری، و همگام با آن عزم و رزم سازش ناپذیر علیه برچیدن بساط آخوندی غارتگر آرزومی کنم.

مرگ دلخراش کارگرانی که بدلیل نبود مسئولیت و فقدان ابزارهای امنیتی روی داده، و بی هر و امائی رژیم مستقیما مسئول وقوع جانگداز آن می باشد.

این فاجعه هولناک انفجار، و مدفون شدن ده ها کارگر در معدن ذغال سنگ یورت آزاد شهر در استان گلستان در روز 13 اردیبهشت همچنان نشان داد که آخوند دشمن کارگر است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام بهنام عزیز. بنویس. بنویس از از غم درگذشت ده ها کارگر مظلوم و گرسنه ای که در معدن ذغال سنگ جان باختند. بنویس از ستم جمهوری اسلامی بر کارگران بیچاره. بنویس. به راستی کارگر تا کی باید تحمل کند؟!
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب سازاخ سلام؛
نوشنه اید:
تکامل و راه اندازی صنایع غول پیکر بدون بهره کشی و بدون انباشت سرمایه ممکن نیست!

شما بمن پاسخ دهید! تکامل و توسعه و پیشبرد صنایع کلان و پیشرفته چه ربطی به بهره کشی و کارمزدی دارد؟ و بمن بگوئید آیا مفهوم بهره کشی را در علم اقتصاد شناخته اید و گردش سرمایه برایتان چه مفهومی دارد؟ و در پایان روشن کنید که هدف از انباشت ثروت چیست و هم او باید در انحصار کدام جریان و طبقه ی اجتماعی باشد.
و سرآخر بمن بگوئید که درک شما از تولید اجتماعی و اقتصاد کینزی چیست؟

نه دوست من! شما بیرون از زمین و زمانه ی 99%ها زندگی می کنید. چرا؟ چون هنوز پی نبرده اید که حتی اقتصاد نیم بند کینزی ( تاچری) فراموش شده و دولت های رفاه پیشین، سعی داشتند با بگردش درآوردن بیشتر سرمایه و ایجاد رفاه توسط بالابردن سطح خرید، بازار مسکوت دهه های پایانی 2000 را پویا کنند و کردند. اما بحران ادواری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام جان ، فرق من با شما در این است ، که شما به همین امروز و فردا نگاه می کنید، و اگر من اغراق نکرده باشم به یک دهه و به یک قرن بعد فکر می کنم، جامعه انسانی را با عواطف نمی شود مدیریت کرد، شاید شما با ترحم مقطعی درد جامعه را کاهش دهید، ولی علاج واقعی در مسکن نیست، سوسیالیسم مسکن موقتی بیش نیست، بعد چی؟ تکامل و راه اندازی صنایع غول پیکر بدون بهره کشی و بدون انباشت سرمایه ممکن نیست، و بعد از راه اندازی صنایع غول پیکر غذائی است که فقر غذائی بطور قطع و یقین از بین خواهد رفت ولی روشنفکران عجول چپ از درخت تازه کاشته شده انتظار چیدن میوه را دارند، که البته آنها با عجله در یک سوم کره عرض خواسته اشان را پیاده کردند که بعد از هفتاد سال با به هدر رفتن خون میلونها کمونیست همه زحمات آنها شد باد هوا....
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای سازاخ سلام؛
بی گمان شما فرهنگ گفتمانی و شیوه ی دیالوگ های تاکنونی مرا که بسیار هم ساده هستند می شناسید؟ بنا بر این، من با سبک و روش خاص شما با کسی حتی اگر دشمن خونی من باشد گفت و شنود هیستریک نمی کنم. این سایت ظرفی ست برای داد و ستد فکری سالم و سازنده!

همین اندازه بگویم و شما هم بدانید که من با فروتنی، انسانی دانا و بینا در عصر امروزم و شعور و شناخت مسئولم پیشآهنگِ راه فردای دیگر و زندگی بهتر برای نوع انسان است. و همزمان بدانید که دانش عمومی، اجتماعی و علمی من اگر بیش از زمینه ی توان کسب طبقاتی ام نباشد، لااقل کمتر از دوستداران بردگی سرمایه نیست.

دوست گرامی بهتر است که خود شما از هاله ی مقدس سرمایه گرائی و شیفتگی به آن بدرآیید و با چشمان باز و نوعدوستانه به اطراف خود نگاه کنید، آنگاه فجایع بیشمار ساختار فرسوده و انگلی و غارتگر سرمایه را بر تن محرومان و بی دادرسان خواهیددید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام عزیز تکرار و تکرار، اول ماه می و یا تکرار زیارت مرقد مطهر حضرت امام رضا و ریختن نذری در ضریح امام، کی می خواهید شما ها از خواب غفلت دین و ایدئولوژی بیدار شوید؟ به جواب دادن فکر نگنید، لطفا، یک دقیقه در خلوت خود فکر کنید با چه چیزی مشغولید؟ در زمانی که کامپیوتر زندگی ما را زیر و رو کرده، و دیگر پرولتاریائی وجود خارجی ندارد، روبوت جای پرولتاریا را گرفته، ولی شما هنوز هم که هنوز است در دوره کمون پاریس و سال 1917 انقلاب بلشویکی لنین درمسکو بسر می برید. هیهات من به آنتاگونیسم ذهنی شما متاسفم، انا لله و انا الیه راجعون، امروز در مسکو دختران هیجده ساله برای یک وعده غذا، دست به خود فروشی می زنند ولی حاظر نیستند مجسمه لنین را در میدانهای شهر تحمل کنند، ولی شاید مجسمه و یا عکس لنین برای شما و آقای موحدی تازه بدوران رسیده ، یک تقدسی همانند قبر شش گوشه امام حسین را داشته
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرارسیدن اول ماه مه (11 اردیبهشت ماه)، روز جهانی کارگر را به تمامی کارگران و توده های ستمدیده و زحمتکش ایران تبریک می گویم.
با فرا رسیدن 11 اردیبهشت ماه 1396،‌ نزدیک به چهار سال از روی کار آمدن دولت آخوند حسن روحانی می گذرد. اجرا کردن همان سیاست های کلان اقتصادی دولت فاسد و ضد خلقی پاسدار احمدی نژاد به وسیلهٔ دولت آخوند روحانی ثمره اش ادامهٔ بحران اقتصادی و تشدید فقر و محرومیت طبقهٔ کارگر ایران و دیگر قشرهای زحمتکش جامعه بوده است. دولت آخوند روحانی همچنین مصمم است طرح خصوصی سازی کامل سیستم بهداشت و درمان و آموزش و پرورش را که در نقض صریح قانون اساسی خود این رژیم ضدکارگری و پلید است به انجام برساند.
طبقۀ کارگر ایران روزانه شاهد ورشکستگی یکی پس از دیگر کارخانه‌ها هستند و آن واحدهایی که ظاهراً مشغول کارند حقوق کارگران را پس از ماهها پرداخت نمی‌کنند . در چنین شرایطی ضروری است که -

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری