جریانهای راست و چپ در جنبش آذربایجان

تنظیم رابطه بین راست و چپ در جامعه آذربایجان نیز میتواند از پل « به رسمیت شناختن موجودیت همدیگر و انتخاب مردم» بگذرد.
نفی تئوریک وجود همدیگر میتواند روزی به « نفی فیزیکی یکدیگر» منجر شود که فاجعه است و مساوی شکست تلاش همگانی رهایی جامعه ی ما از طاعون تبعیض میباشد.
براساس « تز قبول موجودیت متقابل و نقد همدیگر، و طرح ائتلاف و اتحاد جبهه یی» ، میتوان بر سیاست « دشمنی بین راست و چپ غلبه کرد و راه ائتلاف برنامه یی» را پیش برد...

محمد امین آزاد وطن

 

در قرن اخیر، از انقلاب مشروطیت تا کنون، در آذربایجان و جمهوری آذربایجان ، دو خط راست کلاسیک و چپ کلاسیک ، در حل مسئله ملی جریان داشته است. 

الف - خط راست:

محمد امین رسول زاده

خط راست با تأثیر پذیری از « ترکیسم و پان ترکیسم ترکیه ، و احزاب راست و اسلامی آن کشور» ، جریانهای « ترکیسم و شاخه هایش، از جمله بوزقود گرایی، تورانیزم،آذربایجانیزم( اتحاد دو آذربایجان)، ترکیه گرایی، گولانیزم و اردوغان گرایی» را در جامعه ی آذربایجان پدید آورده اند. قبلا در مقالات نوشته ام گرچه ما حزبی تحت نام «حزب پان ترکیست » نداریم ولی ایده های « ترکیسم و پان ترکیسم و شاخه هایش» را داریم.اینها اندیشه های بومی آذربایجان نیستند بل « وارداتی» اند. و عمدتا از ترکیه و از راه شمال به جامعه ی ما وارد شده اند. 

1-ازطریق جریان محمد امین رسول زاده و ائلچی بئی و دیگران ، که باترکیه در ارتباط فکری بودند
2-از طریق ترکیستها خودی که تحت تأثیر شمال و ترکیه بودند.
مانند: علی تبریزی ، محمد حسین صدیق، حمید نطقی، سلام الله جاوید، ذهتابی و هیئت ... ترکیستهای مجله ی وارلیق. که نتیجه اش چهرگانی و صالح الدیریم و امثال اینهاست.
3- از طریق دانشجویان آذربایجانی و پناهندگان سیاسی در ترکیه و جمهوری آذربایجان.

جریان «ایده لوژیک ترکیسم و شاخه هایش» از این سه طریق وارد محیط بومی ما شده است. اندیشه ی ترکیسم از دید من و بنا بنوشته ی تاریخدان آذربایجانی رحیم رئیس نیا نیز « یک اندیشه ی بومی نبوده است و وارداتی و بی ریشه» است. ( مقاله ی پان ترکیسم از رئیس نیا) . ما چه در زمان شاه اسماعیل و چه در زمان پیشه وری ، همینطور در جنبش فدایی و حالا ( فدرال دموکراتها و چپ دموکرات آذربایجان) ، « با عثمانیزم قدیم و جدید ( ترکیسم یا پان ترکیسم ) مشکل داشته ایم. سخن بر سر آن نیست که طرفداران  این ایده لوژی بر جدایی آذربایجان تأکید میکنند، بل سخن بر سر
محتوای خود این ایده لوژی ست. که وابستگی آور ،  نابرابری ساز، عدالت اجتماعی گریز است و برای هیچ مسئله اجتماعی راه حل علمی ندارد. نمونه ی عملی آن حرکات ائلچی بئی و اردوغانیزم است .

درست است که پان ترکیسم قدیم و جدید با شکست امپراطوری عثمانی و با کمال پاشا و احزاب راست بعدی( بوزقورد گرا و غیره) و اردوغان و اسلامیزم اش ، شکست خورده است و عملا نشان داده که « بیراهه ی فاجعه آمیزی ست». ولی متأسفانه این شکست ها به عنوان « راه پیروزی» برای حل مسئله ملی آذربایجان تبلیغ شده و میشود. تشکلهای ما عمدتا تحت تأثیر «ناسیونالیسم و ترکیسم » قرار دارند. و اینها ایده لوژی بخشی از فعالان ما شده است. کلا ترکیسم تا بهمن 57 نه در زمینه سیاسی و نه در زمینه ی فرهنگی برآمدی در فرهنگ آذربایجان ندارد. این عرصه همچنان در دست چپ قراردارد. گروه بهرنگی،
و مانندهای آن قابل ذکر است. نابدل و مرضیه اسکویی از سرایندگان ترکی و چپ محسوب میشوند. ترکیسم بعد از انقلاب با مجله ی وارلیق خود را مطرح میکند. 

آسیب شناسی: ایده لوژی تبلیغ شده ی ترک گرایی و شکست خورده ی تاریخی ، راه حل تئورک ما نیست.
این ایده لوژی در داخل طرفداران خود تضادهای عظیم و بسیاری آفریده و مانع پیشرفت مبارزه در آذربایجان است.
این کشمکشها و تضادها غیر قابل حل است. تنها راه رهایی از آنها نقد و رد این جریان فکری ست. و انتخاب تئوری آلترناتیو جدید است.
متأسفانه تا کنون از سوی طرفداران این جریان راست هیچ نقد اساسی بر آن نشده است.
تنها از خارج این جریان، در برخی نوشته ها آن را نقد کرده اند. 

آلترناتیو این راه فاجعه آمیز « دموکراتیسم، سوسیال دموکراتیک نوین، چپ دموکراتیک» میتواند باشد.
بستگی به این دارد که هر کس در نتیجه ی پژوهش خود به چه نتیجه ای برسد. اما این سه راه با تمام تفاوتها امکان همبستگی و کار جبهه ای و ائتلاف و اتحاد را دارند. 

جریانهای راست ، امکان کار جبهه یی باهم ندارند و همدیگر را نفی کرده و خواهند کرد. 
اینها تنها از طریق تنظیم برنامه ی خود با برنامه و اصول جبهه ی مشترک و رعایت آنها، 
میتوانند از چنگ ایده لوژی غیر کارآمد خود خلاص شوند.
راه دیگر آن است که برای رهایی ، خود را عمیقا نقد کنند. ولی اینکار عمدتا نمی تواند تحقق یابد چون« منافع عده ای بستگی به تبلیغ ایده لوژی ترکیسم دارد». تنها جریان فکری مطرح نیست بل « مقام و منافع » نیز نقش بازی میکنند.

ب- خط چپ کلاسیک

حید خان عمواوغلی                            پیشه وری

ایده های چپ به شکل مارکسیم یا مارکسیسم -لنینسم ، نیز عمدتا از راه شمال توسط اجتماعیان-عامیون و حزب کمونیست ، و فرنگ رفتگان وارد حرکات سیاسی در ایران شده است. 
این ایده لوژی هم وارداتی ست. وارداتی بودن ایده لوژیها عیب نیست عیب در خود ایده لوژیهاست که به نوعی مذهب و عقاید جامد و تغییر ناپذیر تبدیل اش میکنند. 

خط چپ در آذربایجان شمالی، پیرامون حل مسئله ملی در تز « حق تعیین سرنوشت ، و تشکیل جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شمالی» ، در حرکات سیاسی روسیه ، و در ایران با « تز تشکیل انجمنهای ایالتی-ولایتی» ، در انقلاب مشروطیت، بعد ها با « ایده های ی آزادستان خیابانی» و « تشکیل خودمختاری و حکومت ملی( توسط پیشه وری)» باز تاب یافت. در جنبش فدایی با توجه به نوشته ی علی رضا نابدل، در مورد مسئله ی ملی آذربایجان، تز « حق تعیین سرنوشت در انقلاب ایران به رهبری طبقه ی کارگر » بار دیگر مطرح شد. این ایده تا انقلاب شکست خورده ی بهمن ادامه داشت.
درآذربایجان( ایران ) صاحبان ایده ی« تعیین حق سر نوشت»، را میتوان چنین در نطرگرفت:
حزب کمونیست، پیشه وری و دوستانش، چریکهای فدائی شاخه آذربایجان ، محمد علی فرزانه، صمد بهرنگی و دوستانش و نویسندگان معروف آذربایجان غلام حسین ساعدی و رضا براهنی و دیگران.

ایده ی « حق تعیین سرنوشت به رهبری چپ یا سوسیالیست های آذربایجان» ، با تکیه به رهبری طبقه کارگر ، بازتاب این جریان فکری ست.

تغییرات تئوریک در دیدگاه چپ بعد از شکست « سوسیالیسم موجود»: 
سوسیالیسم موجود، نامی بود به یک سیستم « دولتی ، دیکتاتوری، بورکراتیستی، و بهره کشی که حزب را بجای طبقه ی کارگر بحساب میاورد» ، و دموکراسی زحمکشان را در دیکتاتوری تک حزبی خلاصه کرده بود، و ناسیونالیسم روس را به ملتهای مختلف اعمال میکرد». این نظام را « سوسیالیسم دولتی، سرمایه داری دولتی» نامیده اند. هر نامی به آن بدهیم نظامی بود که « دموکراسی زحمتکشان یدی و فکری و خلقها را » را عملا نفی کرده بود. 

محمد علی فرزانه                               صمد بهرنگی

دیدگاه چپ آذربایجان بعد از سوسیالیسم موجود در کل به دو بخش « کلاسیک ( مارکسیست-لنینیست) و سنتی، و نوین : سوسیالیسم دموکراتیک، یا چپ دموکرات  ، تقسیم شد. 
اما تز حق تعیین سر نوشت در هر دو دیدگاه همچنان حفظ شد و طرفین با درک خود به این شعار مراجعه میکنند.
در این میان بین چپ آذربایجان ( چپ سنتی و چپ دموکرات) جریان فکری « چپ استقلال طلب ملی، و چپ دموکرات فدرالیست» نیز ظاهرشد. 

جریان فکری راست آذربایجان ، همچنان که در بالا آمد تحقق شعار حق تعیین سرنوشت را به وسیله ی تئوریهای « ترکیسم »
در آذربایجان دنبال میکند و تشکلهای چندی نیز بر این اساس وجود دارند در خارج و داخل . شعار استقلال یا جدایی ایده ی مهم این جریان است.

جریان فکری چپ آذربایجان نیز شعار حق تعیین سرنوشت را دارد و به دو دسته ی چپ ملی جدایی خواهد و چپ دموکرات فدرالیست بخش شده اند.
-----
در اینکه هر دوی این جریانها میتوانند و مفید است که خود را در صورت لزوم نقد کنند حرفی نیست. 
اما ما بخواهیم نخواهیم در حل مسئله ملی جریان« راست و چپ» هردو وجود خواهند داشت. مجبوریم با همزیستی و دموکراسی و نقد متقابل ، اشتراکاتی بین این دو جریان بجوییم و با اصلاحاتی دو طرف را در یک جبهه ی متحدی بر اساس اصول چندی گردآوریم. فکر میکنم انجام اینکار براساس دیالوگ و برپایه تنظیم یک برنامه سرانجام ممکن است.
من پیشنهاد خود را پیرامون جبهه در این مقاله طرح کرده ام. که در صورت تحقق میتواند گام مهمی برای مبارزه ی رفع تبعیض در آذربایجان باشد: 
ضرورت تشکیل جبهه ی متحد جنبش آذربایجان

http://www.iranglobal.info/node/55621

ج- چگونگی رفتار متقابل راست و چپ آذربایجان:

تاکنون عمدتا این رفتار بر اساس « نفی موجودیت متقابل در تئوری» بوده است.
با توجه به حرکات سیاسی مدرن در جوامع پیشرفته نادرستی این « استراتژی-تاکتیک» روشن است.
برخورد درست به رسمیت شناختن موجودیت یکدیگر است،ضمن حفظ نقد متقابل تئوریک،با دوری جویی از« تبلیغات و پروپاگاندا» ی دشمنانه علیه همدیگر. 
پیش بردن« نقد متقابل تئوریک» و « یافتن نکات مشترک برنامه ای جهت رفع تبعیض» و « واگذاری امر انتخاب راهها و اعمال سیاسی به مردم آذربایجان». این آن سیاستی ست که در جوامع پیشرفته جاریست و مثبت. تنظیم رابطه بین راست و چپ در جامعه ما نیز میتواند از پل « به رسمیت شناختن موجودیت همدیگر و انتخاب مردم» بگذرد.

نفی تئوریک وجود همدیگر میتواند روزی به « نفی فیزیکی یکدیگر» منجر شود که فاجعه است و مساوی شکست تلاش همگانی رهایی جامعه ی ما از طاعون تبعیض میباشد.
براساس « تز قبول موجودیت متقابل و نقد همدیگر، و طرح ائتلاف و اتحاد جبهه یی» ، میتوان بر سیاست « دشمنی بین راست و چپ غلبه کرد و راه ائتلاف برنامه یی» را پیش برد. 
عرصه ی نقد متفابل سیاسی« تاکتیک و استراتژی و تئوریها» را شامل است و بر دیالوگ متقابل تأکید میکند. بدون دشمنی با یکدیگر. جهت قبول موجودیت هر دو طرف.

 -----

در پیوند:
سیاست ما و مسایل خانه و همسایه
http://www.iranglobal.info/node/53673

پیرامون یک برخورد حاشیه یی
http://www.iranglobal.info/node/59843

ایران گلوبال اولگوی یک سایت دموکراتیک - تخطئه ی آن تخطئه ی دموکراسی ست
http://www.iranglobal.info/node/59897

سئوگی-قورتولوش فلسفه سی- فلسفه هومانیسم رهایی بخش
http://www.iranglobal.info/node/59597

فراکسیون ترکان ، مسخ جنبش رفع تبعیض، رویش فاشیسم
http://www.iranglobal.info/node/57471

نگاهی به مقولات ناسیونالیسم موجود در آذربایجان (ایران) 1

http://www.iranglobal.info/node/11234

نگاهی به مقولات ناسیونالیسم موجود در آذربایجان (ایران) قسمت 2
 http://www.iranglobal.info/node/11554

شعارهای انحرافی ناسیونالیسم موجود در جنبش حق طلبانه آذربایجان ( 1)

http://www.iranglobal.info/node/16920

شعارهای انحرافی ناسیونالیسم موجود در جنبش حق طلبانه آذربایجان(2)
http://www.iranglobal.info/node/17279

مبارزۀ برابر حقوقی مسالمت آمیز هم استراتژی هم تاکتیک جنبش آذربایجان
http://www.iranglobal.info/node/11857

درحاشیه ی برخی مقولات
 http://www.iranglobal.info/node/21488

قره باغ ، اکرم ایلیس لی ( Əkrəm Əylisli) و عشق به انسان
http://www.iranglobal.info/node/15971

"گروه ری-زی-چی ها" ، پارلمان موقت ، و بحران روان اجتماعی
http://www.iranglobal.info/node/31175

سیاست ناسیونالیسم افراطی آذربایجان در کنار داعش
http://www.iranglobal.info/node/39435

ملاحظاتی پیرامون ارتقاء سطح اندیشه در مبارزه ی آذربایجان
http://www.iranglobal.info/node/45438

حرکت ترکیه و جنبش حق طلبانه ی آذربایجان
http://www.iranglobal.info/node/48954

منبع: 
ویژه ایران گلوبال
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بله گرامی، « راست و چپ» هردو برای جامعه لازم اند. هدف از دیالوگ « نزدیک شدن دیدگاهها به هم » است. تا شاید
جبهه ی متحدی پدید آید. اگر به صورت تشکل هم نباشد حداقل « عملا» ، در عرصه ی تلاشهای جاری این جبهه خود را اثبات کند.
این کار به سود همه و مردم است.

متاسفانه « پیش داوریها»، اتهامات، عدم توجه به نکات بالا، عدم دیالوگ راهگشا و مانند اینها مانع دیالوگ سازنده است.
گفته ام دوستان میتوانند دیدگاههای تئوریک خود را بیان کنند. که همه با آنها آشنا شوند.

ولی متاسفانه کسی مایل به کارسازنده نیست.
« عملا کار شده اینکه مشغول شوند و بگویند فلانی و بهمانی اخ اند. ائله اند و بئله .»
کسی دوست ندارد زحمت بکشد و مقاله و کامنت تئوریک تدوین کند و بگوید« حرکت ملی» عقیده اش این است و آن.
ایده لوژی اش ترکیسم یا ترکچولوق است. و ترکیسم هم این نظریات را دارد. یا آذربایچان چیلیق این عقیده را دارد.
تصویر سازاخ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ. ائلیار عزیز، بدون عدالت اجتماعی و نان شب و زبان مادر ی مبارزات حرکت ملی بی مفهوم است، بنظر من عدالت را با مالیات متناسب با درآمد باید تنظیم گردد و هر دو حزب راست و چپ جزو ضروریات تکامل جامعه می باشند، حاکمیت چپ زمانی مورد نیاز است که حاکمیت راست جامعه را با سوی فقر سوق داده و حاکمیت راست زمانی مورد نیاز جامعه است که حاکمیت چپ جامعه را بسوی تنبلی سوق داده و در نتیجه موجودیت راست و چپ از ضروریات حیاتی برای استابلیتیت و پایداری جامعه مورد نیاز و مکمل همدیگر می باشند. در نتیجه حذف راست باعث رشد تنبلی می شود و حذف چپ باعث بهره کشی و نابودی طبیعت می شود ، هر دو لازم و ملزوم هم هستند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Azad جان،
در موضوعی که شما گفتید من ده ها و صدها نوشته دارم.
به قول دوستی، که از سر لطف میگوید « آرشیو آ. ائلیار دایره المعارف رفع تبعیض» است.
شما را به مطالعه آن رجوع میدهم.
http://www.iranglobal.info/taxonomy/term/81
تصویر Azad

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار بئی! شما که مدام انرژی خود را برای تشریح باصطلاح چپ و راست حرکت ملی آزربایجان صرف میکنی، از نظرت گویا محتوای حرکت ایده ئولوژی وارداتی است، لطف کن قدری از انرژی خود را برای تجزیه و تحلیل جامعه استعمارگر پانفارس که یکصد سال تمام، ملل غیر فارس جغرافیای موسوم به ایران را به استعمار و بردگی کشیده است، عمریست یوغ فلاکت، زنجیرهای استبداد ملی مدنی، زبانی فرهنگی، استعمارسیاسی اقتصادی را بر گرده آنان آویخته است، صرف کن!، تا خوانندگان با نظر جنابعالی در خصوص تجزیه و تحلیل جامعه مرکز گرای پانفارسیسم، و ایده ئولژی راسیستی آن آشنا گردد. با تشکر!

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه
ایده لوژی های عوام جمع کن ، که در حقیقت همه ی ایده لوژیها بدون استثنا عوام جمع کن هستند، نوعی « دینک»اند،
با شروع شکستها آغاز و بعد از شکست ها به دین های کوچک، یا ایده لوژی تبدیل میشوند. ناسیونالیسم، ترکیسم و بوزقوردیسم، آریایسم، و غیره چنین قصه ای دارند.

طرح شدن « ترکیسم در آذربایجان (ایران) » نیز بعد از شکست انقلاب ایران و بحرانی که درگرفته بود، به عنوان راه نجات آذربایجان پیش آمد. و آریائیزم نیز در ایران همین وضعیت را دارد.
شکست ها «راه و بیراهه ی تازه» میاورند . باید توجه عمیق داشت. راه ها هم ساده شده به بیراهه ها افزوده میشوند.

علت مسئله آن است که، حل مشکلات تنها با مشورت جمعی خود مشکلداران، آنهم با تست و بطور نسبی، ممکن است.
از راه مذهب و ایده لوژی سازی، رهبرگرایی، مکتب سازی، حزب، یا تنها با تغییر حکومت، مشکلات حل نمیشوند. فرمول « بد و بدتر» تکرار میشود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عوام گرایی ، هسته گرایی:
گفتیم عوام گرایی ، جذب توده ها، متدش اش، ارائه ی کلمات پاکتی ست. که کمتر کسی میداند درون پاکت چه چیزی وجود دارد.
پنهان نگهداری درون پاکت، هسته، برای ناآگاه نگهداشتن، و جذب راحت و ساده ی مردم است جهت تحقق اهداف سیاسی،
که بعدها عملا اثبات میشود به زیان خود توده ها ست. اما خیلی دیر. وقتی که کار از کار گذشته است.
استعمال کلمات پاکتی، هسته ای، توسط عوام گرایی ، ایده لوژی پوپولیسم، برای جذب توده ها کی رواج مییابد؟
وقتی رواج مییابد که عوام گرایی مد میشود. ربان عوام گرایی سنخگویی با کلمات پاکتی ست. فرهنگ جنبش های عوام گریانه
را در نظر گیریم به راحتی می بینیم ، این فرهنگ در لغات و مقولات و اصطلاحات اندکی خلاصه شده است.
« جمهوری اسلامی- ولایت فقیه» این چند کلمه در حقیقت هسته ی خمنینسم است.
تصویر ا-یزدانی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گرگ خاکستری در افسانه های ترکان
برای آشنائی با تاریخ قدیم پاره ای از خلقها داستانها تنها منبع شناخت بحساب میایند. داستانها بخاطر منعکس کردن عادات و رسوم، جهانبینی، شیوه زندگی، باورها و پسیخولوژی گذشته انسانها ازاهمیت بسیار با ارزشی برخوردار هستند.
بنا بر روایات تاریخی حضرت نوح سه پسر داشت بنامهای سام، حام و یافث. نوادگان سام اقوام سامی، بازماندگان حام اروپائیان و نوادگان یافث اقوام ترک را تشکیل داده اند. اوغوز خان که نوه حضرت نوح بود، دارای شش پسر بوده که هر کدام از آنها 4 فرزند داشته اند که مجموعا این 24 نفر منشا قبایل و طوایف 24 گانه ترکان بوده اند. نام این قبائل و طوایف عبارتند از: 1- قنق (قینیق)، 2- قیغ (قایی) 3- بایندر 4- ییوا (ییفا) 5- سلغر (سنقر، سالور) 6- بکدوز 7- افشار(اؤؤشار) 8- بیگدلی (بؤیوک دیللی) 9- یزغر (یازار) 10- بیات (بایات) 11- ایمور 12- قره بؤلوک (قره ائولی
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه 2:
«نامها، معانی لغوی، و معانی سیاسی- تاریخی آنها»:
سه کامنت بالا را صاحبان آنها نوشته و خوانده اند. اما نگاه به نامها و کلمات از زاویه معنانی « سیاسی-تاریخی» :

صلیب شکسته: سنیق خاچ:
1- معنی باستان شناسانه:
معنی صلیب شکسته از نظر لغوی در زبانها آلمانی و انگلیسی، و فارسی و ترکی چیز خاصی نمیگوید، فقط یک نام است. صلیبی ست مثلا به شکل شکسته شده. اما در باستان شناسی نیز معنی دارد:
- یکی استدلال میکرد صلیب شکسته چیز بدی نیست، یک شئی و علامت باستانی ست که در ایران باستان وجود داشت: «علاقه ی من به صلیب شکسته که دوست دارم به گردنم آویزم، بخاطر باستانی بودن آن است. یادگاریست از نسلهای باستانی. من تاریخ و تبارمان را با این علامت دوست دارم. اگر شما به اتاق من نگاه کنید می بینید که اشیاء مختلف باستانی دیگر هم در اتاقم دارم. فرد عتیقه دوستی هستم.»
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دو تن از دوستان متفاوت اندیش در مورد «مانقورت و بوزقورد»
نظرشان را بیان کرده اند.
لازم است موضوع را از زاویه دیگری هم مورد توجه قرار دهیم:
«نامها، معانی لغوی، و معانی سیاسی- تاریخی آنها»: عوام چیلیق:
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سازاخ گرامی ، در پاسخ سئوال مهم شما«آیا برخورد ها اتفاقی است ؟»
میتوانم کوتاه بگویم: « بله» . اتفاقی و غیر عمدی ست. منظور « بیشتر برخورد ها»،نه تنها در من ، بل در « اکثریت دوستان».
منهای«مقام و مال دوستان». خانلیق ، چوره ک آغاجی قورانلار.
----
اما باز نمودن مسئله کمی کوتاه نیست. مجبورم به برخی مسایل اشاره کنم:
- با توجه به انتخابات و تغییرات سیاسی در جهان و ایران. ترکیه ، که می بینید. و با توچه به رویدادها در فضای سیاسی و خود آذربایجان؛ مثلاً :موضوع انتخابات در آذربایجان، سفر حج فعالان، برخی اختلافات، حرکات کردها، حرکات ناسیونالیسم فارس،
فضای سیاسی سایت های آذربایجانی و فارسی زبان؛ فعالان یا برای مثال فعال آذربایجانی تحت تأثیر موارد مورد اشاره و مانند اینها قرار میگیرد. اتوماتیک ، واکنش تولید میشود. فعال از خود می پرسد « چه واکنش درستی میتواند نشان دهد؟»
تصویر Habib

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای اسلان, بوزقورد در وحله اول به این دلیل سمبل ملت آذربایجان نیست که چون, نه در داستانها و اسطوره های آذربایجان کوچکترین اشاره ای به ان شده, نه در اثار نوشتاری آذربایجان به چنین ادعایی برمیخوریم.وگرنه ایا شما فکر میکنید که واقعا چنین چیزی بوده و دده قورقود و دیگران ان را منکر شده و ان را پنهان کرده اند, یا اطلاعات و اگاهی شما نسبت به این امر ناقص میباشد? ویا خدای ناکرده میخواهید ادعا کنید که تاریخ آذربایجان و تورک را بهتر از دده میز قورقود و یا از محمود کاشغری می دانید?
حقیقت این است که این
تصویر سازاخ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ. ائلیار عزیز ، هر زمانیکه انتقادات و مباحثات داخل حرکت ملی مطرح و حالت جدی به خود می گیرد، نمی دانم به چه علتی مباحثه بسوی دیدگاههای چپ و راست سوق داده می شود و عملا مساله های سرنوشت ساز در حرکت ملی با آب صابون چپ و راست مخلوط شده و عملا محتوا و ماهیت وجودی خود را از دست می دهد، آیا اینگونه برخورد ها اتفاقی است ؟ و یا شما آگاهانه مباحثه را به چپ و راست سوق می دهید؟
تصویر ASLAN

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
توضيح مختصر ومفيد در مورد مانقورت و بوزقورد
اولا مانقورت معنايي بغير از تعابير داده شده در اين مقاله وكامنتها دارد مانقورت كسي است كه به فرهنگ هويت وزبان خود پشت نموده و در اثر تبلغات سو قدرت حاكم بر جامعه فرهنگ و زبان غالب را برتر از فرهنگ وزبان مادري خود مي داند و خود را سعي مي كند همانند افراد فرهنگ غالب حاكم بر جامعه نشان دهد
دوما بوزقورد يك نماد براي همبستگي توركان بوده وكليه تعابير موجود در اين نوشته وكامنتها كاملا بي اساس وپايه است و در كليه جوامع جهان چنين نمادهايي وجود دارد
در ضمن مانقورتها دشمن آزربايجان نبوده ونيستند بلكه بايستي جهت تنوير افكار آنها تلاش نمود ونشان داد كه زبان فارسي هيچ برتري نسبت به فرهنگ زبان وهويت توركي ندارد
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Anonymous ( آد سیز جان)،
چشم . حتماً ظهور خواهم کرد. این «خان ننه »-ی من هم دوست دارد « نوه اش» را در تلویزیون ببیند . و کمی نخودی بخندد.
میگوید انشاء الله بعد از اینکه از بستر بیماری بلند شد، میتوانم در تلویزیون ظهور کنم . شاید عالم هم نورانی شد، کسی چه میداند.
دعوت های زیادی دارم ، محض خاطر خان ننه ام، که خیلی خیلی دوستش دارم حتماً، به نوبت ، در همه یشان خواهم شکفت. به امید لبخندهای گل خان ننه ام.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه
ایرادی در وارداتی بودن یک ایده لوژی نیست. ایراد در خود ایده لوژی ست.
1- ایده لوژی دارای هسته ی جامد و غیر متغیر مانند مذهب است. ( مردود از نظر علمی)
(مگر اینکه « نقد ایده لوژی» باشد و آنراهم به ایده لوژی یعنی نوعی مذهب تبدیل نکنند. بلایی که بر سر «اندیشه ی مارکس» آوردند و به ایده لوژی و نوعی دین مبدل کردند. در حالی که « نقد ایده لوژی بود» . و بیچاره مارکس ، به نقل از انگلس ، گفته بود « من مارکسیست نیستم»)

2- یک ایده لوژی وارداتی بی ریشه است. بومی نیست . پروسه ی تطبیق با محیط را باید طی کند. در این روند یا شکست میخورد یا خود را تطبیق میدهد. بستگی به مشکل گشایی آن دارد و چگونگی معنویت نمایندگانش. ( نیاز به تئوریسین و پرکتیسین دارد). بدون این شرایط پس زده میشود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایده لوژی ها سیستمهای نظریات تاریخی -جغرافیایی -وارداتی
-----
یک ایده لوژی شناخته شده ، سیستمی از نظریات است که تاریخچه ای دارد و از جغرافیایی سرچشمه گرفته و از منطقه ای به منطقه ی دیگر وارد شده است. اینها تقریبا مسیری مانند دینها و مذاهب طی کرده اند.
برای نمونه در عرصه ی دینها اسلام، مسیحیت و زرتشت و مانیگری و بودایی گرایی را در نظرگیرید.
ایده لوژی ها نیز چنین اند. مائویسم در چین پدید آمده و توسط مائویست های کشورهای مختلف به مناطق دیگر وارد شده است.
از جمله به ایران. که در حقیقت یک ایده لوژی وارداتی ست. توجه شود صحبت از «فکر یا ایده » نیست بل سخن از « سیستم ایده ها و افکار» میرود. که «سیستم ایده ها» با « ایده» فرق دارد. یک ایده (و نه سیستم ایده ها) نیز تاریخچه دارد و از جایی به جای دیگر وارد میشود.
برای مثال این ایده را در نظر گیریم :« خدا همه چیز را می بیند».
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دعوت از مسئولین ایران گلوبال برای بحث آزاد در گوناز تی وی
گوناز تی وی: بعد از اتمام سفر آقای احمد اوبالی به کشورهای مختلف اروپایی و فراهم نمودن زمینه برای تداوم برنامه فارسی دیالوگ که روز شنبه هر هفته از تلویزیون گوناز تی وی پخش می شود، تلویزیون آذربایجان جنوبی از مسئولین وبسایت ایران گلوبال جهت بحث آزاد و پاسخگویی در مورد اتهامات و تخریباتی که علیه حرکت ملی آذربایجان در این وبسایت توسط اشخاص مختلف تاکنون جریان داشته، دعوت نموده است.

این برنامه بطور زنده طبق هماهنگی که با آقای کیانوش توکلی مدیر ایران گلوبال شده است، روز جمعه هفته آینده تاریخ 22 اردیبهشت ماه سال جاری ساعت 8:30 دقیقه به وقت تبریز پخش خواهد شد.

مهمانان برنامه که دعوت شده اند از مسئولین ایران گلوبال، آقای کیانوش توکلی و آقای آ.ائلیار هستند.

ویژگی های این برنامه به شرح زیر است:
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا ائلیار،
تلویزیون گوناز شما را به مناظره آزاد و زنده دعوت کرده است اما مطمئن هستم که تو حاظر به مناظره نیستی و دلیلی پیدا خواهی کرد که از تفرعه در بروی چون دلایل "مخصوص " وجود دارد که تو ترجیح می دهی "پشت پرده" مشغول "فعالیت" باشی. یا مهدی ظهور کن که آخرت دنیا نزدیک است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان عزیز
خواهش میکنم دیگران را که در بحث حضور ندارند قاطی صحبت نکنید. و اجازه بدهید بحث در مورد مسایل مطرح شده ادامه یابد.
هرکس شرکت کرد میتواند نظریات خود را مطرح کند.
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا ائلیار،
خوشحالم از اینکه ماهیت حقیقی خود را نشان دادی. درد و شکایت تو از رسول زاده واز دولت دموکراتیک آذربایجان ، نه به خاطر انگ بوزقورد گرایی است که کاملا اتهامی بی اساس می باشد بلکه به خاطر هوادری تو از لنین و استالین است که رسول زاده با کمونیزم لنین و استالین مخالف بود. بر خلاف لنین و استالین و دیگ تاواریش ها که حکومت دیکتاتوری ایجاد کردند، رسول زاده یک دموکرات واقعی بود. تو و امثال دیگرتان... که با تخریب حرکت ملی به جایی خواهد رسید اما حقیقت کجا و تو کجا؟
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یکی از دوستان در مورد « ایدئولوژی تورکچولوق» نوشته است. به گوگول و دیکشنری مراجعه کردم چیزی در این باره نیافتم به فرهنگ سیاسی و اندیشه های سیاسی مراجعه کردم باز هم چیزی نیافتم. گفتم نکند ایدئولوژی تازه ای پیدا شده که ما خبر نداریم.
علاقه مند هستم بدانم که اصول و مبانی این اندیشه چیست؟
تورکچولوق بر چه اساسی استوار است؟
دیدگاههای سیاسی، فلسفی و اقتصادی ایدئولوژی تورکچولوق چی هستند؟
فرق تورکچولوق با پانترکیسم و تورانچلیق چیست؟
تئوریسین و رهبران فکری و سیاسی ایدئولوژی تورکچولوق چه کسانی هستند؟
تاریخ این اندیشه چیست؟
در حال حاضر کدام احزاب سیاسی در آذربایجان ایدئولوژی تورکچولوق را نمایندگی میکنند؟
کسی نمی خواهد با لغات سیاسی بازی کند. مردم برای زندگی و آینده سیاسی خودشان، کشورشان و ملت شان حساس و احساس مسئولیت میکنند بنابر این مردم باید بدانند چه رنگی است؟ اندیشه
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناح راست در هر کشوری ضد دمکراتیک و بر ضد منافع ملی و بر ضد منافع مردم است. جناح را ست در آذربایجان اولترا راست است و بسیار افراطی، عقب مانده و ارتجاعی است. جناح راست ، ناسیونالیستی در جنبش ملی آذربایجان آنچنان ضرباتی به مبارزه ملی و به مبارزات و جنبش های اجتماعی زده که جمهوری اسلامی چنان ضربه ای به آذربایجان نزده است.
جناح راست حرکت تنها با جناح چپ دشمن نیست بلکه آنها در میان خودشان هم همدیگر را تحمل کنند. اختلافات درونی محافل پانترکیست آذربایجان را تماشا و بررسی کنید تا حساب دست تان بیاید. آخرین آن در میان جماعت گوناز تی وی بود. در کامتنها دو مطلب تئوری و راهنمای عمل جناح راست و بوزقوردها - تورانچی ها و پانترکیستها است. یکی وصیت آتسیز به پسرش و پانترکها و دیگری پیام یکی از رهبران حزب استقلال آذربایجان جنوبی که میگوید:

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Anonymous گرامی،
فرض بکنیم « دموکراتیسم و سوسیال دموکراتیسم و چپ» با پسوند نوین ، راستی آزمایی نشده است.
1- لطف کنید شما ما را با « ایدئولوژی تورکچولوق» و اندیشمندان آن، و نطریه هایشان آشنا کنید.
2- نشان دهید «ایدئولوژی تورکچولوق» کجا راستی آزمایی شده و نتیجه اش چه بود.
----
عزیزجان، جرئت و جسارت کنید، تئوری« ایدئولوژی تورکچولوق» را بریزید بیرون ببینیم چیست.
نمیشوند که « نامی» را «پاکتی» مدام تکرار کنید و مثل خمینی بگویید « نه یک کلمه کم و نه یک کم زیاد».
----
لابد این شیوه ی تئوری پردازی« علمی» ست نه؟
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"ایده لوژی تبلیغ شده ی ترک گرایی و شکست خورده ی تاریخی ، راه حل تئورک ما نیست.
این ایده لوژی در داخل طرفداران خود تضادهای عظیم و بسیاری آفریده و مانع پیشرفت مبارزه در آذربایجان است.
این کشمکشها و تضادها غیر قابل حل است. تنها راه رهایی از آنها نقد و رد این جریان فکری ست. و انتخاب تئوری آلترناتیو جدید است."
اینها به اصطلاح نقدهای اقای ائلیار هستند. همه می دانند که نقد علمی اصولی دارد خوانندگان محترم بفرمایند که آیا این ها نقد است یا نفی و حذف است . همه اینها ادعا است نقد نیست بدون سندیت . در ادامه ببینیم ائلیار چه راه حلی ارائه داده:
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خدمت عزیزی که با عنوان«گرگ پرستها» کامنت نوشته بگویم که:
متاسفانه نشد به فیسبوک مراجعه کنم ولی شما منبع را داده اید و علاقمندان میتوانند ببینند.
ولی مهم ایده ایست که بنا به نوشته این جناب سخنگو بیان کرده است:
«دوشمان ايله ساواش تمريني، خائن له ري قيرماقلا اولور!» اوغوز تورك
« تمرین جنگ با دشمن، با کشتن خائنین تحقق می پذیرد.»

معنی عملی این سخن آن است که:
«هرکس مثل ما نیاندیشید ، خائن و دشمن است و باید او را کشت. و تمرین جنگ با دشمن کرد.»
یا به نوشته ی شما« « جنگ با دشمن را باید با کشتن خائنها تمرین کنیم! »

قبلا هم دیده ام متاسفانه اینگونه عقاید مالاخولیایی کم و بیش وجود دارد.
در جواب اینگونه افکار بگویم که :
- با کشتن هیچ مسئله ای حل نمیشود. مخالف عقاید شماها میلیونها نفراند و نمی توانید با کشتن جلوآنها را بگیرید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Anonymous عزیز ،
من با هیچکس دشمنی ندارم. اما حق خود میدانم که هرجا دوست داشتم نقد و نظرم را بیان کنم.
مسئله من این است که این « نگاه دشمن بینی» اشکال دارد و درست نیست. با نگاه دشمن بینی هرکس جور دیگر فکر کرد دشمن
حساب میشود مارک « خائن و حذف» میخورد. این شایسته فرزند آذربایجان نیست. این نگاه دشمن بینی هم از افکار ترکیسم برمی خیزد. لطف کنید نشان دهید نه چنین نیست.
رسول زاده ایده هایی داشته که شما قبول میکنید. لطف کنید با فاکت بگویید چه پیغامی دارد ؟ چرا ترکیست است؟ و پیام ترکیسم چرا درست است.
تصویر گرگپرستها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

گرگپرستها و پانترکها ادعا میکنند که آدمهای منطقی و صلح دوستی هستند و از منتقدین میخواهند برای رد این ادعا مدرک ارائه دهند. من مدرک زیر را از فیس بوک آقای اوغوز تورک سخنگوی حزب استقلال صالح ایلدیریم برداشتم. لطفا بخوانید و قضاوت بکنید:

«دوشمان ايله ساواش تمريني، خائن له ري قيرماقلا اولور!» اوغوز تورك
ترجمه:« جنگ با دشمن را باید با کشتن خائنها تمرین کنیم! »
و لابد خائنین هم چپها و فمنیستها و روشنفکران و دگراندیشان آذربایجانی هستند. تصورش را بکنید اگر این آقا و گروهش سلاحی چیزی دستشان بیاد و صاحب قدرتی بشوند! جناب ائلیار خواهشن قبل از نشر این کمنت فیس بوک آقای اوغوز تورك بتاریخ 15 آپریل را نگاه کنید تا بعدا ادعای بیگناهی نکنند!
https://www.facebook.com/oguzturk1945
Oğuz Türk • April 15 at 5:05pm
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا ائلیار،
دم خروس را کاملأ دیدیم. دشمنی شما با رسولزاده و هم آهنگ بودنتان با لنیستهای روس پرست و پان ایرانیستهای فارس پرست را می بینیم. شما دشمن حرکت ملی هستید اما ژست دلسوزانه گرفته اید
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
1- اولاً خیلی ممنونم از عزیزان راست و چپ که میکوشند نظریات تئوریک خود را محترمانه مطرح کنند و میکنند.
2- دیالوگ محترمانه بین دو جریان فکری نشانه ی رشد تفکر ماست و بسیار ضروری. بخاطر نزدیک شدن به نتایج مشترک.
بخاطر راهگشایی برای رفع طاعون تبعیضات سه گانه. بخاطر سرفرازی آذربایجان که طبیعتا دوست اش داریم. بخاطر نشان دادن اندیشه های فرزندان زادگاهمان که در هر مرحله از تاریخ نشان داده اند که جزو اولین ها بوده اند. من هر زمان که به تاریخ اندیشه توجه میکنم فرزندان آذربایجان را براستی در اوج می بینم. با تمام نقدهایی که به همه چیز دارم.
3- فکر طرح دیالوک بین راست و چپ از سوی من ، از اینجا ناشی شد که دیدم در جریان فکری راست « اختلافی» پیش آمده که
اختلاف بین چپ با راست نیز هست. و بعد وسیع دارد که فقط مختص راست نیست.
تصویر احمد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ائلیار مقاله شما بدون رعایت انصاف و عدالت نوشته شده است و اسامی که شما نام برده و طبقه بندی نموده اید کاملا غیر واقعی و غیر علمی میباشد. همه ایدولوژی ها در ایران وارداتی است چه چپ و چه راست و حتی حقوق بشر و این دلیل بر بد بودن آن نیست . شما متاسفانه همان توهمی را دارید که راستهای ایرانی ( فارس محور) دارند حرکت دمکراسی خواهی آذربایجان با تکیه بر شعارهای ملی نه به راست تعلق دارد نه به چپ و اگر توهمات فارس محور در زمان پیشوری وجود نداشت و اگر روشنفکران دمکراسی خواه از آن حمایت میکردند الان ایران کشوری آزاد بود و دمکرات اما با زدن همان انگ تجزیه طلب و پان ترکیسم ایران وارد استبداد صغیر شد . آذربایجان نمیتواند شعار دمکراسی خواهی بدون استفاده از شعارهای ملی دهد چرا که چندین بار شروع کننده حرکتهای دمکراسی خواهی برای ایران بوده اما باز فریب مرکز را خورده است و با استفاده از روحانیان درباری و
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترکیزم و پان ترکیزم همه انگ بلشویکی است که به نیروهای آزادی خواه و استقلال طلب از چچن و قفقاز تا ترکستان زده شد و با آن میلیونها انسان تیرباران شد. ایدئولوژی ما تورکچولوق است که ایدئولوژی رهایی از اسارت است.آقای ائلیار به اردوغان و اکرم ایسلی اشاره کرد و چون جوابی برای انتقادات نداشت اینها را سند قرار داد و به تورکچولوق چسباند. از کی اردغان تورکچو شده؟!! این ملعون که علامت رابعه از دستش نمی افتد بزقوردها را حیوان نامیده بود و گفته بود ما به رای حیوانات نیازی نداریم. اکرم ایسلی هم که فعلا به خاطر آن رمان ارمنی پرستش در روسیه متواری است. شاید آقای ائلیار فکر کرده کاربران این سایت کودک هستند که خواستهسر ما را شیره بمالد. ایشان بهتر است در نوشتار خود از این به بعد بیشتر دقت کند و خوانندگان را نادان و بیشعور فرض نکند. همه اون چیزهایی را که شما از سایتهای فارسی می خوانید ما از سایتهای روسی و
تصویر زمین و آسمان  و حتی خودیها مانقورت و دشمن ما است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وصیت نامه نیهال آتسیز یکی از رهبران پانترکیست به پسرش یاغمور آ تسیزکه با همه بجنگد.
یاغمور پسرم
با تمام کردن وصیت ام، نامه را به پایان میرسانم. عکسی هم برای یادگار برایت می فرستم. آموزشها و درسهای مرا خوب یاد گرفته و پیش بگیر.
کمونیسم دشمن مسلکی ما است. این را خوب بدان.
یهودیها برای همه ملتها دشمن مخفی هستند.
روسها، چینی ها، عجمها و یونانیها دشمنان تاریخی ما هستند.
بلغارها، آلمانیها، ایتالیایها، انگلیسی ها، فرانسویها، عربها، صربها، کراوتها، رومن ها، اسپانیاییها و پرتغالی ها دشمنان تازه ما هستند.
ژاپنی ها، آمریکاییها و افغانها دشمن فردای ما هستند.
ارمنی ها، کوردها، زازاها، چرکسها، آبازاها، بوشناکها، آرناوتها، پوماکها، لازها ، لزگیها، کوماکها، گرجیها، چچن ها، چنگنه ها دشمنان داخلی ما هستند.
برای مبارزه کردن با این همه دشمن باید بخوبی آماده بشوی.
خداوند کمک ات باشد
تصویر 7 - ادامه کامنت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
7 - ناسیونالیست های افراطی تورک علاوه بر نقض و نفی کامل دموکراسی در درون تشکیلاتهای خود در جامعه و خارج از تشکیلات هم تحمل صدای مخالف را ندارند. آنها به آزادی اندیشه، بیان، مطبوعات، نشر و غیره که حق ابتدائی و فردی هر انسانی می باشند اعتقاد ندارند و در درون جنبش ملی دموکراتیک آذربایجان با سانسور و ایجاد محدویت در آزادی بیان و عقیده چنان اتمسفری سنگین و آلوده علیه منتقدان و مخالفان خود ایجاد کردند که بسیاری از فعالان و مبارزان سیاسی از ابراز نظر وحشت می کنند. آنها با نام آذربایجان برای
تصویر ادامه  کامنت بالا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت
--
6 - حال برگردیم به بخش آخر مقاله شما که اگر چپ و راست همدیگر را تحمل نکنند خشنونت و جنگ داخلی صورت خواهد گرفت. کاملا درست است. ولی خشنونت ، دشمنی و جنگ با مخالفان یکی از خصلتهای جدایی ناپذیر پانترکیستها است. پانترکیستها و بوزقوردها ضد دمکراتیک و دیکتاتور هستند و تحمل مخالفان را ندارند.هر کسی با بوزقوردها و یا رهبری آنها اختلاف یا مخالفتی کوچکی داشته باشد در صف دشمنان قرار داده میشود. آنها از اتهام زنی و هیچ نوع توهینی به مخالفان خود ابایی ندارند و با فرهنگ ناشایست به شخصیت شکنی، و پرونده سازی می پردازند تا منتقدان و مخالفان را به زانو درآورده و یا آنها را به تواب شدن وادار سازند. بوزقوردها اعتقاد دارند که همه باید مثل آنها فکر کرده و عمل کنند. در غیر اینصورت هر کس مثل آنها فکر نکند و به رنگ آنها در نیاید مانقورت و ساتقین (خود فروش) محسوب شده و


تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار عزیز
مقاله کوتاه شما بسیارغنی و همه جانبه است و به سر خط نقاط زیادی اشاره دارد. ای کاش کسانی که به آسیب شناسی جنبش ملی و دمکراتیک می پردازند به مقاله شما نگاهی می انداختند.
برای بررسی هر پدیده ای باید به تاریخ آن توجه داشت. شما در مقاله به تاریخ اندیشه ها، ایدئولوژیها ، نیروهای سیاسی و شخصیتها در تاریخ مبارزه رهایی بخش آذربایجان جنوبی بطور مختصر اشاره نمودید و به تاریخ جنبش چپ در آذربایجان و همچنین تاریخ جنبش راست و پانترکیستی اشاره
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز Anonymous
میدیای ضد کمونیست در جهان این تفکر را به مغز انسانها فرو برده که روسیه و چین و اقمار آنها سوسیالیست و کمونیست بوده است. از سوی دیگر دولتهای حاکم در آن کشورها و احزاب برادر آنها مثل حزب توده و چریکهای فدایی اکثریت هم بر سوسیالیست بودن روسیه و چین تاکید داشته اند.
باید با صدای بلند اعلام کرد که بخش زیادی از کمونیستهای جهان هرگز روسیه و چین را بعنوان کشور سوسیالیستی برسمیت نشناختند. تاکنون در جهان انقلاب سوسیالیستی روی نداده است.
تصویر ASLAN

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزيزجناب ايليار انسان ذاتا تمايل به استقلال دارد مقاله شما همه چيز را وارداتي نشان داده در حاليكه در ذات وجود هر كس حب وطن و هم زبانان وجود دارد و يك گرايش ذاتي است پيوند دادن حركت ملي ازربايجان به روسيه تركيه و ازربايجان شمالي نوعي توهين به افكار و درايت ملت ساكن در ازربايجان جنوبي است حركت ملي ازربايجان جنوبي در مرحله اول از ملت آزربايجان سرچشمه مي گيرد و رشد ونمو پيدا مي نمايد و اروزي هر ازربايجاني است يك كشور مستقل واحد آزربايجان داشته باشند دانش اموزي كه اصلا روسيه يا تركيه را نمي شناسد و دانش اموز دوره ابتدايي يا راهنمايي است چگونه به زبان و وطن خود علاقه مند است و مي خواهد به زبان خود بنويسد گويا از درون خود نا خود اگاه تمايل به هويت خود داردلذا واردتي جلوه دادن استقلال خواهي ازربايجان امري بي اساس و پايه است و بايستي در ديدگاههاي خود تجديد نظر نماييم با تشكر
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Anonymous عزیز،
- «آنچه در شوروی سابق بوده » مشکل من نیست. شما که به « ایده لوژی ترکیسم » باور دارید
لطف کنید بنویسید ترکیسم چیست ؟ با پان ترکیسم فرق اش چیست ؟ پیامش کدام است؟ و چه راه حلی برای مسئله ملی و رفع « اختلافات در جنبش » دارد؟

-خط راست و چپ می توانند نظریات خود را مطرح کنند. و راه حلی برای « اختلافات در جنبش» نشان دهند.
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"بل سخن بر سر محتوای خود این ایده لوژی ست. که وابستگی آور ، نابرابری ساز، عدالت اجتماعی گریز است و برای هیچ مسئله اجتماعی راه حل علمی ندارد."
ادعایی پوچ بدون سند و مدرک از یک پوپولیست بلشویک در لباس فعال آزربایجانی. اما ببینیم ایدئولوژی کمونیسم و بلشویکها چه بر سر آزربایجان شمالی آوردند. تاراج نفت باکو به مدت صد سال( وابستگی اور) . قتل عامهای ملت آزربایجان از سال 1905 تا الان (بروید تاریخ را بخوانید) قتل عام اقلا 3 میلیون مسلمان با انگ بلشویکی پان ترکیزم (همه با سند و مدرک البته اگر سواد خواندن و نوشتن روسی داشته باشید)(جنایت و نسل کشی). ایجاد طبقه رشوه خوار از نور چشمی های کمونیست و نابودی طبقه متوسط در آزربایجان شمالی(نابرابری ساز و عدالت اجتماعی گریز)

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری