حذف دگر اندیشی

یکی برای جنبشی رهبر و رهبران می شناسد، اتاق فکر می شناسد، و چه و چه می شناسد، دیگری هم حق دارد، هیچ چیز نشناسد. مجبور نیست. اعمال فشار در این نکات نقض آزادی
اندیشه است. در صحبت مورد بحث برای جنبش آذربایجان ، کسانی« رهبران» می شناسند و اتاق یا اتاقهای فکر. دیگری حق دارد جور دیگری بیاندیسد و کس و چیزی نشناسد. یا آنها را رد کند.
 

در گفت و گویی تحت عنوان « جوسازی های جبهه پان ایرانیسم برعلیه حرکت ملی آذربایجان»، با این نشانی «https://www.gunaz.tv/fa»
و http://www.iranglobal.info/node/60110
ایران گلوبال را به خاطر درج  دیدگاههای همه ی گرایشها در کنار سایت «آذریها» قرار داده، زیر پرسش گرفته اند که چرا « علیه حرکت ملی آذربایجان» مطلب منتشر میکند؟

1- موضوع  صحبت که به نادرست « جوسازیهای جبهه پان ایرانیسم» عنوان شده در واقع و در حقیقت عمدتاً باز موضوع مقاله ی «عربده كشى لمپنيسم در حركت ملى» است.
و مقالات من و دیگران. ربطی به پان فلان ندارد. با متد ایران گلوبال  همه آشنا هستند که امکان بیان و نقد و نظر برای همه ی جریانها وجود دارد.
من با مقالات مختلف دیدگاه تبعیضگر را نقد کرده ام( رجوع به آرشیوآ.ائلیارhttp://www.iranglobal.info/taxonomy/term/81  )
و کسانی که به «جبهه پان ایرانیسم » نقد دارند بنویسند. عدم نقادی خود را به گردن ایران گلوبال نگذارند.  طبق اصول سایت نمی توان جلو « بیان نظر پان ایرانیسم» را
در سایت گرفت. و سایت را «خطی» کرد. سایت اعلام کرده که خطی نیست. از پان ایرانیسم ناراحت هستید « نقد» کنید.

2- نوشته های خود نقادان آذربایجانی را هم میتوانید نقد کنید. شخصاً استقبال میکنم که نوشته هایم نقد شوند.
اینکه چند نفر فعال آذربایجانی مانند لوایی و آ.ائلیار و دیگران را در جبهه پان ایرانیسم قرار دهند به جای نقد نوشته ها، «حذف دگراندیشی» ست.

در مورد انتشار مقاله ی مذکور ، قبلا نیز نوشته ام که دلیلی برای حذف آن مقاله نمی بینم. مانند مدیر سایت. 
هر چند  شیوه ی طرح مسایل در مقاله را نمی پسندم. هر چند  دیدگاه فکری من با نویسنده آن  متفاوت و متضاد است. 

 از دیدگاه خود لازم می بینم در رابطه با آن مقاله به برخی نکات اشاره کنم:  
نویسنده ی مقاله «  دید شاعرانه» دارد، و با این دید  مقاله اش را نوشته است. و واژه ها معانی سمبلیستی دارند. از جمله واژه ی « جنون» که رویش انگشت میگذارند.
جنون در این نوشته با برداشت من همان معنی را دارد که کلمه ی « دلی: دیوانه» در داستان فولکوریک آذربایجان، « کوراوغلی» دارد. و ایرادی در استعمال آن نیست.
خود ایشان نیز تأکید کرده که «مطالبى به كنايه در باره ى جنون و عقل » مینویسد. 

متد نوشتن را خود نوسینده انتخاب میکند کسی نمیتواند چیزی را به نویسنده دیکته کند. اینکه شاعرانه ننویس، جور دیگری بنویس که فلانی دوست دارد و انتخاب کرده است، نه، چنین چیزی را هیچ نویسنده ای نمی پذیرد. یا فلان جور « نقد» بنویس که من دوست دارم یا فلان جمع دوست دارد؛ و غیره. نه، چنین حساب کتابی در « فرهنگ آزادی نگارش» نداریم. اصرار بر این نکات سلب آزادی بیان و نگارش است. که در گفت و گوی مذکور عنوان میشود.
الف- نویسنده در انتخاب شیوه ی نگارش آزاد است. میتواند شاعرانه بنویسد.
ب- نویسنده آزاد است متد نقد خود را خودش انتخاب کند، نه آنجور که من یا فلان جمع دوست دارد.
ج- نقاد آزاد است یک جنبش، دولت، حکومت، مکتب، مذهب، رهبران ، و یا گروه و فردی را در هر موقعیتی که با شند رد یا قبول کند. با شیوه ی نگارش شاعرانه، غیرشاعرانه، و 
متد نقدی که خودش برمیگزیند. نقد تقدس نمی شناسد. در صحبت مورد بحث کسانی میکوشند « بعضی چیزها» را مقدس نشان دهند یا بر آنها هاله تقدس ایجاد کنند.
این عمل  خلاف آزادی اندیشه و نقد است.

د- نوشته ای ممکن است ، دارای « برخورد، برداشت، نقد یا هر سه ی این نکات» باشد. حساب هر نکته جداست. ولی مانع بیان هیچ نکته ای از آنها نمی توان شد.
نوشته ای که دارای « اتهام شخضی با نام مشخص فرد یا افراد » است لازم است سند داشته باشد.
اما نوشته ایکه دارای نام یا اسامی شخصی مشخص نیست، تنها از کلمات عمومی « رهبران» یا « اتاق فکر»، «جنبش ما » و مانند اینها استفاده میکند و « اتهامات سیاسی و اندیشه یی و حتی امنیتی» نیز مطرح میکند، مربوط به « تجربه ی شخصی، برخورد، یا برداشت و تحلیل فرد» میشود. که سنجش درستی یا نادرستی آن کار خواننده است. نمی توان جلو نویسنده را گرفت. مثلا فلان سازمان و گروه و رهبران و مانند اینها سیا ساخته اند. کاگ ب ساخته اند و غیره. اینها اتهامات امنیتی ست. در فضای سیاسی چنین اتهاماتی صرف نظر از درستی یا نادرستی آنها، مطرح شده و خوانده ایم. که مربوط به این نکات است:« برخورد، برداشت، تجربه ی شخصی، تحلیل». تازه ترین اینها « آموزش 10 هزار خارجی و فرستادن آنها به سوریه توسط ایران» است که دولت آمریکا مطرح کرده است. این اتهامات چه از سوی دولتها و چه از سوی اشخاص و گروهها وجود دارد و مطرح میشوند. نمیتوان جلو « بیان کلی گویی» را گرفت. نوشته ی مورد بحث کوشش بخشی ازفعالان را ارجمند  شمرده است. که نظر نویسنده است.

*
یکی برای جنبشی رهبر و رهبران می شناسد، اتاق فکر می شناسد، و چه و چه می شناسد، دیگری هم حق دارد، هیچ چیز نشناسد. مجبور نیست. اعمال فشار در این نکات نقض آزادی
اندیشه است. در صحبت مورد بحث برای جنبش آذربایجان ، کسانی« رهبران» می شناسند و اتاق یا اتاقهای فکر. دیگری حق دارد جور دیگری بیاندیسد و کس و چیزی نشناسد. یا آنها را رد کند.

اینکه کسی عنوان کند« اینها نباید منتشر شوند، نباید نوشته شوند علیه حرکت آذربایجان و فلان و بهمان است »، عملی ست خلاف آزادی اندیشه و بیان. 
آزادی، آزادی من نیست، آزادی مخالف اندیشه یی من است. تحمل نظر مخالف مقدار آزاد اندیشی را نشان میدهد نه «شعار».
واکنش افراد در صحبت مذکور « برای حذف آزادی اندیشه و بیان» است، اما مدام آزادی را « شعار» میدهند. «تضاد شعارآزادی با عمل حذفی افراد». این آن پدیده ایست که در گفت و گو شاهدیم.

3- موضوع بحث«  نقد خود» است.  نقادان نیز همانطور که مقالات نشان میدهند فعالان آذربایجانی هستند.  لوایی، آ.ائلیار، eza، و ناشناس،  که مطالب شان  مورد بحث است هرچهار نفر از فعالان آذربایجانی هستند با دیدگاههای متضاد و متفاوت. 

لوایی « یک تجربه تلخ ، و برخورد شاعرانه» مطرح کرده ، وسه نفر دیگر، تحلیل و نقد ارائه داده اند. چه کسی موافق باشد و چه مخالف. پاسخ این نوشته ها « نقد مقالات مذکور» است.
واکنشی که در مقابل آنها شاهدش شدیم « چه توسط دو مقاله و چه گفت و گوی مذکور»، در مجموع واکنشی بود برای « حذف دیگر اندیشی»
هر یک از این چهار  نفر دیدگاه مخصوص بخود دارد که با دیگری یکی نیست. انصافاً نقد اینها هیچ ربطی به « جبهه ی پان ایرانیسم» ندارد. اینکه « برخورد و نقد» اینان را در جبهه ی پان ایرانیسم
قرار بدهیم نقض آزادی اندیشه و بیان است.

4- به دیگر موضوعات پاسخ داده شده که از آنها میگذرم.  

5- موضوعات فرعی دیگر : اعتراض به انتشار مقالات زیر است:

از آ.ائلیار
 
---
از دیگران
 
 
-مقالات مذکور « نقد و تحلیل و برداشت» نویسندگان است. در خدمت رفع تبعیض قرار دارند. مخالف میتواند نقد کند. «واکنش حذفی» برای انتشار اینها شایسته ی آزاد اندیشی نیست.
- من ده ها مقاله در مورد ماهیت جنبش همگانی آذربایجان دارم. بروید ببینید و نقد کنید. 
در فضای فکری آذربایجان گرایشهای نظری گوناگون و زیاد وجود دارند. نقد و رد  یکی دو گرایش به معنای رد تلاش عمومی نیست و نمی تواند باشد. راه انداختن پروپاگاندا برای 
اینکه « ای داد و بیداد فلانی گرایش من را رد کرد یا منفی نامید ، پس کل تلاش عمومی رفع تبعیض» را رد میکند، یک تبلیغ عوام فریبانه است. 
یا نویسنده  فلان رهبر و تئوریسین و که و که را رد میکند، پس کل تلاش عمومی رفع تبعیض را نفی میکند، واکنش و سخن نادرستی ست. و متضاد با منطق.
اینها حرکاتی ست که شاهدش هستیم و شایسته ی اندیشه ی آزاد نیست. بل حذف دگر اندیشی ست. 
**
6- دیگر اینکه آ. ائلیار توده ای و اکثریتی سابق است ، و اشارات پیش پا افتاده ی دیگر که فاقد ارزش توجه ند. یا اینکه فلان و بهمان شخص است و غیره و غیره.
که تمامی ندارد و از قرار معلوم دهها فلان و بهمان هم اضافه خواهند کرد.
این سخنان تهی و فاقد اندیشه و گوچه بازاری ، شایسته ی کسانی نیست که « نقد اندیشه» مطرح میکنند. بجای آنها شایسته است که به اندیشه های آ.ائلیار بپردازند و نشان دهند
کدام نظریه اش خطاست. بسیار ممنون میشوم.
من هیچ وقت در قالبهای اندیشه یی فوق الذکر قرار نگرفته ام . متاسفانه یا خوشبختانه. اندیشه های آ.ائلیار مختص خود اوست. هیچ هم عیب نمیدانم که یکی در گذشته دارای قالبهای فکری
مذکور باشد. 
این برخورد ها به آ.ائلیار بسیار سطحی و نائیف است. و فاقد ارزش.
7- علت رد دعوت شرکت در صحبت را کتباً اعلام کرده ام - پاسخ به یک دعوت -و منطقی ست که به آن مراجعه شود، بجای حرفهای پیش خودی. 

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

میخواهم یک بحث مفهومی داشته باشم . مفهوم ((آزدی اندیشه و بیان)) یک مفهوم مدرن است. این مفهوم بیان میکند که عقاید مختلف باید تحت یک قانون واحد که این قانون به نفع هیچ عقیده ی خاصی نباشد زندگی کنند و کسی حق ندارد عقیده خود را به دیگری تحمیل کند .
یک نفر عقیده دارد که قدرت ماورائی وجود دارد. بنده چنین عقیده ای ندارم و برای خود هزاران دلیل دارم. حال این بحث پیش میاید که من که به قدرت ماورائی اعتقادی ندارم و آن که دارد عقاید خود را برای خود نگه داشته و درصدد تحمیل غقاید نباشیم ولی آن معتقد به من توهین کرده و من را ((کافر)) و(( فاسق)) و(( فاج))ر و ((ملعون)) غیره می نامد.
چرا اینکار را میکند چون قدرت ماورایی که وی آن را ((الله)) میداند خود به دگراندیشان توهین نموده است و حتی دستور به جنگ و قتل آن ها داده است.
حال بنده معتقدم که افرادی که در منطقه جغرافیایی به نام ایران زندگی میکنند تحت یک خلاف

نظر: 

عزیزجان، نگاه من به پدیده ها و مسایل با نگاه رایج متفاوت است
نوشتید:«
- ناسیونالیسم سلطه گر - ناسیونالیسم تحت سلطه
-شونیزم فارس
-دشمن ملل تحت ستم در ایران در اصل هژمونی ناسیونالیسم سلطه می باشد»
-ناسیونالیسم خطر ناک -دیکتاتوری

نظر: 

ائلیار عزیز سلام،از اینکه به کامنت بنده جواب جامع ومنطقی نوشتی بسیار سپاسگزارم.من بر عکس بعضی اشخاص که عموما قصد غرض ورزی دارند در صداقت شما نسبت به جنبش ملی ومدنی آذربایجان مطلقا شکی ندارم. در جنبش ملی ومدنی آذربایجان آرا وافکار متعددی وجود دارد.بنظرم یکی ار این آرا،نظر ویا تئوری شما میباشد به طوریکه میتوان گفت حتا استراتژی این جنبش را با کمی پالایش تعین بکند همین طور مطمعنم خود شما هم میدانید از نظر ماهیت جنبش ملی ومدنی آذربایجان برای بدست آوردن خواستهای ملی واتنیکی به درازای یک قرن است.این جنبش،جنبش طبقاتی نیست،از اسمش هم پیداست که یک حرکت ملی برای بدست آوردن حقوق انسانی واولیه خود است.بنا براین خواستگاه نیروهایش هم از جنس جنبش طبقاتی نیست،ما باید این دو جنبش را از هم تفکیک بکنیم.در این جنبش از کار گر ودهقان گرفته تا طبقه متوسط وبورژوازی ملی که اتفاقاستون فقرات این جنبش را تشکیل

نظر: 

م.ا. رسول زاده

اتحاد - عقاید اسلامی
islama bağlılığın vacibliyini

1905
ci il – “Hümmət” qəzetinin 3-cü sayında “Hümmətür-rical” (yəni, “Kişilərin
hümməti (gücü) dağları qoparar”) adlı məqaləsi çap edilir. Və həmin yazıda birləşməyin,
islama bağlılığın vacibliyini göstərir

نظر: 

رسولزاده - دیدارها در آلمان
1937-ci il 2-22 may – Almaniyanın Berlin şəhərində olur. Almaniya Nasional

Sosialist Fəhlə Partiyasının Xarici Siyasət İdarəsinin, Almaniya Təbliğat Nazirliyinin

yüksək vəzifəli məmurları ilə görüşür. Müəyyən edir ki, bu dairələr Sovetlər Birliyində

milli problemlərlə çox ciddi maraqlanır

نظر: 

افکار و فعالیت رسولزاده در ترکیه
Nəsiman YAQUBLU
Nəsiman Yaqublu Rəsulzadənin Türkiyədəki fəaliyyətindən yazır


Türkiyədə olduğu müddətdə M.Ə.Rəsulzadə müsəlman dünyasının böyük mütəfəkkiri Şeyx Cəmaləddin Əfqaninin yaradıcılığı və dünyagörüşü ilə ciddi maraqlanır. Onun böyük əhəmiyyət daşıyan fikirlərini, fəlsəfi düşüncələrini öyrənir. Bəs Şeyx Cəmaləddin Əfqani hansı işıqlı ideyaları ilə M.Ə.Rəsulzadənin diqqətini cəlb edirdi?. İlk öncə böyük mütəfəkkir milliyyət şüurunu oyatmağın vacibliyini vurğulayır və bütün xoşbəxtliyi də bu problemin həllində görüb yazırdı: “Milliyyət xaricində səadət yoxdur”.

Məhz bu illərdə o, Cəmaləddin Əfqaninin “Milli birlik fəlsəfəsi” əsərini farscadan türk dilinə çevirib “Türk Yurdu” jurnalında nəşr etdirdi.

نظر: 

ساوچی عزیز ممنون که نظر تان را نوشته اید و میدانم که زیاد زحمت کشیده اید.
با خیلی از سخنان شما موافقم. جهت روشن شدن برخی ناروشنی ها به نکاتی اشاره میکنم.
1- منابع بیشترشان به زبان اصلی ست و برای خودمان ذکر شده . بخاطر اینکه وقتی از کسی یا موضوعی صحبت میکنیم
منبع را دیده باشیم.منابع فارسی نیز جهت تکمیل نگاه خود ماست. برای دقیق کردن اطلاع ما از آسیبها.
داریم آسیب شناسی میکنیم.
به اینجا رسیده ایم که اشکال سیاست تاکنونی یا جاری مشکل تئوریک دارد. که در کل ایده لوژی ترکیسم و شاخه هایش است.
نظر دیگر هم مطرح شده که ترکیسم اشکال ندارد، فکر و عمل سیاسی غیر مستقل ایراد دارد.
نظر سوم نیز فکر وعمل را نتیجه ی تئوری می بیند و هر دو را خطا میداند.

نظر: 

ادامه
مسئله اتنیکی و حقوق
----------------
برگردیم به موضوع اتنیکی که از آن سخن آغاز کردیم.
برای حل مسئله ملی نیاز به دموکراتیسم هست نه ناسیونالیسم:
تا چه رسد به ترکیسم و شاخه هایش.
مشکل ملی یا عمومی مردم در منطقه بومی خود، مانند آذربایجان، چیست؟ نقض حقوق در عرصه های سه گانه، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، و غیره.
اینها مشکلات حقوقی اند و با تأمین حقوق برابر یا عادلانه حل میشوند. حق تعیین سرنوشت و حق جدایی نیز جزو حقوق است و از راه تأمین حقوق قابل حل است.
عدم دیکتاتوری، استقرار نظام دموکراسی چه در آذربایجان و چه در کل ایران در قدم اول یک مشکل سیاسی ست. و از راه
عمل جمعی دموکراتیک می تواند حل شود. یعنی دیکتاتوری با جاری شدن روابط دموکراتیک ، دموکراسی، توسط همه مردم ایران می تواند حل شود. یک خلق نمی تواند خود را به تنهایی رها کند.

نظر: 

دوست محقق وبسیار عزیز ائلیارگرامی،تحقیق علمی واسناد به درد به خور زیادی در مورد پانترکیسیم وتورکچی وتورانچی زیادی ارائه کرده ای،اما اگر از حق نگذریم حالا نمدانم به چه دلیل یک جانبه به پیش قاضی رفته ای.انصاف در این بود در مقابل تورکچی وتورانچی های ما که این همه اسناد وادله ارائه داده ای میبایست در مقابل هم، مقداری از تاریخ نوشته های وعمل کرد پان ایرانیسیم وپان فارسیسم وشئونیسم فارس اسناد و ادله ای ارائه میکردید که اتفاقا بانی و باعث عملکرد به قول شما این تورکچی ها هستند.این اشخاص قبل از اینکه به تفکر پانترکسیم ویا تورانیسم برسند با گوشت واستوخان عمل کرد شئونیزم فارس در ایرانرا لمس کرده اند.در واقع این تفکر تورکچی وتورانچی ها قبل ازاینکه از ترکیه وآذربایان شمالی به این هابرسدرفلکس دها سال سیاست تبیض وتحقیر این آقایان پان ایرانیست وشونئیزم فارس محور است که این دوستان را به این راه کشانده است.

نظر: 

ما در تاریخ صد ساله ی سیاسی جامعه خود تجارب زیادی داریم، متاسفانه درسهای لازم از آنها را یاد نگرفته ایم.
ما اراده گرایی، ماجراجویی، خونریزی، تسلط بردیگری، عوام گرایی ، دخالت بیگانگان( مستقیم و غیر مستقیم)، امید به همسایه بستن، تکروی، تقلید و بت سازی ، عدم همبستگی، و اختلاف و کینه آفرینی، عدم استقلال فکری و عملی و مانندهایشان را به قدرکافی آزموده ایم.
برای هریک از این نکات نمونه های تاریخی داریم ولی نتیجه ایکه باید بگیریم و رعایت کنیم نگرفته ایم.
مهمترین نتیجه اینها از دید من « دموکراتیسم» است.

نظر: 

تاریخ سیاست و فلسفه ی سیاسی، نشان میدهد، اگر بخواهیم « بهزیستی انسان» را مد نظر قرار دهیم، برای عمل سیاسی، ضروریست آن «تئوری» را انتخاب کنیم که بتوانیم در « فرهنگ انسانی، و در سطح جهانی»، با سربلندی از انسانی و «منطقی» بودن آن دفاع کنیم( یعنی منطقاً قابل دفاع باشد). در عین حال «همبستگی آفرین» و همینطور «گره گشا، یعنی راه حل درست مشکل» باشد. به عبارت دیگر:
1-منطقی، 2- انسانی، 3- همبستگی آفرین، 4- راه حل صحیح باشد.( با در نظر گرفتن پارامتر نسبیت مسایل اجتماعی)
راه حل مشکلات بزرگ ما در جامعه ی به اصطلاح قدیمی، جهان سومی، چیست؟
1-دموکراسی( آزادی و برابری)، 2- عدم تبعیض، 3-عدالت اجتماعی، 4- حق انتخاب عمومی ( برای جدایی یا اتحاد)، یاحق تصمیمگیری عمومی.

نظر: 

ادامه ی منابع:
- در مورد ضیاء گوک آلپ-کائن ، دیویدز و نیز وامبری * (1857ـ1913 میلادی،سردنیس راس (1871ـ1940) مستشرق و مأمور سیاسی بریتانیا، اسماعیل گاسپیرالی * / گاسپیرینسکی (1267ـ1332/ 1851ـ1914) ،علی بیگ حسین زاده (1864ـ1941) و احمد آقایف (1864ـ1941) کمیتة اتحاد و ترقی چون ناظم بیگ ، احمدرضا و جمال پاشا ، آلپ ارسلان تورکش، حزب «حرکت ملی » ، می توانید منابع لازم را در انترنت بیابید و ببینید.

- آنچه پیرامون موضوع منابع، می توانم بگویم: هیچ سخنی را از هیچکس نباید پذیرفت. مگر اینکه در مورد آن به قدر کافی تحقیق کنیم.درست نیست دنبال چیزی راه بیافتیم بدون اینکه بدانیم چیست و به قدر کافی پژوهش کرده باشیم.
زمان مرید مرادی، مجتهد مقلد، هوادار رهبر، گذشته است. اکنون زمان پژوهش و خرد جمعی و کار جمعی ست.
اجازه نباید داد « احساسات و ستمدیدگی» ما را یک عده وسیله کنند برای اهداف خودشان.

نظر: 

ادامه ی منابع:

ATATÜRK'ÜN YAZDIĞI KİTAPLAR
---------

1
Medeni Bilgiler
2
Arıburun Muharebeleri Raporu
3
Atatürk'ün Hatıra Defteri
4
Mustafa Kemal Atatürk'ün Karlasbad Hatıraları
5
Zabıt ve Kumandan İle Hasbıhal
6
Cumalı Ordusu
7
Takımın Muharebe Eğitimi
8
Geometri
9
Taktik Meselenin Çözümü ve Emirlerin Yazılmasına İlişkin Öğütler
10
Bölüğün Muharebe Eğitimi
11
Taktik Tatbikat Gezileri

---------
ATATÜRK'ÜN YAZDIĞI KİTAPLAR
آدلاری:
http://www.isteataturk.com/haber/


----------اثرلردن نمونه:
1

Atatürk'ün Yazdığı Şiirler

http://www.fmv.edu.tr/web/13-64-1-1/fmv_tr/ataturk_kosesi/okuyan_ataturk/ataturkun_yazdigi_siirler

----

نظر: 

چوخ ممنون ائلیار
ممنون از تحقیق و مطالعه در مورد مهمترین مسائل تئوریک آذربایجان.
شما بعضی از ناگفته ها را روشن کردید.
من و خیلی ها در اوج فعالیتهای " کنگره جهانی آذربایجانیها " و تشکیلات "باب" با رسولزاده و ائلیچی بیک کمی آشنا شدم. اما هیچ کس کتابهای او را ندیده و نخوانده است. من از تورانچی بودن و مسلمان بودن ائلیچی بیک خبری نداشتم. فکر میکردم او فقط مدافع اتحاد آذربایجان شمالی و آذربایجان جنوبی است. فکر می کردم او انسانی لائیک و سکولار است و جامعه ای غیر مدهبی میخواهد.
حال شما با این نقل قولها مرا بفکر و بحران انداختید.
خوشحال میشوم در مورد افکار ، کتابها و عملکردهای ایلچی بیک و جناب رسول زاده بیشتر اطلاعات بدهید. من هم به منابعی که دادید حتما مراجعه کرده و مطالعه خواهم کرد.
ممنون از زحمات تان

نظر: 

نقل قولهایی از ائلچی بئی به زبان اصلی
------------------------------------

پدید آمدن توران نوین
ازدید ابولفضل ائلچی بئی:
«...یئنی توران مفکوره سی میدانا چیخاجاق .
سویداشلاریمیز فیکیرلَشجک کی، آنادولودا دا یاشاماق خوشدور، آذربایجاندا دا.چونکی بو تورك بیر یئرده اوتوران دئییل –گؤره جک کی، آذربایجاندا داریخیر، بیر ده گؤردون ییغیشیب گئتدي تورکییه یه، یاخود دوغو تورکوستانا.
اونا گؤره فیکیرلشه جکلر کی، بو وطنین آدینی نه قویاق؟ باخ، اوندا بؤیوك توران ایدئیاسی اورتایا چیخاجاق کی، قوي بو تورپاقلارین آدي ائله "توران" ولسون (اوندا یقین یا "تورکوستان"دئییله جک، یا "توران"، آنجاق، منجه، "توران"
آدي قویولاجاق، چونکی اونلارین هامیسینا اویغون گلیر).»157 ص- ائلچی بئی. بوتوو آذربایجان.
--------

نظر: 

منابع در مورد ترکیسم، پان ترکیسم، بوز قورت ایسم ، آذربایجانیسم:

1-پان ترکیسم - رحیم رییس نیا
http://azer-online.com/melli/more/pantorkism_raisnia.htm

2-ترک و ترکها - رییس نیا
http://ketabnak.com/book/24670/%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%87%D8%A7


3- گرگ خاکستری Graue Wölfe
https://de.wikipedia.org/wiki/Graue_W%C3%B6lfe

4- « نقد و شناخت پانترکیسم و جریان بوزفورد
در جنبش رهایی بخش و دمکراتیک آذربایجان جنوبی- نوشته اسماعیل آل بایراق»

http://iranglobal.info/sites/default/files/pictures/Boz-Qurd-Ve-Guney-Azerbaycan.pdf


5-از پان ترکیسم تا نژادپرستی - عایشه حُرّ - مترجم: باخیش سببی
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=41440

6- در راه آذربایجان واحد( بوتو آذربایجان یولوندا) -ائلچی بئی - زبان ترکی آذربایجان
http://ebitik.azerblog.com/anbar1/4421.pdf

نظر: 

سالام-
وای چقدراین موحدی بی ادب وبی حیاست.
برادرعزیزاگه جنبه نداری بروگاوچرانی.
باورکن اگه یک زمانی افرادی مثل برماحاکم شوندازخمینی واستالین وصدام هاهیتلرترخواهیدشد.
اول برویک کمی ادب ببین بعد بیا داخل جمع .
فکرمیکنی اینجاچاله میدان است؟یاجنگل های ماسل شاندرمن.

نظر: 

ادامه انتخاب گرایی:
فرمول مذکور، در واقع و از زاویه دیگر فرمول جبهه ی متحد است.
اما حالت انتخابگرا، که توضیح داده شد ، با حالت موجود که یک فعال دارد، چیست وچه تفاوتی دارد؟
- مهمترین تفاوت این است که انتخابگرا « برای مردم چیزی انتخاب نکرده است.»
نه استقلال را، نه فدرالیسم را، و نه راه پرولتاریا و غیره را. در حالیکه فعال موجود اینها را به جای مردم و برای مردم انتخاب کرده است. تضاد بین انتخاب کردن و نکردن.
انتخابگرا تنها نظر شخصی و گروهی خود را که میتواند « استقلال خواهی، فدرال طلبی، حاکمیت پرولتاریا و غیره » باشند
نسبت به شرایط متغیر پیشنهاد میکند . و میتواند با وضعیت های مختلف، راههای مختلف پیشنهاد کند.
او خواسته ی« منجمد»طرح نمی کند.خواسته را با شرایط طرح میکند آنهم به عنوان یک پیشنهاد.

-فرق دیگر، انتخاب گرا، باسیاستی که دارد ، دگماتیک نیست، اما فعال موجود دگماتیک است.

نظر: 

آقای توکلی لطفا به وضعیت فرهنگ موحدی رسیدگی کنید، اکانت دادید ، وارد شده ، نمی گذارد دیالوگ داشته باشیم.

نظر: 

«انتخاب گرایی» چیست؟
جداری عزیز، و مخالف نظری ایشان بحثی کرده اند که ریشه ی حداقل صد ساله دارد.
نظر جداری : « منافع پرولتاریا تعیین میکند جدایی درست است یا عدم جدایی»
نظر مخالف: « منافع پرولتاریای آذربایجان در جدایی ست»
---
در کنار اینها نظر « انتخاب گرایی» من وجود دارد که در مقالاتم به آن پرداخته ام ، تحت عنوان « حق انتخاب جمعی» .
که « انتخاب گرایی» خوانده میشود.
انتخاب گرایی به این معنی ست که نه تنها هر فردی حق طبیعی انتخاب دارد، بل هر مردم یا خلق یا ملتی نیز حق طبیعی انتخاب جمعی دارد.
در مسایل مهم و همگانی، مردم کاری را« انتخاب» میکنند، و آن هم اجرا میشود.
چه کسانی موافق باشند و چه مخالف. سرانجام « انتخاب مردم» قابل اجرا ست.
----
اینجا مخالف آزاد است نظر خود را درست بداند همچنان که موافق میداند. ولی در نهایت تعیین کننده نتیجه ی انتخاب است.
چه مثبت باشد و چه منفی.

نظر: 

جناب موحدی،
- شما در کامنت اول نوشته اید میخواهید دیگران را « بی آبرو کنید»
من اعتراض کردم و سایت کامنت شما را عدم انتشار زد.

- در کامنت دوم باز در زیر مقاله ام به من « اتهام» زده اید که
«ناسیونالیست تجزیه طلب » هستم. اتهام به دیگری ممنوع ست.
چون من نه ناسیونالیست هستم و نه تجزیه طلب. ونه ایران گرا. اتهام نارواست.
من انتخاب گرا هستم.
لطف کن اینجا اسپام ننویسی راه نینداز که مقالات من جای این چیزها نیست.

نظر: 

آقای بزرگوار، جناب جداری
منظورتان از اظهار نظر چه بود؟ آیا نظر شما در رابطه با موضوع بحث گوناز بود یا چیز دیگر؟
در هر حال من در بحث شما تناقض بزرگی دیدم. شما ابتدا از حق تعیین سرنوشت و جدایی ملتها دفاع قاطعانه کردید اما فوری بطور اختیاری شرط بسیار بسیار بسیار بزرگی گذاشتید که بلی ما شرط داریم ما چون و چرا داریم . شرط چیست؟ منافع پرولتاریا، و چنین فرمودید که اگر استقلال ملت تحت ستم مغایر با منافع پرولتاریا باشد ما کمونیستها مخالف استقلال ملت تحت ستم هستیم.
سوال، سوال: ما مردمان تحت ستم عرب ، بلوچ، ترکمن، ترک و کرد از پرولتاریا یش تا دهقانش و دکاندارش از شما کمونیست می پرسیم که شما منافع کدام پرولتاریا را مد نظر دارید؟ منافع پرولتاریای کورد تورک و بلوچ را در نظر می گیرید یا منافع پرولتاریای ملت حاکم فارس را؟
شما حتما میدانید که وضعیت پرولتاریای فارس با پرولتاریای

نظر: 

آقا ویا خانم عزا،جایگاه شمارا آقای جداری در جنبش ملی آذربایجان تعین کردند"اگر واقعا اهل جنبش باشید"جنبش ملی و مدنی آذربایجان نه راستی است نه چپی. بلکه جنبشیست به خاطر از دست رفتن حقوق اولیه هر انسان، مانند حقوق اتنیکی وملی که مورد تبعض وتحقیر قرار گرفته است.در این جنبش تمامی طیف ها وطبقات وجود دارند،از کارگر ودهقان گرفته نا معلم وکارمند ودکتر ومهندس وعلی الخصوص بورژوازی ملی که ستون فقرات جنبش را تشگیل میدهند جای دارند.اینجنبش بقول آقای جداری جنبش طبقاتی نیست بلکهجنبشی است ملی تمامی اقشار جامعه را حول محور خواسته های ملی جمع میکند جنبش ملی ومدنی آذربایجان هم مثل تمامی جنبش ها برای متحد کردن نیرو های خود حول محور جنبش به نمادها واوسطوره ها وقهرمانانی مانند ستار خان وشیخ محمد خیابانی وپیشه وری و محمد امین رسول زاده اولین بنیان گذار جمهوری آذزبایجان نیاز داردوهمچنین به اسطوره های مانند

نظر: 

به ائلیار
مردک تجزیه طلب ، ناسیونالیست کوتوله ، تو چکاره هستی که کامنت ها را حذف می کنی خائن وطن فروش.

نظر: 

آتش گرامی، شما « اندیشه» ارائه بدهید منتشر میشود ولی سایت « هر حرفی» را منتشر نمی کند.

نظر: 

در کشور های چند ملیتی نظیر ایران، فرق فاحشی بین عناصر ملی گرا و کمونیست وجود دارد. یک فرد ملی گرا، هوادار رهائی این یا آن ملت تحت ستم از قید اسارت و ستمدیدگی ملی می باشد. در کشورهای چند ملیتی که در آنها در کنار ستم های مختلف، ستم ملی هم وجود دارد، یک فرد ملی گرا، کاری به مبارزه طبقاتی و تضادی که طبیعته بین طبقه کارگر و سرمایه دار در درون هر ملت تحت ستمی موجود می باشد، ندارد. مساله و مشغله فکری یک فرد ملی گرا در کشوری کثیر المله همچون ایران، رهائی ملت خودی از بند اسارت ملت ستمگر حاکم از طریق ایجاد فدراسیونی متشکل از ملت های مختلف در یک کشور واحد و یا استقلال کامل، می باشد. بهمین جهت نیز یک فرد ملی گرا در کشورهای چند ملیتی، با شیوه های گوناگون در جهت ایجاد حکومت فدرالی یا استقلال و جدائی کامل مبارزه می کند. اما، مساله اصلی یک فرد کمونیست ، همواره پیشبرد مبارزه طبقاتی و

نظر: 

ادامه و بقیه نظر
----------آ
نها از امپراطوری نژاد تورک و اسلامی دفاع میکنند آنها از اسطوره گرگ خاکستری یا بوزقورد تاریخ ، هویت، نماد، اشاره و استراتژی برای آذربایجان ساختند و مخالفان پانترکیسم را دشمن آذربایجان معرفی میکنند ولی مانند دیگر پانترکیستها آشکارا شهامت دفاع سیاسی و تئوریک از این جریان راسیستی و فاشیستی را ندارند.
6- مردم آذربایجان روز به روز آگاهتر میشوند و بیشتر با دمکراسی، سیاستها و اندیشه ای مختلف آشنا می شوند. اکنون نیروهای ضد دمکراتیک و سیاستها و تفکرات واپس گرا نژادپرستانه بیش از پیش افشا شده اند و در انزوا و سراشیبی شکست قرار گرفتند.

نظر: 

شما هم که کامنت من را منتشر نکردید حذف دگر اندیش از طرف شما نیزصورت میگیرد

نظر: 

عوام فریبی گوناز تی وی و مسئولین آن در بحث و گفتگوی روز
------------------------------------------------------------------
جنبش چپ و سوسیالیست آذربایجان بر این باور است که در آذربایجان جنوبی جنبش های مختلفی مانند
1- جنبش ملی
2 - جنبش کارگری
3 - جنبش زنان
4 - جنبش دمکراتیک و دمکراسی طلبی
5 - جنبش های دمکراتیک مدافعان مذاهب غیر شیعه
در عرصه مبارزه ملی و رهایی بخش آذربایجان ، سوسیالیستها و جناحهای چپ آن بر این باور هستند که جنبش ملی و دمکراتیک آذربایجان برحق، دمکراتیک، آزادیخواهانه و رهایی بخش است و این جنبش در جهت رفع نابرابریها و تبعیضات ملی بوده و در جهت تحقق شعار حق ملت تورک در تعیین سرنوشت خودش پیش میرود.

نظر: 

آسیب شناسی

در این اواخر ، کلا 6 مقاله پیرامون آسیب شناسی جنبش آذربایجان منتشرشده است.
دو مقاله از آ.ائلیار، یک مقاله شریفه جعفری، دو مقاله از « Anonymous» و eza.
یک مقاله هم از لوایی.

در آسیب شناسی یک پدیده فرد دنبال آفت ها میگردد. از دید خود. که ممکن است از دید دیگری آفت نباشند بل حسن هم باشند.
در این 6 مقاله، چهار نوشته « ترکیسم و پانترکیسم و بوزقورت ایسم » را آفت میدانند ولی دو نوشته دیگر این نگاه را ندارند
( لوایی و جعفری). آنها هم به نوبه ی خود و از زاویه نظری خودشان آسیب شناسی کرده اند. که عمدتا شناخت آنها
« آسیب رفتاری» ست. یعنی به« عمل» بیشتر توجه کرده اند تا « تئوری». برخلاف 4 نوشته ی دیگر.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.