نامه سرگشاده به قاتل حزب اللهی رافق تقی

پس از به قتل رسیدن رافق تقی حزب اللهی های ایران در رسانه های حکومتی ایران به دلیل کشته شدن سلمان رشدی آذربایجان به همدیگر پیام تبریک فرستاده و ابراز شادمانی می کردند اما اکثریت مرم آذربایجان از قتل رافق تقی اندوهگین و متاسف بود خصوصا روشنفکران آذربایجانی قتل وی را حمله مستقیم به آزادی بیان می شمردند به این دلیل گروها و شخصیتهای بسیاری ترور رافق تقی را محکوم کردند واکنش مردم آذربایجان دردفاع از فرزند مظلوم خود به اندازه ای نیرومند بود که…

توضیح مترجم: رافق تقی پزشک و نویسنده آذربایجانی است در ١٥ نوامبر سال ٢٠٠٦ میلادی مقاله ای به نوشته او  با نام «ما و اروپا» در روزنامه صنعت که در باکو انتشار می یابد چاپ شد و باعث اعتراض حزب اللهی ها ایران گردید چون آنان این نوشته را کفرآمیز و بر علیه دین اسلام ارزیابی کرده بودند عده ای از مقلدان  آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی به وی رجوع کرده و خواهان نظر وی دراینباره شدند آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی با صدور فتوایی نوشت: قتل او بر هر کسی که به او دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه مذکور که چنین افکار و عقایدی را با علم و توجه منتشر می‌کند همین حکم را دارد در  ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱، رافق تقی با چاقو مورد سوء قصد قرار گرفت و ۲۳ نوامبر ۲۰۱۱ در بیمارستان مرکز کلنیکی باکو جان سپرد. خانم الوجا آتالی که از دوستان رافق تقی بود به مناسبت سالروز تولد رافق تقی در پنجم آگوست نوشته زیر را به رشته تحریر درآورده است لازم به یادآوری است که خانم الوجا آتالی مولف ده کتاب با مضامین ادبی،اجتماعی و سیاسی است. با تشکر بابک آزاد

پنجم آگوست سالروز تولد رافق تقی است من این نوشته را به این نویسنده قربانی جهالت تقدیم میکنم من پیشنهادمی کنم ١٩ نوامبر یعنی روزی که رافق تقی مورد سوء قصد واقع شد در آذربایجان روز مبارزه با نادانی اعلام شود من برای اولین بار در سال ٢٠١١ این پیشنهاد را با رسانه های گروهی در میان گذاشتم.

به نظر روانشناسان بعضی از بیماران  روانی (psychopath) دارای وجدان نیستند و هرگز به خاطر جنایتی که مرتکب شده اند احساس گناه نمی کنند اما من می دانم که تو بیمار روانی نیستی پیروی کورکورانه از دین، نیروی ادراک تو را مسموم نموده است و به این دلیل نمی توانی میان درست و نادرست فرق بگذاری بعد از به قتل رسیدن رافق تقی دختر نوجوان او درنامه ای سرگشاده از تو این سئوال را کرد «من پدرم را خیلی دوست داشتم تو چرا پدر مرا کشتی؟» در واقع هرکسی که خبر قتل رافق تقی را می شنید همین سوال را تکرار می کرد برای چه او را کشتند؟ سرانجام کسی پیداشدکه به این سئوال مشخص جواب مشخص دهد آیت‌الله  محمد جواد فاضل لنکرانی برای توجیه قتل رافق تقی گفت « قتل او برای رضایت خدا لازم بود» در ١٩ نوامبر سال ٢٠٠٦ میلادی مقاله ای از رافق تقی درروزنامه صنعت انتشار یافت در این مقاله، نشر خرافات با نام اسلام بصورت یکی از موانع اساسی بر سر راه پیشرفت در آذربایجان، ارزیابی شده بود. من نمیدانم چرا باید این نوشته خدا را آنقدر عصبانی کرده باشد که از ریختن خون رافق تقی خشنود شود؟ من دراینجا قاتل حزب اللهی رافق تقی را مخاطب قرارداده و می پرسم آیا تو خبر داری که در کشورهایی مثل ایران، عراق و افغانستان، پیروان مذهب شیعه و سنی بر علیه همدیگر دست به اعمال تروریستی می زنند و دهها تن از افراد بیگناه از جمله کودکان قربانی خشونت آنان می شود برای مثال مدتی قبل شبه نظامیان سنی اتوبوسی را در بغداد مجبور به توقف می نمایند و جوانانی را که شیعه بودند پیاده کرده و  آنان را از نزدیک به ضرب گلوله  به قتل می رسانند در حالیکه هر دو طرف به خدای یکتا و قرآن اعتقاد دارند و حضرت محمد را فرستاده خدا می دانند. دهها سال است درایرلند پیروان کاتولیکها و پروتستانها به خاطر پرنسیبهای دین مسیحیت همدیگر را می کشند در حالیکه هردو طرف به خدا و انجیل اعتقاد دارند و حضرت عیسی را فرستاده خدا می دانند من باز قاتل حزب اللهی رافق تقی را مخاطب قرار می دهم  و می گویم تو اگر بوسیله گوگل درباره «پدوفیلی و کلیسا» جستجو کنی به اطلاعات زیادی درباره رسواییهای کلیسا دسترسی پیدا خواهی کرد و خواهی دید که چگونه بعضی از کشیشان در کلیسا که خانه خدا خوانده می شود به کودکان خردسال تجاوز جنسی کرده اند چون این اتفاقات درکشورهای آزاد دنیا مثل آمریکا روی داده است از اینرو مطبوعات توانسته اند اخبار این رسواییها را آزادانه منعکس نمایند اما درایران برای اینکه تقدس روحانیون حکومتی خدشه دار نشود رسواییهای آنان پرده پوشی می شود و فقط در شرایط استثنايی محاکمه روحانی خاطی در دادگاه ویژه روحانیت و در پشت درهای بسته صورت می پذیرد و افکارعمومی از چندو چون ماجرا بی خبر می ماند اگر رژیم ایران توانسته است رسواییهای روحانیون حکومتی را پرده پوشی کند اما هرگز نتوانسته است تجاوزات جنسی را در زندانهای ایران پره پوشی کند بارها زنان متاهل و دختران جوان توسط رسانه های گروهی غیر حکومتی ادعا کرده اند که درزندان مورد تجاوز بازجویان خود قرارگرفته اند راستی چرا روحانیون حکومتی مثل آیت الله لنکرانی در اینباره سکوت اختیار کرده اند آیا می توان از سکوت آنان این نتیجه را گرفت که خدای آنان از وقوع این جنایات هولناک ناخوشند نیست؟ من در سوم جولای سال ٢٠١١ برای آخرین بار رافق تقی را در شهر باکو ملاقات کردم مثل همیشه صمیمی و خوشرو بود گفتگوی ما حدوا یک ساعت طول کشید از او درباره مقاله ای که از او در روزنامه صنعت به چاپ رسیده و موجب شده است از طرف ایران تهدید به مرگ شود سئولاتی نمودم بلاخره این تهدیدات به کجا رسید؟ آیا هنوز هم این تهدیدات ادامه دارد ؟ او در جواب گفت برای من چگونه زیستن بسیار مهمتر است از چگونه مردن. این جواب برای من قانع کننده بود من دوباره قاتل حزب اللهی او را مخاطب قرارمی دهم و می گویم تو به خاطر رضایت خدا رافق تقی را کشتی من خیلی کنجکاوم  هستم که خدای موردباور تو را بهتر بشناسم اما تو مثل رافق تقی آدم جسوری نیستی که با مخالف خود رو در رو بشینی نظرات خود را بازگو کنی و نظرات مخالف خود را بشنوی تو آدم بیچاره و ترسویی هستی که فقط میتوانی در پناه سیاهی شب از پشت سر به مخالف خودحمله کرده و او را بکشی و سپس فرارکرده خود را در قایم نمایی بنابراین من از زبان تو چیزی درباره خدای مورد باور تو نخواهم شنید اما تو از من می توانی درباره خدا بشنوی.

خدا کیست و یا چیست؟

برای شناخت خدا دو روش اساسی وجود دارد نگاه علمی و نگاه اسکولاستیک

١- در نگاه علمی جهان هستی از ماتریال تشکیل شده است و ماتریال را هم اتمها تشکیل می دهند و انرژی و حرکت هم باعث پیدایش اتمهامی شود در نگاه علمی وجود با رابطه علت و معلولی توجیه می شود برای مثال اگر بگوییم کره زمین را خدا آفریده است در اینجا این سئوال پیش می آیدخدا را چه کسی آفریده است علم به همه سئوالات نمی تواند پاسخ دهد بنابراین بین در نگاه علمی بین دانایی و نادانی خط قرمزی وجود دارد درجایی که علم برای سئوالی جواب ندارد باید گفته شود من نمیدانم البته اعتراف به ندانستن در رشد و ترقی انسان نقش پراهمیتی را ایفا می کند چون در ما انگیزه و کنجکاوی نیرومندی  برای دانستن بوجود می آید برتراندراسل فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی به سفارش یک مجله انگلیسی مقاله‌ای نوشت تحت عنوان آیا خدایی هست؟ این مقاله به خاطر افکار خیلی متفاوت و جسورانه چاپ نشد اما با گذشت زمان بارها نشر یافت در این مقاله به نظر منتقدین برتراندراسل می کوشد بگوید که نباید مرز بین دانستن و نداستن مخدوش شود اگر ما چیزی را نمی فهمیم ویانمی دانیم نبایداز گفتن نمی دانم خجالت بکشیم کسانی که با توسل به خرافات می کوشند به همه سئوالات پاسخ دهند به شهادت تجارب تاریخی باعث جنایات هولناکی  شده اند راسل در مقاله‌ای خود چنین نوشت: «اگر من مدعی می‌شدم که در منظومه شمسی میان زمین و مریخ یک قوری چینی دور خورشید می‌گردد، هیچ کس قادر نبود مدّعای مرا رد کند، مشروط به آنکه حواسم می‌بود که در ادامه بگویم این قوری آنقدر کوچک است که حتی با قوی‌ترین تلسکوپ‌ها هم قابل رویت نیست. » راسل با آوردن این مثال می خواهد این نتیجه را بگیرد که بحث مربوط به وجود خدا هم به مثال گوری چینی او شباهت دارد باید توجه کرد بسیاری از دانشمندان  عالم وجود را فقط باروشهای علمی تبیین می کنند و به ان دلیل نیز به وجودخدا اعتقاد ندارند عدم اعتقاد به وجود خدا به معنی آن نیست که آنان به هیچ چیزو هیچ کس ایمان ندارند آنان بجای خدا می توانند به عشق، انسانیت و یا خوبی ایمان نیرومندی داشته باشند.

٢- نگاه اسکولاستیک یک نوع روش دینی و فلسفی است که بر اساس تعالیم دین مسیحیت در قرون وسطی بوجود آمده است در نگاه اسکولاستیک برای اثبات وجود خدا بجای علم ، فرضیه ، ایمان و خیال کارپایه تحقیقات را تشکیل می دهد در نگاه اسکولاستیک چنین فرض می شود که خدای یکتا جهان هستی را آفریده است و او علت غایی است و خالقی ندارد اما موضوع به همین جا خاتمه نمی یابد بر اساس فرضیه وجود خدا  دینهای مختلفی بوجود آمده اند هردینی برای ادره جامعه قواعد و قوانین به خصوصی دارد و همین امر باعث شده است در طول تاریخ جنگهای خونینی بین پیروان ادیان مختلف روی دهد و هنوز هم این تضادهای خونین همچنان ادامه دارد به این دلیل من به آزادی ادیان اعتقاد دارم به شرط آنکه پیروان ادیان مختلف نکوشند بر اساس باورهای خود روش خاصی از شیوه زندگی را به دیگران تحمیل کنند و اعتقاد دینی آنان امر شخصی آنان شمرده شود.

پس از به قتل رسیدن رافق تقی حزب اللهی های ایران در رسانه های حکومتی ایران به دلیل کشته شدن سلمان رشدی آذربایجان به همدیگر پیام تبریک فرستاده و ابراز شادمانی می کردند اما اکثریت مرم آذربایجان از قتل رافق تقی اندوهگین و متاسف بود خصوصا روشنفکران آذربایجانی قتل وی را حمله مستقیم به آزادی بیان می شمردند به این دلیل گروها و شخصیتهای بسیاری ترور رافق تقی را محکوم کردند واکنش مردم آذربایجان دردفاع از فرزند مظلوم خود به اندازه ای نیرومند بود که باعث شد حزب اللهی های ایران عقب نشینی کرده و نقش خود را درترور رافق تقی انکار نمایند این واقعه مرا به یاد آن گفته  رافق تقی انداخت  که مرتب می گفت نادانی نمی تواند به دانایی غلبه کند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر ع.ب.تورک اوغلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - جمهوری اسلامی،ازچندین نیروها در شکل های مختلف ترویج تفکر و در پیشبرد اهدافش استفاده می‌کند.
1.ازطریق حوزه های دینی طلبه پذیرفته، آنها را شستشوی مغزی کرده تا بلای آن کشورکند.
2.ازسیاسیون نادم استفاده می کند،تا هیچ رد پائی ازخود نگذاشته باشد،تادر صورت دستگیری آنها نیز بگوید،که این شخص
از گروه تروریست و مخالف حکومت ایران بوده است.
3.از اراذل و ا وباش و محتاجان،اقتصادی مناطق مرزی،که با پاسپورت و یا بدون پاسپورت میتوانند،از رمز خارج و رفت آمد میکنند.
4.از نیروهای حرفه ایی،و آموزش دیده مثل تکواندوکاران،
ودیگر ورزشکاران حرفی ،برون مرزی ووو،،که برای مدال
آوردن نیاز دارند.
نمونه اش،اگریادتان باشد،تعدادی بعنوان ورزشکار وبا افراد حرفه ازارمنستان خارج شده بودند، گندش درآمد،
5.ازجنایتکاران واز تروریست های دیگرکشورها وبا موازی کاری
استفاده از داشناکسیون،پ ک ک ،پژاک،چپ های دیگرکشور
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نویسنده ظاهرا از پیشرفتهای جدید در ایران بی خبر است. جدیدا در ایران نه فقط به زنان و دختران بلکه به پسر بچه های قرآنی هم تجاوز می کنند. هدف لنکرانی گور به گور شده و مزدورانش در نارداران و مشدآقا این بوده و است که این انقلاب جنسی را به آزربایجان صادر کنند. بیچاره رافیق تقی که از دو طرف خورد . علیف بعد از آن مقاله او را به زندان انداخت تا آیت الله ها خوششان بیاید . بعد از آزادی هم به دستور آیت الله ها کشته شد تا آن موجود کذایی در چاه جمکران(خدای ملایان فارس) خوشش بیاید.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری