برای هر چیز زمانی وجود دارد - قطع رابطه با رفیق قدیمی

خواهم شدن به بُستان چون غنچه با دل تنگ
 وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن 
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
 گه سّر عشقبازی از بلبلان شنیدن 
فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

دوست عزیزی داشتم و سالیان طولانی با هم بودیم. در سفر و حَضَر پا به پای او می‌رفتم. پیش از مدرسه و دانشگاه نیز همدیگر را می‌‌شناختیم. صمیمی و صاف بود. تلاش می‌کردم او را حفظ کنم، بویژه وقتی با آلودگی روبرو می‌شد. اما، این اواخر بازی درآورد. بازی درآوردنی که البته خودم در آن نقش داشتم ولی طفره می‌رفتم و تقصیر را به گردن او می‌گذاشتم.
یکی دو بار او را گرفتم و از شدت درد تکان دادم. آنقدر بی‌تاب شدم که چندین بار خواستم عذرش را بخواهم اما دلم نیامد. یک شب خوابیده بودم و دَم دَمای صبح متوجه شدم که پیشدستی کرده و از من جدا شده‌است...

...

سایت همنشین بهار 
انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری