يك روز پيش از تعرض نظامي، تهران هنوز در بي خبري و ابهام بود…‌

ه نظر برخي از مورخان«خيانت»به وطن به مفهوم همكاري با بيگانه در اجراي برنامه ها و سياستهاي آن و نيز نان به نرخ روز خوردن،از اواسط حكومت شاه سليمان صفوی در ايران مشاهده شده است كه با يك وقفه در دوران افشاريه و زنديه،از زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار ادامه يافته بود.اروپاييان پس از يافتن راههاي دريايي شرق از اين تعبير منظوم در فارسي که ترجمه آن در کتب اروپا آمده بود«به دو چيز گيرند مر مملكت را;يكي پول و رشوه و ديگري شمشير آبديده يماني (جنگ)»بارها استفاده كرده است.

در چنین روزی (۲ شهريور) سال ۱۳۲۰، يک روز پيش از تعرض نظامي انگلستان و شوروي به ايران كه طراح آن انگليسي ها بودند، تهران هنوز در بي خبري و ابهام بود؛ تنها ريدرز بولارد سفير انگلستان در تهران و آندره اسميرنوف سفير شوروي و چند نفري از رجال سياسي و مقامات نظامي كه با انگلستان مربوط بودند و يا اين كه در طول چند هفته پيش از آن تطميع شده بودند از نقشه تعرّض خبرداشتند.اسميرنوف حتي شايعه تعرض نظامي را رسما تكذيب كرده بود.
در همین روز واحدهاي نظامي شوروي پشت خطوط مرزي ايران در شمال، و نيروهاي انگليسي در عراق مستقر و آماده دريافت دستور حمله بودند. نگراني چرچيل نخست وزير وقت انگلستان از اين بود كه اگر برنامه همکاري مقامات«تطميع شده»ايران طبق نقشه عملي نشود از چند هزار نظامي عمدتا هندي در حمله به ايران كاري ساخته نخواهد بود و در اين صورت آلماني ها همه تلاش خود را بكار بخواهند برد تا با گرفتن قفقاز به كمك ايران برسند. در آن روز نيروهاي آلمان در پيشروي در خاك شوروي به اواسط اوكراين رسيده بودند.آلمان به نقشه انگلستان و شوروي مبني بر حمله به ايران پي برده بود،ولي اين دولت هم نمي خواست با انتقال اين خبر از مجاري رسمي به تهران،مقامات ايران را دچار ترس و شتابزدگي كند.آلماني ها كه شناخت كمتري از روانشناسي و شرح احوال رجال وقت ايران داشتند باور نمي كردند كه چند مقام نظامي بدون نظر شاه،ارتش ايران را مرخص كنند و وجدان را زير پا نهند و وطن را بي دفاع رها سازند!
در اين ميان چشم مردم ايران به ارتششان بود كه درباره انضباط و روحيه آن داستانها شنيده و زرق و برق لباس و نشان و واكسيل افسرانش و مراسم سان و رژه ها را به چشم ديده بودند،ولی...
به نظر برخي از مورخان«خيانت»به وطن به مفهوم همكاري با بيگانه در اجراي برنامه ها و سياستهاي آن و نيز نان به نرخ روز خوردن،از اواسط حكومت شاه سليمان صفوی در ايران مشاهده شده است كه با يك وقفه در دوران افشاريه و زنديه،از زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار ادامه يافته بود.اروپاييان پس از يافتن راههاي دريايي شرق از اين تعبير منظوم در فارسي که ترجمه آن در کتب اروپا آمده بود«به دو چيز گيرند مر مملكت را;يكي پول و رشوه و ديگري شمشير آبديده يماني (جنگ)»بارها استفاده كرده و چون برنده شده اند هنوز هم تلاش به استفاده از آن دارند و در دهه هاي اخير نيز جنگ رواني (انتشار گزارش و مقاله در رسانه ها)زيرا که در جنگ سرد با شوروي پيروز شده اند و درگيري با نطق و نوشته برايشان يک تجربه شده است.
دکتر کیهانی زاده

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - مگر میتوانست در مقابل ارباب خود وا ایستد؟
رضا شاه تنها یک بیسواد،ملی گرای کورنادان،مامور ازطرف عوامل فراماسیونی بود.
شعارهایش،برای مردم عقب مانده عوام داخلی خریدار داشت،
بی غیرت ترین دولت طول تاریخ و ایران را داشت.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری