زنان سوری در استادیوم تهران – نژادپرستی و زن ستیزی ایرانیان

حضور زنان سوری در استادیوم در حالی که زنان ایرانی چنین اجازه ای نداشتند، بهانه ای شد تا بار دیگر عرب ستیزی، نژادپرستی و زن ستیزی ایرانیان به شکل گسترده و توده ای امکان بروز پیدا کند.

روز سه شنبه (5 سپتامبر) در استادیوم "آزادی" تهران مسابقه ای بین تیم های فوتبال ملی ایران و سوریه انجام گرفت. این مسابقه آخرین بازی ایران در مرحله گروهی انتخابی جام جهانی 2018 بود که نتیجه آن مساوی شد و تیم ملی ایران توانست به جام جهانی راه یابد. زنان ایرانی این بار نیز اجازه ی حضور در استادیوم را نیافتند، در حالی که بسیاری زنان سوری (برخاً بی حجاب) در استادیوم حضور داشتند. حضور زنان سوری در استادیوم در حالی که زنان ایرانی چنین اجازه ای نداشتند، بهانه ای شد تا بار دیگر عرب ستیزی، نژادپرستی و زن ستیزی ایرانیان به شکل گسترده و توده ای امکان بروز پیدا کند.

در اکثر واکنش های کاربران اینترنتی ابراز خصومت نسبت به مردم سوریه بسیار شدیدتر از ضدیت با رژیم جمهوری اسلامی بود. خیلی ها به جای برخورد با قوانین زن ستیز رژیم جمهوری اسلامی، به توهین های جنسی به زنان سوری روی آوردند. خیلی ها به جای زیر سوال بردن نقش ایران در جنگ، کشتار و خرابی سوریه، حتی تا اینجا پیش رفتند که زجر مردم سوریه را دستمایه متلک های غیرانسانی خود کنند. و خیلی ها احساس حقارت ملی خود را که با حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران تشدید شده، با اظهارات عرب ستیزانه و نژادپرستانه به نمایش گذاشتند. در اینجا چند نمونه از این برخوردها نقل می شود:

در صفحه ای در فیسبوک، زیر عکسی از دو دختر سوری بلوند، آرایش کرده و تقریبا بی حجاب که در استادیوم "آزادی" پرچم سوریه را در دست گرفته اند، شخصی نوشته: "این مدافعان حرم همین تکه ها رو دیدن که سوریه رو حتی برای یک لحظه ترک نمیکنن... ولی عجب چیزهایی هستند این سوری ها". شخص دیگری در همانجا نوشته: "ای وای قلبم برا سوریه تپ تپ میکنه".

باز هم در فیسبوک، شخصی عکسی از دو دختر سوری با پیرهن آستین حلقه ای گذاشته که در خیابان های سوریه با پرچم سوریه در دست، مشغول جشن گرفتن نتیجه مساوی بازی تیم سوریه هستند، و زیرش نوشته: "جشن خیابانی مردم مظلوم و جنگ زده سوریه بعد از تساوی مقابل ایران". شخصی دیگر در وبلاگش نوشته: "تعدادی از ملت مظلوم سوریه با حضور در ورزشگاه مشت محکمی به دهان ملت ظالم ایران کوبیدند. این برهه حساس، خصوصاً آنجائی کنونی شد که تعدادی از خواهران مظلوم سوریه، علاوه بر حاضر شدن در ورزشگاه، قادر بودند بدون حجاب به مظلومیت خود ادامه بدهند".

خانمی از خارج کشور زیر مطلبی در سایت "بالاترین" نوشته: "دیگه خفت و خواری بیشتر ازین؟ حجاب رو که به زور ۴۰ ساله سرمون کردن هیچ، حتی شماها رو این حکومت در حد زنان سوری هم به حساب نمیاره، اما کو عزت نفس؟!" شخصی دیگر زیر مطلبی دیگر در همان سایت نوشته: "تماشاگران زن سوری با پرچم حزب‌الله لبنان و بدون حجاب در استادیوم آزادی تهران، زنان صاحب خانه پشت دروازه استادیوم. وای برما که با داشتن این حکومت ضدملی هنوز هم مجبوریم به اعراب کولی بدهیم".

این واکنش ها نمونه ای ست از فرهنگ برتر و تمدن ایرانی که به همه دنیا هم می خواهد درس "گفتگو" بدهد. انا لله و انا الیه راجعون!

 

ایمیل نویسنده: 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منشا تناقض و کشمکش رژیم زن ستیز و ضدخلقی جمهوری اسلامی با زنان ایران زمین به دوران انقلاب ضدسلطنتی سال 57 برمی گردد. انقلاب 57 برای آزادی و رفاه اقتصادی، آزادی بیان، تشکل و فعالیت سیاسی و علیه استبداد سیاسی بود. اینها مطالبات محوری زنان و کارگران و جوانان مجاهد و کمونیست بود و با این خواست ها و مطالبات کارگران و زنان سلسله استبدادی شاهنشاهی را به گور سپردند . اما در مقابل دول امپریالیستی غرب، رژیم خمینی را سازمان داد تا انقلابیون نتوانند نظام حاکمیتی مورد نظر خود که حاوی همان خواست ها و مطالبات بود را عملی کنند.
باری ، مسئله زن در ایران نمونه بارز کشمکش و جدال و بحران هویتی رژیم می باشد. هر جا که سایه شوم اسلام سیاسی و قوانین و دخالت حاکمیت مذهبی بر سر نوشت مردم حاکم بوده است، مترادف با بردگی جنسی، اسارت و بی حقوقی کامل زن بوده است. در هر جایی اثری از حاکمیت اسلامی بوده، حجاب اجباری
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مردمان شریف و بزرگوار ایران، به هیچ وجه نژاد پرست و عرب ستیز نیستند. هموطنان عرب ما از دیرباز در سرزمین ایران در خوزستان حضوردارند و همزیستی و زندگی مسالمت آمیزی در ایران با سایر هموطنان ایرانی خود دارند و در مبارزه با ظلم و ستم آخوندی در کنار هموطنان ایرانی خود هستند. البته انکار نباید کرد که بعضاً شعارها و اظهاراتی که رنگ و بوی ضدعربی دارند از سوی عده ای معدود بیان می گردد «" به طور مثال تجمع مردم در پاسارگاد در كنار مقبره كورش"» اما به نظر من این شعارها و اظهارات از سوی این افراد هیچ‌گونه جنبه عرب ستیزی نداشته بلکه از این طریق نفرت خود را در مخالفت با رژیم فاشیسم مذهبی و خونخوار حاکم بر ایران که به غایت ضدملی و ضدایرانی است و 39 سال است که در اسارت آن به سر می‌برند ابراز داشته‌اند.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری