خورشید حقیقت هیچگاه پشت ابر نمی ماند

آری تنها موضعی که رقیبی ندارد ، حقیقت است و متزلزل تر و نا ایمن تر از دروغ فقط خود دروغ است ، به امید آن روز که زندگی ها از معرکه دروغ به شاهراه حقیقت هدایت شوند و دشمنی ها و جنگ ها پایان بگیرند .

آنچه که از دنیای مجازی و بخصوص فیسبوک می شود آموخت ، تشخیص واقعی ها از غیر واقعی ها هست .
در جامعه ای که ما بزرگ شده ایم ،غالبا قالب هایی را برای ایفای نقش به ما یاد داده اند یا یک سری قالبهای محدودی را خود انتخاب کردیم که چندان شخصیت واقعی ما را نشان نمی داده اند.
اما در فضای مجازی می شود از نوع انتخابهای افراد در گذاشتن پست ها تا حدودی به شخصیت افراد پی برد .
بسیار دیده شده که افراد در این فضاها وانمود می کنند که واقعی هستند ، اما در جایی خصوصی تر براحتی مچشان باز می شود .
ما زندگی خود را با تظاهرهایی که می کنیم ، به مخاطره می اندازیم .
و خیلی مواقع متوجه نیستیم که تظاهر و دروغ نمی تواند زیاد پشت ابر بماند .
بخصوص در مقابل آنهایی که از بی نقاب بودن ترسی ندارند و حقیقی هستند .
همیشه با حضور اینچنین اشخاصی ، همان حقیقی ها ، انسان های دروغین می ترسند و لذا با تهدید و ایجاد نفرت سعی می کنند حقیقت را سرکوب کنند .
اما غیر حقیقی ها، زیاد نمی توانند پایدار بمانند.
خورشید حقیقت عالمگیر است و پرتوش هرگز پشت ابرها نمی ماند .
هرکسی که حقیقی باشد همچون آینه است و دروغگویان از دیدن چهره خود در درون آینه وجود او نفرت دارند .
آینه ها را باید بشکنند و با به مخاطره انداختن زندگی اینها جلوی نور حقیقت را بگیرند .
آزادی بیان برای اینها مساویست با افشا شدن دروغ هایشان پس باید نطق ها را خفه کنند .قلم ها را بشکنند .
در دنیای مجازی هم اینچنین است اسلحه های تهدید و ریپورت و هک کردن ، در کارند و ساعت و ساعت ها مزدورانی هستند که به آبرو حیثیت و نام مردم لطمه میزنند و یا انگی می چسبانند تا کسی نتواند دمی ازحقیقت بر آورد و ندای حقگونه ای سر بدهد .
در فرهنگی که از ارزش های فاسد و متلاشی شده، آشوب و ورشکستگی اخلاقی و محو شدن انسانیت و وارونه شدن قوانین و رهنمودها ، و تبدیل کردن هر آینه ای به هزاران تکه استقبال می شود و همه باید مبتنی بر چشم و گوش بسته تقلید را انتخاب کنند ، گوشی برای شنیدن حق باقی نمی ماند .
و سیاستمداران چنین جامعه ای اولین اشخاصی هستند که نیازی مبرم به روان پزشک دارند .
این سیاستمداران در هر کجای دنیا که باشند ، کسانی هستند که هرگز بدون این ها جنگها معنایی ندارند و آنها باید باشند تا نظام سرکوبگری و نظام ترس هم باشد .
آری دشمن ما ، دشمن قهار و پر قدرت ما در درون خود ماست .
دشمن ما نقابهایی هست که هر روز به چهره میزنیم تا که حقیقت عیان نشود . دشمن ما ترس های ماست و پایین بودن هوش شرافت ماست و مستقل نبودن ما .
ترس ازتنها شدن و همرنگ جماعت شدن و باد بهرسو رفت همانسو رفتن و دادن عقل و خرد خود بدست دیگران و بی رحمانه و قساوت گونه حذف کردن انسان هایی که قادرند واقعی باشند .
اما این را بدانیم که آنهایی که دروغین نیستند ، حتی اگر مخالف عقاید یکدیگر هم باشند، باز روزی با هم می توانند کنار بیایند ، اما یک دروغگو هرگز نمی تواند با یک حقیقی کنار بیاید .
چرا که حقیقت خودش میزان است . حقیقت خودش روشناییست و سرچشمه خود را پیدا می کند .
شخص غیر حقیقی حتی اگر مدعی احترام و حرمت نفس شود ، در درونش کینه و نفرت جاریست . حرمت نفس او کاذب و حس احترام او علامت ویژه ای از خودشیفتگی های اوست . او سعی می کند به زور شما را وادار به احترام کند اما در واقع دارد با پنبه سر شما را می برد و اگر موفق نشود، در نهایت با تهدید هایی همچون نابود کردن و ایجاد وحشت، برای شما دورنمایی از یک زندگی غیر قابل تحمل و نا امن ترسیم می کند .
شخص غیرحقیقی از همه ابزارهایش استفاده می کند تا شما را مثل خود خوار و حقیر کند و اگر شما مثل او فکر نکنید چرک دست تلقی می شوید که باید با صابونی مثل قتل نفس و بزعم خودش مثل یک جرم شما را بکشند .
می بینید که فقدان حقیقت در آگاهی مردم تا چه حد می تواند خطرناک باشد ، و صحنه های نمایش در چنین فرهنگی ، همیشه با سناریوی بی رحمی و حیوان صفتی نوشته می شود .
درد زیاد است ، و ما راه درازی تا حاکم شدن فرهنگ عقل و خرد و سلامت فکر داریم و تا خلا فکر هست و عقل در بین ما نباشد ،در حاشیه اجتماع باقی می مانیم و این دیگران تعیین سرنوشت ما را بدست می گیرند . دیگرانی که قدرت طلب و اغلب دیکتاتور هستند.
اما اگر روزی خلا های فکری ما پر شد و بیدار شدیم ، زندگی ما در دست خود ما قرار می گیرد ، و آنوقت هست که و این کیهان بزرگ هم با ما هماهنگ و هر توطعه ای بر زندگی ما بی اثر می ماند
آری تنها موضعی که رقیبی ندارد ، حقیقت است و متزلزل تر و نا ایمن تر از دروغ فقط خود دروغ است ، به امید آن روز که زندگی ها از معرکه دروغ به شاهراه حقیقت هدایت شوند و دشمنی ها و جنگ ها پایان بگیرند .

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دقیقاً مانند خودت احسان هورامی، بعد از رها شدن ظاهری از فکر سلفیت جهادی، ادعای روشنفکر بودن و مدعی حقوق بشر کردن انگار سوژه جالبی است برایت. نثار کردن دشنام به ایرانیان آزاده و زنان فارس و تشیع و کوردهای سکولار و همچنین بد دهنی و توهین به افکار مخالف خود در دنیای مجازی از اعمال خودت می باشد. حال برای چند لایک مانند رهبران فکریت، توهین را هم حلال می دانید.
هرگاه شخصیت خود را از دگماتیسم روحی رهانیدی، آنوقت در فکر دیگران باش پسر جان.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عالی بود زنده و پایدار باشی رفیق عزیز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عین حقیقت را نوشتی. با درود فراوان بر شما اقای احسان فتاحی.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری