فدرالیسم و ایران

درمیان ملیتها، اقوام وجود دارند که کمیتشان، آنها را به کیفیت مبدل نساخته وکل جمعیت آنها به نیم ملیون نفر نمی رسد. در سرزمین

سعی این نوشته ارائۀ طرح کوتاهی ازفدرالیسمِ مناسب با ساخت وبافتِ کشورایران است، بنحوی که ساختاردولت
آینده باساختارمتکثروچندگانه جامعه ایران منطبق گردد، به این امید که راه گفتگوو مکاتبه را برای رسیدن به تفاهم
درمیان اپوزیسیون براندازِرژیم انحصارطلب وآزادی کُشِ جمهوری اسلامی درایران، بیش ازپیش هموارتر سازد.
قضاوت دربارۀ آن را به خوانندگان محترم محول می کنم.
نخست اشارتِ کوتاهی خواهم داشت به تعریف فدرالیسم مُدرن، اَشکال آن، ساختارحکومت وسابقۀ فدرالیسم سنتی
درکشورایران، وسپس به فدرالیسم مدرنِ موردِ نظرخود اشاره ای خواهم کرد که درواقع، براساسِ منطبق ساختن
ساختاردولت، با بافت وساختِ متنوع، و وسیع جامعۀ ایران دریکی از دوره های بحرانی تاریخ آن استواراست و
درنهایت به نتیجه گیری خواهم پرداخت.
بقول معروف: " تاچه پسند اُفتد و چه درنظرآید".
الف- تعریف فدرالیسم:
اصطلاح سیاسی فدرالیسم از واژه " فوئدوس" ( foedus ) لاتین میآید که بمعنی قول وقرار، وعهد وپیمان بستن براساس اعتماد متقابل است که درآن طرفین درشرایط مساوی، پیمان شراکتِ تعهدآوری را ما بین خود منعقد می کنند. براساس این تعهد، هریک ازاعضاء، ضمن حفظ هویت وجامعیت فردیِ خویش، هستیِ جمعی ترِِ نوینی را، نظیرخانواده، نهادِ سیاسی وغیره، بوجود می آورند که بنوبه خود، هویت مستقل وجامعیّت خاص خود را دارد، یا به آن، درشرایط دموکراتیک، مفهوم جدیدِ دیگری عطا میکنند: امروزما ایرانیان، درتعلق به کشورایران، و بنا به حقوق بین المللی، درمقابل ملتهای دیگر، " ملت ایران " را تشکیل می دهیم، و" ملت ایران " هم مرکب از ملیت های ( فارس، ترک آذربایجانی، کُرد، لُر، عرب، بلوچ، ترکمن مازندرانی و گیلانی - تالشی و.... ) درمعنی ( Sub-Nation= Sous -Nation) می باشد.
درمیان ملیتها، اقوام وجود دارند که کمیتشان، آنها را به کیفیت مبدل نساخته وکل جمعیت آنها به نیم ملیون نفر نمی رسد. در سرزمین معینی زندگی نمی کنند وبرای حفظ خود ازدواج درون گروهی می کنند ومعمولاً دین و زبان خاصی دارند، به ترتیب جمعیت : بهائی ها، ارمنی ها، زردشتی ها، یهودی ها، آسوری ها، بابی ها، پروتستانها، کاتولیک ها، صُبی ها وکسروی ها و...
مفهوم تعهدهمچنین بدین معنا است که طرفینِ عهد وپیمان، نه فقط برمُفادِ قانونیِ تعهدِ خود، بلکه اخلاقاً برروح عهد وپیمان خود نیزپایبند می مانند. بنابراین، توافق تعهد شده، چیزی فراتراز، یک قراردادِ ساده است، چرا که متضمن تعهد به رابطه ای پایداروحتی دائمی دربین طرفین، وتعهد به همکاری برای دستیابی به هدف های این پیمان، وبه حلِ صلح آمیزِ مناقشاتِ احتمالی هم مربوط می باشد.
ازاینرو، فدرالیسم مدرن، هم بمعنی یک ساختار، ونیز بمفهوم یک روش حکومتی است که اتحاد دوجانبه (میان دولت فدرال وتمام دولتهای ایالات) را برشالودۀ تفاهم، و رضایت برقرار می سازد، درعین حالی که ازطریق یک قانونِ اساسیِ فراگیر، تنوعِ مؤلفه هایِ تشکیل دهندۀ اتحادِ سیاسیِ پایدار را حفظ می کند.
برپایه چنین تعریفی، فدرالیسم، شکلی ازسازمان سیاسی و اداری دولت است که برحاکمیت دوگانه مرکزوایالت ها، و یابعبارتی دیگر، برسطوح متفاوتی ازتوزیع عمودی قدرت ( چه بشکل جغرافیائی یا استانی، چه براساس خطوط ملی- قومی و یا برترکیبی ازجغرافیائی و ملی- قومی ) استواراست که در آن، هر یک از دوسطح حاکمیت، حدود و اختیارات مشخص خود را داشته، ودرحوزه های صلاحیتِ خود، حقِ اعمالِ اقتدارِ مستقل خود را دارند وهیچیک ازآندو، حق تعرض به حیطه حقوق و صلاحیت ها ی دیگری را ندارد.
ب- اشکال فدرالیسم:
با توجه به اینکه (۵۲%) خاک دنیا بوسیلۀ دولت- ملتهای فدرال اداره می شود، طبعاً حکومتهای فدرال نیزهمانند
حکومت های دموکرات و دیکتاتور، یا استبدادی و توتالیتر، شکل های مختلفی داشته و دارند.
بنا به نگرش" ساختارشناسی"(Structuralisme) ونیز"عمل کردگرائی"(Fonctionalisme) میتوان حکومتهای
فدرال را تقسیم بندی کرد:
یک - ازنظرتنوع فرهنگی واجتماعی، کشورباستانی ایران نیز، ساختاری همانند دوکشورباستانی هند و نیز چین،
ودوکشورجدیدتر سویس و کانادا دارد، که درآن ها، مردمانی با زبانها ومذاهب وفرهنگهای مختلف وجود دارند.
ازدویست زبان ولهجه درسال( ۱۳۳۲ )(فرهنگ ایران شمارۀ: ۱)، امروزه بنا به (Ethnologue. com / Iran) حدود هفتاد زبان و لهجه درایران باقی مانده است. بنا براین ساختارمتنوع، سیستم مناسبِ غیرمتمرکز ازنوع فدرال آن، شبیه کشورهای
ذکرشده دربالا( ملی- جغرافیائی ) خواهد بود، و نه ازنوع سیستم فدرال جغرافیائی ( آلمانِ دارای یک زبان ) و نه
همچون کشورمهاجر پذیری ازنوع امریکا، که خود فدرالیسم ایالات متحده را قبلاً با توجه به تنوع فرهنگی
موزائیک می نامیدند، ولی بعد از گروگان گیری سفارت امریکا بوسیلۀ ایادی خمینی، ملی گرائی درآن کشور بسوی
افراط گرائیده و میگراید. حالا تنوع فرهنگی(دینی زبانی) را نه (موزائیک) بلکه ( مالتی پات ) می نامند: ( سوپ
درهم جوش، یا باصطلاح آش شُله قلمکار).
دو- ازنظرعملکرد گرایی:
اختیارات ایالت ها و مرکزدرسیستم های فدرال متفاوت است. این تقسیم درونی حاکمیت یکی ازشاخص های
اساسی نظام های سیاسی فدرال مدرن است. نکته قابل توضیح اینکه، حاکمیت دوگانه را با
تفکیک وتقسیم عرضیِ قدرت یا قوای سه گانۀ: مقننه ، قضائیه و مجریه، نباید اشتباه گرفت. درهمه دموکراسی
های پارلمانی، تفکیک قوا یا قدرت وجود دارد که شرط لازم یک حکومت فدرال هم هست، لیکن همه حکومتهای
پارلمانی، ضرورتاً فدراتیو نیستند، بلکه برای تحقق آن نیاز به: تقسیم عمودی قدرت یا حاکمیت دوگانه دردرون
کشورنیزهست.
این توزیع عمودی قدرت، درچند حوزه کلیدی که خود بازتابی است ازنیاز به اقدام وهمآهنگی مشترک ایالتها،
درحوزه صلاحیت حکومت فدرال قراردارد نظیر: دفاع، سیاستِ خارجی، پول و بانک مرکزی، تعیینِ اوزان
واندازه ها، سیاست های کلی مربوط به اقتصادِ استراتژیک کشور، وکنترل مهاجرت.
بقیه حوزه ها ی مربوط به اداره کشور، به ایالت ها و دولتهای محلی واگذارمی گردد.
میزان و نحوۀ مشارکت زیرمجموعه ها درحکومت مرکزی نیز، ازکشوری به کشوردیگرفرق می کند. بعنوان
مثال درآمریکا، ایالت ها یا زیرمجموعه ها، نقشی درگزینش مستقیم کابینۀ وزراء رئیس جمهور فدرال درشهر
واشنگتن (دی .سی) ندارند. اما دراغلبِ حکومت های فدراتیو، درمقابل، مشارکت زیرمجموعه ها یعنی ایالات
درحکومت فدرال، حکومت فدرال نیزدرایالت ها، ازحقوق معینی برخورداراست.
آیندۀ دموکراتیک سیستم فدرال، بقول درستِ" پرودون ":
بسته باین استکه: درجهت افزایش اختیارات دولت مرکزی سیرمی کند یا درجهت افزایش دولتهای ایالات.
درصورت اول آزادیهای مردم محدودتر می شود.
ب- ساختارحکومت درایران:
کشورایران درطول تاریخ طولانی خود سه نوع حکومت را تجربه کرده است:
۱- ملوک الطوایفی یاخان خانی: دردولت- شهرهای ایلامی(از۲۸۵۰ تا ۲۱۰۰ ق.م) و دربرزخ ِسلسله ها وجود
داشت .عمر آن به هزارو چهارصد سال می رسد. میتوان آنرا سیستم "هرکه شاهی" هم نامید.
۲- شاهنشاهی یا فدرال سنتی: که ایلام، هخامنشی، اشکانی وسلجوق را شامل است که عمرآن به دوهزارو
چهارصدو پنجاه سال می رسد. دراین سیستم هرشاه یا مَلِکی، برمردم خود، حکومت می کرد و شاهنشاهی یا
ملکشاه، شاه آن شاهان یا ملک ها بود
۳- پادشاهی: حکومت متمرکزسلطنتی بود. ساسانیان وبعد ازسلجوقیان را شامل می شود وکمترازهمه یعنی تقریباً
هزارسال حکومت برکشورایران راشامل می شود. اصطلاح " استبداد شرقی " مُنتِسکو براین حکومتها ناظراست.
باتوجه به ساخت وبافت مُتکثر، ووسعت کشورایران، طولانی ترین وهمچنین مناسبترین نوع حکومتها، همان
شاهنشاهی یا سیستم فدرال سنتی بود. آخرین سیستم فدرال، نظام اتابکی سلجوقی بود، که درآن درکناراتابکان:
حَلب، روم، آذربایجان، کردستان، لُرستان، فارس وکرمان و... هم وجود داشت.
علاوه بر دو نام ذکرشده برامپراتوری سلجوقی، یعنی سیستم (اتابکی) ویا سیستم(ملکشاهی یا ملکان شاهی)، نام
دیگری هم دردورۀ سلجوقی برای نامیدن سیستم شان وجود داشت که تا شاه شدن رضاخان (روی کارآمدن رضا
شاه) درایران واسناد دولتی برقراربود و آن"ممالک محروسه" یعنی کشورهای حراست و حفظ شده سلجوقی
وایران بود (درمقابل هجوم خارجی). که در تاریخ آل سلجوق ابن بی بی (صفحۀ هفتادو پنج) نوشته شده درزمان
سلجوقیان آمده است وبرروی سکه ها و تمبرهای دورۀ قاجارو حتی اولین تمبررضاشاهی نیزوجود دارد. بعد
رضاشاه برای استقرار دیکتاتوری وابسته اش(ممالک محروسه ایران) را مبدل به (مملکت ایران) یعنی مملکت
سیستم حاکم مبدل کرد. سیستم دورۀ پدر و پسر پهلوی با پنج مشخصۀ زیر قابل تبیین است:
اول: زبان انحصاری فارسی با ممنوع التحصیل شدن همه دویست زبان و لهجه درایران(ذکرشده درشمارۀ: ۱
فرهنگ ایران سال:۱۳۳۲ )،
دوم: نژاد موهوم وادعائی آریائی وباستانگرائی آریائی مبتنی برآن: شروع تاریخ ایران ازماد وهخامنشی بجای ایلام
سوم: خاک پرستی بجای مردم دوستی: سرود : ای ایران ای مرز پرگهر/ ای خاکت سرچشمه هنر(ونه مردمانش)
چهارم: فرد پرستی درمعنای شاه پرستی: چه فرمان یزدان چه فرمان شاه...وحالا تکفیر منکران بدعت ولایت فقیه
پنجم: مدرنیزاسیون بدون مدرنیت: پذیرش تکنولژی غرب بدون پایه های فرهنگی آن که علم گرائی،عقل گرائی و
دموکراسی یعنی آزادی و برابری درمعنای مبارزه با هرنوع تبعیض است
ت- فدرالیسم مورد نظر من بعنوان یک ترک ایرانی:
با توجه به تجربیات تلخ صد ویازده ساله (از1906 میلادی / ۱۲۸۵هجری شمسی) اخیر: پایان حاکمیت ملی و
مشروطیت که باممنوعیت قانونی آزادیهای اساسی(ازانتخاب نمایندگان واقعی یامسئولان دولتی ایالت وشهرخویش
تا تحصیل بزبان مادری خود و..) شامل میشد ومیشود، سپس اِشغال قابل اجتناب ایران درجنگ دوم جهانی، بستن
قرارداد با دوحکومت ملی(آذربایجان ومهاباد) وسرکوب بلافاصلۀ هردودرهمان سال، وآخرازهمه بقول خود
خمینی"خدعه"کردن رهبرانقلاب درسال(۱۳۵۷) به مردمان ایران، آنهم بعنوان یک روحانی ومدعی رهبراخلاقی
وآغاز سرکوب سیستماتیک: کردستان، ترکمن صحرا، خوزستان، آذربایجان، بلوچستان، قشقائی ها، و... در
کنارِسرکوب دائمی زنان وآزادیخواهان، شرایطی را امروز فراهم کرده است که جزبا یک سیستم فدرال، البته با
توجه به ساختاراجتماعی- فرهنگی وسیاسی- اقتصادی ایران، (شبیه هند،کانادا وسویس)، تضمینی به بقاء ایران در
اوضاع کنونی، بنظرنمی رسد.
بنظرمیرسد اگرسیستم تمرکزگرا، که مدعی خدا محوری(ولایت فقیه) هم میباشد، کارا به جنگ دیگرباخارج و
تجزیۀ ایران نکشد، پس از براندازی رژیم ولایت فقیه، درسیستم فدرال آینده، هرایالت (استانی) خود را اداره
خواهند نمود وجمعاً چهارچوب ایران را حفظ خواهند کرد.
نتیجه گیری:
فدرالیسم نه به شکلِ حکومت (جمهوری یا پادشاهی) مربوط است
ونه به محتوای حکومت(دموکراسی ودیکتاتوری یا حتی توتالیتاریسم: تامیت خواهی) ارتباط دارد زیرا:
- ازنظرِشکلِ حکومت:
هم حکومتهای پادشاهی فدرال(اسپانیا ومالزی/ کانادا واسترالیا و..) وجود دارند
وهم جمهوری های فدرال موجودند ( هند و سویس )،
برعکس نیز، هردو شکل حکومت غیرفدرال هم موجودند: (پادشاهی سعودی) و( جمهوری فرانسه ).
- ازلحاظ محتوای حکومت:
هم حکومتهای فدرال دموکرات مانند:(هند، آلمان، اسپانیا وامریکا) وجوددارند وهم حکومتهای فدرال غیردموکرات
مانند: چین، روسیه ( شوروی سابق)،
و برعکس، هم حکومتهای پادشاهی دموکرات(سوئد، هلند وانگلستان) و هم پادشاهی های غیردموکراتیک همچون
عربستان سعودی و اردن و مراکش و( رژیم سابق ایران: رضا شاه و محمدرضاشاه ) وجود دارند وداشتند.
پس فدرالیسم درواقع، نوعی:
- تقسیم عرضی ( تفکیک واستقلال سه قوه و رسانه های گروهی ازهم)
- ونیزتقسیم عمودی قدرت سیاسی واداری، بین دولت فدرال ودولتهای ایالات است به نحوی که مانع انحصارطلبی
و آزادی کُشی و برابرستیزی می شود.
ایده فدرالیسم، بی آنکه همچون "حلال مشکلاتی" برای همه مشکلات و مسائل سیاسی - اقتصادی واجتماعی -
فرهنگی، وهمه بیماریها وناموزونی های اجتماعی وتاریخی ما باشد،
تلاشی است برای حل صلح آمیزنابرابریهای ملی دردرون کشورایران و نزدیک کردن دموکراتیک ملیتهای سازندۀ
ملت ایران بهمدیگر، برای یافتن راه حل هائی مناسب درتغييرساختارهای سیاسی، حکومتی، تعدیل نابرابریهای
اقتصادی در بین ملیتها و ارائه پاسخی دموکراتیک (مبتنی برآزادی های مدنی و رفع هرنوع تبعیض) برآنها، بی
آنکه شیرازه امورکشورازهم گسسته شود. فدرالیسم حفظ تمامیت ارضی ایران است بنا به ارادۀ خودخواستۀ ملیت
هایش براساس آزادی و برابری و سکولاریسم، جهت حفظ منافع مشترکشان.
فدرالیسم درواقع تضمینی برای بقاء دموکراسی (آزادی و برابری) وتداوم حقوق بشر، ورفع دموکراتیک تبعیض-
های ( زبان- دینی، جنسیتی- نژادی وعقیدتی- طبقاتی ) است.
اگرفدرالیسم به دموکراسی منجرنشود،مسلم استکه ازتمرکزوانحصارطلبی وتبعیض،به دموکراسی نمیتوان رسید.
دکتر ضیاء الصدر الاشرافی
سبتامبر 2017

منبع: 
کنگره ملیتها و جزب تضامن اهواز
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دکتر!! صدرالاشرافی ،
به جای نسنجیده حرف زدن و حکم نا مستند صادر کردن، بهتر نیست کمی منابع ادبی - تاریخی فارسی را مطالعه کنید ؟!
« مملکت» و « ممالک » در این منابع، گاه به معنای بخشی از یک منطقه ، گاه به معنای شهر، گاه منطقه ی وسیعی مثل خراسان و گاه کل ایران به کار رفته است و هیچ ربطی به « فدرالیسم » که مفهوم و تدبیری نوین ، به قصد ساختن یک کشور نو بنیاد( از به هم پیوستن چند حاکم نشین) ندارد.

1- مملکت به معنی کل ایران :
الف - « اما طول ها و عرض ها- مملکت ایران زمین به موجب شرح ماقبل در‌واقع بر میان ربع مسکونست مایل به غرب... طولش از قونیه روم است … تاجیحون و بلخ ....»
ــــــــــ « ازکتاب«نزهه القلوب» ،تألیف حمدلله مستوفی قزوینی »

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دکتر ضیا صدر بعنوان یک محقق تاریخی آزربایجانی بر سر همه ما آزربایجانی ها منت دارند، ایشان چه در گوناز و چه در تلوزیون میهن تلاش کرده یاد گرفته هایش را صادقانه به ملتش انتقال دهد، شاید فدرالیسم بعنوان تاکتیک برای استقلال را از ایشان می توان مورد بررسی قرار داد، ولی فدرالیسم بعنوان استراتژی می تواند زیر سوال برود. که ما امیدواریم اینطور نباشد و رای مردم در رفرانوم استقلال مورد احترام باشد،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اولین بار که کتاب کثرت قومی و هویت ملی ایرانیان دکتر صدرالاشرافی را خواندم خیلی از قلم و طرز فکر روشن و ساده دکتر خیلی لذت بردم. من آن کتاب را زمانی خوانده ام که 16 سال داشتم و برای متقاعد کردن دوستانی که فکر میکردند ایران همان بوده و تاریخ آن همان است که در کتابها درسی میخوانیم فوقالعاده کمک بزرگی بود. زمانی که نه اینترنت بود و نه موبایل و فقط کتاب که آنهم باید یواشکی قرض میگرفتم. دست شما درد نکند جناب دکتر صدرالاشرافی ما نیازمند و منتدار شما هستیم.تنها خواهش و تمنای بنده از شما ما را تنها ن گذارید و فعالتر از قبل در مدیا های جدید باشید ما به اندیشه های شما و دانسته هاتان نیاز داریم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
احسن اقای صدرالاشرافی، مقاله حوب و به جایی بود و ممنون از شما. فارسها بدانند که اگر نظام فدرالیسم در ایران جایگزین نشود، ایران اریایی مورد نظر توهمی شما، تکه تکه میشود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام خدمت استاد بزرگوار جناب اقاي صدر الاشرافي
مساله مليتها در ايران با فدارليسم قابل حل نيست در جامعه ايي رشد يافته ايم كه نژاد پرستي وخود بزرگ بيني جمع كثيري از فارس زبانان ومركز گرايان وجود شان را فرا گرفته ونمي توانند به ساير اقوام ومليت ها حتي بعنوان انسان نگاه كنند و به ملتهاي ساكن بعنوان برده نگاه مي كنند وشهروند هم به حساب نمي آورند نمونه هاي فراواني از چنين افرادي در همين سايت ايرانگلوبال وجود دارد اما بعنوان پيش شرط براي گذر از اين رژيم اتحاد مليتها لازم وضروروي است در فرداي پس از اين رزيم اين مليتها هستند كه تصميم مي گيرند چگونه به حيات سياسي خود ادمه دهند و با طلاق سياسي از جغرافياي ايران از طلم وستم مضاعف رهايي خواهند يافت و هركس راه سعادت خويش را خواهد پيمود هم اكنون نسل جوان آزربايجاني تشنه استقلال وايجاد كشور واحد ازربايجان با اتحاد شمال وجنوب بوده واين امر بعنوان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام ، به خانم یا آقای آذربایجان
1/ لطفا عجله نکنید هنوز وقت هست .
2/ بلکه آقایان با گرفتاری شخصی یا با مسایل بسیار مهمی مشغولند .
3/ نه هر کیلکی شکر دارد .
4/ اگر نخواهند در این موضوع اظهار نظر کنند ، آزادند .
5/ یا خدا نا کرده خودشان را دیگر خیلی خیلی بالا فرض می کنند .
6/ الارغم نبود یکی از این دلایل ، باید دانست وجود کشوری با این همه مشکلات حل نشده تنها و تنها از این جا ناشی می شود . روشنفکرش روبرو شدن با مسایل جدی مملکت با مشکل رو در واسی یا اظهار نظر با اتیکت شجصی خود مشکل دارد. بس [ خلایق هر چه لایق ]

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آتاش عزیز ، نامبردگان شما هیچ عکس العملی از خود برای فدرالیسم آقای دکتر صدر نشان ندادند، این چراغ راهنمائی باید باشد برای دکتر ضیا صدر و الیار گرامی که در توهمات ایده آلیستی فدرالیسم خود را اسیر نکنند، چون قرن 21 قرن رهائی ملتها از قیمومیت دیگر ملیتهای حاکم می باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با ساختارفکری ، فرهنگی ،اقتصادی و سلطه قوم فارس ایده فدرالیسم امکان پذیرنیست.
به چند دلیل ذیل :
1- تورکها درمقابل حمله اعراب به ایران مقاومت کردند واعراب با کمک فارس ها تورک را شکست دادند
باز می گویند تورکها از زمان مغولان به ایران آمدند!!!
2- قبل ازحمله مغولان وحشی به ایران سلسه های تورک چون غزنویان ، سلجوقیان و خوارزمشاهیان
درایران حکومت کردند و با حمله مغولان خوارزمشاهیان از بین رفتند مغولان با همدستی فارس ها بر
ایران چیره شدند حتی مغولان ازفارس ها نه تنها دراداره ایران بلکه به هند وچین هم به عنوان نمایند
مغول درآن منطقه استفاده می کردند.
3 - اعراب را ازایران تورکها بیرون کردند وزبان فارسی را به جای زبان عربی رسمی کردند درواقع زبان
فارسی نتیجه اختلاف تورک واعراب می باشد.
درحالی که قوم فارس درخدمت هر بیگانه بوده
آیا فدرالیسم رویا نیست ؟؟؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با ساختارفکری ، فرهنگی ،اقتصادی و سلطه قوم فارس ایده فدرالیسم امکان پذیرنیست.
به چند دلیل ذیل :
1- تورکها درمقابل حمله اعراب به ایران مقاومت کردند واعراب با کمک فارس ها تورک را شکست دادند
باز می گویند تورکها از زمان مغولان به ایران آمدند!!!
2- قبل ازحمله مغولان وحشی به ایران سلسه های تورک چون غزنویان ، سلجوقیان و خوارزمشاهیان
درایران حکومت کردند و با حمله مغولان خوارزمشاهیان از بین رفتند مغولان با همدستی فارس ها بر
ایران چیره شدند حتی مغولان ازفارس ها نه تنها دراداره ایران بلکه به هند وچین هم به عنوان نمایند
مغول درآن منطقه استفاده می کردند.
3 - اعراب را ازایران تورکها بیرون کردند وزبان فارسی را به جای زبان عربی رسمی کردند درواقع زبان
فارسی نتیجه اختلاف تورک واعراب می باشد.
درحالی که قوم فارس درخدمت هر بیگانه بوده
آیا فدرالیسم رویا نیست ???

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با ساختارفکری ، فرهنگی ،اقتصادی و سلطه قوم فارس ایده فدرالیسم امکان پذیرنیست.
به چند دلیل ذیل :
1- تورکها درمقابل حمله اعراب به ایران مقاومت کردند واعراب با کمک فارس ها تورک را شکست دادند
باز می گویند تورکها از زمان مغولان به ایران آمدند!!!
2- قبل ازحمله مغولان وحشی به ایران سلسه های تورک چون غزنویان ، سلجوقیان و خوارزمشاهیان
درایران حکومت کردند و با حمله مغولان خوارزمشاهیان از بین رفتند مغولان با همدستی فارس ها بر
ایران چیره شدند حتی مغولان ازفارس ها نه تنها دراداره ایران بلکه به هند وچین هم به عنوان نمایند
مغول درآن منطقه استفاده می کردند.
3 - اعراب را ازایران تورکها بیرون کردند وزبان فارسی را به جای زبان عربی رسمی کردند درواقع زبان
فارسی نتیجه اختلاف تورک واعراب می باشد.
درحالی که قوم فارس درخدمت هر بیگانه بوده
آیا فدرالیسم رویا نیست ؟؟؟
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در صورت برقراری سیستم فدرال ملی در ایران، تکلیف زبان رسمی کشور چه خواهد شد ؟! چرا آقای دکتر صدر الاشرافی در مقاله خود اشاره ای به این موضوع مهم نکرده اند؟!
باری ، تاریخ ایران نشان می‌دهد که ملت ایران همواره مجموعه‌ای از اقوام (یا گروهای اتنیکی، یا ملیتها و یا هراسم دیگری که دارد) بوده است که تحت یک حکومت مرکزی و در تبعیت از آن اداره می‌شده‌اند و زبان فارسی، زبان دیوانسالاری و مشترک آن بوده است. مشترک نه به معنای اینکه همه فارسی سخن می‌گفته‌اند، بلکه زبان مشترک اداری، همچون زبان لاتین برای اروپا. برای ساختن یک ملت واحد(ملیتهای سازندۀ ملت ایران) به معنای مدرن امروزی، برای ارتش واحد، اقتصاد، دبستان و دبیرستان و دانشگاه کشور نیازمند به یک زبان واحد است. به طور مثال اگر قرار است ارتشی مدرن برای حفاظت از کشور به وجود آید تا ملت را از تجاوزات خارجی مصون نگه دارد، این ارتش


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کسی که از فدرالیسم استانی حرف میزند (موحدی) دقیقا دارد طرح سردار محسن رضایی را تبلیغ میکند، یعنی طرح فریبنده سپاه پاسداران، این همان عدم اگاهی و ناسیونالیسم پنهان است که فرد را مستقیم در دامن سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات قرار میدهد، بدون اینکه خود بداند.
فدرالیسم ملی جغرافیایی یا اتنیکی جغرافیایی واقعیت امروز ایران است و بدون ان ایران متلاشی میشود. زیرا ایران به وضوح ترک خورده است.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فدرالیسمی که بر اساس قومیت باشد(به قول آقای صدر الاشرافی فدرالیسم ملی)، به هیچ وجه در ایران به وجود نخواهد آمد.
"فدرالسیم ملی" ، جریانی انحرافی در جنبش سیاسی ایران است. مبلغان و طرفداران "فدرالیسم ملی" ، همان "ناسیونالیستهای کوتولۀ قومیتگرا " هستند.
بهترین راه برای حل مشکل اتنیکی در ایران، طرح روشن فدرالیسم استانی ( ازنوع سیستم فدرال آلمان) و کوشش برای آگاه سازی مردم در این زمینه است.
در ضمن در سیستم فدرالیسم استانی، زبان فارسی نیز در مناطق خودگردان مانند دیگر مناطق ایران، زبان رسمی است و در مدارس همراه با زبان مادری آموزش داده می‌شود. مکاتبات ادارات مناطق خودگردان با مرکز و سایر نقاط ایران و نیز با ادارات وابسته به دولت مرکزی در منطقۀ خودگردان به زبان فارسی صورت می‌گیرد. زبان های محلی در مناطق خوگردان، زبان رسمی تدریس و مکاتبۀ داخلی است.
زبان فارسی، هميشه و همواره نقش اصلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
طبیعتا بعد از رفراندوم کردهای عراق برای استقلال، تابو استقلال خواهی در خاورمیانه و ایران خواهد شکست، و ملتهای بدون دولت جریعتر و جدی تر وارد عمل خواهند شد، تکامل تاریخی را ملتها تعیین و ترسیم می کنند، نه کلمات زیبا،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ببنظر من فدرالیسم در ایران در حد یک اتوپیا و یا آرزو می تواند وجود داشته باشد، ولی در عمل بخاطر زیاده خواهی جامعه فارس و عادت و اعتیاد شدید به فارس سالاری و همچنین عدم جدی بودن در عهد و پیمان، و رسوخ زبان فارسی در تمام ابعاد آن در خانواده های غیرفارس، و عدم امکان پالایش آن، خود بخود در مدت کوتاهی همه قرار مدارها فراموش شده و بتدریج آسیملاسیون قطعی در انتظار ملتهای غیر فارس و مخصوصا ترکهای آزربایجان خواهد بود، شما حتی در ازدواجها هم این زرنگی را می توانید مشاهده کنید، اکثر ترک زبانانی که همسر فارس دارند ، کودکانشان نمی توانند ترکی حرف بزنند، حتی در بین کمونیستهای فدرالیست هم اکثرا اینطور است، و با تصور واهی، که استقلال باعث انفکاک خانواده ها خواهد شد، به فدرالیسم روی آوردند، در صورتی که در استقلال آزربایجان شمالی کسی کودکان محصول ترک و فارس را از وسط دو شقه نکرد، هزاران خانواده روسی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام دوباره
من آرزو می کردم نظر آقایان محترم مثل آقای توکلی ، کرمی ، شاملی ، حسین بر ، اقبالی ، چنگایی و.......و...در مورد این مدل سیستم فدرال برای ایران را از آنها بشنویم . آیا در این نوع فدرال موفقیت برای ایران ممکن هست ؟ آیا این سیستم فدرال آیندۀ صلح و رفاه را در ایران ضمانت خواهد کرد ؟ آیا ملل در ایران استعداد همزیستی و همکاری برای یک ایران فدرال آماده هستند ؟ آیا هژمونی موجود در ایران به این نوع سیستم فدرال راضی خواهد شد ؟ و خیلی آیاهای دیگر . متشکرم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام،
دکتر صدر بسیار عزیز در فرم مدل فدرال شما برای ایران ، هر عضو این فدرال یعنی در ایران فدرال وابستگی شدیدی برای مرکز قاعل شده ای چرا ؟؟
اگر یکی از اعضای این فدرال استعداد خاص در یکی ازعرصه ها داشته باشد ! چرا باید منتظر دستور مرکز باشد ؟ چون ایران فدرال شما ، از مناطق مختلف و ملل با شرایط منحصر المنطقه ای خود تشکیل شده است . یعنی وابستگی به مرکز یک نوع کمونستی است . جلو رقابت سالم در بین اعضای فدرال را می گیرد ! علاوه بر آن عضو پر کار و فعال را فدای عضو تنبل و بی دیسپلین می کند. ممنون از این طرح بسیار عالیتان
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله ای ست بسیار سنجیده،روشنگر، انسان دوستانه و رهگشا، و عملی. که میتواند تئوری درست کوشندگان راه فدرالیسم دموکراتیک باشد.
توجه کسانی را که مطرح میکنند «در تحقق فدرالیسم نتوان به قوم فارس اعتماد کرد» به این نکته جلب میکنم : در سیاست تعیین کننده نه اعتماد بل « توازون قوا» ست که سخن آخر را میزند. تحقق یا عدم تحقق فدرالیسم در ایران به توازون قوا مربوط میشود . نه به « اعتماد و خدعه». اگر نیروی فدرالیستها خوب به منافع خود آگاه بشود و بتواند در "همه جا و همواره" از نظر میزان قدرت حرف اول را بزند بدون شک خواسته آنها به کرسی می نشیند، و « خدعه» هیچ نیرویی نمیتواند تحقق یابد.
مضمون مبارزه را « هرچه بیشتر قدرتمندتر بودن خواسته های انسانی و دموکراتیک و عدالت خواهانه ی زحمتکشان» تعیین میکند.
ممنون از زحمات دکتر صدر الاشرافی عزیز. یاشاسین.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دکتر ضیا عزیز ، گرگها مرتبا به گوسفندان روستا حمله می کردند، و تعدادی از آنها را با خود می بردند، تا اینکه جلسه ائی بین فدرالیست ها تشکیل می شود ، یکی از فدرالیستها پیشنهاد می دهد که باید طنابی را دور گردن گرگ بیندازیم و آنرا به درختی محکم ببندیم تا نتواند تکان بخورد ، پیر مرد با تجربه ائی می پرسد؟ ولی چه کسی حاظر است این گره طناب را دور گردن گرگ بیاندازد؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فدرالیسم در اساس یعنی پایبندی به قانون و تعهدات، آیا با فرهنگ نوکرتم چاکرتم مخلصتم، من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود، می شود یقه ملتی را بدست اینان سپرد؟؟؟؟

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری