ریشه های بحران در شبه جزیره کره

مسئله، آنطور که تصور می شود، و یا این تصور از طریق رسانه های "جریان اصلی" غرب به افکار عمومی جهان تزریق می شود، عدم توافق در مورد قدرت فزاینده اتمی کره شمالی نیست. بلکه، بحران کره، یک جنگ ژئوپولیتیک واقعی، بین چین و کشورهای اروآسیا از یک طرف، و آمریکا متحدین اش از طرف دیگر است. این جنگ، توازن کشورهای آسیای دور را عمیقا تحت تاثیر قرار داده، و، سیر آینده تحولات جهان را نیز، تحولات آسیای دور تعیین خواهد کرد. اقتصاد آسیای دور با سرعت و نیرو، و تکنولوژی نظامی اش با سرعت کمتر، ولی با قدم های مطمئن ر

ریشه های بحران در شبه جزیره کره
علی قره جه لو
اقیانوس آرام در 479 سال تاریخ خود { این اقیانوس در سال 1520 بوسیله کاشف پرتغالی "فردیناند ماژلان" نام گذاری شد}، برخلاف نام خود، بویژه در قرن بیستم، روی صلح و آرامش ندیده است. در جنگ جهانی دوم، تمامی خاک چین، تمامی سواحل غربی و جزایر اقیانوس آرام بوسیله ژاپن اشغال شد. بمب های اتمی آمریکا، جنگ کره، جنگ ویتنام، و تلفات دهها میلیونی، یکی بعد از دیگری قربانی توسعه طلبی و غارت امپریالیستی شدند. چین بین سال های 1945 – 1930 ، 60 میلیون انسان خود را از دست داد. درست است 60 میلیون، یعنی، بیش از مجموع تلفات انسانی جنگ جهانی دوم.
جنگ کره در 25 ژوئن 1950 آغاز شد. تنها، تلفات غیر نظامی در شمال 600 هزار، و در جنوب 1 میلیون نفر بود. جنگ اتمی، به معنای کامل کلمه، یک فلاکت برای انسانیت خواهد بود، چنان که در جنگ غیراتمی نیز، تلفات در حد رکورد، بوده، و خواهد بود. در کره جنوبی مناطقی وجود دارند که دارای تراکم جمعیت بسیار بالایی هستند، و موشک های کره شمالی براحتی می توانند این مناطق را مورد هدف قرار دهند. پیش بینی می شود در 3 دقیقه اول جنگ 3 هزار و در روز اول جنگ 64 هزار نفر کشته خواهند شد. توکیو پایتخت ژاپن نیز با 38 میلیون جمعیت، سهم خود از این جنگ را بدست خواهد آورد.
کره شمالی در صورت وقوع جنگ تبدیل به خرابه خواهد شد. رئیس سابق سیا، "مایکل هایدن" گفته بود که: "ما نتوانستیم مواضع تسلیحاتی کره را تثبیت کنیم، کره شمالی از لحاظ اطلاعات سخت ترین کشور جهان است". Toughest intelligent target on the earth این مسئله خود بخود سبب تخریب و تلفات بیشتر کره شمالی خواهد شد.
کره شمالی، کشوری مانند سوریه نیست که یک روز هواپیماهای آمریکا و روز دیگر هواپیماهای اسرائیل به بهانه های بنی اسرائیلی، یک طرفه، و بدون توان عکس العمل از طرف ارتش سوریه آنرا بمباران کرده و مسیر "پیاده نظام" منطقه ای خود، برای تاسیس "کردستان بزرگ" را هموار کنند. کره شمالی مطلقا به هرگونه تعرض نظامی، با تمام نیرو پاسخ خواهد داد. متحد اصلی کره، یعنی چین، اگرهم بخواهد، نخواهد توانست خود را از این جهنم دور نگه دارد. از طرف دیگر، اگر چین و روسیه نتوانند از دیدگاه ژئوپولیتیک به بحران کره بنگرند، تبدیل به نظاره گر اجرای طرح های آمریکا در اقیانوس آرام خواهند شد، همچنانکه در مورد عراق و لیبی بودند.
قابل سوال است، بین نیرومندترین کشورجهان و یک کشور فقیر با اقتصادی بسیار ضعیف چرا تا این حد تب جنگ بالا می گیرد، رهبر کره، ترامپ را با کلماتی تحقیر آمیز، و ترامپ، رهبر کره را که برازنده رهبر یک کشور بزرگ و نیرومند نیست مورد هدف قرار می دهد، و چین در حساس ترین مرحله "پروژه راه ابریشم" ، که بیش از هر زمانی دیگر به ثبات و صلح احتیاج دارد به این ماجرا کشیده می شود؟
این وضعیت، به صنایع نظامی آمریکا مانند، Reytheon, Lakheed Martin انرژی لازم را تامین می کند. آمریکا به کره به چشم "دولت سرخ" نگاه کرده، و قابلیت های اتمی و آزمایشات موشکی کره شمالی نیز، متقابلا پروژه های "سپر موشکی" آمریکا، تحت نام دفاع از کره جنوبی و ژاپن را تحریک میکند. چنانکه، تصمیم به استقرار سیستم های THAAD (Terminal High Altitude Area Defence) در کره جنوبی، نه تنها چین که عکس العمل روسیه را بر می انگیزد. این وضعیت کره جنوبی را در وضعیت خطرناکی نیز قرار می دهد، زیرا این کشور را در معرض هدف چین و روسیه نیز قرارمی دهد. ارتش کره جنوبی مانند ارتش ژاپن از همه جهات، تماما به سیستم جنگی و نظامی آمریکا کلید شده است. بلحاظ حساسیت شرایط، استقرار THAAD در واقع، فرقی با استقرار موشک های اتحاد شوروی در کوبا (1962) ندارد. آمریکا از یک طرف با " آزادی کشتی رانی" Freedom of navigation – FON و از طرف دیگر با THAAD چین را تحریک می کند.
جغرافیای کره شمالی (جمهوری دموکراتیک خلق کره) دارای اهمیت استراتژیک بسیار بالاست. زیرا همچون منطقه ای حایل بین چین و کشورهای اروآسیا قرار دارد، و این مزیت بزرگی برای کشورهای اروآسیاست. زیرا، تا کره بلحاظ نظامی مغلوب نشود، سرزمین خود را بر روی نیروهای امپریالیست غرب باز نخواهد کرد (مانند کره جنوبی و ژاپن) . مغلوب شدن کره شمالی به معنای اتحاد دو کره و تبدیل آن به پایگاه آمریکاست، که همچون خنجری بر پهلوی چین و کشورهای اروآسیا فروخواهد رفت. در این صورت امنیت چین با خطری جدی روبرو خواهد شد.
روز 10 اگوست کشتی جنگی آمریکاییUSS John mc Cain تحت نام "آزادی کشتی رانی" بدون عکس العمل نظامی چین از آبهای داخلی چین گذشت. وزارت خارجه چین از سایت اینترنیتی رسمی خود اعلام کرد: "کشتی جنگی آمریکا نه تنها قوانین چین که قوانین بین المللی را نیز زیرپا گذاشته و به حق حاکمیت و امنیت چین بشکل جدی آسیب رساند". مدت کوتاهی بعد از این تحریکات آمریکا، کره شمالی اعلام کرد، که برای پرتاب موشک های برد متوسط خود (IRBM) به جزیره گووام که تحت قیمومت آمریکا و 3400 کیلومتر از خاک کره فاصله دارد، آماده است. در این جزیره، آمریکا هم پایگاه دریایی و هم، پایگاه هوایی دارد. بمب افکن های استراتژیک B52 و 3800 سرباز آمریکایی در آنجا مستقر هستند.
در این وضعیت پیچیده، وزیر خارجه انگلیس "بوریس جانسون" نیز اعلام کرد که کشتی هواپیمابر Queen Elizabeth.2 در سال 2018 در دریای چین جنوبی مانور "آزادی کشتی رانی" انجام خواهد داد. عکس العمل چین شدید بود، "تحریک نکیند"!
باید دانست که، کره در سال 1998 موشک های بالیستیک Taepodong -1 را با موفقیت آزمایش کرده، و سپس تکنولوژی پرتاب موشک برد طولانی و تکنولوژی اتمی خود را گسترش داده است.
ماهیت بحران کره چیست؟
مسئله، آنطور که تصور می شود، و یا این تصور از طریق رسانه های "جریان اصلی" غرب به افکار عمومی جهان تزریق می شود، عدم توافق در مورد قدرت فزاینده اتمی کره شمالی نیست. بلکه، بحران کره، یک جنگ ژئوپولیتیک واقعی، بین چین و کشورهای اروآسیا از یک طرف، و آمریکا متحدین اش از طرف دیگر است. این جنگ، توازن کشورهای آسیای دور را عمیقا تحت تاثیر قرار داده، و، سیر آینده تحولات جهان را نیز، تحولات آسیای دور تعیین خواهد کرد. اقتصاد آسیای دور با سرعت و نیرو، و تکنولوژی نظامی اش با سرعت کمتر، ولی با قدم های مطمئن رشد و توسعه پیدا می کند. آمریکا این روند را خطری جدی برای ادامه برتری و هژمونی خود در جهان تلقی کرده، و به هر بهانه ای و با هر تشبثی می خواهد این روند را که به معنای پایان دوران هژمونی جهانی آمریکا، و پایان دوران سیستم تک قطبی جهان است، متوقف کند. {1}
چرا؟ زیرا، آمریکا، قادر به رقابت اقتصادی با چین در چارچوب قوانین سرمایه داری آزاد نیست، از این لحاظ است که آسیای دور را بعنوان منطقه اولویت خود در جهان، انتخاب کرده است. "دولت پنهان" {Deep State} آمریکا، به این آسانی دست از سر کره شمالی برنخواهد داشت، حتی اگر، کره شمالی تمامی سیستم اتمی و قدرت پرتاب موشک های خود را نیز از بین ببرد، از مورد هدف بودن آمریکا رهایی نخواهد یافت. زیرا، هدف اصلی آمریکا چین و کشورهای اروآسیاست. {2}
"کیم جانگ اون" Kim Jang Un برخلاف آنچه که رسانه های جریان اصلی غرب صبح تا شب او را بعنوان فردی "نامتعادل" و حتی "دیوانه" تشنه قدرت و شهرت قلمداد می کنند، رهبر جوانی است که دینامیک های ژئوپولیتیک منطقه را بسیار خوب می داند. سلاح های اتمی کره، چه از لحاظ توازن منطقه ای و چه بلحاظ توازن داخلی، لازم و ضروری اند. کشوری که به یک سیستم بسته تکیه دارد، و به لحاظ تحریم و محاصره اقتصادی طولانی مدت {1952} دارای مشکلات جدی اقتصادی است، تنها می تواند با نشان دادن قدرت خود به زندگی ادامه دهد. رهبر جوان، این نیرو را از قدرت اتمی خود کسب می کند. {3}
موضع چین ؟
ارگان تبلیغاتی حزب کمونیست چین Global Times در مقاله ای، موضع رسمی خود را در بحران کره، چنین بیان می کند: "اگر حمله نخست از طرف جمهوری دموکراتیک خلق کره شود، ما بی طرف خواهیم ماند. اگر حمله نخست از طرف آمریکا و یا کره جنوبی شود، و هدف سرنگونی رژیم و تحمیل یک مدل سیاسی جدید باشد، در کنار جمهوری دموکراتیک خلق کره خواهیم بود".
وزیر خارجه فدراسیون روسیه "لاوروف" نیز، پیشنهاد جدیدی را در این رابطه ارائه داد: "جمهوری دموکراتیک خلق کره آزمایشات موشکی خود را متوقف کند، آمریکا و کره جنوبی نیز، مانورهای مشترک نظامی خود را متوقف کنند".
تصور اینکه، در صورت خارج شدن کنترل اوضاع در شبه جزیره کره، کره شمالی دست به نخستین حمله بزند، نمی تواند واقع بینانه باشد. زیرا، رهبر جوان کره، مسلما این واقعیت را نیز مد نظر دارد که ممکن است در لحظات بحرانی، چین و روسیه، عکس العملی نشان ندهند. از این رو، او با صدای بلند مبارزه طلبی می کند، ولی دست به نخستین حمله نخواهد زد. ولی در هر حال، کره مجبور است که هم برنامه اتمی و هم قابلیت سیستم های پرتاب موشک خود را با فراز و نشیب هایی ادامه دهد، زیرا برای بقای رژیم و دولت کره، حداقل در کوتاه مدت راه دیگری وجود ندارد. {4}
آمریکا و بحران کره
آمریکا، دیگر حتی سنت های دیپلماسی را نیز کنار گذاشته و شروع به تهدید آشکار کشورها کرده است. آمریکا، چین را بعلت داشتن روابط اقتصادی با کره به باد حمله گرفته است. حتی تا جایی پیش رفته که به چین، یک مهلت 6 ماهه داده است، تا در روابط خود با کره تجدید نظر کند! در غیر این صورت، علیه بانک های چینی که که با کره کار می کنند، دست به تحریم خواهد زد.
روابط تجاری چین و کره در 3 ماهه اول سال 2017، 37% نسبت به سال قبل افزایش داشته است. حجم کل تجارت چین با کره مدام روبه افزایش است، چنانکه نسبت صادرات چین به کره شمالی 55% و واردات آن 19% افزایش یافته است. آمریکا بارها عدم رضایت خود را در این مورد بیان کرده است!
چین مخالف برنامه اتمی کره است، چنانکه در 5 اگوست 2017 تحریم اقتصادی کره شمالی در شورای امنیت به اتفاق آراء تصویب شد. این تصمیم را نه چین و نه روسیه وتو نکردند. ولی، علی رغم آن، آمریکا چین را به انتخاب ترجیح واشنگتن یا پیونگ یانگ وادار می کند. آمریکا تلویحا اعلام کرده است که، ابتدا تحریم بعضی از بانک های چین که با کره معامله می کنند و سپس در مورد صادرات چین به آمریکا محدویتی هایی را اعمال خواهد کرد. حتی در خصوص فعالیت های مشترک شرکت های چینی با شرکت های آمریکایی، تدابیری اتخاذ خواهد کرد. و در مورد انتقال تکنولوژی به چین تصمیمات سخت تری به مرحله اجرا خواهد گذاشت.
البته قربانی اصلی این تهدیدات سرپوشیده ، که با گفتمان های عوام فریبانه ای پیش برده می شود در درجه اول مردم آمریکا خواهند بود. زیرا، چین به تمام دنیا جنس می فروشد، و تنها وابسته به صادرات به آمریکا نیست. این وضعیت می تواند تعادل اقتصادی آمریکا را بهم زده، طبقه متوسط آمریکا را به خیابان ها ریخته، و هر لحظه بحران مالی بزرگی را سبب گردد. ولی به نظر می رسد، حکومت ترامپ، مانند موارد مشابه ، قادر به درک ابعاد و پیامد های بحران کره و تهدید تحریم اقتصادی چین نیست.
آمریکا از محصولات و تولیدات چین مانند، پوشاک، کفش، اسباب بازی، وسایل الکترونیک، وسایل منزل مانند یخچال ... تلویزیون، تلفن دستی، وسایل مکانیکی و یدکی، و هزاران تولیدات دیگر تغذیه می کند. از هر 10 تلفن جهان 7 تای آنها، 60% کفش جهان، 90% کامپیوتر جهان را چین تولید می کند. ظرفیت 45% ساخت کشتی های جهان را چین به عهده گرفته است. تجارت چین با آمریکا که در ردیف اول تجارت با آمریکا قرار دارد سالیانه بالغ بر 650 میلیارد دلار است. چین بازارهای آمریکا را با تکنولوژی بسیار بالا نیز پرمی کند. در یک کلام، آمریکا با چین نفس می کشد.
به علت محصولات ارزان چین، اقتصاد مبتنی بر واردات آمریکا نیز نفس می کشد. زیرا، آمریکا دیگر تولید نمی کند. محصولاتی که در کارخانه های چین هزینه اش 1 دلار است، در بازارهای آمریکا برای 10 دلار خریدار دارد. پیراهنی که هزینه تولید اش در چین 3 دلار است، در بازارهای آمریکا می تواند به 30 دلار فروخته شود. این وضعیت، تمامی کسری جاری و ... در آمریکا را ترمیم می کند، تجارت را شکوفا و سطح رفاه را در حد معینی نگه می دارد. هم مردم آمریکا، هم شرکت های آمریکایی و هم دولت آمریکا سود می برند. شرکت های آمریکایی برای همکاری با شرکت های چینی رقابت می کنند. اگر 500 میلیارد دلار جنس و خدمات با قیمت ارزان از چین وارد نمی شد، درآمد ناخالص سرانه داخلی امریکا بشکل جدی پائین می آمد.
آیا راه حلی برای این معادله وجود دارد؟ در 40 سال اخیر، شرکت های آمریکایی بخاطر کارگر ارزان و هزینه های تولید به خارج منتقل شدند. بازگشت آنها دیگر امکان پذیر نیست. اگر شرکت های آمریکا، بتوانند پیراهن مرغوبی را به قیمت 3 دلار تولید کنند، که نمی توانند، درآن صورت مشکلی نخواهد بود.
چین همچنانکه در سراسر جهان بازار برای محصولات خود دارد، خود نیز بازاری داخلی به ارزش 1.3 تریلیون دلار است. از این رو به آسانی می تواند از دست دادن بازار آمریکا را جبران کند. ولی، تخریب روابط اقتصادی با چین سبب یک زلزله اقتصادی در آمریکا می گردد، و تمام تعادل های اقتصادی را بهم می ریزد.
چین ولی نعمت آمریکاست! زیرا، هم با محصولات ارزان خود آمریکا را سرپا نگه می دارد و هم بخاطر صلح جهانی، دلارهای بی ارزش آمریکا را خریده و کنار می گذارد. دنیا دیگر مثل سابق و چشم بسته تحمیلات و زورگوئی های آمریکا را قبول نمی کند. اروپا نیز به شکل فزاینده ای علیه تحریم اقتصادی روسیه و ایران موضع گیری می کند. تا جائی که آنجلا مرکل اعلام می کند، که در زمینه ای که اقتصاد آلمان تحت تاثیر منفی قرار گیرد، با آمریکا معامله به مثل خواهد کرد. گفته اخیر آنجلا مرکل: "به دوستانمان اعتماد نداریم، کار خود را خود انجام خواهیم داد" از این روست. {4}
بحران کره برای کشورهای جهان و بویژه برای ما دارای درس های آموزنده ای است. بدین معنی که، چین و روسیه که تحریم علیه ایران و کره را در شورای امنیت وتو نکردند، اکنون خود با همان تهدیدها رو در رو هستند! تحریم اقتصادی، تنها یکی از ابزارهای تحمیل مطالبات امپریالیستی برای غارت کشورهاست. مسئله نه دمکراسی نه آزادی و نه حقوق بشراست. این گفتمان ها تنها برای فریب افکار عمومی جهان و سرپوشی برای غارت و نابودی کشورها و ملت ها بکار می رود. از این جاست، کشورهایی که با تهدیدات اقتصادی، سیاسی، و مداخلات نظامی، چه نیابتی و چه مستقیم روبرو هستند، ضرورتا برای مقابله با خطر مشترک میبایستی به همکاری روی آورند. درغیر این صورت دچار شدن به سرنوشت کشورهایی مانند افغانستان، لیبی، سومالی ، سودان، عراق، سوریه .... اجتناب ناپذیر خواهد بود.
توضیح:
{1} در آمریکا 1500 روزنامه، 1100 مجله، 9000 ایستگاه رادیویی، 1500 کانال تلویزیونی وجود دارد که90 % آنها متعلق به 6 کمپانی است: , Disney, Vica Com, Time Warner, CBS GE News Corp و جالب است که همه آنها بوسیله دموکرات ها اداره می شوند! 232 مدیرعامل رسانه ها تقریبا تمامی اطلاعات را کنترل می کنند. درآمد آنها در سال 2010 بالغ بر 276 میلیارد دلاربوده است! این تحقیقات نتیجه گیری می کند که، وقتی کل رسانه ها متعلق به 6 کمپانی باشد، به این معنی است، که خواننده اخبار و تفسیر های دروغ و انحرافی را می خواند.
حمله به عراق را آنها با کمک سی ان ان، بی بی سی، واشنگتن پست، نیویورک تایمز ... سازماندهی رسانه ای کردند. وانمود کردن کره شمالی بعنوان خطری بلافصل برای جهان که باید گوشمالی داده شود، را نیز آنها برای آماده کردن و پذیرش افکار عمومی جهان برای دخالت نظامی آمریکا، سازماندهی می کنند.
http://www.independentsentinel.com/when-the-media-...
{2} میزان نیروهای نظامی، بودجه، و پایگاه ها و استقرار نیروهای نظامی آمریکا در جهان را در لینک زیر می توانید مشاهده کنید
http://www.visualcapitalist.com/u-s-military-perso...
{3} آمریکا برای توسعه دادن هژمونی نئولیبرال خود، اگر با مانعی روبرو شود، یکی از ابزارهای عملیاتی اش تحریم است. در سنای آمریکا ما شاهد فریادهایی از این قبیل هستیم: "رهبری دنیا را از دست می دهیم، باید توسعه طلبی را افزایش دهیم". هزینه تحریم علیه روسیه را اروپا می پردازد. هر قدر تجارت روسیه با آمریکا بر اثر تحریم کاهش پیدا می کند، روسیه این کاهش را در تجارت با چین جبران می کند. تحریم آمریکا علیه چین بسیار مشکل است، لذا بطور غیر مستقیم و از طریق کره شمالی به این کار دست می زند. به همسایگان چین اسلحه سرسام آور می فروشد، و مدام دو کره را در حال کشمکش نگه می دارد.
آمریکا از سال 1952 کره شمالی، از سال 1959 کوبا، و به نوعی از سال 1979 ایران، بین سال های 1979 – 1974 ترکیه و از سال 2014 علیه روسیه تحریم اعمال کرده، و می کند.
{4} بعنوان مثال، محصولی که در چین تولید می شود، در آسیا با کاغذی که در بانک مرکزی آمریکا چاپ می شود {دلار} مبادله می شود، که منشاء "ترورمالی" در جهان است. یعنی بجای استثماری که از طریق تولید ارزش اضافی، که از بنیاد های اساسی سیستم سرمایه داری است، مکانیسم های استثمار از طریق سفته بازی {Speculation} انجام می شود. و این مکانیسمی است که گردش چرخه اش، بدون کاربرد زور و قدرت نظامی، امکان ناپذیر است.
- در مورد حوادث اخیر عربستان و قطر آشکارا دیده شد که آمریکا راه جمع آوری خراج و باج گیری را پیش گرفته است. بعد از حوادث 911 آمریکا به بهانه دخالت عربستان {شهروندان عربستان} در این حادثه، 750 میلیارد دلار عربستان در بانک های آمریکا را مصادره کرد. و باز از طریق فشار عربستان به قطر توانست بیش از 100 میلیارد دلار اسلحه {روی کاغذ} به عربستان بفروشد! آمریکا تحت نام خطر روسیه و چتر حمایت اتمی از اروپا صورت حسابی در مقابل اتحادیه اروپا گذاشته و درخواست پرداخت عادلانه سهم اروپا را کرد. در حالی که اروپا و در راس آن آلمان خواهان گسترش روابط دوستی و اقتصادی با روسیه در همه زمینه ها بویژه در زمینه تامین انرژی است. زیرا منافع آلمان نه ایجاد تنش با روسیه بلکه در گسترش هرچه بیشتر روابط اقتصادی با روسیه است.
- تحقیقاتی که مرکز تحقیقاتی PEW Research Centre کرده است، حمایت همه جانبه آمریکا از PKK/PYD و همچنین تحت حمایت گرفتن رهبر "سازمان ترور فتح الله گولن" که در آمریکا زندگی می کند، سبب عکس العمال های وسیعی در ترکیه علیه آمریکا شده است. طبق این تحقیقات 72% مردم ترکیه آمریکا را بزرگترین تهدید علیه امنیت و تمامیت ارضی ترکیه تلقی می کنند. 70% مردم کره جنوبی، آمریکا را بعنوان "متحد" بزرگترین تهدید علیه کره جنوبی و 62% مردم ژاپن، متحد خود آمریکا را بزرگترین تهدید علیه ژاپن می دانند. اسرائیل و لهستان آمریکا را کمترین تهدید و بعنوان دوست تلقی می کنند. جالب است که کانادا و مکزیک، همسایگان آمریکا، آمریکا را بیشتر از روسیه و چین تهدید تلقی می کنند.

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
علی عزیز، متاسفانه نظریات شما تماما نشات گرفته از دیدگاههای تنگ نظرانه راسیسم پانروسیسم لنین و استالین ، مخترعان تابوهای امپریالیسم و کاپیتالیسم برای مقابله با مدرنیسم آمریکا و اروپا، که دقیقا کپی پیس پانفارسیسم تنگ نظر، در جلد اسلام خمینی، آمریکا را جهانخوار و استکبار جهانی نامید، و طبق معمول تئوری توطئه و همه گناهها گردن امپریالیسم آمریکاست، پس هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید، آسانترین فرمول ، آمریکا مقصر اصلی است تمام، تمام، دیگر نیازی نیست دنبال شیطان بگردید، آمریکا شیطان بزرگ است، خلق کرد، خلق کره ، خلق کرد ، خلق کره، تکرار و تکرار، من نمی دانم تا کی باید بخاطر مرگ یوری قاقارین در فضا، ما باید نوکری سوسیال امپریالیسم نژاد پرست روس را باید تحمل کنیم. قاقارین مثل مهر و تصبیح برای کمونیستها مقدس شده، دیگر کم مانذه از شنیدن هر چیزی در مورد سفر های فضایی هم منزجر بشویم.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری