نگاهی به همه پرسی استقلال در کردستان عراق

نابرابری اجتماعی و فشار فرهنگی صدها ساله بر مردم کرد عراق کنونی از سوی خلافت عثمانی و حکومت عراق، که گاه با جنایاتی چون نسل کشی "انفال" از سوی رژیم وقت عراق نیز همراه شده اند، و ادامه ی نگاه تبعیض آمیز به کردستان از سوی دولت های عراق پس از سرنگونی صدام حسین، نشانگر این واقعیت هستند که مردم کردستان عراق در سایه ی حکومت مرکزی این کشور از نابرابری و ناامنی مصون نخواهند بود. از این رو کوشش برای استقلال، کوششی قابل درک از سوی مردم کرد عراق برای حفاظت از موجودیت، امنیت و حقوق انسانی خویش است

 

بناست در روز 25 سپتامبر(3 مهر ) همه پرسی استقلال کردستان عراق، در این سرزمین انجام گیرد.

رژیم جمهوری اسلامی، همگام با حکومت های ترکیه و عراق، مخالفت خود را با انجام این همه پرسی اعلام داشته [1]، برای جلوگیری از برگزاری آن به تبلیغ و تهدید روی آورده است. [2]
رویکرد رژیم جمهوری اسلامی در برابر استقلال کردستان عراق، نه برآمده از نگرانی برای منافع ملی ایران، بلکه چون دیگر رویکردهای سیاست خارجی این رژیم، تنها در راستای نگهبانی از منافع مافیای تبهکار حاکم بر ایران و همدستان فرامرزی آن است.

استقلال اقلیم کردستان عراق موضوعی است که به لحاظ حقوقی به مردم کردستان عراق و به کشور عراق، به عنوان کشور رسماً دربردارنده ی این ایالت، مربوط می شود و حکومت ترکیه و رژیم جمهوری اسلامی حق دخالت در این رویداد را ندارند. [3]

از سوی دیگر، نگاهی به بنیادهای حقوق بشر و اخلاق انسانی و نیز بررسی وضعیت سیاسی و اجتماعی کنونی این سرزمین و کشور عراق دلایل نیرومندی برای پذیرش حق استقلال مردم کردستان عراق به دست می دهند:
1 ـ اراده ی مردم هر سرزمینی در تعیین مقدرات آن سرزمین نقش بنیادی دارد. این واقعیت، نه تنها از دید اخلاقی پذیرفته است، بلکه از نگاه حقوقی نیز، در چارچوب "اصل تعیین سرنوشت"، سالهاست به عنوان یکی از اصول حقوق بین الملل در جامعه ی جهانی شناخته شده است.[4]
همه پرسی، شیوه ای است که می تواند اراده ی مردم یک سرزمین پیرامون مسائل همگانی را به روشنی نشان دهد. از این رو نمی توان بر برگزاری همه پرسی برای سنجش اراده ی مردم کردستان عراق پیرامون ساختار سیاسی مطلوب آنان خرده گرفت.

2 ـ اقلیم خودمختار کردستان عراق از آغاز پیدایش خود با تهدیدها و تجاوزهای حکومت ترکیه و رژیم جمهوری اسلامی روبرو بوده است. حکومت مرکزی عراق به علت ماهیت فرقه ای و غیر ملی و نیز وابستگی های خارجی از واکنش قاطع سیاسی و حقوقی در برابر این تعرضات به بخشی از سرزمین خود کوتاهی کرده است. از این رو کردستان عراق برای دفاع از سرزمین و مردم خود در برابر تعرضات خارجی از پشتیبانی حکومت مرکزی عراق بی بهره است و در نتیجه نیازمند آن است که خود در نهادهای بین المللی، چون سازمان ملل متحد و دیوان بین المللی دادگستری در برابر زورگویی حکومت های بیگانه شکایت و دادخواهی کند. اما برای این کار نیاز به استناد به حاکمیت ملی خود و عضویت مستقل در سازمان های بین المللی دارد، که این نیز مستلزم شناخته شدن به عنوان یک کشور مستقل است.

3 ـ از نگاه اقتصادی، از آنجا که حکومت مرکزی عراق از سال 2014 کردستان عراق را به علت اختلاف در زمینه ی چگونگی بهره برداری از منابع نفتی این ایالت از بودجه ی سراسری عراق محروم کرده است، کردستان عراق از نظر اقتصادی نیز متکی به حکومت مرکزی عراق نیست، بلکه همواره در زمینه ی شیوه ی بهره برداری از منابع طبیعی خود با مخالفت و فشار حکومت مرکزی روبرو بوده است.

4 ـ برخی از مخالفان همه پرسی استقلال کردستان عراق به گواه آوردن از تاریخ پرداخته، می گویند که این سرزمین سال ها بخشی از عراق و پیش از آن نیز بخشی از خلافت عثمانی بوده و هیچگاه حاکمیت مستقلی نداشته است.
هرچند که پیشینه ی تاریخی به تنهایی نمی تواند حقی را از مردمی زایل کند، اما باید یادآوری کرد که مردم کرد عراق از هزاران سال پیش از تشکیل کشور عراق و خلافت عثمانی در این سرزمین ساکن و دارای حکومت بوده اند. [5]
از سوی دیگر، در پیمان سور [6]، که در سال 1920، پس از جنگ جهانی نخست، میان کشورهای پیروز و دولت شکست خورده ی عثمانی بسته شد، مقرر شده بود که منطقه ی خودمختار کردستان در بخش کردنشین خلافت عثمانی به وجود آمده، در مدت یک سال از انعقاد این پیمان از طریق ارجاع درخواست به جامعه ی ملل به استقلال دست یابد. این پیمان زمانی بسته شد که هنوز کشوری به نام عراق پدید نیامده و جمهوری ترکیه ی امروزی نیز هنوز برپا نشده بود.

5 ـ نابرابری اجتماعی و فشار فرهنگی صدها ساله بر مردم کرد عراق کنونی از سوی خلافت عثمانی و حکومت عراق، که گاه با جنایاتی چون نسل کشی "انفال" از سوی رژیم وقت عراق در سال های 1986 تا 1989 نیز همراه شده اند [7]، و ادامه ی نگاه تبعیض آمیز به کردستان از سوی دولت های ضعیف شیعی عراق پس از سرنگونی صدام حسین، نشانگر این واقعیت هستند که مردم کردستان عراق در سایه ی حکومت مرکزی این کشور از نابرابری و ناامنی مصون نخواهند بود و این خطر حتی می تواند در صورتیکه حکومت کنونی عراق از ناتوانی کنونی به درآید، افزایش یابد.
از این رو کوشش برای استقلال، کوششی قابل درک از سوی مردم کرد عراق برای حفاظت از موجودیت، امنیت و حقوق انسانی خویش است.

مخالفان همه پرسی استقلال کردستان عراق، دلایلی بر مخالفت خود آورده اند، از جمله:
1 ـ این ایراد که استقلال کردستان عراق برنامه ای است در خدمت شخص مسعود بارزانی و خانواده و نزدیکان او، تا به چیرگی خود بر این سرزمین ادامه دهند

در پاسخ باید گفت که استقلال یک سرزمین وضعیتی است فراتر از مصالح حکومت وقت آن سرزمین. استقلال امری شخصی یا خانوادگی نیست، بلکه وضعیتی عمومی و پایدار است که حتی با از میان رفتن حکومت وقت و روی کار آمدن حکومتی نو نیز باقی خواهد ماند. از این رو ناخوشنودی از حکومت کنونی کردستان عراق، هرگز دلیلی بر مخالفت با استقلال این سرزمین نمی شود.

2 ـ ایراد استوار بر لزوم توجه به امنیت منطقه و اینکه استقلال کردستان عراق، امنیت شکننده ی منطقه را برهم زده، موجب درگیری ها و جنگ های تازه ای در آن خواهد شد

پاسخ اینکه: منطقه ی میانی خاورمیانه، از عراق تا یمن، سال هاست که گرفتار جنگ و جنایت است و اتفاقاً کردستان عراق از نادر نواحی امن و آرام این منطقه بوده، در ایجاد ثبات در دیگر نواحی اطراف خود نیز نقش داشته، که از جمله نقش مهم آن در رویارویی با گروه جنایتکار داعش را می توان یادآوری کرد. از این رو، استقلال این سرزمین می تواند با تقویت نقش سیاسی و بین المللی آن، خود عاملی برای تقویت آرامش در منطقه باشد.

3 ـ این ایراد که با برگزاری همه پرسی استقلال کردستان عراق، جدایی خواهی در دیگر سرزمین های کردنشین منطقه، از جمله کردستان ایران، تشدید خواهد شد

پاسخ این ایراد، در تفاوت بنیادی وضعیت کردستان ایران با کردستان عراق از نظر اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است. از آغاز حضور ایرانیان در فلات ایران، کردها بخشی همیشگی و پیوسته با سرزمین و مردم ایران بوده اند. کردها با دیگر تبارهای ایرانی فرهنگ، تاریخ و اسطوره های یکسانی دارند. این همانندی و همبستگی چند هزارساله، به هیچ وجه در کشور عراق وجود ندارد. فرهنگ، زبان و تاریخ کردهای عراق با اکثریت عرب زبان این کشور تفاوت اساسی دارد و پیشینه ی جای داده شدن مصنوعی و ناخواسته ی کردها و اعراب در کشور تازه بنیادی به نام عراق هنوز به صد سال نمی رسد.
نمی توان به بهانه ی بی پایه ی "رشد تجزیه طلبی" با خواست مردمی ستمدیده و دادخواه در همسایگی خود مخالفت کرد.

مردم ایرانی تبار کرد، بخشی از پیکره ی فرهنگ چندهزارساله ی ایران هستند و آزاد شدن آنان از بند سلطه ای اجباری دستاوردی برای همه ی ایرانیان است.
از سوی دیگر، وجود همسایه ای رو به رشد و دموکراسی در کنار ایران، هم به دلیل تأثیر سیاسی مثبت بر روحیه ی مردم ایران در ستیز با رژیم خودکامه و ضد ایرانی جمهوری اسلامی و هم از دید تغییر آرایش نیروهای سیاسی در منطقه ی خاورمیانه به سود ایرانیان است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
[1] برای نمونه، علی خامنه ای در دیدار با نخست وزیر عراق می گوید: " جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان همسایه، با برخی زمزمه‌ها مبنی بر برگزاری همه پرسی برای جدایی یک بخش از عراق مخالف است"
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=36913
[2] علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، کردستان عراق را در صورت استقلال به لغو همه ی توافق های مرزی و بستن تمام معابر و گذرگاه های مشترک مرزی تهدید کرد.
http://www.asriran.com/fa/news/560584
[3] اصل عدم مداخله ی کشور ها در امور داخلی یکدیگر، از اصول بنیادین حقوق بین الملل است، که از جمله در ماده ی 2 منشور ملل متحد تصریح شده است.
[4] برای نمونه، قطعنامه ی 1514 مصوب مجمع عمومی ملل متحد در 14 دسامبر 1960 قابل ذکراست. هرچند این قطعنامه، اساساً به انگیزه ی تأیید حق استقلال مردم سرزمین های مستعمره ی روزگار خود وضع شد، اما در بخشی از آن، بر حق تعیین سرنوشت برای همه ی مردمان تأکید شده است. 
[5] پادشاهی مادها، به عنوان نیاکان کردهای امروز، در سده های هشتم تا ششم پیش از میلاد بر غرب ایران و نواحی کردنشین عراق امروز حکومت می کرد. همچنین در سده های 10 و 11 میلادی(348 تا 405 هجری قمری) ، حکومت کرد تبار "حسنویه" بر این سرزمین حاکم بود.
[6] Treaty of Sèvres
[7] برآورد شده است که در عملیات "انفال" در زمان رژیم صدام حسین، که میان سال های 1986 تا 1989 به انجام رسید و اوج آن سال 1988 بود، بیش از 180 هزار کرد عراقی، که بیشترشان غیرنظامی بودند، به دست ارتش عراق کشته شدند.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از کاوه جویا. تمام مواردی که اشاره شد شامل آزربایجان جنوبی هم می شود حتی دلایل قوی تری هم برای استقلال آزربایجان جنوبی وجود دارد. با استقلال کردستان عراق دومینوی استقلال ایران را فراخواهد گرفت که هیچ نیرویی را یارای مقابله با آن نیست. ایران بیشترین تجزیه را تجربه خواهد کرد شاید 15 الی 20 کشور از این جمهوری شرارت ایجاد شود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقای کاوه جویا ! سپاسگزار از دیدگاه منطقی و درست شما. متاسفانه شمار اندکی از قشر مترقی و روشنفکر جامعه ایرانی مانند شما با جرات و صراحت در باره " همه پرسی استقلال کردستان" اظهار نظر منصفانه و مترقی - دمکراتیک دارند.
ایا اگر در کشور ایران کردها خواهان همه پرسی برای " استقلال کردستان" باشند ، واکنش و دیدگاه شما در این باره چگونه خواهد بود ؟
از قبل ممنون.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری