جلال طالبانی، از چپگرایی رادیکال تا دوستی با غرب

پیش از انقلاب نام جلال طالبانی را شنیده بودم. اما پس از انقلاب زندگی او برای من و جوانان عرب اهوازی همسن وسال ام به عنوان یک مبارز چپ ملی گرای کرد که برای حقوق ملت خود مبارزه می کند جذاب بود. در آن هنگام، نه مسعود بارزانی این گیرایی را داشت و نه پدرش مصطفی بارزانی. از نظر ما اینها قبیله گرا به شمار می رفتند. ما حتی در ایدیولوژی جلال طالبانی هم دقت می کردیم. یکی می گفت ناسیونالیست است ، دیگری می گفت مارکسیست است و سومی تاکید می کرد مائوئیست است. والبته این بحث ها و دسته بندی ها در اوایل انقلاب

پیش از انقلاب نام جلال طالبانی را شنیده بودم. اما پس از انقلاب زندگی او برای من و جوانان عرب اهوازی همسن وسال ام به عنوان یک مبارز چپ ملی گرای کرد که برای حقوق ملت خود مبارزه می کند جذاب بود. در آن هنگام، نه مسعود بارزانی این گیرایی را داشت و نه پدرش مصطفی بارزانی. از نظر ما اینها قبیله گرا به شمار می رفتند. ما حتی در ایدیولوژی جلال طالبانی هم دقت می کردیم. یکی می گفت ناسیونالیست است ، دیگری می گفت مارکسیست است و سومی تاکید می کرد مائوئیست است. والبته این بحث ها و دسته بندی ها در اوایل انقلاب خیلی حاد بود. در نوامبر 2005 که همراه شماری از اهل قلم و مطبوعات از تهران به سلیمانیه رفتیم برخی از مسایل برایم واضح ترشد. ملا بختیار معاون حزبی و پدر عروس خانواده طالبانی به من گفت، او و شماری از رهبران اتحادیه میهنی کردستان عراق پس از سقوط شاه در بهمن 57 از مرزهای بی مرزبان گذشته و از مرز شلمچه به اهواز و عبادان آمده بودند.
نیز در آن سفر برخی از سران حزب رنجبران ایران - مائوئیست ها - را در سلیمانیه دیدم و یاد صحبت های سی سال قبل خودمان افتادم.
در 13 اردیبهشت 1378ش (1999م) برای نخستین بار جلال طالبانی را در هتل استقلال تهران دیدم. فکر نمی کردم با یک سیاستمدار شوخ طبع و پرچانه دیدار می کنم. قبل از هر چیز وقتی فهمید عرب اهوازی ام، گفت: ما در زمان شاه با مبارزان اهوازی در بیروت و دمشق ارتباط و دوستی داشتیم. او با مساله ستم علیه خلق مان آشنایی داشت. بعدها بازماندگان جبهه آزادیبخش احواز صحبت های طالبانی را تایید کردند. گفتگوی مفصلی با او کردم که پیش از من هیچ روزنامه نگار ایرانی با او نکرده بود.نسخه فارسی این مصاحبه در روزنامه توقیف شده "صبح امروز" و عربی اش در روزنامه فرامنطقه ای الزمان منتشر شد. روزنامه همشهری به دلایلی از نشر آن گفتگو سرباز زد. اما پنج سال بعد یعنی در سال 2003 (1382ش) سردبیر همشهری تغییر کرد. علیرضا شیخ عطار جانشین محمد عطریانفر شد. شیخ عطار، که بعدها من و احمد زیدآبادی و محمود صدری و ده ها تن دیگر را از تحریریه همشهری اخراج کرد، ضمن صحبت های خود در باره جلال طالبانی او را همکار وزارت اطلاعات قلمداد کرد. البته جلال طالبانی هیچ گاه دوستی خودرا با سپاه پاسداران و حکومت ایران پنهان نمی کرد و برای حفظ تعادل با رقیب کرداش مسعود بارزانی، که همواره از حمایت ترکیه برخوردار بود، روابط خوبی با رژیم ج ا ا داشت. در سال 2012 همراه با مصطفی هجری و شمار دیگری از فعالان عرب، آزربایجانی و بلوچ در پارلمان فرانسه سمیناری داشتیم که برخی از فعالان چپ ایرانی نیز در آن حضور داشتند. پس از پایان سمینار همگی جمع شده بودیم و از هر دری سخن می گفتیم. صحبت به جلال طالبانی و روابط نزدیک اش با حکومت ج ا ا کشیده شد. حسن حسام از رهبران سازمان راه کارگر که با هجری شوخی داشت با لحن همیشگی طنزآمیزش گفت " طالبانی اگر لازم باشد زیر علم ج ا ا سینه هم می زند".
روز شنبه اول آذر 1382 به پیشنهاد شیخ عطار جهت گفتگو با جلال طالبانی باز هم به هتل استقلال رفتم. هنوز خواب بود. دباغ - نماینده اقلیم کردستان در تهران - به من گفت: بنشین تا بیدار شود زیرا او عادت دارد ظهرها بخوابد. جلال طالبانی اکنون دیگر آن چریک چپگرای کوهستان های کردستان نبود. او سیاستمداری است که با آمریکایی ها و انگلیسی ها نرد دوستی می باخت و از فرصت سقوط صدام حسین برای پیشبرد هدف های خود بهره می برد. او رییس جمهور عراق شده بود؛ نخستین رییس جمهور غیر عرب عراق. این عکس، یادگار آن مصاحبه است. نیز لینک مصاحبه را در پایان این نوشته می آورم. بخش هایی از این مصاحبه در باره مسایل مهمی است که اکنون جنبه تاریخی به خود گرفته اند؛ شورای حکومت انتقالی، مسایل اتنیکی در عراق، نقش کردها، کمونیست ها و سنی ها و دیگر مولفه های ملی و مذهبی عراق، درگیری های میان اتحادیه میهنی و حزب دموکرات کردستان عراق و گروه های کرد ایرانی مخالف رژیم. متاسفانه از گفتگوی سال 1998 منشر شده در صبح امروز هیچ نسخه ای ندارم.
در سال 1991 که رییس جمهور آمریکا، جورج بوش پدر، کردستان عراق را به عنوان منطقه پرواز ممنوع اعلام کرد، جلال طالبانی که زمانی به عنوان یک چپگرای مائوئیست به شمار می رفت گرایش به سوی ایالات متحد آمریکا را آغاز کرد و همراه با مسعود بارزانی با خودمختاری کامل بر کردستان حکومت کردند.در سال 2003 و در نخستین روزهای پس از سقوط صدام حسین، عکس او را می بینیم که در کنار جی گارنر – اولین حکمران نظامی عراق – به سلیمانیه و اربیل سفر کرده است. جالب آن که طالبانی در دوران ریاست جمهوری اش بر عراق هم با شخصیت ها و گروه های شیعه و هم سنی وهم با حزب کمونیست عراق، روابط نیکویی داشت. یک بار در گفتگو با روزنامه الشرق الاوسط، مارکسیست بودن خودرا نفی نکرد. روز جمعه – اما – روحانیان سنی کرد بر تابوت اش که در پرچم کردستان پیچیده شده بود، نماز گزاردند. همین موضوع پرچم نیز باعث جدل رسانه ای و سیاسی میان بغداد و اربیل شد، زیرا حکومت مرکزی بغداد او را رییس جمهور پیشین عراق می دانست اما سران اقلیم کردستان او را یک رهبر کرد می شناختند که رییس جمهور عراق شده بود.
جلال طالبانی - مام جلال کردها – روز پنجشنبه سوم اکتبر درگذشت. سیاستمداری پراگماتیست با چند دهه مبارزه برای آرمان هایی که به آنها باور داشت. من بسیاری از روشنفکران و فعالان عرب عراقی را می شناسم که برای او - به ویژه وقتی رییس جمهور بود - احترام خاصی قایل بودند. روانش شاد.

http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/820902/...

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری