درباره ى نامه ى شاهداده ى پارسى سره به ترامپ



و از عجايب روزگار يكى اينكه وارثان ستم و سياهى و روسياهى ادعاى آزادى و دموكراسى دارند.

اولاً يك تركيب بدتركيب در ادبيات فارسى داريم با نام شاهزاده! آيا شاه مى زايد؟
و اين روزها آقازاده هم واژه ى مصطلح شده است. آيا آقاها مى زايند؟
بعضى وقت ها تانيث انگارى مذكّر ، از نقايص زبان فارسى است. زايندگى زنانگى است و در اصل شاهزاده ها ملكه زاده و آقازاده ها حاجيه خانم زاده تشريف دارند. آنكه مى زايد از حاملگى زنانه است نه از نازايى مردانگى.
شاهدخت و شاهپور تركيبات تا حدى قابل استفاده مى باشند اما زبان فارسى اصرار بر شاهزادگى دارد. آقادخت( ! )و آقاپور هم همينطور مى تواند به جاى آقازاده استفاده شود اما متاسفانه تركيب هاى عقيمى هستند.
مرد تخمش را مى دهد ( تخمگذارى مى كند ) تا زن بارورش كرده و بزايدش. پس شاهداده يا آقاداده اسم هاى مناسبى بايد باشند.
الغرض اين شاهداده ى قصه ى ما در نامه اى به ترامپ يادى از تمدن باستانى و يك ملت چند قومى نموده اند كه به نظر درك درستى از ملت و قوميت ندارند و اين جاى بحث ما نيست.
من كشته مرده ى اين " ملت همبسته" ى شاهداده هستم. ملتى كه به هم بسته شده اند. ( البته منظور شاهداده، ملت فارس است، و لطفاً يكى به اين شاهداده درمورد كلمات ملت و مردم و قوم، توضيحاتى ارائه دهد تا تناقض گويى نفرمايد. )
بحث بر سر اين است كه تركيب خليج عربى به قباى مباركه ى اعليحضرت گير كرده و سخت نگران آن هستند كه " به طور مناسب به مناطق تاريخى و جغرافيايى ' اشاره نشده است. ( جهت يادآورى بگويم حالا كه شاه +زاده نگران نامناسب خوانده شدن اسم هاى تاريخى و جغرافيايى هستند بد نيست در نامناسب بودن اسم تاريخى خودش هم نگران باشد و دست به تغيير بزند.)
من اسم بردن ترامپ از خليج عربى را تاديب فرهنگى قوم پارس مى دانم. آنها بايد ياد بگيرند كه خودشان دهه هاست اسم هاى مناطق تاريخى و جغرافيايى ملت هاى ديگر در ايران را به طور نامناسب حذف و به طور نامناسب نامگذارى مى كنند. شاهداده ى پارسى در محو و ساكت كردن صداى ترك ها و عرب ها و بلوچ ها و ...همدوش رژيم ايران و موازى با سياست هاى آنها حركت كرده است.
من هيچ فرقى بين چپيه انداختن احمدى نژاد بر دوش كوروش با گذاشتن استوانه ى جعلى كوروش در خيابانهاى آمريكا نمى دانم.
ميراث شاه و شاهداده از نظر منِ تركِ غارت شده پشيزى ارزش ندارد و اگر آن را جشن مى گيرند ما براى دفن كردن آن قسم خورده ايم. آنها و تاريخ كذايى آنها در تلاشند كه زبان و هويت و فرهنگ ما را دفن كنند و ما در براير اين ظلم و پليدى افكار و كردارشان تا رسيدن به آزادى خواهيم ايستاد.
در همين نامه ، شاهداده ى پارسى يك اشتراك همسو با رژيمى كه شكايتش را مى كند دارد. شاهداده هم مثل روحانى بر سر نام خليج عربى مرثيه و نوحه به راه انداخته است. اتفاقاً همسويى اين دو جريان مخالف در راستاى ناسيوناليسم كور و زشت آريايى به شدت به چشم مى خورد و از منظر يك " ديگرى" محروس در ايرانيت بسيار مشمئزكننده است.
در اين سخنان دقت كنيد؛ " در عوض، هر سال و به هر نوبه، میراث و تاریخ ما، آرمان ملت ما بوده است؛ چرا که آنها دلاورانه برای رهایی از رژیم، میراث ما را بجای دفن کردن، جشن گرفته اند."
اگر مردم ايران طبق سخنان شاهداده، ميراثدار شاهداده ها هستند و دلدادگى آنها را مى كنند پس اين مردم همان بهتر كه در آرمان هاى وارداتى دفن شوند تا وادار به اطاعت از باستانگرايى شاهانه و سركوبگرانه نباشند.
كسى كه دلاورانه براى رهايى از رژيم مى جنگد و دلاورانه به دامن سلطنت مى خزد بى شك از منظر وجوه انديشندگى، بيخردى بيش نيست.
كار دربارِ در به در شده به جايى رسيده كه مبارزه ى سياسى اش در حد نامه نگاريهاى بى محتوا و خام تنزل پيدا كرده است. البته اين نامه هاى نامناسب به آدرس هايى فرستاده مى شود كه در آنجاها براى شاه و رستم و كوروش و فردوسى تره خرد نمى كنند. واشنگتن زابلستان كه نيست. در اين روزگار حرف نشنوى لاكردار، جهت انبساط خاطر اعليحضرت پارسى سره، و حضرات و آيات شعوبيه ى ناسره دو سه بيتى خدمتشان مرقوم شده كه تقديم مى گردد؛
ز گفتار دهقان يكى داستان
شنو از ترامپ، آن يلِ باستان
خليج عرب گفت با اعتماد
برآشفت از اين گفت او شاهزاد
يكى نامه بنوشت و اندرز داد
و او را حواله به گودرز داد
ولى آن ترامپ آن يل شيك پوش
ندادا به شهزاده ى پارس گوش
خليج عرب گفت و بسيار گفت
و شهزاده زين كار آن يل نخفت
در اين بين دهقان گردن كلفت
سخن باز از شيخ و از شاه گفت
مرا گفتِ دهقان به هم دوخته است
كه دهقان ما يك پدر سوخته است

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای لوایی عزیز بزرگوار
الن قولون آغری ماسون تانری سنه صبر ورسون
ما ضرب المثلی داریم که می گوید کاروان کچر ایت لر حورر
(به فارصی می شود کارون می گذرد سگها فقط پارس)
متاسفانه بعضی از فارث ها ازفارثی فقط پارس کردند را بلدند.
روزی یکی ازاینها خیلی به زبان فارثی می بالید به او گفتم هیچ می دانید .
اگر نبود محمودغزنوی آلان تو عرب بودید و به زبان عربی افتخارمی کردید چنانچه گذشتگانت چنین می کردند.
به کوما رفت.
کمکش کردم تا ازکوما شود به اوگفتم تا قبل از عزنویان هیچ نوشته ای به فارثی نداریم
استان های امروزه مهد شعر و ادب فارثی معروف هستند حتی قبل از سعدی وحافظ به فارثی هیچ نوشته ای نداریم .
که اگرمتوجه شدید نمک نشناس نباش به ولی نعمت خود احترام بگذرید.
جنابعالی هم ازنوشته های که زیر مقاله ارزشمند شما قرارداده می شود دلخورمباش
عرض کردم امروزه فارث=پارس شده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام _
گر روزی یک نه نه کرانی شود نامدار...شود برزمین این نامدار پاسدار.
ز کوروش ز فردوسی وشاهنشاه دار..ز تورک وزتوران ،کند این بی نام دمار.
تقدیم به آقای رضا دولت تورکپور.
ازیک هم کوشن.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سرباز وطن
حمافت اين است كه ستم و قلدرى قومى را بر قوم ديگر موجه بدانيم. شما كه به شعور سياسى رسيده ايد و باسوات هستيد و باشعًوريد بايد بهتر بدانيد كه داريد آرام آرام با ايران باستانى رؤيايى وداع مى كنيد. فردوسى آنهمه به ديگران تاخت و ستايشش كرديد اما تحمل دو سه بيت شعر هم سبك فردوسى و مخالف با فردوسى را نتوانستيد كرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چو بیسواد افتد تحمل بایدش
جالب است که شما با دبدبه و طمطراق برای دیگری شعر می سازید( البته جعل شعر دیگری) و در آن به تاکید بر عربی بودن شاخاب همیشه فارس پافشاری می کنید.
روزگاری آرزو می کردم کاش مردم ایران به شعور و درک رسیده و دست از بی شعوری بردارند و اخلاقیات را سرلوحه خود سازند ولی امروز باید آرزو کنم که خداوندگار ایران زمین عرب زادگان مهاجر عراقی ساکن آذربایجان را در حماقت خود رها سازد تا گاهی در سایت سیاسی ایرانگلوبال به آنها خنده ای تلخ کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تورك آسلان گرامی
واقعا فهمیدی چه گفتی؟ شعری را که بنده آوردم کپی کردی با یک سری کلمات نامعلوم و گنگ! سعی کن حداقل مطالبی را قید بنویسید که خودتان میفهمید.
بنده به شاه و شاهزاده و خمینی و خامنه ای کاری ندارم تنها به شعر زیبای جناب لوایی که انگار لوده تشریف داشته اشاره نمودم.

خداوند همه بیماران اسلام را شفا عنایت بفرماید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تا روزی که فردی مانند حسن روستایی و کسانی مانند او در این مملکت زندگی میکنند، این مملکت باغ وحش است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ايراد و اشكال به جايى است، حالا چرا واقعاً آخه براى چى شاهزاده مى گويند؟ مگر شاه مى زاد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رضا دولت پارسپور
منظورت از اسب و شير همان اعليحضرت و حضرتعالى است؟
نگاهى به شعر بيندازيد:
در مملكت چو غرش شيران گذشت و رفت
اين عوعوى سگان شما نيز بگذرد
آنكس كه اسب بود غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نيز بگذرد
شير و سگ و اسب و خر و...به راستى اين مملكت است يا باغ وحش؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب لوایی عزیز
با خواندن چند مطلب اخیر شما به این امر واقف شدم که جنابعالی خیلی کمیک تشریف دارید. مخصوصا این شعر شما خیلی زیبا است و فکر میکنم اگر یک استند آپ کمدی اجرا کنی کلی میتونی پول دربیاری. ههههه

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت ----این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست ----گرد سم خران شما نیز بگذرد

د

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب لوایی عزیز
با خواندن چند مطلب اخیر شما به این امر واقف شدم که جنابعالی خیلی کمیک تشریف دارید. مخصوصا این شعر شما خیلی زیبا است و فکر میکنم اگر یک استند آپ کمدی اجرا کنی کلی میتونی پول دربیاری. ههههه

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت ----این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست ----گرد سم خران شما نیز بگذرد

د

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چیزی که خواستم به بنویسم اما فراموش کردم این بود که شما جناب لوایی استعداد نوشتن و شاید جستجو در ادبیات را دارید اما متاسفانه، متاسفانه، خودتان را با چیزهای کوچک و دلخوش کن سرگرم کرده اید. باورکنید که نمکش زیاد شده و ملال بر جلال پیشی گرفته. اگر برای دو و یا سه نفر مینویسید، جوابی در آینده نخواهید گرفت اما اگر قلمتان را از دفتر جزام وارتان بیرون نهید خواهید توانست برای دوستی، انسانیت و گفتگوهای ژرف سازنده باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام _ آقای لوایی ،من مقاله شماراقبول دارم .هرچه گفته ایی گول گفته ایی،ولی این شعرازفروسی است.
شماچراشعرفردوسی رابنام خودجعل میکنید؟ من یکی این رااصلن قبول نمیکنم.آخه مگرشما محمدعلی فروغی ،اقبال آشتیانی یاسعیدنفیسی ووو..هستی که شعرفردوسی راهاپلومیکنی؟
آخه این فردوسی چه گناهی کرده که یکی شعرخودش رابنام اوغالب میکنید،ویکی شعراورابنام خودش جعل میکند.
باباجان ،مگراینجا(ایران)دلی خانه است که این همه نامردی درمورداین ابرمردفرهنگ سازعالم بشریت هنگ میکنند؟
من دیگررابطه اهورایی خودراباشمانامردان ادب پارسی یاهرچی فارسی قطعه میکنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مرسی استاد از این شعر باحالت کلی خندیدیم . واقعا ثواب کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب لوایی می بینید که ما ایرانیان باوجود حمله های اعراب، یونانیان و مغولهای بز و گوسفند چران هنوز بسیاری ادبیات قابل ستایش و قابل انتقاد داریم. اما ترکها با زور تقلب کوشش دارند یک تمریس را بخود بجسبانند. و یا از داستانی بی سر و تهی چون دده غورعور شاهکار بسازند. بهتر است از کتابهای کنونی چه بیگانه چه ترکانه و چه پارسانه هربار نامی ببرید و آنها را تجزیه و تحلیل کنید. وقت خود را با این بی هوده بازار از بین نبرید و به زندگی کنونی بچسبید. در همان کشوری که شما پناهنده شده اید هزارها کتاب قابل گفتگو وجود دارد.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری