بی سرزمین مثل باد!

و هزاران سوال بی پاسخ که در همین جوامع به ادعا متمدن رخ می دهد و تا مادامی که در این جوامع زندگی نکنیم معنی و مفهوم تبعیض را نخواهیم فهمید!شاید تنها حسن این جوامع بهره مندی از فواید جامعه مدنی است که آن قوانین هم شامل خودشان می شود و سهم مهاجران واقعی نه مهاجرنماهای پرتوقع و همیشه طلبکار بسیار نا چیز اس

تو خونه بهمون میگن فراری
تو غربت دم به دم انگشت نگاری
دیگه صاحب اون خونه نیستیم
بیرون خونه هم میگن ما تروریستیم
وقتی خونه شده بود مثل جهنم
ما با ویزای بهشت بریدیم از هم
حالا تو برزخ بدبینی اسیریم
نمی تونیم ریشمون رو پس بگیریم
از پشت صفحه تلویزیون ،لپ تات و گوشی های هوشمند آنقدر شکل زیبایی به دموکراسی و حقوق بشر داده اند که هر بیننده و شنونده عامه مسخ می شود و دلش پر می کشد چه می شد من هم یکی از شهروندان کشورهای غربی بودم تا از این مدینه های فاضله نهایت استفاده را می کردم.
بله بدون پرده و تعارف سخن می گویم شاید جالب باشد من هم یکی از همین افراد بودم که از زندگی در وطن به ستوه آمده بودم و راه مبارزه را در مقابل دستگاه ظلم و جور حاکم پیش گرفتم،همیشه در ذهن و افکارم این بود کشور و جامعه من نیز باید به سطح همین ممالکی که دائم از طریق رسانه ها و جراید که عدالت و حقوق شهروندی در حد کمال رعایت می شود برسانیم.در محیط کار فسادهای زیادی به چشم دیدم و سعی کردم با آنها مقابله نمایم!حقیقت زور باندهای مافیایی بیشتر از من بود و مچ ام را خواباندند،آن هم چه خواباندنی!
در افتادن با مافیای فساد دولتی و اخراج باعث شد مغموم شوم و از طرف دیگر حال آنها دیدند یک نفر از زد و بندهای پشن پرده خبر دارد و محتمل است در آینده دستشان رو شود.بسیار آزار و اذیت دیدم و در به در پی شغلی تازه شتافتم تا بتوانم از سرخوردگی و انزوای ناشی از اخراج و فضای مسمومی که علیه من ایجاد شده بود را بدست فراموشی بسپارم.اما هرچه تلاش کردم و جستجوهای مثتمر نمودم نتیجه ایی جز یاس و نامیدی در پی نداشت،مضاف بر اینکه تهدید های کوچک و بزرگ ترس و دل نگرانی بی پایانی در وجود پدر و مادر و حتی برادر و خواهرم ایجاد کرده بود! به ناچار در چنین روزی با دلی شکسته و بدون کسی چیزی بداند تنها با یک کوله پشتی و بی خداحافظی از کوچه پر از برف خانه پدری دل کندم و راهی غربت شدم!کسی چه می دانست در دلم چه میگذرد؟! در دلم دائم به خود قوت قلب می دادم که پسر تمام شد ،هم دل نگرانی هایی از بابت خانواده ات و هم آن چه را بخاطر صداقت و دفاع از حقوق مردم ات به سر ات آوردند.
در مسیر دائما خاطرات کودکی تا چند ساعت پیش در ذهن ام چرخ می زد ،گاهی لبخند و گاهی هم گلویم از فشار کم مانده بود خفه ام کند.
با هر سختی و مشقتی بود به جایی قدم گذاشتم که تا پیش از این تنها یکی یا دور آن هم برای تفریح و ورزش آن هم به صورت کوتاه مدت آمده بودم،و از آن روز می بایست خود را برای زندگی دائمی آماده می کردم!
آری فکر می کردم همه چیز تمام شده است و دیگر در سرزمینی زندگی خواهم کرد که به شرافت و شان همه انسان ها به یک چشم نگریسته خواهد شد؟!
اولین برخوردها در کوچه و خیابان ها با افرادی که به قولی نژاد پرست یا بقول خودشان راسیسم بودند تاثیری در من نگذاشت،زیرا اعتقاد بر این داشتم که در هر جامعه ایی انسان های خوب و بد با هر اندیشه و اعتقادی وجود دارد!بنابراین بی توجه به مسیر ادامه دادم تا به اداره مهاجرت بروم ،زمانی که افسر مربوط مشغول انگشت نگاری بود و میشد براحتی از خلق سرد و بی روح اش به عمق کلیت این جوامع پی برد .رفتاری مثال دیواره یخ با یک گلوله آتش و درست مانند ربات،من هرگز مدعی نبوده و نیستم که انسانی از دیگری برتر است!ولی با کلیت این موضوع که یک تبهکار و مجرم را در کنار یک فرد مطیع قانون و کسی که بجای بزه و تخلف زمانش را کتاب خوانده و در چند وجه به جامعه خدمت رسانی داشته است را در یک راستا طبقه بندی و تعریف کنیم.
امروز سالها می گذرد و تنها افرادی را که با گوشت و پوست و استخوان شان این بی عدالتی ها را حس کردند متوجه می شود من چه می گویم!وقتی این کشورها به حاکمان دیکتاتوری سرزمین مان می تازند و انتقاد می کنند و در اجلاس ها و سمینارها دم از دفاع از حقوق بشر می زنند،آیا کسی از ایشان پرسید شما که می گویید این ها دیکتاتور و حامی تروریست می باشند !چرا شما سالانه میلیاردها دلار سلاح و جنگ افزار برای کشتار و زنان و کودکان به خاور میانه می آورید و می فروشید؟
و هزاران سوال بی پاسخ که در همین جوامع به ادعا متمدن رخ می دهد و تا مادامی که در این جوامع زندگی نکنیم معنی و مفهوم تبعیض را نخواهیم فهمید!شاید تنها حسن این جوامع بهره مندی از فواید جامعه مدنی است که آن قوانین هم شامل خودشان می شود و سهم مهاجران واقعی نه مهاجرنماهای پرتوقع و همیشه طلبکار بسیار نا چیز است!
شاید بهترین توصیف این ممالک ضرب المثل صدای دهل از دور خوش است باشد.
امید است روزی فرابرسد که سرزمین مادری خودمان دوباره آزاد و آباد گرد تا بدون دغدغه و هیچ اسارتی در آن به حیات ادامه دهیم......
به روایت م.ح.ج

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری