فقط درهفت آبان،کدام روزکوروش کبیر؟‎

اما قالب کردن آن به ایرانیان، همچون جشن ملی، چون مُبَدَّل به یکی ازمسائل قابل تأمل، درسنجش درجۀ خرد(یا بی خردی) ایرانیان می شود، که برایِ آزادیِ دیگران

بقلم: ضیاء صدرالاشرافی
بنظرمن جدال دودین ویا دوایدئولژی، یا یک دین با یک ایدئولژی، اغلب جدال دو توحش است.
ایدئولژی: تبدیلِ یک فلسفۀ سیاسی به مذهب است با تمام خواصِ مذاهب: اهورائی و اهریمنی، وخودی وغیرخودی کردن انسانها، آرزویِ حذفِ مخالفان: با جذب وحل، یا خذف فیزیکی شان، تصورِدردست داشتن حقیقت مطلق ونبودِ مدارا.
تثلیث(سه گانه پرستی) جدیدی درمیان ایرانیان(دین خو) درحال ظهوراست
که دوهزارسال دیرآمده، این دین، دین نژادپرستانه ای است:
پندار نیک اش زردشت،
کردارنیک اشکوروش کبیر و
گفتار نیک اش هم، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی است
مثلِ کتاب هایِ مقدسِ همۀ ادیان وقدیسان، مقلدان ومومنان وسرسپردگان، حقِ چون وچرا، و نقد آنها را ندارند.
وعموماً مثل تمام مؤمنان، ازمحتوای آنها و نقدعلمی شان درانطباق با نیازهای زمان هم بی خبر هستند.
رژیم آخوندی هم هفت آبان را روز سلمان فارسی اعلام کرده است!
تا مراسم روزکوروش درواقع (روزفتح بابل: آزادی یهودیان)(۵۳۹ ق.م) را خودی کرده باشد وازصورت یک تظاهرات ضدرژیم خارج کنند.
جشن هفت آبان، نه جشن تولد کوروش کبیردر(600 تا 576 ق.م) است، و
نه جشن تاجگزاریش (تأسیس سلطنت) هخامنشی ها، می باشد. در(558 یا 559 ق.م).
نگاه کنید به زیر نویس*
مُدّعیان درمعنایِ حافظی کلمه(درجهل وخودپرستی)، که نه پنج کتاب زردشت را، نه استوانه چهل وپنج سطری کوروش کبیر(که نوزدده سطرش هم دراول وآخر شکسته است)، ونه اساطیرِ شاهنامۀ فردوسی را خوانده و نقد کرده اند، میخواهند با این سه ابزارِکهنه، جمهوری اسلامی ایران را ساقط کنند.
درصورتِ موفقیتِ فرضیِ این تثلیث جدید، شاهدِ تصفیه هایِ راسیستی ومحرومیت- هایِ غیرانسانیِ دیگری، ازهموطنانِ بیگناهِ خود خواهیم بود.
مبارزه با طاعونِ جمهوری اسلامی، باید با روشنگری متکی به علم وعقل و دموکراسی، همراه با ارائۀ برنامۀ براندازی ونیزراه حل معضل بیکاری وفقر و آزادی هایِ مبتنی برحقوق بشر، درایرانِ بعد از رژیم آخوندی باشد.
با ارتجاع سه هزاروصدسالۀ زردشتی، واسطوره های هم دوره با آن درشاهنامه، و یا بامانیفست دینی- نظامی یک فاتح به زبان وخط بابلی، درتقریباً دردوهزار و پانصدسال پیش، مسلماً نمی شود جمهوری اسلامی را ساقط کرد.
این جشن غیرایرانی(هفتم آبان)، نه درروزتولد یا روزتاجگزاری کوروش کبیر، بلکه جشن آزادی یهود دربابل است!
یهودیان سراسرجهان وازجمله یهودیانِ ایرانی، حق دارند آنرا جشن بگیرند.
اما قالب کردن آن به ایرانیان، همچون جشن ملی، چون مُبَدَّل به یکی ازمسائل قابل تأمل، درسنجش درجۀ خرد(یا بی خردی) ایرانیان می شود، که برایِ آزادیِ دیگران، و نه خودشان جشن میگیرند! من قطعاً، از شرکت درآن، اجتناب می کنم.
چرا که هرجا عقل سلیم ومنطق حاکم نباشد، حماقت وتعصب که درنهایت، راه به جنون وفاجعه می کشد حاکم میگردد.
اکثریت ایرانیان:
قران نخوانده همچون ارث خانوادگی، مسلمان وشیعه بودیم وهستیم
گروهی، کاپیتال نخوانده کمونیست دو آتشه شده بودند
جمعی، نبرد من هیتلر نخوانده، طرفدارِآلمان، و ناسیونالیست هایِ آریائی پرستِ دو آتشه گردیدند ومیگردند.
انجیل نخوانده، مسیحی می شوند.
بیان وایقان واقدس نخوانده بابی و بهائی و...میگردند
وحالا نوبت دین جدید با تثلیثِ: زردشت وکوروش وفردوسی است.
متاسفانه عقل وعلم، برخلاف حماقت وتعصب مُسری نیست.
صاحبِ علم (وعقل متکی برعلم) شدن، همانندِ تقلید وسرسپردگی، کارراحتی نیست.
====================================
زیرنویس*
متن زیررا همچون توضیحی برمتنِ موجود، درمیهن( تی وی) افزودم:
توضیحات من به نوشتۀ زنده یاد آقای اسماعیل پوروالی باحروف برجسته مشخص شده است. دوست وهمکارازدست رفته ام آقای اسماعیل پوروالی پیشکسوت درطرح ریشۀ یابی وشأن نزولِ تاریخ وتقویم شاهنشاهی (آریامهری) بودند وعلت قراردادن آن جشن درروزهفتم آبان راازطرف آقای شجاع الدین شفا یهودی تبار، اولین بار توضیح دادند. آقای شجاع الدین شفا دربرابراین بیان واقعیتِ تاریخیِ آقای اسماعیل پوروالی جوابی نداشتند تا درنشریۀ شان ایرانشهر بشرح آن بپردازند:
سکوتشان نشانۀ رضا وتأئید بود.
رعایت فضلِ مُتقدم جزو، اصولِ شرافتِ علمی بوده وهست.
--------------------------
زنده یاد آقای اسماعیل پوروالی درماهنامۀ روزگارنو: صفحه۲۴-۲۵(دوم آذر ۱۳۷۴ - هجری شمسی) = ( ۲۳ نوامبر۱۹۹۵ م) - پاریس.(بیست ودوسال پیش).
مطلبی نوشت که خلاصۀ مربوط به موضوع آن چنین است:
آقای شجاع الدین شفا (که یهودی تباربود) درسال قبل (۱۳۷۳)، درنشریۀ ایرانشهر خود برروی این نکته تکیه کرده که فکرِبِکرِ این جشنها، ازاندیشۀ شخصِ ایشان سر - چشمه گرفته است... ولی وقتی میدانم که آقای شفا این فکرِبِکرِرا ازچه ماجرائی الهام گرفته است نمی توانم تویِ " دهنِ قلمم بزنم " که خفقان بگیر!
درواقع سی وهشت سال پیش(۱۳۳۶)، دریک عصربهاری...درخیابان شاه آباد به آقای شجاع الدین شفا....برخوردم...ضمن حرفهائی که من برای اوداشتم یکی هم این بود که: چند روز قبل، نمایندۀ غیررسمیِ اسرائیل در ایران، به اتفاقِ مترجم خود امیدوار به دفترمن آمده بود ومی گفت که: قراراست ماچهارسال دیگردر(۱۹۶۱) = (۱۳۴۰ه.ش) مراسمی برای بزرگداشت کوروش کبیردراسرائیل برپا کنیم، برای اینکه آن سال درست (۲۵۰۰) سال ازتصرف بابل ونجات قوم بنی اسرائیل بدست کوروش کبیرمی گذرد...( ۱۹۶۱= ۵۳۹ - ۲۵۰۰ ) و من: (پوروالی) ازآن روزکه این خبررا شنیده ام، همه اش به فکراین بودم که چرا خودِ ما، بنحوی درصدد تجلیل از کوروش، این پادشاهی که بیش ازهمه بما تعلق دارد برنمی آئیم؟....(شجاع الدین) شفا آن روزخیلی خونسرد، این حرفها را ازمن شنید... ولی وقتی یکی دوسال بعد از این دیدار، زمزمۀ برپائی جشنهایِ(۲۵۰۰) سالۀ شاهنشاهی بلند شد، برای من جای کوچکترین تردیدی نماند که:
این تحفه ایست که شجاع الدین شفا (یهودی تبار) دردامانِ شاهی که اطلاع زیادی از تاریخ کشورخود نداشت، نهاده و(۲۵۰۰) سالگی تسخیرِبابل و آزادی یهودیان را بدستِ کوروش، بحسابِ عمرِ شاهنشاهیِ ایران گذاشته است.
درحالیکه آغازفرمانروائی آریائی ها برایران زمین ازسالِّ (۷۰۱) قبل ازمیلادمسیح، (امروز۷۰۵ وبیشتر۷۱۳ یا ۷۱۵- ق.م.- را آغاز پادشاهی دی یوکس مادی می گیرند، که معاصربا سورگون دوم پادشاهِ آسوربود) با سلطنت قوم ماد که پایتختش شهراکباتان(همدان) بود، ثبت وضبط شده است، وتاریخی که ما وفرزندانمان نیز درمدارس با آن سروکارداشته ایم وداریم چیزی جزاین گواهی نمی دهد. بنا براین درآنزمان ازشاهنشاهی ایران، حدود یک قرن ونیم سپری شده بود
واین قبای بعد ازعیدی بود که بدردِ گل منار میخورد...
با اینحال اگرهم قراربود که فرض را براین مبنا بگذارند که سرآغازِشاهنشاهیِ ایران از(۵۵۰) سال قبل ازمیلاد مسیح است که کوروش علیه پدربزرگ خود، (که) پادشاه ماد بود قیام کرد وسرزمینهای تحت سلطۀ ماد را هم برسرزمین های فارس و متصرفات آن افزود، دراینصورت، (۲۵۰۰) سال شاهنشاهی ایران باید درسال (۱۳۲۹) هجری شمسی: (۱۹۵۰میلادی) برپا میشد که سالِ ملی شدنِ صنعتِ نفت بود، ومتعاقب آن زمام اموربدستِ دکترِمصدق افتاد. چنانکه مبنا را نیزتوَلدِ کوروش می گرفتیم، باز(۲۵۰۰) سال شاهنشاهی ایران، مصادف باسلطنت رضا شاه می شد { ض.ص:احمد شاه درست است: تولد کوروش را با اختلافِ قابلِ توجه (۲۴) سال، از(۵۷۶ تا۶۰۰) قبل ازمیلاد نوشته اند. اگر(۶۰۰) قبل ازمیلاد را سال تولد کوروش کبیرفرض کنیم، دراینصورت (۲۵۰۰) سال شاهنشاهی(البته آریائی؟) در سرزمین کنونی ایران به - (۱۹۰۰) میلادی- برابربا (۱۲۷۸) هجری شمسی- یعنی با سلطنت مظفرالدین شاه برخورد می کند وچنانکه سال(۵۷۶) قبل ازمیلاد را سال تولد کوروش کبیر بحساب آوریم، دراینصورت(۲۵۰۰) سال شاهنشاهی ایران به (۱۹۲۴میلادی- برابر۱۳۰۴هجری شمسی) یعنی با زمان احمد شاه قاجار مصادف می شود: سلطنت رضا شاه ازنُهم آبان همان سال شروع میشود: قابل ذکر استکه تأسیس شاهنشاهی درایران، باحذفِ آگاهانۀ ایلام که ازدوهزاروصدِ پیش ازمیلاد، یعنی چهارهزاروصدسال پیش، اولین شاهنشاهی را درکشورما تأسیس کردند، به پانصدوسی ونه پیش ازمیلاد تقلیل داده شد، تا کوروش آسوده بخوابد!) و آنچه حیرت انگیزمی نماید این است که این مراسم سرانجام دردهۀ آخرمهرماه سال (۱۳۵۰) هجری شمسی (۱۹۷۱میلادی) برگزارشد، که درست مصادف با (۲۵۰۰) سالگی مرگ(کُشتن) کوروش درسال (۵۲۹) قبل ازمیلادِ مسیح می باشد.
که هفت سال بعد، حسابی مُنَجربه مرگ شاهنشاهی ایران شد. ( پایان نقل قول آقای پوروالی).
: تُ- می- ریس: که پادشاه Tomyris( کشتۀ کوروش کبیر را به دستورِ ملکه ماساژتها بود، به انتقام مرگ پسرش، سرازتن جدا کرده ودرطشت خون انداختند: به نقل ازتاریخ هرودت، کتاب ایرانِ باستان- کلمان هوار، بفرانسه، صفحۀ ۲۴۱/ در دانلود، ترجمۀ فارسی وحید مازندرانی بخش کشته شدن کوروش کبیر (جهت ترویج و پاسداشت شرافت علمی) بکلی حذف شده! به ترجمۀ دکترهادی هدایتی، جلد اول، صفحات-۱۲۹ تا ۱۳۵- رجوع کنید که متأسفانه متن با حاشیه دردانلود درهم شده است).
***
ضمن گرامی داشت تحقیقِ دستِ اول یک دوستِ ازدست رفته، آوردن نکاتِ تاریخی نوشتۀ او، با تصحیح تسامح کوچک وتوضیح آن، می توان این نکتۀ تکمیلی را هم برنکات مربوط به تقویم تاریخ معاصرایران افزود که: محمدرضا شاه بعنوان یک فردِ خرافی، جداً، باورداشت که تائید شدۀ خدا است و"مأموریتی برای وطنش ایران، ازطرف خدا " دارد. لذا بنظرمن، بی توجه به مراحل مهم زندگی کوروش، آن جشنها را طوری ترتیب دادند که آغازِسلطنتِ محمدرضا شاه در(۱۳۲۰هجری شمسی) برابربا (۱۹۴۱میلادی)، مصادف با پایان(۲۵۰۰) سال سلطنت درایران باشد(باحفظ روزهفتم آبان، که روزآزادی یهودیان ازبابل- در۵۳۹ ق.م- بود). لذا بدستورشخص شاه، که به تازگی ملقب به آریا مهر(خورشید نژادِآریائی) هم شده بود، یک تقویم من درآوردی بنام تقویم شاهنشاهی هم جعل شد، وسال (۱۳۵۰) هجری شمسی را به (۲۵۳۰شاهنشاهی) تغییردادند که مطابق با (۱۹۷۱میلادی) بود.
تنها کسی که پیش ازآن در(۱۳۲۶ه.ش=۲۵۵۹ مادی) ونیزدرآن زمان، ازدرون سیستمِ دچارِعارضۀ آریائی زدگیِ رژیم، برآن رسماً وعملاً اعتراض کرد، استاد ابراهیم پورداوود بود که (درسال ۱۳۵۵ه.ش.) با تجدیدِ چاپِ کتابِ فرهنگ ایران باستانِ خود در دانشگاه تهران (شمارۀ مسلسل:۱۸۷۶/ شمارۀ ۱۵۴۲) درکنارِ تقویم شاهنشاهی (درواقع محمد رضاشاهی):(۲۵۳۵) (با مبدأ قتل کوروش کبیر!)، تقویمی با مبدأ نامعلوم برای من، در(ق.م۴۱۱ = ۱۹۴۸-۲۵۵۹) چهارصد و یازده پیش از میلاد پیشنهاد کرد که نه با انقراض آشوردر(۶۱۲) ق.م ، ونه با تأسیس سلطنت ماد: در(۷۰۵ یا ۷۱۵) ق.م، ویا با استقلال واقعی آن در(۶۱۴) ق.م، منطبق بود.
تقویم شاهنشاهی ماد استاد ابراهیم پورداوود (۲۵۸۸) سالۀ آریائی بود! (برابر ۱۳۵۵ه.ش = ۲۵۳۵ شاهنشاهی جعلی محمدرضاشاهی که مساوی: ۱۹۷۷ میلادی میشد). چاپِ اولِ کتاب، در(۱۳۲۶ه.ش=۲۵۵۹مادی= ۲۵۰۶شاهنشاهی=۱۹۴۸ میلادی) وچاپِ دومش، بعد ازبیست ونه سال دردانشگاه تهران، چنانکه اشاره شد در (۲۵۳۵شاهنشاهی=۱۳۵۵ه.ش=۲۵۸۸مادی= ۱۹۷۷میلادی) بود.
بگذریم که قوم ایر یا آریا عنوان اسطوره ای بوده، یعنی تاریخ ازوجودِ آن قوم، مکان جغرافیائیِ معین وزمان تاریخی مشخص، وآثاری ازآن بی خبراست، چه رسد به نژادِ موهومِ منسوبِ به آن قومِ خیالی واسطوره ای، پیش ازکشفِ علم ژنتیک (در۱۹۵۳)، که متکی برتوّهماتِ نژادیِ قرنِ هیجدهم وبخصوص نوزدهم، تانیمه اول قرن بیستم بود.
آنچه باعث این سوءِ تعبیرشده است: وجودِ گروهِ بزرگِ زبان های تحلیلی است (از زردپوستان تاجیکستان چین، تا سیاه چهرگان هند و موبورهای چشم آبی اروپا)، که مدعیان درعصرعلم(ژنتیک) ازروی جهالت یا تجاهل العارف، متکلمین با قیافه های مختلف به آن زبانها را به یک قوم اسطوره ای ونژاد موهوم و ناموجودِ واحدی بنام نژادِ آریائی نِسبَت داده ومیدهند).درگذشتگانِ عصرباستان وعصرسنت رادرطرح اساطیر حَرَجی نیست، سخن وبحث بامدعیان جاهل یا تجاهل العارف کنندگان (خودرا آگاهانه وعمداً به نادانی زنندگان) امروزی است که دکانداران فروش این موهومات ضد بشری وخطرناک هستند.
دکترابراهیم پورداوود که بهمراه دکتر لطفعلی صورتگر و دیگران در مسابقۀ یک میلیون تومانیِ لقب یابی برای شاه شرکت داشت، بجایِ لقبِ آریامهر که گفته شد ابداع و برساختۀ دکتررضازاده شفق بود، استاد پورداوود پس ازخلوت ومکاشفه، لقبی " آریائی تر" که ازنظر"شجرة النسب"، خیلی پیشین ترازآنها بود، پیشنهاد کرد، که عبارت از: پیته بروزن فیته وبمعنیِ"پهلوان ودلیر" درزبانِ پهلوی بود، که کاملاً باجَنَمِ آن "سلطانِ جمشید نشان"هم تطابقِ داشت، ولی مانندِ واژۀ "بَغ بَغ" بجایِ اعلیحضرت که موردِ پسندِرضاشاه، بسببِ تشابه آن با صدایِ گوسفند واقع نشده بود، پیته استادابراهیم پورداوود نیزشاید بسبب هم وزن بودن یا مشابهت با بعضی کلمات نامأنوس، موردِ پسندِ ذاتِ اقدسِ ملوکانۀ محمدرضاشاه قرارنگرفت.
اما لقبِ پیشنهادیِ حسینِ منوچهری : ارتشبد بهرام آریانای بعدی، یعنی خدایگان را شاه، بجایِ آنکه جانشینِ واژۀ بقولِ آریانا: " تازی" اعلیحضرت کند، مجانی برآن ضمیمه کرده والقاب خود را تکمیل نمود، تا ازفتحعلیشاه هم جلوزده باشد:
اعلیحضرت همایون، خدایگان، شاهنشاه، آریامهر، بزرگ ارتشتاران، فرمانده
سعی ناموفقی که دررسمیتِ جنبی دادن به تقویم نا کارآمدِ هجریِ قمری، درکنارِتقویم رسمیِ کشور، یعنی تقویم جلالیِ(هجری شمسی) دربعد ازانقلاب بعمل آمد، فراموش شد..
اکتبر 2017

منبع: 
کنگره ملیتهای ایران فدرال
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب yaradiciliq

من نمیخواستم وارد این بحث بشم چون حاصل ضریب هوشی تان هم چیزی از کریول التصاقی 20 پسوندی تان کم ندارد

کو حاصل اینهمه هوش تو"ر"کی :

لینک لیست دانشمندان و محققان شناخته شده فارس از ویکی انگلیسی

https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Persian_scientists_and_scholars

لینک لیست پزشکان سرشناس فارس از ویکی انگلیسی
https://en.wikipedia.org/wiki/Category:Medieval_Persian_physicians

.........................
لینک لیست دانشمندان و محققان تورکیک از ویکی انگلیسی!
https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Turkic_scholars

لیست پزشکان سرشناس تورکیک موجود نبود!

در ویکی انگلیسی که دوستانت هرچه زور زده اند تعداد دانشمندان تو"ر"ک به انگشتان دو دست هم نرسیده شاید انگشتان دو دست برای شما مفهوم بیشمار دارد یا ضریب هوشی بسیار بالا حاصل اینهمه دانشمند است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب Anonymous:
یکبار به شما توضیح داده شد
اذری ها چه کسانی هستند غیر از این ها هم کسی حق استفاده از واژه اذری را ندارد البته واژه اذربایجانی برای همه کسانی که در اذربایجان زندگی میکنند کاربرد دارد

کرنگان از روستاهای شهرستان ورزقان در استان آذربایجان شرقی.
کلاسور و خوینرود از روستاهای شهرستان کلیبر در استان آذربایجان شرقی.
گلین‌قیه از روستاهای شهرستان مرند در استان آذربایجان شرقی.
عنبران از شهرهای شهرستان نمین در استان اردبیل.
بیش‌تر روستاهای بخش شاهرود شهرستان خلخال در استان اردبیل.
شماری از روستاهای شهرستان طارم در استان زنجان.
شماری از روستاهای بخش رامند شهرستان بوئین‌زهرا در استان قزوین.
تالش از بخش شاندرمن شهرستان ماسال در جنوب تا تالش جمهوری آذربایجان.
اشتهاردی از شهر اشتهارد در استان البرز.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چقدر مسخره است که کسیکه به خون ادمخوارانی چون چنگیز و تیمور در رگهایش مینازد بیاید کاغذ سیاه کند و درس فلسفه بدهد! جناب حاج اقای صدرالاشراف شما که همین چندماه پیش مهمان دولت عربستان در مراسم حج بودید و بالباس احرام به عبادت مشغول با دوستان سعودیتان هم ازین حرفهای سکولاری فلسفی زدید ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دکتر صدرالاشرافی
با درود به نظر می آید یا مغرضانه در خصوص شاهنامه صحبت میکنید و یا شناخت لازم نسبت به این شاهکار ادبی ندارید البته با توجه به وسعت اطلاعات شما گمان بنده بر این امر استوار است که شما بنوعی میخواهید با شاهنامه حکیم طوسی ستیز نمایید تا بنوعی بتوانید آنرا از چشم ایرانیان بیاندازید. راهی که بسیاری از چپ های کهنه اندیش ما برای مقابله با این شاهکار انتخاب نمودند اما همگی از گردونه رقابت با خاری و ذلت به کنار رفتند.

اینکه میفرمایید که اسطوره های میتواند در بازتولید استبداد نقش مهمی داشته باشد به اعتقاد من کاملا پذیرفته است اما مسئله این است که شما تنها به یکی از وجوهات این اثر اشاره میکنید. زنده یاد فرج الله میزانی (ف.م. جوانشیر) از اعضای ارشد حزب توده که توسط حکومت اسلامی اعدام گردید با توجه به مطالعات گسترده ای که در خصوص شاهنامه انجام داد کتاب "حماسه داد" را با

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جولیان رابی، مدیر گالری هنری آرتور ساکلر، میگوید جفرسون صاحب دو چاپ از کتاب کوروش شناسی بود. تاریخ چاپ نسخه ای که در معرض نمایش قرار دارد و در کتابخانۀ کنگره نگهداری می شود، به 1767 باز می گردد. این کتاب حاوی متن یونانی و لاتین است

آنچه که فوق العاده به نظر می رسد این است که وی از کتاب کوروش شناسی یادداشت برداری کرده جفرسون شخصا نسخه یونانی با لاتین کتاب را مقایسه میکرد که این نشان دهندۀ میزان توجهی است که جفرسون به شناخت کوروش بزرگ داشته است.

نقل قولی از جفرسون خطاب به نوه اش فرانسیس ویلز اپیس به این شرح دیده می شود : " یک دورۀ تاریخ و ادبیات را در هر دو زبان بگذران و ابتدا کوروش شناسی را به زبان یونانی بخوان و بعد از آن نوشته های هرودوت، توسیدید، و کتابهای هلنوس و اناباسیس از گزنفون را مطالعه کن بنجامین فرانکلین نیز آثار کلاسیک یونان را مطالعه می کرد....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
توماس جفرسون و کوروش بزرگ
هنگامی که توماس جفرسون از پدران بنیانگذار آمریکا رفتار و تسامح و شیوه حکومت کوروش بزرگ، را الگوی خود قرار داد هنوز منشور کوروش بزرگ کشف نشده بود.

آنها مانند بسیاری از اندیشمندان اروپایی از طریق نویسندگان و مورخان یونانی و آنچه که در عهد عتیق آمده بود کوروش را می شناختند.
نسخه ای ارزشمند از کتاب "کوروش شناسی" #گزنفون که به توماس جفرسون تعلق دارد در موزه واشنگتن، به معرض نمایش عموم گذاشته شده است. .

کتاب #سیروپدیا "کوروش شناسی" گزنفون مربوط به زندگی و اقدامات کوروش کبیر(530-580 پیش از میلاد) بنیان گذار نخستین امپراتوری تاریخ است که به زندگی و توضیح اداره حکومت او و دستگاه اداری کارآمدی که برای نظارت بر فرهنگهای ناهمگون درون امپراتوری وسیع خود به وجود آورده بود میپردازد که مدارایی کوروش تحسین کسانی چون توماس جفرسون را برانگیخت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقایسه کوروش با رفتار سناخریب نابودگر بابل :

سناخریب پس از تصرف بابل، شهر را چنان ویران کرد که تا سال‌ها، بابل و ساکنان آن از صحنه‌ی جهان ناپدید شدند. آنگونه که سناخریب می‌گوید، از شهر و مردمانش چیزی جز گرد و غبار باقی نگذاشت.

سناخریب: در دروازه در وسط شهر نینوا، همچون یک خوک بستم… همچون سر رسیدن یک توفان، من به راه افتادم (بابل را) همچون گردبادی در هم کوبیدم. من آن شهر را فرا گرفتم، دست‌های من با سدها و ادوات شهر را گرفت. بزرگ و کوچک، هیچکدام را باقی نگذاشتم. من میدان‌های شهر را با اجسادشان پوشاندم

کتیبه #شلمنصر یا کتیبه #نبونئید و ... همه حاکمان و فاتحان آنزمان با افتخار از تجاوز و کشتار وسیع زنان و کودکان و ویرانی معابد و جنایات فراوان بیان می کنند.. .

کوروش بزرگ همچون خاری در چشم ایرانستیزان و تجزیه طلبان و است و از شدت حسادت و کینه ، هرکاری میکنندتا او را تخریب کنند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقایسه رفتار کوروش با آشوربانیپال:
کتیبه اشوربانیپال : پیکره گاوهای نر وحشتناکی را که زینت بخش درها بودند از جا کندم، معابد ایلام را با خاک یکسان کردم و خدایان و الهه‌های آن را به باد یغما دادم. سپاهیان من به بیشه‌های مقدس آنان که تا آن هنگام هیچ بیگانه‌ای از کنار آنها گذر نکرده بودگام نهادند، اسرار آن را دیدند و به آتش کشیدند. من قبور شاهان قدیم و جدید آن را… ویران و متروک کردم… من مدت یک ماه و بیست و پنج روز راه سرزمین ایلام را به بیابان ویران ولم یزرعی تبدیل کردم. من در روستاهای آن نمک و سیلهو کاشتم. من دختران شاهان، همسران شاهان، همه خانواده‌های قدیم و جدید شاهان ایلام، شهربانان، شهرداران شهرها… تمامی متخصصان، ساکنان مرد و زن… چهار پایان بزرگ و کوچک را که تعدادشان از ملخ بیشتر بود به عنوان غنیمت جنگی به سرزمین آشور روانه ساختم.....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا پدر ایران کوروش بزرگ لایق احترام و ستایش است؟
اگر رفتار کوروش بزرگ را ( آزاد کردن برده ها و ساختن معابد و آزاد کردن قبایل در بند و فرستادن به سرزمینهایشان و آزاد گذاشتن ادیان و ....) که ستایش جهان را برانگیخت، را با تک تک کتیبه‌ها و منشور و الواح دیگر زمان خود مقایسه کنیم، متوجه این مساله خواهیم شد که چرا کوروش متفاوت است! و چرل اصولا خار چشم " ایرانستیزان و تجزیه طلبان و امت گرایان و......

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دکتر ضیاء صدرالاشرافی شما بارها نشان دادید چه کینه ای از تاریخ ایران و شخص کوروش بزرگ دارید که براستی " نمونه بوده در تاریخ دارید در ازاد کردن قبایل در بند و ازادی ادیان و بردگان و ترمیم معابد و فرستادن قبایل به سرزمینهایشان و..... (مقایسه کوروش با منشور ها و رفتار شاهان هم عصرش چون شلمنصر و اشوربانیپال و سناخریب و نبونئید و...و...که با افتخار از تجاوز و نابودی قبرها و لم یزرع کردن زمینهاو نسل کشی و ویرانی و کشتارو جنایت گفته اند مانند تفاوت ( دریا و بیابان ) است اگر کسی بگوید دریا و بیابان فرقی ندارند تردیدی نیست که " عقلانیت را باخته یا سودش در درک نکردن این دو مفهوم است .... درباره 29 اکتبر 7 ابان بروید تحقیق کنید در رویدادنامه نبونئید و همچنین پایگاه خردگان که پاسخ امثال شماو غیاث ابادی و پورپییرار! را داده با ذکرمنابع تاریخی... سنی از شما گذشته! واقعا جای تاسف دارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقاجان اصلا هویت ایرانی چه ربطی به نژاد دارد؟؟؟ هویت ایرانی را تاریخ و فرهنگ و ادبیات ملی و مفاخر ادبی و فرهنگی و قهرمانان ملی این سرزمین ساخته... من گیلانی ام مادرم اصالتا اذری! و وطنم رادوست دارم باتمام ضعف ها و مشکلات و.....اتفاقا"بجز شما و تجزیه طلبان ندیدم کسی اینقدر فارس فارس فارس کند ..درباره ژنتیک هم به ازمایش دانشگاه پورتموث مراجعه کنید " تمام اقوام و تیره های ایرانی ریشه 11 هزار ساله دارن...حتی مردمان اذربایجان هیچ ربطی به "ترکمن ها و قبایل ترک نژاد زرد ندارند" حتی هیچ ربطی به مردم ترکیه (که انجا هم ازمایش زنتیک ثابت کرده بیشتر بیزانس و روم شرقی و یونانی و اروپایی.... هستند که ترکزبان شدن در طول تاریخ ) ندارند و کاملا از نظر ژنتیک مشابه اقوام دیگر ایرانی هستند ...سخنان دکتر اشرفیان بناب در بی بی سی را برویددر یوتیوب نگاه کنید " پرگار نژاد ایرانیان "

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" در دنیای امروز، ضریب هوشی‌ مهم است نه ژن آریائی "" این بحث ژنتیک با حضرت اسامه فارس، پشیزی نمی‌‌ارزد، دوستان برید به ضریب هوشی‌ کشور‌ها نگاه کنید و ببینید روستای فارسی‌ حضرت اسامه، در کجای این جدول ضریب هوشی‌ ایستاده است. "" جوامع وارد دوران ( قدرت نوابغ ، بدون اهمیت دادن به ژ‌ن آنان ) "" شده اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اخرین مطلبی هم که مینویسم درباره مردمان هند و اروپایی است :

https://en.wikipedia.org/wiki/Indo-European_migrations

https://simple.wikipedia.org/wiki/Indo-European_people

Indo-Europeans are those who were native speakers of Indo-European languages. These are Caucasians who are members of those ethnic groups that are descended from the original speakers of the Proto-Indo-European language.

Indo-Europeans are Bronze Age-speakers of Indo-European languages that had not yet split into language families we know today, like Centum and Satem dialects (speakers of languages predating Proto-Indo-Iranian, Proto-Greek, Proto-Celtic, Proto-Italic, Proto-Germanic, Proto-Balto-Slavic etc.)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب انزابی :
لینک حضرت عالی را باز کردام

https://www.23andme.com/

این که بیشتر شبیه فروشگاه و شرکت است تا منبع دانشگاهی میشود لینک درست گفته های محققین را بفرستید کدام صفحه است (البته سایت رایگان نیست اما اگر لینک را لطف فرموده من خواهم خرید )

درباره عدم توانایی انسان در زندگی در دشت ها باید به عرض برسانم انسان از ابتدای کشف اتش در 400 هزار سال پیش بر حیوانات در شب ها پیروز شده چون با افروختن ان حیوانات توان نزدیک شدن به انسان را نداشتند و این نظریه شما را رد میکند چون انسان هوشمند در مسیر مهاجرت از افریقا تا امریکای جنوبی و استرالیا از دشت های بسار خشک و طولانی عبور کرده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوانندگان محترم پیش از اینکه من بحث را ادامه بدهم باید این توضیح را بنویسم (البته با عرض پوزش از اینکه بحث به نژاد کشید)
تمام مردمان سفید پوست از نظر ژنتیکی و نژادی 12 گروه بیشتر نیستند:

نژاد نوردیک-Nordic Race


نژاد مدیترانه ای -Mediterranean Race

نژاد ایرانید - Iranid Race


نژاد آتلانتیک - Atlantid Race



نژاد عربید -Arabid Race


نژاد دیناریک - Dinaric Race

نژاد ارمنوئید -Armanoid Race


نژاد تورانید - Turanid Race


نژاد کروماگنید-Cromagnid Race


نژاد فالیک - Phalian Race


نژاد آلپی - Alpin Race

نژاد بالتیک شرقی - East Baltic Race

همان طور که میبینید ایرانیها (البته بیشتر فارسی زبانان) یکی از شاخه های اصلی مردمان هند و اروپایی با نام ایرانوید هستند (البته درباره اذربایجانی ها عرب های خوزستان و بلوچ ها قضیه فرق میکند)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دانیشمند محترم انزابی :
پیش از اینکه حضرت عالی ازمایش ژنتیکتان را بدهید من مطالب ام را در ان لینک درباره وجود 56 درصد هاپلوگروپ های گروه J در اذربایجان نوشتم ان هم از همان سایت های معتبر با رفرنس تمام نوشته های من هم از خودام نبود برای تک به تک نوشته هایم از سایت هایی که حضرت عالی من را به ارائه اطلاعات و تاییدیه گرفتن از ایشان میفرستی نوشته ام
رفرنس های من همه از همین سایت ها بوده من هرگز ننوشتم من رفتم ازمایش گرفتم تمام نوشته های من از همان رفرنس ها است که شما من را حواله شان میدهی
تنها کسی که بدون کوچکترین رفرنسی همیشه در فشانی فرمودنند خود شما هستی
یکبار دیگر کامنت های من را در لینک بحث بخوان هر کجا بدون رفرنس هست انگشت بگذار بگو اینجا را مندراوردی و از خودات نوشتی :

http://www.iranglobal.info/node/59400

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام دوباره اصلا من نمی دانم زبان چه ربطی به نژاد دارد هندی ها و اروپایی ها هندواروپایی هستند ولی زبانشان یکی نیست آلمانی ها با فرانسوی ها ایتالیایی ها یک مردم هستند ولی زبان متفاوت شاد باشید انزابی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام و عرض ادب خدمت دوستان این دانشمند فارس باز هم شروع کرد به درو دیوار کوبیدن. آقا اگر مدارک تو معتبز است بفرست به www.23andme.com اگر مطالب شما درست باشند محققین آنها در تحقیقاتشان تجدید نظر می کنند من نقل تحقیقات آنهارا کردم شما می خواهید جلو نوشتن بر علیه جاعلین تاریخ ایران را به گیرید.این تحقیقات که سایتش داده شد ساکنین مناطق را با توجه به نزدیکی زنتیکی دسته بندی کرده وبسیار جدید است و نژادی در مد نظر نیست اساسا نژادی بنام عرب و سامی و اریایی تر ک وفارس و غیره وجود ندارد. این واژه ها ی نژادی مورد نظر بعد از شروع دامداری و کشاورزی است وشروع دامداری و کشاورزی بسیار کوتاه مدت است. و تغییرات ژنتییکی شاخص هبلو گروپ انسانی اساسا قبل از شروع دامداری و کشاورزی بوده که مدت بسیار طولانی بوده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" حضرت اسامه فارس و انقلاب ژنتیکی """ این دانشمند، هنوز نمیدانند که """ قدمت دی ان ای، از قدمت مرزهای کشور های، بیشتر است "" پس طبیعی است که که " در مبحث ژنتیک، به منطقه اشاره کنند نه یک کشور خاص "". با این کوته بینی‌، به آدرس داده شده توسط جناب دکتر انزابی، حمله میکنند. پیشتر نوشتم > "" ساختار‌های علم، در جامعه فارسی‌، به جای علم، جهل تولید میکنند "" و این جامعه فارسی‌، توان ایجاد یک گفتمان فرهنگی‌ را ندارد "". حضرت اسامه فارس، وقتی‌که جامعه شناس جامعه فارسی‌ شما، بعد از تحصیل در اروپا، به درگاه کوروش سجده میکنند، ما زیاد از شمای فارس، انتظار نداریم، اصلا ما از بیخ عربیم. ما ترک‌ها با عرب، مغول، زرد پوست هیچ مشکلی‌ نداریم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درباره زبان سکا ها:

https://en.wikipedia.org/wiki/Scythian_languages


زده هندواروپایی-هندوایرانی-از خانواده زبان های ایرانی شرقی ! یعنی زبونشون شدیدا ایرانیه حالا چطور زبونشون آریایی و ایرانیه ولی ترکن یه سرچ کوچیک در گوگل هم بکنی مثلا به ویکی انگلیسی سر بزنی میبینی این هم یه منبع بی نظیر که دیگه هیچ جایی در مورد ایرانی بودن زبان سکایی نمی گذارد

http://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/4011313900307.pdf

لینک مقایسه ضمایر در سکایی با سایر زبان های ایرانی
یعنی این زبان ها سکایی و سایر زبان های ایرانی کاملا به هم شبیه بوده و از یک گروهند
در ضمن یک پژوهش جالب از یک وبسایت کردی دیدم که در مورد مقایسه کلمات سکایی با سایر زبان های ایرانی به ویژه کردی بود :
arvant:تند و سریع
aspa:اسب
atar:آذر،آتش
carma:چرم
gausa:گوش
hapta:هفت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
و اما میرویم سراغ سکا ها :

درباره اداب زندگی سکا ها :
http://books.google.com/books?id=ciZquFt9IFIC&pg=PA62&lpg=PA62&dq=Jacobson+scythian&source=bl&ots=pEQBEK5xmC&sig=3_kwsqnd1oko
8iiqZnTRzeMWSwg&hl=en&sa=X&ei=W1sXVNvXOMXp8AWshIKIBg&ved=0CEUQ6AEwBA#v=onepage&q=Jacobso
n%20scythian&f=false

این متن از کتاب آقای جاکوبسن که برعکس منبع بی نام و نشان شما از شناخته شده ترین پژوهندگان در زمینه سکاهاست


In the earlier period Scythian art included very vigorously modelled stylised animal figures, shown singly or in combat, that had a long-lasting and very wide influence on other Eurasian cultures as far apart as China and the European Celts. As the Scythians came in contact with the Greeks at the Western end of their area, their artwork influenced Greek art, and was influenced by it;

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
و جالب هست که انزابی درباره هاپلو گروپ اصلی تو"ر"کی ها , و اقوام التاییک به همراه بقیه منگلوئید ها هیچ چی نمینویسد :

Q-M242
originated in Asia (Altai regions), and is widely distributed across Q-M242 is found in Russia, Siberia (Kets, Selkups, Siberian Yupik people, Nivkhs, Chukchi people, Yukaghirs, Tuvans, Altai people, Koryaks, etc.), Mongolia, Chinas
Uyghurs Tibet,[39] Korea, Japan, Indonesia, Vietnam,] Turkmenistan, Uzbekistan, and so on. r details, see below.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این لینکی هست که انزابی از ان کپی پیست فرمودنند و مطلقا درباره کشور ها و اقوام نیست بلکه درباره مناطق گفتگو میکند

https://customercare.23andme.com/hc/en-us/articles/212169298-Reference-Populations

ایشان قسمت Middle Eastern & North African خاورمیانه و شمال افریقا را میخواهد به عنوان ایرانیان جا بزند در حالی که همه میدانند اکثر مردم این منطقه عرب و سامی اند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اتفاقا J1 و تمام زیر مجموعه هایش به همراه J2و تمام زیر مجموعه هایش معرف نژاد سامی هستند یعنی یهودی و عرب سامی ها همیشه به زبان های سامی سخن گفته اند یعنی عربی و عبری نوشته شما نه تنها اثبات میکند که کوچکترین اثری از زبان های سامی در ایران قبل از یورش اعراب وجود نداشته پس مردمانی با ژن سامی هم پیش از اسلام در این مکان ها نبوده اند چون سامیان هرگز به زبان های غیر سامی چیزی ننوشته اند
حالا این پرسش پیش میاید که چه گروه سامیانی بوده اند که از پشبه جزیره عربستان برخاسته اند مردان دیگر قوم ها را کشتار کرده اند و زنانشان را به بردگی جنسی گرفته اند
تنها و تنها یک پاسخ وجود دارد : "اعراب" چون یهود هرگز حکومتی نداشته و ازدواج درونگروهی وی
ژگی بارز دینی اش است
شما دکتر انزابی خودات اثبات کردی که اذربایجانی ها ی کنونی پدرانی عرب داشته اند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دکتر ........
هاپلو گروپ های JM172 در اذربایجان بسیار کمتر است ها پلو گروپ های اصلی اذربایجانی هاJ2a1-PF4888و J2a2-PF7381و
J2b1-M205 است رصد مردم اذربایجان شرقی این هاپلوگروپ ها را نشان میردهند
J1-M267

J1-PAGEO8
J2-M410

J2-M12
یکبار هم شخصی با اویزان شدن به همین هاپلو گروپ نام برده مثل شما میخواست اثبات کند خاستگاه ان قفقاز است که در لینک زیر کامل پاسخ اش داده شد

http://www.iranglobal.info/node/59400

میتوانی تراکمY دی ان ای در زیر شاخه هاپلو گروپ J2 را در عکس زیر در ویکی پدیا ببینید:

https://en.wikipedia.org/wiki/File:Haplogroup_J_(Y-DNA).svg

حالا خود شما بگو زمانی که جنوب عربستان و یمن بیشترین تراکم این هاپلو گروپ را دارند و تقریبا این منطقه همیشه مهاجر فرست بوده ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از بین مقالات ایران گلوبال مقالات آقای صدرالاشرافی بار علمی بالایی دارد .هر کسی که با علم سروکار دارد و با مستندات حرف میزند در بین مردم و روشنفکران ما جایی ندارد اما کسانی که فقط حرف میزنند و مانند مداحان و اغلب روحانیون دروغ به خورد مردم کتاب نخوان و باسواد شنیداری میدهند احترام میگذارد. در کامنت های بالا هیچ کس در نقد سخنان دکتر صدرالاشرافی چیزی ننوشته است اما تا دلشان خنک شود توهین میکنند. ما ملتی هستیم که به خلیج عربی ترامپ با فحش دادن به زن و بچه ترامپ جواب میدهیم. کمتر نوشته ای هست که کامنت ها در نقد آن باشد و اکثریت قریب به اتفاق کامنت ها توهین و فحش به نویسنده است. اگر ایران مهم است مردم ایران مهمتر هستند و ایران متعلق به همه ایرانیان است نه قوم و ملت و تاریخ خاصی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان غزیز ضمن سلا م وعرض ارادت عده ای از هموطنان با توجه به نوشنه های این سایت و آن سایت که معلوم هم نیست که نویسنده اش کی هست استناد می کنند که این گروه ایرانی است و آن گروه غیر ایرانی و غیره. نوشته هایی مستند است که منبعش یکی از این منابع باشد : 1-کتبه های باقی مانده از تاریخ باستان 2-تحقیقات زنتیکی 3- نویسندگان دوران باستان از جمله یونانیان 4- بخشی از نوشته های تورات نه همه نوشتجات ( نوشته های بی پایه و اساسی هم در تورات هست) .
طبق تحقیقات ژنتیکی اخیر هندو اورپایی ها (آریایی ها ) نه ایرانی هستند و نه مال خاورمیانه 1- هخامتشیان هندواروپایی های غرب هستند که از استب های روسیه به ایران مهاجرت کرده اند 2- ساسانیان هندواروپایی های شرق هستند که از شرق به ایران مهاجرت کرده اند. کسانی که ادعا می کنند سکا ها اقوام ایرانی هستند در آن صورت سکاها نمی توانند هندواروپایی (آریایی) باشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تصحیح کامنت قبل:
.......اگر به مقالات تو"ر"کی ها و عرب ها توجه کنید متوجه......

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نژادپرستی نوعی حسادت است به همین دلیل اصلا به دنبال هویت نیست فقط به دنبال تخریب دیگران است اگر به مقالات تو"ر"کی ها و عرب ها متوجه خواهید شد که آنها بیشتر از این که به دنبال هویت خود باشند به دنبال دشمن تراشی از میان فارسها، کردها و ارمنی ها هستند. در واقع هر کسی که دور و بر خود می بینند را دشمن می پندارند. این نشان دهنده هویت طلبی نیست بلکه درد نژاد پرستی است این که کسی به دنبال هویت خود باشد بسیار متفاوت است از اینکه شخصی به دنبال تخریب هویت دیگران باشد چرا که مورد اول از سر آگاهی فرد است ولی مورد دوم به دلیل ترس از هویت برتر دیگران نسبت به خودش است.اگر به آذربایجان غربی مسافرت کنید خواهید دید که اقلیت ترک این استان همیشه به دنبال منزوی کردن اکثریت کرد هستند (و البته عوامل حکومتی هم به دلیل مسائل مذهبی حامی این اقلیت هستند) این به دلیل ترس از هویت دیگری است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یک عمر همزبان تجزیه طلب و اخوند و وطن فروشان شدی موهاتون سفید شده! این عشق نمیتوانی از دل من جوان ایرانی دور کنی ادمهای مثل تو

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الان یه جورایی مد شده اگه بگی این نضام رو چطور میشه سرنگون کرد طرف میگه با اگاهی وووو. یکی میاد گیر میده ترامپ روانیه یکی دیگه گیر میده که روز کوروش روز کوروش نیست ویا فلان. بابا این حرفا رو بذارید کنار و بگید اگه ترامپ این نظام رو بیاره پایین مشکل چیه؟ (به اونایی که مهر بی وطنی میزنند باید گفت وقتی تو میگویی وطن بوی فلسطین میدهی). و یا اگر کوروش برای ملت محور اتحاد بشه و مردم این نظام رو با ملی گرایی سرنگون کنند مشکل کجاست؟ بابا خجالت نکشید بگید مشکلتون چیه هر چند نگید هم کلی تابلوهه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زنگوله روباه و لوح کورش کبیر
در گذشته اشراف زادگان انگلیس علاقه زیادی به شکار روباه داشتند، ولی یکی از آنها تمام روز را در پی یک روباه با اسبش می‌تاخت تا جایی که روباه از فرط خستگی نقش زمین می‌شد، بعد هم آن را می‌گرفت و دور گردنش زنگوله‌ای آویزان می‌کرد و ر‌هایش می‌کرد، درست است روباه مسافت زیادی را دَویده، وحشت کرده، خسته هم شده، اما زنده و سالم است، هم جانش را دارد، هم دُمش را، پوستش هم سر جای خودش است، می‌ماند فقط آن زنگوله!...، ولی روباه هر جا که برود یک زنگوله توی گردنش صدا می‌کند. دیگر نمی‌تواند شکار کند، زیرا صدای آن زنگوله، شکار را فراری می‌دهد، بنابراین «گرسنه» می‌ماند، صدای زنگوله، جفتش را هم فراری می‌دهد، پس «تنها» می‌ماند، از همه بد‌تر، صدای زنگوله، خود روباه را هم «آشفته» می‌کند، «آرامش»‌اش را به هم می‌زند، دقیقا این‌‌ همان زنگوله تاریخ جعلی ایران باستان است که شکارچیان

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری