خودداری از اصلاحات و خودکامگی انقلاب را تحمیل می کند

انقلاب ایران و انقلاب اکتبر شباهت های زیادی باهم دارند. از قول بهشت زحمتکشان تا واقعیت جهنم رنجبران. از قول آزادی تا واقعیت خودکامگی. امروز ایران نیز به سال های ۱۹۱۷ روسیه شبیه است. ملتی از گرانی، بی آیندگی، فقر و فساد به زانو درآمده و مشتاق دگرگونی است، نظامی خودکامه و سد راه اصلاحات. اگر راه را برای باران اصلاحات باز نکنند، خسارت سیل انقلاب بی حساب است.

خودداری ازاصلاحات و خودکامگی انقلاب را تحمیل میکند

سه شنبه ۱۶ آبان ماه انقلاب اکتبر صد ساله می شود. صرف نظر از اینکه ما درباره آن چه فکر می کنیم، انقلاب اکتبر همچون انقلاب فرانسه جهان را لرزاند.

همه ی مردم روسیه در سال ۱۹۱۷ از جنگ، از قحطی، از بوروکراسی خسته و بیزار و مشتاق تغییر و تحول بودند. همه ناراضی و مخالف بودند، جز دربار تزار و پلیس مخفی او. با دولت کرنسکی اصلاحات پس از چهل سال تاخیر شروع شده بودند. همه منتظر بودند. عده زیادی احتمال کودتای دست راستی ها را می دادند ولی بلشویک ها به رهبری لنین قدرت را به دست گرفتند.

از لنین شخصیتی دلسوز، نرم ومهربان تبلیغ می شد. ولی در واقع خشن و قاطع بود و با روشنفکران و توانمندان به قاطعیت و خشونت برخورد می کرد. در فردای روز انقلاب اعدام را قانونی کرد. وقتی وزیر کشور اعتراض کرد لنین خشمگین جواب داد: در واقع چه فکر می کنید، آیا می توان بدون تیرباران انقلاب کرد؟ چه احمقانه، توهم سست روشنفکران منفعل.

انقلاب اکتبر بدون مقاومت جدی حکومت تزار و کرنسکی پیروز شد. کاخ زمستانی بدون مقاومت جدی از سوی بلشویک ها تسخیر شد. وزرای دولت موقت کرنسکی در کاخ بودند که تروتسکی آنها را اخراج کرد و اظهارت مشهورش خطاب به آنها بیان کرد: نقش شما تمام شد. بروید به جایی که تعلق دارید. به زباله دان تاریخ. مارتوف منشویک گفت ما می رویم.

 

مثلث لنین، تروتسکی و استالین تشکیل شد. آنها هیچ گروه و حزبی را برای ساختن جامعه لازم نداشتند. لنین حتی بلشویک ها به مردان عمل و چای نوشان دسته بندی کرد. چهره محبوب حزب نیکلای بوخارین جز چای نوشان شد.

ولی در فردای روز انقلاب همه نشریات مخالف را ممنوع کردند.  و در عمل دیکتاتوری برقرار شد.

تمام مظاهر رفاه و آزادی را محکوم کردند و بجای فراهم کردن راحتی برای زحتمکشان آنرا تقبیح کردند. لنین خود زندگی مرتاضانه داشت. از همه مزایای حکومت جز نزدیکی به کتابخانه انتظاری نداشت. بی شک نیت بهروزی مردم داشت. اما، بنیان تنگ نظرانه و ناروادارانه و حذف گرانه ای که ریخت، خشت های نخسین فاجعه استالینیسم و رنج و مصیبت بزرگ مردم بود.

درسی که از انقلاب اکتبر می توان گرفت این است برای اصلاحات با تمام وجود باید مبارزه کرد، تا دیر نشده است. باید «من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم» را قبل از دیر شدن شنید. باید برای اصلاحات رزمید و هرگز قول آرمانشهر (Utopia) نداد و امید به آرمانشهر نداشت.

انقلاب ایران و انقلاب اکتبر شباهت های زیادی باهم دارند. از قول بهشت زحمتکشان تا واقعیت جهنم رنجبران. از قول آزادی تا واقعیت خودکامگی. امروز ایران نیز به سال های ۱۹۱۷ روسیه شبیه است. ملتی از گرانی، بی آیندگی، فقر و فساد به زانو درآمده و مشتاق دگرگونی است، نظامی خودکامه و سد راه اصلاحات. اگر راه را برای باران اصلاحات باز نکنند، خسارت سیل انقلاب بی حساب است.

 

۱۵ آبان ماه ۱۳۹۶

احد قربانی دهناری

گوتنبرگ، سوئد

ahad.ghorbani@gmail.com

http://ahad-ghorbani.com

http://www.facebook.com/ahad.ghorbani.dehari

http://telegram.me/ahaddehnari

https://t.me/AhadGhorbaniDehnari

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری