گذار از اپوزیسیونِ سنتی به مدرن و ائتلاف به جای اتحاد

جمهوری اسلامی حکومتی است که شریان‌های حیاتی‌اش با بحران عجین شده و هر گاه از طرف دول خارجی هم به آرامشِ خاطر رسیده فتیله‌ی فشار و سرکوب را در داخل بالا می‌کشد و هرگاه هم تحت فشار قرار گرفته تابوتِ پر از پنبه و پشم شیشه بر دوشِ ملت قرار داده و به سرود ملی-حماسی پرداخته است. اما آنچه مبرهن است این مرهم نیز با توجه آن چیزی که دیده می‌شود به تاریخِ انقضای خود رسیده و تنها باید دستِ همت را بالا زد تا این جسد متعفن را برای همیشه مدفون کرد.

همانطور که آگاه هستید مملکتِ ما در شرایطی قرار گرفته که سخت‌ترین دورانِ تاریخیِ خود را در دستِ عده‌ای راهزن در یک کلام تجربه می‌نماید و برای گذر از این پیچِ گذرگاهِ صعب، نیازمندِ «چه باید کرد»ی هستیم که آنان دل در گروِ میهن دارند را از حالت انفعال خارج ساخته و به مرحله‌ای برساند که توانِ اجراییِ سیاسی را عرضه نمایند که اکثریت متفق‌القول نامش را «آلترناتیو» گذاشته‌اند. اما اینکه چرا و چگونه تاکنون بدان دست نیازیده‌ایم یکی از مشکلاتی‌ست که گریبانگیرِ دادخواهانِ آزادیِ ایران می‌باشد، گفتمانی که روی کاغذ و به شکلِ تئوری در چارچوبِ دموکراسی‌های متدوال بیان شده و در حدِ گفتگو و حیطه‌ی جلساتِ حضوری مطرح و مدام هم بر سر چگونگی‌ها متاسفانه جز بحث‌های اغنایی رهیافتی ایجاد نشده که ثابت می‌کند هر برنامه‌ای تا با اقبال مردمی و بسان یک پل عمل ننماید موفق نخواهد شد که بر همین اساس به نکاتی چند پرداخته می‌شود.
نکته‌ی مهم و ابتدایی در این پیرو که برای براندازی رژیمِ اسلامی نباید بر آن قیمت تعیین کرد چرا این امر باعث می‌شود آب به آسیاب آنها ریخته شده و به طور غیر مستقیم و ناخواسته به اصطلاح همان بازی کردن در زمینِ حاکمیت می‌شود، این مهم سال‌هاست منجر به تولید اپوزیسیون جعلی و دست‌ساز از سوی رژیم شده که راه ما را برای رسیدن به آزادیِ ایران به دوردست‌ها منتهی کرده و باعث به انزوا کشیده شدنِ مخالفانِ واقعیِ این سیستمِ فاسد شده است.
ائتلاف به جای اتحاد؛ امری مهم که با حفظِ جایگاهِ فکری و حزبی همگی را می‌تواند در کنار هم قرار دهد و مبین این گفته در تعریفِ دموکراسی خواهد شد که هر کسی می‌تواند حرفش را به عنوانِ آزادی‌های سیاسی بگوید اما نمی‌تواند هر عملی را انجام دهد و بر این مهم صحه می‌گذارد که به تعداد جمعیتِ ملتِ ایران می‌تواند افکارِ مختلف را همراه داشت و نباید حتی یک نفر را به جرمِ صرفِ چگونه اندیشیدن حذف گردد و راه را در راستای تفاهم ملی هموارتر می‌سازد.
گذار از اپوزیسیونِ سنتی به مدرن؛ که ما ناگزیر به پذیرش این اصل هستیم وگرنه تکرار آنچه که ظرفِ این سال‌ها با مواجه بوده‌ایم خواهد شد. به صورت کلی نیازمند یک سازمانِ بزرگ استراتژیک هستیم که به گونه‌ی یک اندام که اجزای مختلف و متفاوت(سازمان‌ها و احزابِ ایرانی) را در خود با در نظر گرفتنِ راهبرد و برنامه‌های خود در آن جای گیرد، که بدین طریق هم اپوزیسیون ایرانی شکلِ واقعیِ خود را به دست می‌آورد و هم به عنوانِ طراحان دموکراسی‌خواهی ایران نزد کشورهای غربی به اعتبار و جایگاه دست می‌یابند و نیز اقلا اگر کسی با هر اندیشه‌ای مورد تعرض قرار گرفته و با گرفتاری‌های فراوان گریخته است می‌داند به عنوان یک ایرانی به کجا باید مراجعه نماید! امری که خلاءِ آن مشهود و باید در سال‌های دور انجام می‌شد که مسلما اکثریت از دلایلِ عدم تشکیلِ چنین نهادی قطعا واقف هستید. در همین پیرو اپوزیسیونِ مدرن به ما می‌آموزد که در غرب‌ستیزی کوتاه باید آمد چرا که اولا دموکراسی از ارزش‌های غرب است و تنها در صورتی که در وجودِ خود به آن پایبند باشیم می‌توانیم مدعیِ ارائه و اجرای آن در ایران باشیم و حکومتِ اسلامی قریب به چهل سال است که با مشت‌های گره کرده این کار را انجام می‌دهد به علاوه‌ی آن غربی‌ها بی‌گمان همپیمانان فردای ما هستند و برای اینکه منافعِ ما را محترم شمارند باید منافع آنها را در نظر گرفت که درسِ مهم امروز دنیای روابطِ سیاسیِ دنیاست. تنها با این شیوه می‌توان به سوی یک دولتِ در تبعید حرکت کرد و بدان دست یافت.
مدیریتِ سیاسی اپوزیسیون؛ این تجربه نشان داده است که جمهوری اسلامی علاوه بر خارج از کشور در داخل هم بیکار ننشسته و تا آنجا که توانسته در این پیرو به وسیله‌ی اتاق‌های فکرِ خود در این راستا هزینه و برنامه‌ریزی کرده که نتیجه‌ی این دام‌گستری حذفِ کلمه‌ی مخالف و اشاعه‌ی اصلاح‌طلبی بوده و اذهانِ مردمِ داخل را از براندازیِ دور کرده و تنها حولِ محور اصلاحاتِ قطره‌چکانی به بازی گرفته است.
جمهوری اسلامی همواره سعی داشته تا از طریقِ موازی‌سازیِ همیشگیِ خود فعالیتِ جنبش‌ها و اعتراض‌های داخلی را کانالیزه و با مدیریتِ آن از طریق کسانی که به داخلِ اپوزیسیونِ خارج رهنمون داشته، به بی اثر نمودن آن اقدام کرده است، پس راهی نیست جز این که مدیریتِ سیاسی در اختیار اپوزیسیون واقعیِ در خارج از کشور قرار گیرد تا با حمایت و برنامه‌ریزیِ سالم از فرو افتادن در خندق‌های رژیم جلوگیری شود.
حقوقِ شهروندی در نزد حاکمان جمهوری از هیچ احترام و اعتباری برخوردار نیست و گمان نمی‌کنم کسی که این حکومت را به تجربه نشسته یا به هر طریقی شناخته باشد، این امر را نفی کند. برجسته نمودن این مورد تنها به این دلیل باید باشد که رسیدن ملت به احقاقِ حقوق خود جز عبور از این نظامِ وحشت نیست و به عنوان مخالفان هیچ درخواستی از رژیم نباید در این گونه موارد داشت، هر چند آنها با بازی‌های معمولِ خود این کلمات را به ابتذال کشانده‌اند که نمونه‌های مختلفش معرفِ همگان می‌باشد.
جمهوری اسلامی حکومتی است که شریان‌های حیاتی‌اش با بحران عجین شده و هر گاه از طرف دول خارجی هم به آرامشِ خاطر رسیده فتیله‌ی فشار و سرکوب را در داخل بالا می‌کشد و هرگاه هم تحت فشار قرار گرفته تابوتِ پر از پنبه و پشم شیشه بر دوشِ ملت قرار داده و به سرود ملی-حماسی پرداخته است. اما آنچه مبرهن است این مرهم نیز با توجه آن چیزی که دیده می‌شود به تاریخِ انقضای خود رسیده و تنها باید دستِ همت را بالا زد تا این جسد متعفن را برای همیشه مدفون کرد.
یکی از مواردی که امروز در میان بعضا مخالفان به چشم می‌خورد تعیینِ شکلِ حکومتِ آینده است که البته عنوان نمودن آن بد نیست اما به کلیت روی آن اصرار ورزیدن چیزی نیست جز همان مثالِ «ماهی را در دریا قیمت گذاشتن»، ما اگر خواستارِ یک ایرانِ دموکراتیک و بی‌تبعیض هستیم باید بر محتوا اشاره داشته که اگر در هر قالبی قرار گیرد حقی پایمال نگردد وگرنه کلمه‌ی فدرالیسم یا پادشاهی و غیره را مدام تکرار کردن جز اینکه ما را در راه تفاهمِ ملی به حاشیه براند حاصلی نخواهد داشت و البته چه خوب بود آنها که بر شکل‌های حکومتی اصرار می‌ورزند به اجزابندی و ساختارِ شفافِ آن در جهتِ بسترسازی پیرو یک برنامه‌ی کلان پرداخته و آن را از سوی حزب یا سازمانِ ارایه نمایند و گرنه تنها تکرار این کلمات جز وقت تلف کردن نیست هر چند معتقدم هر نوع حکومت دموکراتیکی هم که به وجود آید اگر «حداقلِ رفاه» را برای یکایکِ مردم در نظر نگیرد باز تبعیض سخن خواهد گفت.
لطفا برای دیدن و شنیدن کلیک کنید

برگرفته از: 
تحلیل روز
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - متن من روشن واضح است،جناب کاوه فکرکنم ،تیزی متن های من مثل سوزسرمای زمستانی است،
این سوزش است که افرادبی جنه وخودخواه وزیاده خواه را ازخواب جهالت بیدار و سوزش رابه اوتحمیل کرده ونمی تواند تحمل نوشته رابکند،شروع به فحاشی میکند،
حرف های من راهرکسی جرعت بیان ندارد،زیاده خواهان بجای جواب منطقی به فحش ودری وری گویی می افتند.
زیاده خواهی گورزیاده خواهان رامیکند.
بجای دری وری راهکارمنطقی پیداکنید،نفس فاشیسم به دلارهای نفتی وابسته است،صدسال زمان راسوزانده وبا یک فن آوری علمی مثل تلگرام کارنامه فاشیسم فارس بخوبی آشکارگشته ،ازتونل تاریک خودساخته بیرون آیید،که بنفع شما وکل بشریت است،
پادویی به استعمارگرانگلیس درصدسال بس است،بیشترش هوس،
هوس ،شمافاشیست های فارس راکورکرده است.عقب ماندگی درعصرجدید عین آفتاب است.که توسط سیستم فارس برایمان ارمغان بوده است،فقط بخاطرنوکری وخودخواهی بوده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تورک اوغلا خودت کشتی با این اتنیک اتنیک! بدان زمانی اتنیک اتنیک خواهی کرد که " کشور جعلی اذربایجان و اقوام مخالف حکومت جعل و ترکیه و کشورهای عرب . " تمام این اتنیک اتنیکها پاره پاره شوند"تازه تمام ذنیا هم پاره پاره شد ایران نخواهد شدچون شما هنوز دشمنت نمیشناسی!!!! (من گیلانی ام ای اتنیک باز! تمام دوستان وطنپرستم اذری مازنی لر بختیاری و... " ) ما برای ایران خواهیم جنگید (از هر ثانیهاین حکومتبیزارمامابا اون اخوند!ومذهبی تندرو.....که متنفرم هم حاضرم دست دوستی بدم مقابل شما ایرانستیزان بایستم) تو توهمات شما چیزی بنام فارس که گویا صاحب ایران؟ اینقدر دروغ گفتیدخودتونهماسکلکردید ...دربارهدری گفتی! که نشاناز حقارت تو از ادبیات فارسی زبان ملی سرزمین ماست....تمام مفاخر اذربایجانهم "دری "بودن که بیچاره کم یاوه بگو ای اتنیک باز متوهم! اینجاایرانزمین " هزاران هزار سال ریشهداره" سر به دیوار بکوب

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - مقاله خوبی بود،ولی یاجرعت نکرده به اصل موضوع بپردازد،یااینکه اعتقادی به ساختارهای غلط صدساله ندارد.
جناب روی باز،هم بااینکه شعارگونه احساسات خودرابیان داشته هنوزبجای ملت ها ازکلمه نامعنوس اقوام استفاده نموده است،
این حقیرمعتقداست،که اکثریت سیاسیون فارس اعتقادی به مبارزات عدالت خواهانه ندارند،اکثرا شعارمیدهند،ودراصل زیاده خواهی ازحکومت برای قلع وقمع ملت هادارند،این سیاسیون که بیشترازاتینیک دری زبان هستند،تعدادی ازتمامیت خواهان دیگرملل راباشعارها فریب داده ولی خودشان باسیستم درزمینه های فرهنگی همکاری میکنند،
سیاسیون اتینیک های غیردری زبان ولی تمامیت خواه دراصل برای گروه اولی بیگاری بی ارج ومواجب میکنند،
این دوگروه هیچ وقت نمیتوانند ،برابری را درمورددیگرملت ها تحمل کرده ودردقیقه نودخیانت میکنند،
گیرم که این وحدت واتحاد ایجادشد،حکومت هم عوض گشت،
بعلت گرفتن حق نانوشته وناحق برای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بدون ایجاد ائتلاف ایرانشمول هیچ گروه سازمان یا ائتلافی از طرف مردم ایران برسمیت شناخته نخواهد شد و اعتباری نخواهد یافت این باور و رفتار ماحصل تجربه و درس تلخی است که مردم ایران از نظام ج ا ا آموخته اند
هر سازمان گروه یا تشکیلات یا جبهه و حزبی که بخواهد در چنان ائتلافی مورد قبول اکثریت قاطع مردم ایران باشد باید خود بعنوان جزء و عضو واحد این ائتلاف در موضع گیری ها و مرام و روشها و مانیفست، احترام به همه مردم اقوام گروهها و احزاب و رعایت و پیگیری مصالح و منافع همۀ آنانرا مد نظر و اصل خدشه ناپذیر فعالیت خود قرار دهد اصول دموکراسی را در باورها و رفتار و نظرات خود نشان داده و رعایت نماید
و البته این مهم است که همۀ اجزاء اپوزیسیون و ائتلاف چه در نظرات و رفتارها و برخوردهای علنی و رسمی و چه در ارتباط با اجزاء دیگر ائتلاف طوری رفتار کنند که

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری