درس های زلزله کرمانشاه؛ ضرورت مدیریت بحران توسط "مهستان های خودمدیریت سکولار دمکراتیک"

اکنون با درس هائی از زلزله کرمانشاه و اقدامات نهادهای خودسازمانگر مردمی، ایجاد سازماندهی برای مدیریت بحران در جامعه مورد تاکید قرار میگیرد.
زلزله کرمانشاه؛ ضرورت مدیریت بحران توسط "مهستان های خودمدیریت سکولار دمکراتیک" را پیشاروی کنشگران سیاسی - اجتماعی قرار داده است!

 چرا ایجاد "مهستان های خودمدیریت سکولار دمکراتیک" یک نیاز فوری است؟

1-همبستگی ملی – مردمی خودجوش  جامعه ایرانی، تئوری های اسلامگرایان، قومپرستان، قبیله گرایان و چپ بدوی را نقش بر اب کرد. هنگام وقوع زلزله در کرمانشاه، واکنش جامعه ایرانی، فرادینی، فراقومی، فراطبقاتی و دقیقن انسانی و ملی – مردمی بود. جامعه ایرانی نشان داد که؛

علیرغم تلاش ارتجاعیون برای شقه شقه کردن کشور با ابزار مذهب، قومیت، نژاد،  تزریق ویروس "حق تعیین سرنوشت تا حد جدائی" برای بیداری فاشیسم پان ترک و پان عرب، سازماندهی شعارهای ایران ستیزانه در استادیوم ها و .. بر ستون های ارزشی همبستگی تاریخی – فرهنگی و ملی خود، آگاهانه ایستاده است.

2-برای هزارمین بار در چهار دهه  ایرانیان، ناکارائی حکومت اسلامی و نقش ویرانگرانه آنرا تجربه کرده و یقین یافتند که در نظام اسلامی، ایران و ایرانیان تنها ابزاری در خدمت اسلام و اسلامگرایان هستند. جامعه ایرانی در یکی از غم انگیزترین شرایط که تعاد زیادی از مردم زیر آوارها در کرمانشاه و .. جان می دادند، مسئله حیاتی اسلامگرایان، سوریه و عراق و .. بود و بحران در خارج از مرزهای ایران را مدیریت میکرد.

زلزله کرمانشاه تیر خلاص بی اعتمادی کامل به حکومت اسلامی و دنبالچه هایش بود. جامعه ایرانی مدتهاست که از فاز بی اعتمادی به حکومت اسلامی گذشته اند. جامعه ایرانی اسلامگرایان را بدرستی بچشم دزدان و غارتگران کشور می نگرد و در هیچ زمینه ای آنهائی را که منشور سیاسی شان برخاسته از شریعت (اسلام و اسلامگرایان) است را قابل اعتماد نمی دانند.

3-تجربه زلزله کرمانشاه به شفاف ترین شکل ناتوانی و بی مسئولیتی حکومت اسلامی را در واکنش به یک فاجعه ملی نشان داد. در شرایط فقدان یک نظام سیاسی مسئول در ایران، جامعه ایرانی ناچار است خود مدیریت بحران ها را بر عهده گیرد و در واکنش به زلزله کرمانشاه،  این استعداد و پتانسیل، بطور خودجوش بنمایش گذاشته شد. ایجاد گروههای کمکرسان به زلزله زدگان، علیرغم نقش بازدارنده حکومت، صفحه ای درخشان از همبستگی ملی – مردمی، و نیز خیانت اسلامگرایان در تاریخ ایران است.

در این مدتی که جامعه ایرانی چشم به کرمانشاه دوخته بود، تنها به تشکل های خودمدیریت و مستقل از حکومت امید داشتند و این تجربه، ضرورت ایجاد نهادهای پایدار و سراسری مدیریت بحران را بطور جدی، پیشاروی کنشگران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گذاشته است.

با مقدمه بالا به اصل موضوع می پردازم.

برای انکشاف راهکارهای بمیدان آمدن جامعه ایرانی جهت تعیین سرنوشت خود، باید از پراتیک سیاسی – اجتماعی مردم آموخت.

پراتیک اجتماعی – سیاسی مردم در جریان زلزله کرمانشاه نشان داد که جریانات قومی – قبیله ای، اسلامی و چپ بدوی از شناخت جامعه ایرانی و روانشناسی مردم بسیار فاصله دارند. اگر حکومت اسلامی هزاربار رنگ عوض کند و سروش ها، گنجی ها، مشائی ها، موسوی ها، احمدی نژاد، امام زمان ها و ..  بازتولید کند، اگر کنگره حجاج "ملیت "ها ماهی یکبار به "مکه و مدینه" دخیل ببندند و با عناوین " دمکراسی" خواهی ظهور کنند، اگر صف مزدوران برای چلبی سازی در دالان های کنگره های امریکا، اروپا و جلو سفارتهای ترکیه، عربستان و ... طویل تر شوند،  باز نمی توانند همبستگی ملی و سکولار دمکراتیک جامعه ایرانی را ، زیر پرچم های فاشیستی دینی، قومی و تباری بانحراف بکشانند.

در واکنش به زلزله کرمانشاه، گروههای مقابله با بحران خودمدیریت و سکولار دمکراتیک بطور خودجوش ایجاد شدند. مردم ایران با آگاهی به ناتوانی حکومت اسلامی در مدیریت بحران، خود کوشش کردند تا مدیریت بحران را در حادثه زلزله کرمانشاه بر عهده بگیرند.

گروههائی که در جریان زلزله کرمانشاه شکل گرفت، می توانند به نهادهای خودمدیریت و سکولار دمکراتیک برای شرایطی بحرانی – سیاسی، اجتماعی، طبیعی و .. ارتقاء یابند.

بر اساس اطلاعات تا کنونی هیچ گروه سیاسی در ایران پشت سازماندهی مردمی کمک به زلزله زدگان نبود و اقدامات کمک رسانی مردمی، غریزی، خوبخودی و حس همبستگی انسانی و ملی بود، شرکت کنندگان در این حرکت با حفظ مرزهای مستقل و بی اعتمادی به حکومت اسلامی،  ورای تعلقات سیاسی، اجتماعی، قومی، تباری و دینی در یک حرکت ملی – مردمی شرکت کردند.سکاندار اقدامات مردمی، کنشگران مورد اعتماد و سکولار دمکرات جامعه بودند.

اگر همین معتمدین سکولار دمکرات (ترکیبی از رهبران عملی جنبش های اجتماعی و کنشگران سیاسی مورد اعتماد مردم)، مهستان های خودمدیریت سکولار دمکراتیک محلی، شهری و استانی خود را بمنظور مدیریت بحران تشکیل دهند، در تداوم این سیاست خواهند توانست خلاء قدرت سیاسی ملی - مردمی را در ایران پر کنند. بیش از یکسال پیش در نوشته "ایجاد مهستان های خودمدیریت "آتش به اختیار" برای گذر از حکومت اسلامی"، بر نیاز سازماندهی مقابله با تهاجم فاشیستی حکومت اسلامی تاکید شد که:

"در شرایط تجاوز همه جانبه سیاسی، فرهنگی، آئینی، دینی و.. اسلامگرایان به ایران و ایرانیان برماست که؛ در دفاع از آزادی، دمکراسی، لائیسیته، جمهوریت، ایرانمداری و ترجیح ایران و ایرانیان بر اسلام اسلامگرایان، در هرجای ایران و جهان هستیم، به عاجل ترین وظیفه سیاسی خود عمل کرده و مهستان های (انجمن های) خودمدیریت "آتش به اختیار" را برای گذر از کلیت حکومت اسلامی و پایان دادن به تبعیض، استبداد و دیکتاتوری در ایران سازمان دهیم."

منبع: ایران گلوبال http://www.iranglobal.info/node/60657 - ژوئن 16, 2017،

اکنون با درس هائی از زلزله کرمانشاه و اقدامات نهادهای خودسازمانگر مردمی، ایجاد سازماندهی برای مدیریت بحران در جامعه مورد تاکید قرار میگیرد.

طرح پیشنهادی مشخص، ایجاد شبکه های "مهستان های خودمدیریت سکولار دمکراتیک" برای مدیریت بحران های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، طبیعی و .. می باشد. در باره مهستان ایرانیان؛ تشکلی سکولار دمکراتیک از معتمدین سیاسی، کنشگران و رهبران عملی سیاسی - اجتماعی داخل و خارج از کشور برای انتقال قدرت بمردم (نه تسخیر کودتاگرانه و چلبی سازی محفلی جدا از بدنه جامعه) در گذشته نوشته شد.

کوشش برای ایجاد "مهستان های خودمدیریت سکولار دمکراتیک" در داخل کشور، ارتباط تنگاتنگ و حیاتی با سرنوشت سازماندهی "مهستان ایرانیان" دارد. ایندو همدیگر را تکمیل می کنند و بدون یکدیگر نمی توانند ابزار مدیریت بحران های سیاسی، اجتماعی، طبیعی و .. را تامین کنند. 

منبع: 
ایرانگلوبال
بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال عزیز، آیا همه این نوشتجات نجاتبخش مهستان حضرتعالی فرا هژمونی زبانفاسی و اتوریته پانفارسیم می باشد؟؟؟؟ یا همه نوشتجات حضرتعالی تعارفاتی بیش نیست
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جویا گرامی؛
یک سیاست رذیلانه و بزدلانه عامدانه راه لمپنزم، دلقکیسم، توهین، تخریب، تهدید و فضاسازی هوچیگرانه را در این سایت باز کرده و می کند. در گذشته پیشنهاداتی برای مقابله با این روش های کثیف داده شد ولی گوش شنوائی نبود. بنظرم باید در باره این سیاست ها تصمیم گیری شود و لازمه اینکار برگزاری نشست همکاران و تجدیدنظر در سیاست اداره سایت است.
آقای توکلی یک نفر است، یا سایت را رها کرده ویا نظارت را به یک مرکز غیبی سپرده که شایستگی چنین کاری را ندارد.
تصویر کاوه جویا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کامنت های زننده ای در زیر این نوشتار به چشم می خورد، از جمله کامنتی که خطاب به نویسنده می گوید: " من جای شمابودم باورکن اسمم راتابحال صدبارعوض کرده بودم.
مرتوایرانی ازنوع آریایی نیستی ،که این همه سال این اسم نکبت عربی رابرخودتحمل کرده ایی؟". آیا مقصود از گذاشتن کامنت، نطر دادن درباره ی موضوع مطلب است، یا توهین به نویسنده ی آن؟! شگفت آور است که آقای کیانوش توکلی و مسؤول بررسی کامنت چگونه چنین کامنت های توهین آمیزی را در ایران گلوبال منتشر می کنند.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هنگامی نمایندگان ایدئولوژیک سیاسی بخش انگل و لومپن جامعه (روحانیت شیعه) میداندار سیاست و رسانه در کشور ما باشند، غیرقابل انتظار نیست که لمپنیزم و دلقکیسم آنها و دنبالچه هایشان در رسانه های خارج کشور هم منعکس شود و به دل مسئول کامنت ها خوش بنشیند.
سبک کار کشاندن لمپنیزم دلقک مابانه به رسانه ها و دونفر با چند نام مستعار کله معلق زدن، ادبیات سیاسی را به لجن کشیده و مسائل اپوزیسیون سیاسی تا حد دلقک بازی نوشتاری سقوط می دهد. این اقدامات جلوه ای از خرابکاری در اپوزیسیون سیاسی است که بهتر است مسئول غیبی کامنت ها نام مستعار (لچک) را کنار بزند و شهامت رودروئی را بخود بدهد و از این سبک کار علنن دفاع کند.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

من از ادعاهای سبکمغزانه، بی پشتوانه و کینه توزانه با دستاوردهای انکارناپذیر جامعه ایرانی برای ما و بشریت متاسف هستم. کوشش برای تغییر بحث سیاسی و تغییر آن به جدل در باره زبان فارسی و احیانن حشره شناسی، نشان از بی خبری از حداقل پرنسیب های کار رسانه ای دارد.
اگر کسانی می خواهند زبان فارسی را بچالش بکشند، می توانند ادعانامه های خود را بازتاب دهند و در جایگاه خود ( زبان شناسی) مورد بحت قرار گیرد.
اما در مورد توانائی های زبان فارسی آثار زیادی از زبان شناسان وجود دارد. من تنها به بازتاب نوشته ای از یک اخترشناس اکتفا می کنم:
http://www.azargoshnasp.net/languages/Persian/KaarVaajehMHM.html
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من از ادعاهای سبکمغزانه، بی پشتوانه و کینه توزانه با دستاوردهای انکارناپذیر جامعه ایرانی برای ما و بشریت متاسف هستم. کوشش برای تغییر بحث سیاسی و تغییر آن به جدل در باره زبان فارسی و احیانن حشره شناسی، نشان از بی خبری از حداقل پرنسیب های کار رسانه ای می باشد.
اگر کسانی می خواهند زبان فارسی را بچالش بکشند، می توانند ادعانامه های خود را بازتاب دهند و در جایگاه خود (زبان شناسی) مورد بحت قرار گیرد.
اما در مورد توانائی های زبان فارسی آثار زیادی از زبان شناسان وجود دارد. من تنها به بازتاب نوشته ای از یک اخترشناس اکتفا می کنم:
http://www.azargoshnasp.net/languages/Persian/KaarVaajehMHM.html

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" جناب اقبالی، آیا حسابی‌ همان دانشمند فیزیک پسا مدرن شماست که انیشتن را به سفره هفت سین فارسی‌ دعوت کرده بود؟ "" در هیچ کجای دنیا، یک دانشمند فیزیک، با دروغ دعوت انیشتن به سفره هفت سین، معروف نشده به جز """ در پیشگاه باشندگان جامعه فارسی‌ ""، دعوت انیشتین به سفره هفت سین حسابی‌ فیزیکدان همان اندازی دروغ است که وجود شعری از سعدی بر سر در سازمان ملل >>> حسابی‌ چه واقعیتی را در مورد زبان فارسی‌ در نیافت ؟ "" >> قدرت زبان، در ساخت فعل ساده، از اسم و صفت و بلعکس است نه در ساخت واژه >> در کشور زبان، ارتباط ارگانیک، بین فعل، صفت ، اسم وجود دارد، واژهٔ دیمی، به آن ارتباط ارگانیک، نه تنها صدمه می‌‌زنند بلکه کشور زبان را، وارد آشوب و هرج و مرج می‌کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باعرض معذرت از "باشندگان"ايران گوبال ،اين نوشته أقاي عقبال عقبالي توانمند زبان عربي را نسبت به فارسي نشان ميدهد.زبان فارسي ازچنان توانمندي وقدرت برخورداراست كه يك "كلمه لغت معادل"فعل ندارداگرفعل وموارد چهارده گانه أبواب مختلف فعل را بفارسي برگردانيم بيش از يك صفحه خواهد شد.زبان فارسي آنچنان قدرتمند است كه جناب حسابي واقبالي ميتوانند اسمشانرا به هسابي ،بخت وبختكي يا شانس وشانسكي تبديل كنندزيرا اقبال عربي همان بخت فارسي است ونيز درقدرت وتوانايي فارسي ميتوان واژه هاي جديدي چون باشندگان(ملت) درازآويز زينتي(كراوات) هلي كوپتر -مگس سرگردان ويا بالگرد
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

ادامه نوشته "توانمندی زبان فارسی در برابر زبان عربی" (به قلم دکتر حسابی):
چنانکه گفته شد در زبانهای سامی از هر فعل ثلاثی مجرد می توان با تغییر شکل آن و یا اضافه چند حرف کلمه های دیگری از راه اشتقاق گرفت که عبارت از ده باب متداول می باشد مانند:
فَعلَ – فَعّلَ – اَفُعَلَ – تَفَعّلَ – تَفاعَلَ – انْفَعَلَ – اِفْتَعَلَ – اِفْعَلَّ – اِسْتَفْعَلَ که باب نهم یعنی افِعَلَّ به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد .
ابوابی که به این ترتیب به دست آمده است دارای معانی نزدیک به اصل ثلاثی مجرد دارند و جنبه های تاکید و تشدید و واداشتن به کاری ( مانند شَغَّلَ و اَشغَلَ ) و حالت بین الاثنین ( مانند ضارَبَ و تضارَبَ ) و حالت پذیرش ( مانند اِنفَعلَ ) و حالت خواستن چیزی ( ماننداِستَغفَرَ ) و یا اشاره به خود ( مانند اِستکْبَرَ ) و یا پیدا کردن خاصیتی ( اِحمَرَّ ).
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سازاخ گرامی
من زبانشناس نیستم که بخواهم با شما گفتگوئی کارشناسانه داشته باشم. واژه "باشندگان" را هم احتمالن در جریان مطالعه یک نوشته از نویسنده ای تاجیک یا افغان، نظر مرا جلب کرده است.
اما در مورد توانائی زبان فارسی حداقل کاری که می توانم انجام دهم این است که شما را به حساب سرانگشتی دکتر حسابی درباره توانائی زبان فارسی مراجعه دهم؛
بامید اینکه یکجانبه نگری تان تَرَک بردارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" باشندگان جامعه فارسی‌، به آینده امیدوار باشیم "" چگونه بر اعصاب خود مسلط باشیم، چگونه با کلاس باشیم؟ چگونه فردی قابل احترام باشیم؟ رمز همه اینها، در درک عمیق و ژرف واژهٔ "" باشندگان "" نهفته است. باشندگان، آغاز فلسفیدن، و خروج ما، از زبان عرفان زده فارسی‌ است. "" فلسفه چیزی جز رهائی / گریز زبان، از ابهام نیست "" با واژهٔ "" باشندگان "" به جنگ لشگری از شاعران و کوهی از شعر آنان خواهیم رفت که ۱۰۰ صد درصد ادبیات فارسی‌، مدیون آن است. در افغانستان، سالهاست از "" باشندگان "" استفاده میکنند و افغانستان به همین دلیل، ژاپن دوم دنیا شده است.‌ای کارآفرینان، باشندگان جامعه فارسی‌، چشم به نوآوری شما دوخته اند، دولت کارامد، از ضروریات ملت / کشور شدن نیست، وجود واژه، رمز آن است، باشندگان با فرهنگ، باشندگی را به دنیا ثابت کنیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال گرامی، به شما تبریک می گویم از بابت اختراع لغت جدید، >> باشندگان ایران<< در واقع اینهم مکمل لغاتی است ، چون رایانک مالشی برای آیپد و من در او پیدا، برای آئینه و الا آخر ، زبانفارسی قدرت زایش ندارد، با هفتاد درصد لغات عربی شما قادر نیستید حتی یک سط مقاله علمی بنویسید لطفا به لغات جددید توجه فرمائید،
نلغات جدیدی که توسط فرهنگستان زبان و ادب پارسی اختراع شده
شامل لغات عربی، ترکی و اروپائی
آئینه = من در او پیدا
حمام = پاکستان
تخماق = لهستان
مسجد = افغانستان
قابلمه = چپانکدان
بشقاب = خالی دان
قاشق = خارانک
اتاق = ماندگارکده
مستراح و توالت = ان گور و ریدنگاه
ریاضیات = زجرآنه
پلیس و نیروی انتظامی = جفت و جور گر
چکمه = پا کشان
موتور = گردانشگر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقبالی، از اینکه طنین صدای """ هارای هارای من ترکم """ شما را چنین ذوق زده کرده، جای بسی‌ خوشحالی است، شکست کمونیست‌ها / چپیها / پان ایرانیست‌ها / جامعه شناس‌ها در غیبت شعار "" هارای هارای من آذریم "" نماد تابوت پوسیده ایران شهر فارسی‌ است، بزودی فیلم ساز مشهور ترک، فیلمی از "" دده قورقود "" را نیز خواهد ساخت، و شادی شما، صد برابر خواهد شد.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سازاخ گرامی؛
1-در مورد کاربرد واژه "ملت" خدمتتان عرض کنم که منهم با تردید و احتیاط از آ استفاده می کنم. زیرا ملت بار مذهبی دارد و واژه جایگزین "باشندگان ایران" درست است.
2-هنگامی سخن از ملت (باشندگان) ایران میشود، از آنجاکه دوران فئودالی، خان خانی و فبیله ای در ایران سپری شده و انقلاب مشروطه نقطه پایان به حکومت های قومی - قبیله ای گذاشته است، مقصود اینست که در ایران جامعه شهروندی تکوین یافت. در قرن 21 نشانه گذاری شهروندان با هویت دینی، قبیله ای و تباری ارتجاع محض است. اگر کسانی علاقمند هستند که همه عمرشان را فریاد زنند "هارای هاری من ترکم"، فکر نمی کنم کسی با آنها مشکلی داشته باشد. آنها حق دارند صدها رسانه داشته باشند که بیوقفه در آن "هارای هاری من ترکم" را فریاد زنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال عزیز، تا زمانی که روشنفکران ایرانی با لغاتی مثل ملت ایران و قوم قبیله و تبار نامیدن ملتهای ترک و کرد و عرب و بلوچ وترکمن و گیلک و مازی، قصد حذف هویت ملتهای غیر فارس را دارند، یعنی با حذف حداقل هفتاد در صد ساکنان ایران، آب از آب تکان نخواهد خورد، آیا با انکار و تحقیر ملل غیر فارس می شود آنها را به اتحاد دعوت کرد؟ وقتی روشنفکران فارس هیچ گوش شنوائی به فریاد ملتهای محروم از زبان مادری ندارند، فکر می کنید معجزه ائی رخ خواهد داد؟ مطمعن باشید که در مدت کوتاهی همه روشنفکران ۱۳۵۷ پیر منقرض خواهند شد و دیگر کسی رمقی و حالی برای رفتن به به این جلسات و سمینارهای تکراری و کسل کننده سکولار دمکرات ها را نخواهند داشت، ایران در حال انفجار است، روشنفکران فارس همه فرصتها را از دست دادند، و امروز جوانان آزربایجان با فریاد، هارای هاری من ترکم، آینده مجزائی را برای خود رقم می زنند،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کمک و همبستگی ملی ایرانیان پاسخی محکم به گروهای تجزیه طلب و ضدایرانی ماموران دولت های بیگانه بود.
زنده باد ایران و همبستگی سترک ملت ایران.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقبالی حماسەی ملت کورد از تبدیل مصیبت زلزلە بە حماسەی ملی و هویت خواهی ملت کورد قابل مصادرە کردن نیست کاروانهآی ملت کورد بە مثابەی رفراندومی بود کە بە تمام جهان نشان داد ملت کورد در ایران کدام مسیر را میرود نزدیک بە ١٠٠ سال فاشیزم ایرانی سعی کرد هویت ملی و کوردی کرمانشاه و ایلام را زیر سوأل ببرد ولی حماسەی ملی ملت کورد تمام نقشەهای ایران گرائی و فاشیزم را باطل کرد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انشاالله با اين متد اولترا مدرن ملي، برسيم به مديريت جهاني

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زلزلەی کرمانشاه را جناب اقبالی با عینک ایران گرائی دارند نگاه میکنند و تفسیر میکنند هر چند ما منکر این نیستیم کە در نقاط دیگری از ایران غیر از کوردستان بە طور خود جوش مردم کمک کردند ولی این کمکها در مقابل کمک مردم کوردستان و هم یاری ملت کورد آنقدر ناچیز بود کە اصلأ قابل مقایسە نیست ملت کورد مصیبت زلزلە را بە یک حماسەی ملی ملت کورد تبدیل کرد کە بسیاری آن را رفرا ندوم اسقلال کوردستان بیان کردند فیلمها و گزارشات کاروانهای بی پایان ملت کورد را جناب اقبالی باید دیدە باشد و متعاقب آن جان باختن ابوبکر معروفی اهل بوکان و مسیر سر پل زهاب تا بوکان و تمامی شهرهائی کە جنازە از آن عبور کرد بە یک نمایش قدرت ملی و هویت خواهی ملت کورد تبدیل شد هنوز هم فیلمها و گزارشات آن در انتر نیت موجود است ملت کورد نشان داد در مصیبت زلزلە و تبدیل کردن آن بە حماسەی هویت خواهی کە با کوچکترین بحران ایران چە خواهد ک

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اول بروید این اسم و عنوان "الیتر ،طبقاتی ، بورژوایی " نوری علا یعنی" مهستان" را اصلاح کنید !
هر چی نوری علا گفت شما می افتید دنبالش . مجلس خبرگان آخوندی و مجلس سنای پهلوی و مجلس برگزیدگان و نخبه گان و مهستان ، همه شبه فاشیستی و غلط هستند.
حزب کارگران دهقانان زخمتکشان و ملی گرایان و روشنفکران انقلابی ،در آینده امید تغییر و تحول است.
فرد ضد کمونیستی مانند نوری علا که هنوز از القاب طاغوتی ولیعهد و شهبانو و شاهزاده و علیاحضرت و والاحضرت ،برای خاندان سرنگون شده پهلوی ، استفاده میکند نمی تواند راهنما و تئوریسین نجات مردم ایران باشد.