سناریوی مضحک دو باند عراقی ها و ایرانی ها در کلیت نظام ولایت فقیه

پس در آغاز طوفان سیاسی کنونی ایران که معلوم نیست به کجا ختم می شود، آنهایی که ادعای ایرانی بودنشان را همچو درفش کاویان مایه افتخار خود می دانند، علیه دسته دیگری که از هر نظر اصلاً ایرانی نبوده و نیستند و تمام گرفتاریها را آنها ایجاد کرده اند در مقابل همدیگر قرار گرفته و صد البته با فرمان خامنه ای در پی تعقیب یک هدف و مقصود واحد هستند...

پس از برملا شدن کارنامه منفی و فاسد دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و افشا شدن اختلاسها و گرفتاریهای فراوان اقتصادی در ایران با اتمام دوران هشت ساله منصب ایشان، و نیز علیرغم توصیه های خامنه ای به او مبنی بر خودداری از کاندیداتوری مجدد برای پست رئیس جمهوری، باند مدعی ایرانی الاصل بودن در نظام ولایت فقیه(احمدی نژاد و دوستانش) از فعالیت سیاسی و دخالت در امورات کشور دست برنداشته و اینبار با چراغ سبز خامنه ای و مشاوران بیت ولایت، شروع به افشاگری علیه باند عراقی الاصل ها (برادران لاریجانی و برخی دیگر از چهره های سیاسی ـ مذهبی) موجود در حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی کرده اند.
اما باید اکنون این پرسش جدی را مطرح کرد که خودزنی حاکمیت ولایت فقیه با این سناریوی جدید جنگ جناحها و باندهای مختلف از برای چیست؟! چرا رهبر جمهوری اسلامی در برابر سخنان احمدی نژاد و باند او تا کنون هیچ عکس العملی نشان نداده است و یا مقصود از افشاگریها و سمت و سوی آن کدامین اهداف را تعقیب می کند؟!

رویکرد جهانی و منطقه ای نسبت به سیاستهای مداخله گرایانه رژیم ولایت فقیه به شدت در حال دگرگونی است و دراین حقیقت شکی نیست. تقریباً اکثر کشورهای خاور نزدیک و شما افریقا چند ماهی است که از فتنه گریهای رژیم ایران به شدت عصبانی هستند. بنابراین در حال حاضر، شاهد شکل گیری انواع ائتلاف ها در میان کشورهای عربی و منطقه ای بوده و همچنین نوعی مکانیزم حساس و ایجاد سیستم جدید در روابط بین الملل بر ضد شیطنت های سران ولایت فقیه را به خوبی رصد می کنیم.

البته موضع گیری های اخیر بسیاری از همسایگان ایران به شکل های مختلف تاثیر خود را بر این تغییر و تحولات داخلی نشان می دهند. پس در داخل ایران و در کلیت نظام حاکم هم تغییرات و دگرگونیهای در حال رُخدادن است که باعث گردیده سران رژیم با آغاز یک سناریوی خنده دار افکار عمومی را بفریبند.

پس در آغاز طوفان سیاسی کنونی ایران که معلوم نیست به کجا ختم می شود، آنهایی که ادعای ایرانی بودنشان را همچو درفش کاویان مایه افتخار خود می دانند، علیه دسته دیگری که از هر نظر اصلاً ایرانی نبوده و نیستند و تمام گرفتاریها را آنها ایجاد کرده اند در مقابل همدیگر قرار گرفته و صد البته با فرمان خامنه ای در پی تعقیب یک هدف و مقصود واحد هستند. بعد از تحولات بهار عربی و جنگ سوریه، وضعیت ایران گرچه کاملا آرام نماند، اما رژیم ولایت فقیه توانست به طور نسبی آرامش را در داخل کشور حفظ کند و این روند تا کنون مسیر مشخصی را طی کرده است. ضمن این که حاکمان ایران با نقشه های گوناگون، توانستند از طوفان کشورهای عربی به نفع خود استفاده کنند. پس با این حال، دلایلی وجود دارد که بر اساس آن می توان گفت این آرامش ظاهری در ایران واقعی نیست و آتش زیر خاکستری در بیت ولایت فقیه نهفته است که احتمال شعله ور شدنش چندان دور از انتظار نیست و خوف انگیز بودنش تمامیت رژیم را به اندیشیدن واداشته است.

اگرچه محمود احمدی نژاد طی هشت سال دوره ریاست جمهوری خود، سعی برآن داشت تا در زیر پرچم وفاداری به ایده آل های انقلاب ٥۷، برنامه های خود را پیش ببرد، اما در حقیقت خط بطلانی بر تمامی برنامه های کلی حاکمیت جمهوری اسلامی نیز زد.
احمدی نژاد در سیاست های خود، آرام آرام به حذف افرادی پرداخت که خود از عناصر اصلی انقلاب اسلامی بودند و جای آنان را به طرفداران جوان باند مخصوص خود داد. این طرفداران کسانی هستند که امتیازات مالی و اقتصادی از انقلاب کسب نکرده اند و تلاش داشتند خود را با شرایط سازگار کنند.
برخورد کنونی احمدی نژاد و باندش با برادران دالتون(لاریجانی ها) و برخی دیگر از نور چشمی های انقلاب که اصالتی ایرانی ندارند و بیشترشان عراقی هستند، به چند دلیل صورت می گیرد که می شود گفت طراح اصلی آن شخص رهبر رژیم و مشاوران او هستند.
ورشکستگی های پر وسعت موسسات مالی در ایران و افشای جاسوسی دختر لاریجانی و نیز فساد گسترده در دستگاه قضایی کشور که از زمان آخوند شاهرودی که او نیز عراقی الاصل بود، این فرصت ممتاز را به باند احمدی نژاد می دهد که تمام گرفتاریها و دزدی و اختلاس های میلیاردی و دهها بحران دیگر را بر گردن غیر ایرانی های موجود در نظام اندازند.

احمدی نژاد با هیاهو و داد و بیداد کردن و اینکه اصلا لاریجانی ها ایرانی نیستند و باید شکوه و عظمت ایرانی به دوران پیشتر برگردد، علناً نقش دلقکی دارد که در سناریوی تدارک دیده شده بازی می کند و هیچ چیز دیگر.
در این میان کسانی نیز مانند محمد نوریزاد، مهدی خزعلی و برخی دیگر از چهره های سوپاپ اطمینانی رژیم ولایت فقیه، چنان حاکمیت را نقد می کنند که گویا طرح تفکر نوین و فضای باز سیاسی در ایران نه تنها وجود داشته، بلکه حدود آزادیها نیز بیشتر شده و در پی ترمیم صورت تخریب شده نظامشان هستند.
در نهایت جنگ گرگها در سناریوی جدید چنان ناشیانه طرح ریزی شده که گویا دولت روحانی بی خبر از تمام وقایع کنونی کشور و بدون هیچ خطا و قصوری فقط هدفش خدمت به مردم است و هرگز جناحی عمل نمی کند و در جنگ میان باندهای ایرانی و عراقی نظام هیچ نقشی بر عهده ندارد.
پرواضح است که ستونهای اصلی ولایت فقیه در حال فروپاشی است و سناریوی این بار هم در دو حال اسکار ترمیمی رژیم و نیز تلاش برای خروج از شرایط ناگوار کنونی است که خواب خامنه ای را پریشان کرده است.

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری