لزوم تغییر در بینش و سیاست کلاسیك حزب دمکرات کُردستان ایران

حزب دمکرات کُردستان ایران که بنیان و بینش سیاسی آن برخلاف آنچه رهبران سابق و کنونی اش تعریف می کنند، تلفیقی است پر رنگ از تئوریهای حزب توده با ناسیونالیسم کلاسیك و ظاهری آزادیخواهانه، درصدد بود از سایر نیروهای سیاسی در کُردستان پیشی بگیرد و خود را نماینده تام و تمام ملت کُرد معرفی کند و تا جائی که توانست از راه سیاسی و بیشتر هم نظامی به تندی با جریانات انقلابی و مارکسیستی رقیب خود برخورد کرد...

قبل از هرچیز باید گفت که مبارزه ملت کُرد برای آزادی و رفع ستم ملی پیشینه تاریخی پر فراز و نشیبی دارد، اما شاید بتوان گفت جریان جدی استقلال طلبی در کُردستان ایران به طور عمده به سال های 1324-1320 بازمی گردد. در این دوره، این ایده سیاسی به عنوان اولین گام، ابتدا از کُردستان ترکیه و عراق وارد کُردستان ایران شد، خصوصاً در منطقه مکریان، با مرکزیت شهر مهاباد و رهبری قاضی محمد. بنابراین فعالیت برخی از رهبران متنفذ محلی با شرایط سیاسی و بین المللی آن زمان ایران همراه شده و مسئله استقلال کردستان دوباره در ایران برجسته می شود، تا جایی که در سال 1324 به مدت کمتر از یکسال جمهوری کُردستان در شهر مهاباد به رهبری پیشوا قاضی محمد توانست اعلام موجودیت کند. به یقین با اینکه این دوره طلائی کوتاه بود، اما دستاوردهای آن از هر نظر بی نظیر و غیرقابل انکار و ستودنی است.

سالها بعد از افتخارات جمهوری کُردستان و با سقوط سلطنت پهلوی و پیروزی ملیتهای ایران در انقلاب 57 ، اینبار زمزمه تشنج در روابط میان رهبران کُرد و خمینی در مناسبتهای گوناگون به گوش می رسید. جریان ملی گرایی کُردها به رهبری حزب دمکرات کُردستان ایران و جنبش چپ که در صدر آنها احزابی مانند کومله و سازمان پیکار و چریکهای فدائی و غیره وجود داشتند، در میان طبقات مختلف جامعه کُردستان از پایگاه اجتماعی مستحکم و پر نفوذی برخوردار بودند.
 رژیم جمهوری اسلامی پس از آنکه توانست در تهران و شهرهای بزرگ ایران بنیان سیاسی ـ مذهبی خود را تثبیت کند، عده ای از پاسداران و افراد بسیج را برای مقابله با آنچه ختم غائله کُردستان می نامید، بنابر فرمان جهاد خمینی علیه ملت کُرد رهسپار کردستان نمود. البته عده ای از خانها و رهبران عشایر در کُردستان که سرخورده از اصلاحات ارضی دوران شاه به امید بازپسگیری زمینهای از دست رفته خود بودند و نیز برخی دیگر از مزدوران محلی، همدست تمام عیار رژیم مُلایان در همین گیر و دار به شمار می آمدند. اگرچه شروع جنگ و فرمان جهاد خمینی علیه ملت کُرد در کُردستان، پیشتر از جنگ رژیم آخوندی با رژیم بعث صدام حسین اتفاق افتاد، اما نباید فراموش کرد که از لحاظ تقریب زمانی و تطابق پارامترهای مختلف قیام کُردستان و جنگ ایران و عراق، سبب گشته تا کنون دستگاههای تبلیغاتی و رسانه های مختلف رژیم جمهوری اسلامی و برخی دیگر از بدخواهان مردم کُردستان، مبارزات مستقل و آزادیخواهانه کُردها را حاصل پشتوانه ابرقدرت های جهانی و حمایت رژیم صدام به قصد دست درازی بر تمامیت ارضی ایران تلقی کنند. در حالیکه اصلاً چنین نبوده و نیست و مبارزه خلق کُرد به درازای تاریخ علیه اشغالگران مختلف الهویه اعم از عرب و عجم وجود داشته است.

انگار در آن روزها، مسٲله اصلی رژیم جمهوری اسلامی جنگیدن با دشمن بیگانه نبود، بلکه مهمتر از همه سرکوب قیام مردم کُردستان، ترکمن صحرا و بلوچستان و هراس از کشف ماهیت ضد انقلابی رژیم آخوندی بود که خواب خمینی و پاسدارانش را برهم می زد. رهبران رژیم بارها با ادعای اینکه دست هایی از پشت پرده به دشمنان اسلام شیعی خمینی یاری می رسانند و با سنگ اندازی در کار امورات دفاع میهنی سعی در تضعیف قوای نظامشان دارند، خواستار یک بسیج همگانی علیه مبارزات مشروع ملیتهای موجود در کشور بودند و نهایتاً هم با هرآنچه توان داشتند به سرکوب قیامهای آزادیخواهانه در گوشه و کنار کشور پرداختند.

حزب دمکرات کُردستان ایران که بنیان و بینش سیاسی آن برخلاف آنچه رهبران سابق و کنونی اش تعریف می کنند، تلفیقی است پر رنگ از تئوریهای حزب توده با ناسیونالیسم کلاسیك و ظاهری آزادیخواهانه، درصدد بود از سایر نیروهای سیاسی در کُردستان پیشی بگیرد و خود را نماینده تام و تمام ملت کُرد معرفی کند و تا جائی که توانست از راه سیاسی و بیشتر هم نظامی به تندی با جریانات انقلابی و مارکسیستی رقیب خود برخورد کرد.
اما طولی نکشید که در نتیجه در پیش گرفتن سیاست های ضدو نقیض و خلط مبحث کردن رهبران آن، نه تنها نتوانست از پایگاه مناسب مردمی اش به نفع پیشبرد مقاصد ملی دمکراتیک مردم کُردستان سود جوید، بلکه با قبول اصل مذاکره با رژیم خمینی در هر حالتی، به تنها بازمانده ورشکسته در مسٲله ملی نیز مبدل گشت.

روز 30 تیر سال 1360 شورای ملی مقاومت ایران در تهران تأسیس شد. پس از سی خرداد 1360 که خمینی تظاهرات پانصد هزار نفره مردم تهران را به‌خاک و خون کشید و مقاومت انقلابی علیه رژیم خمینی آغاز شد، شکل‌دادن به‌ یک جایگزین دمکراتیک و مردمی در برابر رژیم آخوندی، در دستور کار سازمانهای مختلف در چارچوب شورای ملی مقاومت ایران قرار گرفت.
شاید بتوان گفت اولین واکنش های مخالفت با سیاست های متناقض و سازشکارانه حزب دمکرات کُردستان ایران از جانب کومله و سازمان مجاهدین خلق بوده است. پس از اعلامیه رسمی حزب دمکرات در شهریور1363مبنی بر وجود تماس هایی با مقامات دولت ایران و آمادگی برای مذاکره درباره خودمختاری، سازمان مجاهدین خلق ایران نظر خود را چنین اعلام می کنند:

"... هیچگاه هیچ مذاکره و گفتگوی سیاسی با این رژیم را روا نداشته و با آن مخالفت ورزیده و خواهیم ورزید... تا هر زمان که آتش سلاح های حزب دمکرات کُردستان ایران... برقرار و پابرجاست، ما در چارچوب شورای ملی مقاومت بر التزامات مشترک... استوار خواهیم ماند و به اتحاد خوب با حزب هم پیمان مان ادامه خواهیم داد."

بدین ترتیب سیاست کلی حزب دمکرات کُردستان ایران پس از درگیری مسلحانه با نظام خمینی از سال 58 به بعد، موجب بریدن رو به تزائد افراد از حزب و حتی پیوستن برخی به جمهوری اسلامی نیز شده بود.
علاوه بر این، مسائلی از قبیل قدرت طلبی رهبران، عدم کارایی حزب و ایجاد تفرقه بین حزب و سایر گروه های چپ، چون کومله و فدائیان به دلیل پیوستن حزب دمکرات به شورای ملی مقاومت، شرایطی را پدید آوردند که آمادگی حزب دمکرات کردستان را برای مذاکره با جمهوری اسلامی ایران به قصد تقویت موقعیت و کسب امتیاز فراهم می نمود.

زنده یاد دکتر قاسملو، رهبر حزب در باب مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی چنین اعلام کرده بود : " تاکنون چند بار از سوی مقامات رژیم تماس هایی گرفته شده و تقاضای مذاکره و گفتگو شده است. رفقای حزبی در منطقه مهاباد، ابتدا چند نماینده رژیم را ملاقات نمودند، سپس در اوایل سال 63 از طرف دفتر حزب، هیٲتی برای مذاکره اعزام شد... اگر دولت رسماً اعلام کند که حاضر به مذاکره به منظور اعطای خودمختاری است حزب نمی تواند آن را رد کند."!

بعد از برقراری ارتباط حزب با مسئولان جمهوری اسلامی به تاريخ 14 آوريل 1985، سازمان مجاهدين خلق بدون حضور نمايندگان حزب دمكرات، طی قطعنامه ای اخراج حزب دمكرات را از شورای ملی مقاومت اعلام كردند. كميته مركزی حزب دمكرات كُردستان ایران در تاريخ 17 آوريل 1985 طی انتشار بيانيه ای عملکرد سازمان مجاهدين و شورای ملی مقاومت را مورد انتقاد قرار دادند. رهبران حزب دمکرات با رد كردن قطعنامه 14 آوريل، خواستار نشست شورا با حضور نمايندگان اين حزب شدند، اما مسئولان شورا تقاضای حزب را رد كردند.

سیر دورانی سیاستهای کلاسیك حزب دمكرات کُردستان اینک بعد از ترور دو تن از رهبران سرشناس و مهم حزب و نیز انشقاق در آن، بسیار محسوس تر هم شده است. هنوز رهبران حزب دمكرات نمی پذیرند که نه تنها برای بهبود وضعیت سیاسی و برقراری نظم نوین حزبی خود چاره اندیشی نکرده اند، بلکه عملا افسار امور سیاسی خود را به پاره ای عوامل مانند، فعالیت جامعه مدنی در داخل کُردستان ایران، کنترل رهبری آنها توسط دو حزب اصلی اقلیم کُردستان عراق و امید به امریکا و قدرتهای منطقه سپرده اند و از خود هیچ عکس العمل شایسته ای نشان نمی دهند.

اگرچه ناتوانی رهبران کنونی حزب دمکرات کُردستان ایران تنها ناشی از بینش و سیاست کلاسیک آنها نیست، بلکه نبود اراده جدی برای ایجاد تغییرات بنیادی در کلیت ارگانهای حزب و زمین گیر شدن در اقلیم کُردستان و علیرغم آن منفعت طلبی برخی چهره های سرشناس حزب دمکرات راه را بر گشودن افق های روشنتر در آینده بسته است.
برخی از تئوریسینهای حزب دمکرات به اشتباه چنان می اندیشیدند که با آغاز دور دیگری از نبردهای چریکی تحت لوای "راسان" می توانند شکوه و هیمنه مبارزاتی حزبشان را دوباره استوار سازند. انگار این دسته از متفکرین حزب دمکرات از لحاظ زمانی هنوز در دهه 57 بسر می برند و تحولات وسیع اجتماعی و نظامی ایران و جهان را نادیده می انگارند. راسان به تمام معنا مانور شکست سیستم نظامی کلاسیك حزب دمكرات در تقابل با سیاست كلاسیك آنها نیز بود.
با در نظر گرفتن تمام زوایا و همچنین رویدادهای داخلی و فعالیت های معکوس در حزب دمکرات و نیز با توجه به پیشینه تاریخی حزب بعد از تٲسیس جمهوری کُردستان، صادقانه باید گفت که حزب دمکرات کُردستان ایران هرگز بر فنداسیون اصلی جمهوری کُردستان بنا نشد و رهبران کنونی آن هم اگر تغییرات بنیادی و مدرن را نپذیرند، شکی نیست به مانند حزب شیوعی کُردستان عراق، تنها افتخاری که باید تا قیام قیامت بدان بنازند قدمت تاریخی حزب خواهد بود و نه ترقی فکری و رشد سیاسی آن در جهت پیروزی مبارزه و جامه عمل پوشاندن به خواسته های ملی دمکراتیک ملت کُرد در کُردستان ایران.

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نا اموزده را ازمودن خطاست مقاله ای که با تحریف شروع شود نمی تواند تحلیل درست از اوضاع داشته باشد نام ان جمهوری مهاباد بود نه کردستان تحلیل درست با نوشتن واقعیت به نتیجه گیری درست کمک میکند وگر نه میشود همان نتیجه رفراندوم
شاد باشید

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری