محمد ارسی و داستان لنینیستهای ایران

lenin-facepalm
قتل ده ها کمونیست ایرانی در شوروی از جمله پیشه وری، امری شخصی نبود و تصمیمات سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی و کمینترن بود. شکی نیست که لنین واقعاً دانش سیاسی تشکیلات حزبی را بسیار پیشرفت داد و نظیر هر دانشی دیگر می توان علم را از هرکسی آموخت.

 

 درباره لنین(1)، مارکسیسم(2) و کلاً جنبش کمونیستی ایران(3) در 40 سال گذشته به اندازه کافی نوشته شده است. روز گذشته در یکی از سایتهای چپ ایران مقاله ای از آقای محمد ارسی(4) منتشر شده با عنوان "ولادیمیر لنین و استقلال و ترقی ایران"(5). پیش خود فکر می کردم اگر کسی نوشته مشابهی با عنوان "هری ترومن و استقلال و ترقی ایران" منتشر کرده بود و در آن دلیل مدعای خود را اولتیماتوم ترومن به استالین و نجات آذربایجان و کردستان عنوان می کرد، جنبش چپ و ملیون ایران چه احساسی می کردند. همه ما در مورد دولت کمونیستی که لنین پایه گذاری کرد، و مناسبات با ایران مطلعیم که نمی توان گفت از خط مشی لنین چندان دور شده بود چرا که از همان روز اول به قدرت رسیدن لنین، صاحب نظرانی نظیر برتراند راسل که با او در مسکو دیدار کرده بود، دیکتاتوری را نتیجه اقدامات سیاسی لنین از همان اول و برنامه های لنین در همان زمان اعلام کرد، در حالیکه متأسفانه بعد از یک قرن برخی صاحب نظران چپ ایران هنوز همان ساده لوحی های 100 سال پیش جنبش کمونیستی ایران را تکرار می کنند چرا که تصور می کنند چون لنین زودهنگام درگذشت، استالین استبدادی عمل کرد و مرتب نقد شخصیتی لنین در مورد استالین را تکرار می کنند که تروتسکی منتشر کرد و نمی گویند همان اول انقلاب اکتبر همین لنین دستور قتل خانواده تزار و از جمله کودکان آن خانواده را صادر کرد و امروز با آزمایشهای دی ان ای ثابت شده است. قتل خانواده تزار امری شخصی نبود و تصمیمی سیاسی از سوی لنین بود همانگونه که بعدها در دوران استالین قتل ده ها کمونیست ایرانی در شوروی از جمله پیشه وری، امری شخصی نبود و تصمیمات سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی و کمینترن بود. شکی نیست که لنین واقعاً دانش سیاسی تشکیلات حزبی را بسیار پیشرفت داد و نظیر هر دانشی دیگر می توان علم را از هرکسی آموخت(6)، اما حقایق درمورد دیکتاتوری لنینیستی را نباید کتمان کرد که بحثی شخصی در مورد او نیست و نوع تصمیم گیری سیاسی بود که از همان اول با قتل خانواده تزار به اجرا گذاشت. تصمیم گیری های سیاستمداران را می شود جدا از زندگی شخصی آنها، خوب یا بد، قضاوت کرد و اصل بحث نیز در مورد تصمیم گیری های سیاسی است و نه موضوعات شخصی که در بحث در مورد استالین خیلی متداول است و در رابطه با لنین خاطرات کروپسکایا مطرح می شود که خواندنی است اما در ارتباط با موضوع سیاسی مورد بحث، آنقدر اهمیتی ندارد. اولتیماتوم ترومن به استالین در مورد آذربایجان و کردستان ایران و عقب نشینی استالین نیز تصمیمی سیاسی بود یعنی استالین ترجیح می داد در چین پیروز شود و حاضر بود در ایران با آمریکا کنار آید. بعدها هم در زمان کودتای 28 مرداد، تصمیم ترومن به انجام کودتا در ایران تصمیمی سیاسی بود و نه امری شخصی. بهتر است پس از 100 سال، در مورد موضوعات تاریخی با ظاهر لطف شخصی و انسانیت رییس کشور شوروی در مورد مردم ایران، بدون ذکر واقعیات تاریخی مرتبط، اپوزیسیون جوان امروز ایران را گمراه نکنیم. به اندازه کافی مردم ایران از روسیه، چه تزاری، چه کمونیستی و چه پوتینی امروز، لطمه خورده اند(7).

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
بیست و ششم آذر ماه 1396
December 17, 2017

1. لنین
https://goo.gl/z5AhdZ
2. مارکسیسم
https://goo.gl/VRLEZF
3. جنبش کمونیستی ایران
https://goo.gl/yhSz4j
4. محمد ارسی
https://goo.gl/HU1SU2
5. ایران امروز: محمد ارسی: ولادیمیر لنین و استقلال و ترقی ایران
http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/...
6. سازماندهی حزبی یک علم است
http://www.ghandchi.com/1330-saazmaandahie-hezbi.htm
7. آقای اکبر گنجی از روسیه چه خبر
http://www.ghandchi.com/1696-akbar-ganji-russia.htm
http://isdmovement.com/2017/1117/112217/112217.Sam...

/Image Source : https://thecharnelhouse.org/tag/richard-seymour

 

منبع: 
http://www.ghandchi.com/1812-lenin.htm
انتشار از: 

         

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام به اقای قند چی - من ایشان را نمیشناسم ولی همانطور که خودشان نوشتند ایشان طرفدار لیبرال ...... هستند ُ طبیعی که نمیتوانند منطقی و منصفانه در خصوص لنین و شوروی نظر بدهند . در هر صورت هر دولت کمونیستی بر پایه دیکتاتوری پرلتاریا استوار هست و این بهترین روش برای برچیدن نظام بهره کشی لیبرالی است و دمکراسی واقعی است و عدالت اجتماعی را ببار خواهد اورد در حالی کع لیبرالیسم با عدالت اجتماپی و دموکراسی بیگانه هست . توقع این که از اقای قند چی توقع داشته باشیم که از سوسیالیسم یا کمونیسم تعریف بکنه خیلی احمقانه هست . چون اصولا راخ حلی برای بخبود وضع جامعه ندارند مجبودند با این حرفها هم خودی نشون بدن و هم افکار را قدری منحرف کنند . الان ثابت شده که لیبرالیسم (هر شکلش) جامعه را با بحران مواجه میکند و با منطق و ... نمی تواند کشورداری کند لذا باید با ایجاد جنگ برای خودشون درامد کسب کنند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این ملی گرایان غیر ملی امریکایی ناسیونالیست، حتی به اندازه آخوندها و چپها و توده ای ها هم نتوانستند در سیاست ایران بیم خطر کنند و کارشان فقط ایراد و انتقاد و حرافی و تبلیغات ضد کمونیستی انتقام جویانه است. اینها حتی نتوانستند شاه امریکایی و ضد ملی و آخرین مامور استعمار غرب در ایران را افشا کنند تا زودتر بساطش را با دلارهایش جمع کند و فلنگ را ببندد.اینها نه در زمان شاه و نه در زمان شیخ ،توانستند یک روشنگری سراسری بکنند و فقط مثل مرده خورها، برای اظهار وجود ، یا سراف چپها یا سراغ توده ای ها میروند.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
البته من نمی دانم آقای سام قندچی یادداشت هائی (کامنت هائی) که درباره نوشته های ایشان در تارنمای ایران گلوبال نوشته می شوند را می خوانند یا نه؟ و آیا به این یادداشت ها پاسخ هم می دهند یا نه؟ من کاری با کمونیسم و شوروی ندارم بلکه سخن من بر سر این است که با روی کار آمدن ولادیمیر ایلیچ اولیانوف (لنین) در شوروی بسیاری از پیمان های ستمگرانه ای که رژیم تزار در روسستان ایرانیان را ناچار از به کارگیری آنها کرده بود از میان رفتند و این نکته ای است که همگان حتی راست گراترین راست گراهای ایرانی نیز آن را پذیرفته اند! چه کسی محمدعلی شاه قاجار را برای به توپ بستن مجلس شورای ملی و سرکوب مشروطه خواهان یاری کرد؟ رژیم تزاری پاسخ این پرسش است! و پس از پیروزی انقلاب مشروطیت باز هم چه کسی بود که در راه سرکوب آزادی خواهان و به شکست کشاندن این انقلاب کوشید؟ باز هم پاسخ رژیم تزاری در روسستان .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی
بنده به لحاظ عقیدتی گرایش به لیبرالیسم استوارت میل و کارل پوپر و جان رالز دارم یعنی ..... اما از خواندن نوشته جناب ارسی چنین برداشتی نکردم که ایشان از استبداد لنین و استالین طرفداری کرده باشد.

راسل آینده نظامی که لنین پایه گذاری کرده در کتابی که حاصل سفرش به شوروی بود پیش بینی نمود اما این چه ارتباطی به ایران دارد؟. اصلا جناب ارسی بحثی که مطرح نمودند تنها خدمات لنین و الغای قراردادهای استعماری از جمله تقسیم ایران و.... در حق ایران بود که اصلا هم راه دوری نرفته است.

در یک جای مقاله ارسی شما پیدا کنید که از دیکتاتوری لنین و استالین در حق مردم شوروی جانبداری شده باشد بنده حرفم را پس میگیرم. جنابعالی از برشمردن خدمات لنین به قتل خاندان تزار و دیکتاتوری سهمناک استالین و... رسیدید به گمانم اکتیویست های ما بسیار عجول هستند و این برای سیاست ورزی اصلا مناسب نمیباشد.