تجمع های اعتراضی در ایران سرآغازی برای وداع با گذشتە یا ادامەی استبداد؟

تعداد مشاهدات: 
397
عزیز شیخانی
گردهمایی های این روزها اگر سرآغازی ضعیف نیز بە نظر برسند، در نهان خود می توانند پیام احساس مشترک بین مردمان خستە و بە جان آمدە از جمهوری اسلامی و رهبرانش را قوت بخشند. این جنبش های اجتماعی و سیاسی پتانسیل رشد و گسترش را دارا می باشند.
باید هوشیار و آگاە بود، کە نظام سلطنت نیز حلال مشکلات نیست و اپوزیسیون سراسری خارج از کشور نیز با طبع و سرشت دیکتاتوری آشناست.
مردم باید آزادی خود را کسب بنمایند و با بینش و آگاهی بە چرخەی استبداد کشور پایان دهند و با تاریخ مملو از زور و استبداد وداع گویند.

در این روزها در مشهد، برخی از مردم معترض خواهان حکومت غیر دینی شدند و خط بطلان بر نظام قمع کشیدند. در قم ، کە بە مرکز طلبەهای نظام آخوندی معروف است، فریاد "پهلوی، پهلوی" سر زدە شد و در تهران "روحت شاد، رضاشاە" شنیدە می شود. در کرمانشاە معترضین خواهان جمهوری ایرانی و آزادی زندانیان سیاسی هستند. علاوە بر این، در بسیاری از شهرهای دیگر کشور علیەی دیکتاتوری، حکومت و رهبری شعار دادە می شوند. این نشانەها دال بر تغییر می باشند، اما با توجە بە شعار و شعایر معترضان، معادلەی سیاسی و آیندەی ایران پر از تنش بە نظر می رسد. سوال مهم و جوهری اینست، کە آیا این اعتراضات با تجمع های گذشتە چە اختلافی دارند و سرانجام بە کجا منتهی می شوند؟ در عدم وجود اپوزیسیون کارا و قابل اعتماد، چگونە می توان سیر حوادث کشور را رهبری کرد و چە نیروهای در داخل قد علم می کنند و رهبری این اعتراضات را بە دست می گیرند؟ ملت های ایران و احزاب سیاسی این ملت ها تا چە حدی توان عملی برای شدت بخشیدن بە اعتراضات را دارند و چگونە مردم را در صفوف متحد علیە دیکتاتوری و استبداد بسیج می کنند؟ مردم و سازمان های سیاسی در ایران دارای چە نوع دیدگاە و برنامەی روشنی برای آیندەی کشور هستند و آیا در عمل بە بلوغ سیاسی کافی رسیدەاند؟
در برخی از شهرهای ایران تجمع های اعتراضی بر علیە جمهوری اسلامی ایران و سیستم سیاسی موجود در جریان است. این تجمع و تظاهرات های مردم در داخل و خارج از ایران انعکاس و بازتاب گوناگونی برجای گذاشتە است. تفسیرات و گفتەهای شاهدان و مفسران خارج از کشور بە نوعی در مورد نارضایتی مردم می گویند، اما تصویر کلی این رویدادها هنوز بە قدر کافی روشن نیست. تجمعات بە سبب نارضایتی مردم بر علیە سیاست اقتصادی دولت، مدیریت شکست خوردەی کارفرمایان سیاسی و اداری کشور و همچنین تورم افسارگسیختەی اقتصادی می باشد، کە مردم را در مضیقە نهادە است. شعار و شعایر طیف تظاهرکنندەگان متنوع هستند و در برخی از شهرها حسن روحانی و در برخی دیگر کل نظام را نشانە گرفتەاند. معدود افرادی این سیل تظاهرات و تجمعات را بە نوعی بە تندروها نسبت می دهند، کە می خواهند حکومت حسن روحانی را وادار بە عقب نشینی و شکست نمایند! از سوی دیگر، برخی از مفسران این نارضایتی ها را حاصل سیاست کل نظام و رهبری این نظام قلمداد می کنند. در شهر قم شعار "پهلوی، پهلوی" سر دادە شدە است و در بسیاری از شهرها روحانیت و سیاست این طیف جامعەی ایرانی مورد نشان قرار گرفتەاند. در کرمانشاە از جمهوری ایرانی سخن راندە شدە و در شهرهای دیگر از شاە. علاوە بر این، تظاهرکنندەگان سیاست جمهوری اسلامی ایران را بە باد انتقاد گرفتەاند، کە با استفادە از سرمایەی ملیت های ایران در خارج از مرزهای کشور سیاست بحران زدایی را دنبال و رهبری می کند (برای مثال: سوریه را رها کن / فکری به حال ما کن).
بر اساس تصاویری کە در شبکەهای اجتماعی نشر و پخش می شوند، معترضان در تهران پایتخت سکوت را شکستە و در محدودەی دانشگاە و میدان انقلاب تجمع کردەاند. آنها عدم رضایت خویش از انقلاب و رهبران این نظام ابراز می دارند. شعار معترضان دال بر این می باشد، کە اصولگرا و اصلاح طلب بازی را باختەاند و مردم از آنها انتظار خاصی ندارند. یکی از شعارهای مردم معترض عبارت بود از: "اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمومە ماجرا" و " ایرانی باغیرت; حمایت. حمایت". در کرمانشاە تجمع کنندگان در میدان آزادی و حوالی خیابان مدرس شهر کرمانشاە خواستاری آزادی زندانیان سیاسی شدەاند و رهبر جمهوری اسلامی را در امر گدایی ملت مقصر دانستەاند (بە عنوان مثال: "زندانی سیاسی باید آزاد گردد" و "ملت گدایی می کند، آقا خدایی می کند").
باید خاطر نشان کرد، کە از دید دست اندرکاران نظام این تجمع و تظاهرات ها غیر قانونی هستند و بە انقلاب و کشور صدمە می زنند! موج تجمعات در ایران جغرافیای فراوانی را شامل شدە و در ضمن بزرگترین شهر ایران را نیز تحت شعاع خود قرار دادە است. مردم ایران عموما در ادارەی کشور و حضور فعال در سیاست بە حاشیە راندە شدەاند و در مقایسە با مردمان کشورهای دیگر کند حرکت می کنند. البتە دلایل بسیاری برای دادخواهی مردم و تجمعات مردمی در ایران وجود دارد، اما در ظاهر بحران اقتصادی و تورم اقتصادی بیشتر جلب نظر می کنند. مردمان جغرافیای سیاسی ایران چهار دهە است، کە دچار تنش و چالش های متنوعی شدەاند و چە بسیارند کە در زیر سایەی این انقلاب جان و مال خود را از دست دادەاند. باید اذعان داشت، کە مردم بە شیوەی عمومی از وضعیت موجود، عمامە و سیاست سیستم موجود ناراضی بودە و می باشند. هزینەهای زندگی بیداد می کنند و امتداد بیکاری بلند مدت جامعە را سرخوردە کردە است. جامعەی جوان ایران در مورد آیندەی خویش نگران و امید چندانی بە دگرگونی سیاسی و ادامەی نظام موجود نیز ندارند. مردم در این دورە سرخوردەاند و در داخل و خارج جبهەای منظم و متحد برای رهبری تجمعات و نارضایتی مردمی وجود ندارد. طبع دیکتاریت و خود محوری در کل جامعە سرایت کردە و همەی احزاب سیاسیی و غیرە را بە دام انداختە است.
در گذشتەی نە چندان دور، رئیس جمهور کشور و بە ویژە در هنگام فعالیت های انتخاباتی وعدەهای زیادی داد. وی در شعار انتخاباتی اذعان نمود، کە فقر را کاهش دادە، اشتغال را توسعە می دهد و اقتصاد را رونق خواهد بخشید! دادەهای موجود در جامعە و بالا رفتن هزینەهای زندگی اثبات می کنند، کە روحانی و افراد قبل از وی نیز در سیاست اقتصادی خود شکست خوردە و بە وعدەهای خود عمل نکردەاند. مردم در ایران بە دلایل مختلفی نتوانستەاند در روند دادخواهی موفق شوند و سیاست سرکوب ندای حق طلبی مردم را خفە کردە است. اوضاع نابسامان اقتصادی و شکست نظام در حل و فصل امور روزانەی مردم دلیلی قوی برای تجمعات گستردە و فراوان بودە است، کە کمتر پراکتیزە شدە است. ضعف بنیاد تشکلات سیاسی، جامعەی مدنی و اهرم های کنترل قدرت در ایران، مردم را بە بیراهە کشاندە و از اصل موضوع بریدە است. مشکلات عمدەی اقتصادی، ریشە در سیاست جمهوری اسلامی ایران دارد، کە قریب بە چهار دهە است این سرزمین و مردمان این خطە را ذلیل و عاجز کردە است. تورم اقتصادی و معظلات اقتصاد کشور از تصمیمات سیاسی و حاکمان سیاسی و اداری کشور نشات گرفتەاند، کە خلاقیت و روحیەی انتقادی فرد و عموم را از ریشە خشکاندە است.
جنبش های اعتراضی در داخل نتوانستەاند بە دلایل مختلف ریشە بدوانند و سردمداران را ناچار بە عقب نشینی نمایند. در گذشتە فرصت کافی برای ایجاد و رشد احساس مشترک بین ملت های گوناگون ایران وجود نداشتە است. بنابراین، رژیم با استفادە از سر نیزە، زندان و حتی اعدام های گستردە، تجمعات مردمی را در کردستان، بلوچستان، اهواز و غیرە پس از اندی خاموش کردە و طرق سراسری شدن اعتراضات را سد نمودە است.
تجمع و گردهمایی های این روزها اگر سرآغازی ضعیف نیز بە نظر برسند، در نهان و ذات خود می توانند پیام احساس مشترک بین مردمان خستە و بە جان آمدە از نظام اسلامی و رهبرانش را شدت و قوت بخشند. این جنبش های اجتماعی و سیاسی پتانسیل رشد و گسترش را دارا می باشند. باید گفت، کە جنبش های چند سال گذشتە در منطقە نشان دادەاند، کە نظام سیاسی حاکم و مستبد در برابر نیروهای مردمی و تظاهرات عمومی چندان مستحکم و پایندە نیستند. این جنبش های اجتماعی و سیاسی در ایران از پشتیبانی رهبری معتمد و حتی رسانەهای گروهی مشخص برخوردار نیست. در نتیجە بعد از صرف ایامی در میان امواج شکستە و پر از تلاطم اوضاع کنونی از ظاهر محو می شوند و برخی از نمادهای خود را در حافظەی عمومی حفظ می کنند.
شبکەهای اجتماعی و آزاد بە نوعی جان تازەای در جنبش های انسانی در میادین گوناگون دمیدەاند. دولت ها مانند گذشتە قادر بە کنترل کانال های رسانەای نیستند. بسیاری از کاربران شبکەی اجتماعی کە نیروی جوان هستند، قادر بە ضبط، پخش و فرستادن رویدادهای جامعە هستند و از این طریق بازتاب حرکات مردمی و تجمعات مردم در خیابان ها انعکاس گستردەای دارد. آنها در داخل و خارج از کشور بە طرق مخلتف در امر خبر رسانی کوشا هستند و دین خود را ادا می کنند. در جوار این شبکەهای اجتماعی، برخی از کانال های خارجی را سراغ داریم، کە با زبان فارسی برنامە پخش می کنند و در این روزها تا حدی در مورد رویدادهای ایران تفسیرات و اخباری پخش می کنند. مردم و ملت های ایران بیشتر علاقەی وافری بە دیدن و شنیدن اخبار دارند و در کل کمتر در عمق رویدادها غوطەور می باشند. در کل، کانال فراگیر و عدم وابستەای یافت نمی شود، کە از نقطە نظر رسانەای فعال، کوشا و مورد قبول عموم باشد، بنابر این روند خبر رسانی در نهان خود با مشکل عمدەای درگیر است.
در رابطە با اوضاع داخلی ایران و سرشت و طبع این تجمعات سازمان های سیاسی خارج از کشور شروع بە پخش بیانەهای نوشتاری و صوتی نمودەاند. برخی از آنها سالهاست بە دنبال بازار آشفتە می گردند و امروزە خود را بە پیشتاز و صاحبان اصلی این اعتراضات معرفی می کنند. بە عبارتی دیگر، اعتراضات مردمی بە دلیل موقعیت نامناسب داخلی، نارس بودن اپوزیسیون داخل و خارج از کشور و برخی از نیروهای سراسری، نسبتی از نیروی محرکەی خویش را از دست می دهند. بسیاری از احزاب خارج از کشور از داخل بریدەاند و نسل جدید آشنایی چندانی با شعار و اهداف این احزاب سیاسی ندارند. کردستان بە دلیل موقعیت ویژە تا حدی از دیگر واحدهای جغرافیایی کشور ایران متمایز است، چرا کە بە گونەهای مختلف بە سنگر دفاع از آزادی بدل شدە است. البتە در این خطە نیز، احزاب سیاسی از همدیگر بریدە و دارای وحدت حرف و عمل نیستند. آنها بیشتر با مبارزات مردم کردستان درگیر هستند و کمتر مبارزات کردها را در بستر ایران از طرق رسانەها و فعالیت های دیگر بە فاز سراسری منتقل کردەاند.
برای موفقیت در این امر خطیر و عبور از نظام کنونی، نیروهای در میدان بە منطق خاصی احتیاج مبرم دارند. شعارهای معترضان دال بر عدم پختگی مردم معترض می باشد، کە از تاریخ بە حد کافی درس نگرفتەاند. شنیدن شعار "روحت شاد رضاشاە و کشور کە شاە ندارە، حساب و کتاب ندارە" خود حکایت از پراکندەگی و نبود شم تاریخی و سیاسی مردمی دارد، کە در برهەهای سخت تاریخی راە اشتباە رفتە و با احساس غیر منطقی تیشە بر ریشەی خود زدەاند. اگر رضاخان و محمد رضاشاە دارای حکمت سیاسی، دولت رفاە، نظامی انسانی و مردمی بودند، این کشور بە آسانی در دام آخوندهای عمامە بە سر گرفتار نمی شد. ایران از بیخ و بن ویران است و برای رسیدن بە هدف اصلی باید با تمام توان از تکرار اشتباهات تاریخی دوری جست و حریم آزادی های فردی، ملت ها و اقلیت ها را بە معنای کلمە پاس داشت. ملت های پیشرفتە در راە آرمان های والای خود از گذشتەهای خویش سود می جویند. مردم در ایران استبداد زدە و عقب افتادە راە منطقی را فراموش کردە و در دام گذشتە گرفتارند. آنها فیمابین دو نظام مستبد سلطنتی و انقلاب اسلامی پر از آوار و ویرانی، راە سوم و معتدل را سراغ ندارند. عمق ویرانی فرهنگ ایرانی را باید در مراجعە بە تاریخ آنها جست، کە از تکرار انتخاب حکم فرمایان و سردمداران مستبد و دیکتاتور منش خستە نمی شوند. گویی این مردم برای بازی سیاست آفریدە شدەاند و در ادوار مختلف تاریخ بە بازیچەی دست زرمدار و قدرتمداران تبدیل شدەاند. باید راە خویش را نیک تشخیص داد و در انتخاب آیندە تسلیم احساسات زودگذر نشد، کە عاقبتی تلخ و ناگوار بە ارمغان می آورند.
ایران دیر یا زود در مقابل سیل عظیم تغییرات جهانی و داخلی تسلیم خواهد شد. نظام آخوندی و ولایت فقیە تاب و توان خود را عملا از دست دادە است. سیستم ادارەی کشور و سیاست های کلی نظام مهر شکست را خوردەاند و غیر از تغییر راه دیگری ندارند. اصلاح طلب و اصولگرا در بازی سیاست کشور چندین بار شکست را تجربە کردەاند و هر دو طیف از حل مشکلات اساسی کشور ناتوان و شکست خوردەاند. این ملت های دربند و مردمان مناطق جغرافیایی کشور هستند، کە می توانند با احساس عمل مشترک و وحدت در هدف بە چهار دهە تاریکی و استبداد آخوندی پایان دهند. باید هوشیار و آگاە بود، کە نظام سلطنت نیز حلال مشکلات نیست و اپوزیسیون سراسری خارج از کشور نیز با طبع و سرشت دیکتاتوری مانوس و آشناست. بە این دلیل روشن و برهان قاطع، مردم نباید سرنوشت و آیندەی خویش را بە احساسات زودگذر و خام بسپارند، کە ‌غیر از اسارت آدمی و استبداد سیاسی هدیە و ارمغانی بە همراە نخواهند آورد.
از گذشتەها باید تجربەهای تاریخی آموخت و نباید شمشیر و نیزە بر حق و آزادی پیروز شوند. تغییرات سیاسی و اجتماعی کشور ایران همت همگانی می طلبند. آگاهی و علم عمومی و فردی در ایران نقطەی آغازینی برای بازسازی ویرانەهای گذشتە می باشند. در عمق تغییرات آتی ایران، تجزیە را باید بە عنوان یکی از معادلەهای حل بحران مزمن سیاسی و تاریخی کشور قلمداد و مورد توجە قرار داد. باید مردم خود را از یوغ استبداد فرهنگی و سیاسی رها بخشند و آزادیی انسان و جامعە را بر همەی شعارها برتری دهند. اوضاع نابسامان ایران چرکین شدە و برای درمان و اصلاح بە راە حل دمکراتیک و سیستم باز و آزاد مدنی احتیاج دارد. فریادها و شعارها بر بنیاد و بستر احساسات و خشم سوار هستند و حامل منطق حل مشکلات اساسی این سرزمین نیستند. مردم باید آزادی خود را کسب بنمایند و با بینش و آگاهی بە چرخەی استبداد کشور پایان دهند و با تاریخ مملو از زور و استبداد وداع گویند.

منبع: 
ایمیل
بخش: 
انتشار از: