خیزش سراسری مردم ایران، چگونه کامیاب می شود؟

تعداد مشاهدات: 
2176
با وجود پرتوانی و گستردگی خیزش سرنگونی خواه مردم ایران، دستیابی آن به هدف هایش مستلزم عناصر دیگری، افزون بر تظاهرات روزانه و ایستادگی دلیرانه در برابر مزدوران امنیتی و انتظامی رژیم نیز می باشد.... خیزش مردم تنها در صورتی می تواند رژیم تبهکار جمهوری اسلامی را به زیر کشد که دارای سازماندهی و برنامه، هرچند کلی، باشد

خیزش دادخواهانه ی مردم ایران، از روز 7 دی 1396، با خیزش مشهد، به گونه ای آشکار وارد مرحله ی سیاسی شد و خواهان دگرگونی بنیادین در وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور گردید.
خیزش کنونی، در پی بیش از سه سال اعتراضات گسترده و مستمر صنفی و مدنی در نقاط گوناگون ایران رخ نمود؛ اعتراضاتی که در همان حال که جامعه ی ایران را به لزوم حرکتی بنیادی تر آگاه کردند، مردم را برای رفتارهای هماهنگ گروهی برای رسیدن به خواسته های خود نیز آماده ساختند.
برای شناخت خیزش اعتراضی جاری باید ویژگی های اصلی آن را شناسایی کرد:
1 ـ سیاسی بودن: خیزش کنونی، یک حرکت سیاسی است، هرچند که خواسته های صنفی، مدنی، معیشتی و فرهنگی را نیز در دل خود دارد. ترکیب متنوع شرکت کنندگان در گردهمایی های اعتراضی و شعارهایی چون: "مرگ بر خامنه ای"، "جمهوری اسلامی، نمی خوایم" و مانند اینها تردیدی برجا نمی گذارد که این خیزش، ماهیتی سیاسی دارد و رژیم حاکم را هدف گرفته است.
2 ـ سرنگونی خواهی: خیزش سیاسی موجود، حرکتی است که براندازی کلیت رژیم جمهوری اسلامی را می خواهد. شعارهای روشن بر ضد شخص علی خامنه ای و شعار هایی چون: "جمهوری اسلامی نمی خوایم"، " آخوند باید گم بشه"، " سید علی حیا کن! مملکتو رها کن"، استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" و "رضا شاه، روحت شاد"، در کنار شیوه ی ستیزه جویانه ی اعتراضات، ایستادگی در برابر خشونت گماشتگان امنیتی رژیم و تصرف و به آتش کشیدن مراکز حکومتی، آشکارا نشان می دهند که این حرکت پرتوان، سرنگونی حکومت را می خواهد، ضمن اینکه جناح اصلاح طلب رژیم هیچ نفوذی بر خیزش مردم ندارد.
3 ـ سراسری بودن: خیزش سرنگونی خواه ایرانیان، در همه جای کشور و نزد همه ی تبارهای گوناگون ایرانی حاضر است. نوع اعتراضات، شعارهای تظاهرات و حتی زمان آغاز گردهمایی ها(معمولاً از ساعت 16 به بعد) در سراسر ایران همانند است. این هماهنگی چشمگیر مردم ایران، که در دیگر جنبش ها و انقلابات تاریخ این سرزمین نیز وجود داشته است، تردیدی نمی گذارد که این حرکت یک خیزش سراسری است و به منطقه ی ویژه ای از کشور محدود نیست.
4 ـ فرا طبقاتی بودن: در خیزش دادخواهانه ی مردم ایران، گروه های گوناگون اجتماعی از طبقه ی فرودست و نیز طبقه ی میانه ی جامعه حضور دارند. کارگران حقوق نگرفته، مالباختگان مؤسسات اعتباری وابسته به رژیم، دانشجویان ناخوشنود از نظام منحط آموزشی جمهوری اسلامی، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، کارمندان، بیکاران و دیگر گروه های اجتماعی زیر ستم و فشار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کنار هم در همایش های اعتراضی و ستیز با خشونت نیروهای امنیتی رژیم شرکت می کنند. به جرآت می توان گفت که به جز طبقه ی فرادست جامعه، که همانا سران و کارگزاران رژیم هستند، همه ی لایه های جامعه ی ایران از خیزش کنونی پشتیبانی می کنند. از این رو خیزش حاضر را باید خیزشی ملی نامید.
5 ـ خود جوش بودن: خیزش ملی ایرانیان بر ضد رژیم جمهوری اسلامی ناشی از برنامه و نقشه ی هیچ جریان سیاسی ای نیست و از این رو حرکتی خودجوش است. تئوری های برآمده از جناح اصلاح طلب رژیم که این رویداد را به اصول گرایان یا وابستگان احمدی نژاد منتسب می کنند، نه تنها دلیلی برای نظر خود ندارند، بلکه از پاسخ به این پرسش نیز ناتوانند که: پس چرا نوک تیز شعارهای تظاهرات به سوی علی خامنه ای، سپاه و بسیج است؟ روشن است که نه جناح ها و عناصر رژیم و نه هیچ جریان سیاسی دیگری، گرداننده ی این خیزش سراسری نیستند. بزرگترین وجه سیاسی مشترکی که در همایش های اعتراضی کنونی به چشم می خورد، رویکرد ضدیت بنیادین با رژیم جمهوری اسلامی و ایدئولوژی آن است.
6 ـ سکولار بودن: خیزش خودانگیخته ی ایرانیان، منادی عدم دخالت دین در حکومت است. شعارهای سراسری "اسلامو پله کردن، مردمو ذله کردن"، "حسین حسین شعارشون، دزدی افتخارشون"، "آخوندا حیا کنین! مملکتو رها کنین!"، "رضا شاه روحت شاد"، هجوم به حوزه های علمیه، امامزاده ها، مساجد و گفته های کنشگران درون مرزی و شرکت کنندگان در اعتراضات، همه نشان از دل خون مردم از 39 سال حکومت به نام دین دارند.

خیزش چگونه می تواند کامیاب شود؟
با این شناخت از ماهیت خیزش سیاسی کنونی، به این می پردازیم که این خیزش چگونه می تواند به هدف های خود دست یابد.
با وجود پرتوانی و گستردگی خیزش سرنگونی خواه مردم ایران، دستیابی آن به هدف هایش مستلزم عناصر دیگری، افزون بر تظاهرات روزانه و ایستادگی دلیرانه در برابر مزدوران امنیتی و انتظامی رژیم نیز می باشد.
یک خیزش سیاسی، هر اندازه هم گسترده و فراگیر باشد، تا زمانی که برنامه و سازماندهی کارآمدی ندارد، ماهیت یک شورش ستم ستیز را دارد، که هرچند خشم مردم را از رژیم فاسد به نمایش می گذارد، اما نمی تواند به ستم پایان دهد و دگرگونی ای در ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه ایجاد نماید.
کوتاه اینکه، خیزش مردم تنها در صورتی می تواند رژیم تبهکار جمهوری اسلامی را به زیر کشد که دارای سازماندهی و برنامه، هرچند کلی، باشد.
1 ـ برنامه ی جنبش: برنامه ی شایسته و مؤثر برای جنبش سرنگونی خواه، برنامه ای کلی است که ضمن در بر داشتن هدف های مشترک همه ی شرکت کنندگان و پشتیبانان جنبش، از ورود به جزئیاتی که موجب اختلاف و درگیری میان نیروهای شرکت کننده در جنبش می شود خودداری کند.
کلیاتی که در مرحله ی کنونی برای پیشبرد خیزش ملی قابل تأکید هستند، عبارتند از:
الف ـ سرنگونی: بیگمان سرنگونی کامل رژیم جمهوری اسلامی با همه ی جناح ها و شاخه های آن خواست نخست خیزش ملی کنونی است.
ب ـ دموکراسی در دوران گذار: برای گذار به نظام سیاسی نوین، پس از جمهوری اسلامی، تنها راه خردمندانه رجوع به آرای همگانی مردم ایران است. این راهکار مردمسالارانه، به شیوه ی برپاسازی مجلس مؤسسان با شرکت نمایندگان منتخب مردم، در انتخاباتی کاملاً آزاد و زیر نظارت نمایندگان سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های معتبر بین المللی، و سپس تعیین نهادهای حکومتی نوین، باز هم با انتخابات آزادی به همان روش، تحقق پذیر است.
2 ـ سازماندهی جنبش: خیزش سراسری مردم باید از راه برپا سازی ستاد های جنبش در سراسر نقاط کشور عملی شود. جنبش مردم، برای کامیابی باید مستقر و نهادینه شود. از این رو لازم است در هرجا که کنترل منطقه ای به دست مردم می افتد، ستاد جنبش در محل معینی، چون فرمانداری یا دیگر مراکز حکومتی تسخیرشده به دست مردم، تأسیس شده، از میان مردم به عضوگیری برای حفاظت از منطقه در برابر بازگشت نیروهای رژیم بپردازد و بدینگونه سازمان جنبش را بنیاد نهد.
ستادهای جنبش، جنبش را تا بیرون آوردن سراسر میهن از دست مزدوران رژیم و سرنگونی قطعی آن پیش خواهند برد.
در تشکیل ستادهای جنبش باید همه ی مردم شرکت کننده در جنبش، با هر گرایش سیاسی و عقیدتی، تنها با درنظرگیری برنامه ی سیاسی پیشگفته، مبتنی بر دو هدف سرنگونی و دموکراسی برای گذار، حق شرکت داشته، با یکدیگر همکاری کنند.
در صورت سازماندهی ستادی جنبش ملی برپایه ی برنامه ی روشن "سرنگونی ـ گذار دموکراتیک"، مسلماً جامعه ی ایران می تواند با یاری کنشگران شناخته شده ی سیاسی و اجتماعی، امر تعیین یک حکومت موقت گذار ملی را برای گذار به یک جامعه ی آزاد و مردمسالار با کامیابی به پیش برد.

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از تحلیل و راهکار منطقی تان بسیار متشکرم. همانطور که اشاره کرده اید برنامه و تشکل مهمترین اصول موفقیت نهضت هستند . خودجوش بودن برای اول نهضت یک حسن است و علامت مردمی بودن آن.ولی اگر این حالت خودجوشی ادامه پیدا کند و سازماندهی به خود نگیرد موجب شکست و تسلط دوباره حکومت و انوقت انتقام کشی از مردم خواهد شد. ایجاد ستاد های جنبش در شهرها و محلات یک کار بسیار لازم است تا جنبش از بین نرود.