از اين رؤيا رها نخواهيم شد چون اين رؤيا رهايى است




تقديم به آنكه رها نيافت اما رها كرد.

 

نمى شود گفت فلسفه ى ما غمناك است. اتفاقاً اندوه اسارت، تضادها را افشا مى سازد. آزربايجان هنوز دلتنگ روزگاران رهايى است. بعضى ها مى گويند رها خواهد شد و بعضى ها با توجه به شرايط تو در توى خاورميانه اعتقاد دارند ناشدنى است. بحث سر اين است كه آزربايجان اسير است. كسى را در اين اندوه اسارت شكى نيست. سياستمداران و قهرمانان و اديبانش راوى اين اندوه اسارتند.

ايران هم اندوهى از جنس رها ناشدگى دارد. بخش هاى زيادى از تاريخ ايران رها نيافته است. و فكر نمى كنم كلمه اى به نام ايران به رهايى برسد. در حوزه ى سياست و فرهنگ مدام به سمت دين و نژاد ليز مى خورد چون تركيبى از جنس دموكراسى را لمس نكرده است، چون نمى تواند براى ديگرى هاى درون، قوانين مساعد و دموكراتيك تصويب كند. ايران مثل پيراهن كشدار در طول تاريخ كش خورده، جمع شده، طول و عرض عوض كرده است. اين ماجرا ادامه دارد.

در چنين ايرانى، غالبيت يك زبان و يك نژاد همان مغلوبيت اوست، چون اين زبان و فرهنگ مجبور است براى سركوب زبانها و مليت هاى ديگر مدام نقش هجمه و ستيز و جدل به خود بگيرد. سانسور و طرد و انكار پيشه كند. بزرگنمايى و خود برتربينى توليد كند. اين غالبيت به خوبى مى داند كه اگر غالبى هست مغلوبى هم هست و دارد به رينگ هاى بعدى مى انديشد.

اگرچه تعابير غالبيت از غلبه، همان اقتدار سياسى و فرهنگى است اما تعابير مغلوب از اين غلبه، سلطه و سركوب است. هيچكدام از اين دو، در ايرانى كه مصلحتاً اين شكلى است تعبير واحد از مليت و زبان و كشورشدگى ندارند. بنابراين ادبيات گفتمانى غالب و مغلوب با شكل هاى متضاد و ناهمگون ساخته مى شود.

اين طبيعت اين جدال است. ملت اشغال شده در اوقات اسارت رهايى را مى نويسد و ملت مسلط، رهايى را در چسبيدن به سلطه ى اقتدار مى جويد.

اين مختصر نكته را از آن روى نوشتم كه راوى اندوه خويش بودن به مفهوم ترويج سياهى و نا اميدى و تراژدى در ادبيات آزربايجان نيست بلكه تاريخنگارىِ اوقاتى است كه براى حصول رهايى استارت زده شده است. ما در درون اين اندوه و حسرت و فرقت و اسارت داريم از رؤياهاى رهايى انسان دفاع مى كنيم.

خودمانى تر بگويم كه يك زندانى با زندان حال نمى كند بلكه با رؤياى رهايى حال مى كند. او روزها را مى شمرد، تقويم را بر در و ديوار مى نگرد، سعى در قوى نگهداشتن خويش مى كند. اين كارها را براى زندان و زندانبان انجام نمى دهد بلكه دارد خود را براى روز رهايى آماده مى سازد.

 

انتشار از: