مصلحت نظام ولایت فقیه یا مشروعیت حقوق مردم ایران

"تقیه برای مصلحت نظام" در واقع نقدی است کوتاه بر رفتار سیاسی آخوندهای سیاستمدار و به ظاهر دیندار و دنُیاگریز، که فرد فرد ایرانیان به تمام معنا اسیر پاسداران چکمه پوش و فقیهان تقیه گر و جاه طلب حاکمیت آنها شده و "ضدیت با حقوق مردم ایران" از ابتدای روی کارآمدن رژیم جمهوری اسلامی تا کنون در اصول اساسی و بیشتر قوانین دیکتاتوری ولایت فقیه مشهود و موجود است...

امروزه بسیاری از مردم ایران برای اثبات پیشینه تاریخی خود و وجود اخلاق و معنویات در کشورشان، سعی دارند تا نگاه و نگرش دیگر ملیتها و کشوها را به سُخن گوهربار یکی از پادشاهان سلسله هخامنشی که از اهورا مزدا خواسته بود تا ایران را از شرّ دروغ  و خشکسالی در امان بدارد، سوق دهند. اما افسوس مردمان این سرزمین، نزدیک به چهار دهه است که گرفتار ظلم و ستم مضاعف حاکمیت مُلایان فاسد و دروغگو گشته اند.

"تقیه برای مصلحت نظام" در واقع نقدی است کوتاه بر رفتار سیاسی آخوندهای سیاستمدار و به ظاهر دیندار و دنُیا گریز، که فرد فرد ایرانیان به تمام معنا اسیر پاسداران چکمه پوش و فقیهان تقیه گر و جاه طلب حاکمیت آنها شده و "ضدیت با حقوق مردم ایران" از ابتدای روی کارآمدن رژیم جمهوری اسلامی تا کنون در اصول اساسی و بیشتر قوانین دیکتاتوری ولایت فقیه مشهود و موجود است.
خمينی سیاستمداری معمم بود که فتوا داد، برای حفظ اسلام و نظامش، تقیه یا دروغ گويی بعنوان واجب شرعی جایز است. البته این بدان مفهوم نیست که هر شخصی مرتکب دروغ گفتن شود يا تقیه پیشه کند، تنها مقصر آن فقط شخص خمينی است، بلکه از کلینی تا شیخ طوسی،باقر مجلسی و دیگر مُلایانی که معماران اصلی بنای کج اندیشی مذهبی و مسئول پرورش تقیه و ریاکاری در بخشی از جوامع اسلامی هستند، هر یک در جایگاه خود مسئول و خاطی محسوب می گردند. اما بی شک نقش خمینی به عنوان رباینده یک انقلاب مردمی، مرجع تقليد، بنيانگذار نظام مذهبی و دارای القاب و عناوینی دیگر، بعنوان طراح تقیه و دروغ برای حفظ نظام ولایت فقیه  پر رنگ و اصلی تر تلقی می شود.
بعد از خمینی، تقریباً سایر مُلایان در حاکمیت ولایت فقیه به تمامی وصیت های سیاسی ـ مذهبی او در عرصه های گوناگون و تلاش برای ماندگاری نظام مذهبی با شگردهای نوین در تولید انواع تقیه و دروغ به صورت تمام و کمال، به دستورات و اوامر امامشان لبیک گفته اند.!

 طی سالهای اخیر، مردم ایران در اعتراض به وجود تقلب فراوان و نقش آفرینی های منفی جناح افراطیون رژیم در انتصابات فرمایشی، پس از سی سال در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، به رهبران نظام ولایت فقیه فهماندند که خمینی و یارانش با دروغ و تقیه یک حکومت مذهبی بر آنها تحمیل نموده اند ودیگر شگرد مذهبی آنها نمی تواند دوام بیاورد.

با وجود درک رژیم دینی از این واقعیت، متٲسفانه در بیشتر موارد و هنگامی که چالش های متعدد مذهبی، دامن مُلایان ولایت فقیه را می گیرد، معمولا آنها برای اثبات عقاید باطل خود، کُتب و احادیث سایر مذاهب دیگر را بعنوان سند می آورند و این کار برای آنها بسی سهل و آسان است، زیرا تکلیف بیشتر مذاهب روشن است و در آنها هیچ سخنی منسوب به تقیه و ریاکاری یا در انتظار منجی نشستن و یا فریفتن مردم برای یک هدف  و مقصود سیاسی نیست.!
روحانیون سیاسی ـ مذهبی ایران، فقط به این امر بسنده نمی کنند که مانند حکومت شاه، به طور عمودی در جامعه حضور داشته باشند، بلکه به دنبال آن هستند تا با دستاویز قرار دادن دین و خرافات مذهبی در جامعه، به طور افقی در سراسر جامعه حضور داشته باشند. بنابراین مصلحت نظام ولایت فقیه آنان، بعنوان یک رژیم "سراسر بين panoptic"، چنان می طلبد که مُلایان در تمامی عرصه ها حضور داشته باشند و در هر موقعیت خاصی با ابزار تقیه و ریاکاری خواسته های خود را تحقق بخشند.
گمانی نیست که، دروغگويی مهمترین رکن رژیم ولایت فقیه است و هر وقت "مصلحت نظام" آنها ايجاب کند، به مانند فرمان خمینی در اعدام هزار زندانی سياسی در تابستان ۱۳۶۷، بی رحمی نسبت به زندانيان سياسی محکوم به حبس نیز از اصول ترديد ناپذير نظام دینی شان محسوب می شود.
در واقع، رهبر ولایت فقیه و دیگر مسئولان نظامش به وجود تناقض های فراوان در سیاست و حاکمیت سیاسی خود واقف اند، اما چون خشت اول را کج نهاده اند، نمی توانند به هیچ وجه اصلاح و یا تجدید نظر در بسیاری از برنامه های آن را بپذیرند، چرا که هر اصلاحی جز نابودی کلی آنها نخواهد بود.
شاید بهترین نمونه تقیه و دروغ های مسئولان رژیم ولایت فقیه، سخنان اخیر حسن روحانی در دفاع از حق مردم معترض شهرهای مختلف ایران است، روحانی انگار نظرات و تهدیدات تند خود در زمان قیام کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ را فراموش کرده و حافظه تاریخی مردم ایران را ناچیز می انگارد، چون در سخنان کنونی اش نگرشی کاملاً متضاد با سخنان سابق اش دارد و می کوشد از باب ریاکاری و تقیه و به منظور حفاظت از نظام و پایبندی به اصل تقیه و دروغ در هر شرایطی، مصلحت کلی حاکمیت بر مطالبات مشروع مردم را ارجح تر بداند و با کمال بی شرمی، چهره ای زیبا و زیبنده از دیکتاتوری مُلایان به دست دهد، غافل از آنکه کشتی آنها نیز در مسیر طوفانزای خشم مردم ایران قرار گرفته است.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: