اعتلاف ارتجاع جهانی در مقابل وجدان و شرافت انسانی

از منظر تفکر من مبارزه برای سرنگونی حاکمان جنایتکار داعشی در ترکیه و ایران و سوریه و عراق سلیمانیه وتمام حکومتهای منطقه یکسان است.چون با سرنگونی یکی از انها بخشی از ملتهای تحت ستم در منطقه ازاد خواهند گشت و ازادی خلق کرد و یا بخشی از خلق در زنجیر کرد و عرب و سریانی و ... در سوریه ؛ ازادی خلق کرد و فارس و ترکمن و عرب و بلوچ و گیلک و عرب و.... سایر خلقهای این منطقه و سپس جهان را تضمین میکند.سرنوشت اینده حکومت های شورایی جهانی و کنفدراسیون شورایی منطقه ای از درون مقاومت شوراها در روژاوا تعیین میشود

اکنون عملا در منطقه و جهان دو جبهه و دو صف بندی جهانی ایجاد گشته است . با اغاز تجاوزارتش ترکیه به عفرین و تداوم جنایت و اعدام و شکنجه  و سرکوب در ایران این دو جبهه وارد جنگ رودر رو گشته اند.جبهه مرتجعین کارگزار و حاکمان که از  دل دولتهای منطقه بیرون امدند  و اربابان جهانی انها  یعنیهمه  قدرتهای جهانی و تمامی دولتهای جهان که  ماسونییزم جهانی انها را هدایت میکنند . بر اساس فاکتهای تاریخی همه این دولتها  جنایتکار بوده و هستند و خلقهای خود را بشکل سیستماتیک کشتار و غارت میکنند تا سهم اربابان خود را بپردازند تاحاکمیت وابسته و کارگزلری شده خود را تضمین کنند. در مقابل جبهه مرتجعین جبهه و صف انقلابیون و ازادی خواهان جهان و انسانهای منطقه که از شرافت  بشر و حیثیت ان همیشه دفاع کرده و میکنند قرار گرفته اند.اکنون و در این ورطه حساس سرنوشت و اینده ملتهای تحت ستم در منطقه و ازادی و رهایی کامل انها با پیروزی هر یک از این جبهه ها  رقم خواهد خورد.اکنون شما خواننده گرامی که در هر موقعیت اجتماعی وانسانی وجغرافیایی که قرار گرفتید مجبور هستید خود و تعلقتان را به یکی از این جبهه ها اعلام نماییید.یا با جلادان حاکم و فاشیست حاکم در ایران و ترکیه و سوریه و  اربابان روسی و چینی و امریکایی و اروپایی و کل دولتهای فاحشه جهان هستیید و یا با در جبهه شرافت انسانی بشر که جنگ بر وی توسط مزدوران حنایتکار در منطقه بدان تحمیل گشته است قرار خواهی گرفت .راه فرار و سومی وجود ندارد.
یا بیشرفی یا از شرافتت دفاع خواهی کرد
از منظر تفکر من مبارزه برای سرنگونی حاکمان جنایتکارداعشی در ترکیه و ایران و سوریه و عراق سلیمانیه وتمام حکومتهای منطقه یکسان است.چون با سرنگونی یکی از انها بخشی از ملتهای تحت ستم در منطقه ازاد خواهند گشت و ازادی خلق کرد و یا بخشی از خلق در زنجیر کرد و عرب و سریانی و ... در سوریه ؛ ازادی خلق کرد و فارس و ترکمن و عرب و بلوچ و گیلک و عرب و.... سایر خلقهای این منطقه و سپس جهان را تضمین میکند.سرنوشت اینده حکومت های شورایی جهانی و کنفدراسیون شورایی منطقه ای از درون مقاومت شوراها در روژاوا و در این نبردها تعیین میگردد

ازادی خلق کرد برابر با ازادی ترک اسیر و در زنجیر در ترکیه و ایران نیز است
سکوت شما  هم در سرکوب و جنایت در هر یک از این جبهه ها ؛ چه در جبهه اغاز شده جنبش مردمی در ایران و سرکوب و قتل عام در جریان ان و یا در جنبش حاکم گشته در روژاوا و حاکمیت شوراها و جنایت در شرف وقوع عفرین شراکت در جنایت بشمار خواهد رفت.
هر دو جریان قتل عام و سرکوب در ایران و اغاز حمله به عفرین از یک نقطه فرمان داده شده است.توافق و بند و بستهای پنهان این جنایتکاران برای تعیین اینده ملتهای تحت ستم انجام گشته است .میلیاردها دلار قیمت شرافت مردمان اروپا و امریکا و جهان توسط دولتهای بیشرف حاکم بر انها در یافت شده است تا وجدانهای انها را بخواب ببرند.بخشی از دنیای مدعی تمدن نیز در سکوت شرم اور بر اساس منافعشان تنها نظاره گرند. همدستی همه این دولتها و سازمانهای بین المللی منشعب از دولتها در جنایت بر همگان اشکار گشته است.
به باور من هر فردی که به حق تعیین سرنوشت ملتها و ازادی انها معتقد است نمیبایست سرکوب خونین ملت کورد را نادیده بگیرد.سرکوب هر ملتی اعم از ترک و کرد و بلوچ و عرب و سورانی وگیلگ و ماز و تاتار و لزگی وفارس و ارمنی و ...میبایست در اغاز ان محکوم گردد.اگر شما بنا بر تعلقات و احساس ملی تان در جبهه سرکوبگران حاکم فاشیست در اذربایجان و ترکیه قرار بگیرید شما نیز جنایتکارید.و یا انقدر عاری از شعور و درک سیاسی هستید که قادر به دیدن فاجعه در پیش رو نیستید نوبت بعدی شما خواهید بود.به باور من اصلی ترین و تنها تروریست در منطقه و جهان دولتها و همه دولتهای منطقه هستند چون همه جنایتکارند.

جنگ علیه روژاوا و ارمانهای شوراهای حاکم با هم پیمانی و همکاری دولت روسیه و ایران و عراق و بشار اسد و امریکا و اروپا و حتی چین صورت گرفته است.همه این دولتها مرگ تدریجی خود را که در روژاوا نوید و ارمانش  را وعده  دادند و بدان وعده ها بدرستی اجرا کردند بتعویق میاندازند.

به باور من کنفدراسیون شورایی منطقه یگانه راه نجات ملتهای تحت ستم در منطقه است.پیشقراولان و پیشگامان این جنگ منطقه ای زنان ومردان شجاع در صفوف یک جبهه واحد هستند.سرنوشت اینده کانتونها و شوراهای تبریز و تهران و اهواز ومشهد و بغداد و کرکوک و کابل و دهلی نو و امارات و ریاض و بحرین امروز در نبرد عفرین رقم میخورد

سرنوشت تلخ مشترک و فرهنگ و تاریخ مشترک و درد مشترک بهمراه دشمن مشترک مبارزه مشترک را میطلبد.پیروزی مشترک نیز از اتحاد عمل مشترک در مبارزه حاقل میگردد.مبارزه و قهرمانی انسانهای شریف در جبهه روژاوا با انکه مختص و افتخار خلق کرد است تنها متعلق به کردها نیست.روژاوا ارمان مشترک و ارزوی مشترک  خلقهای تحت ستم در منطقه را نمایندگی میکند.ازادی و رهایی کامل و حق تعیین سرنوشت

احزاب و سازمانهایی که در گذشته ننگین خود در مناسبتها و تضادهای مابین دولتهای منطقه طرف یک و یا چند تا از این دولتها و یا قدرتهای جهانی را گرفته و یا بازیچه انها گشته اند نیز حق مالک شدن این مبارزه را ندارند.همان بهتر که انها به لولیدن در تئوریهای مضحک خود بپردازند.حداقل مرامنامه و اساس نامه خود را مبنب بر همکاری با همه دولتهای منطقه را تغییر دهند در زمانی که مردم و شوراها درگیر جنگ خونین با دو دلت جنایتکار هستند.بیش از این ابرو ریزی نفرمایند.این احزاب همیشه برای کسب موقعیت رهبران حزب  بر اساس قیمت پرداختی و منافعشان با دولتهای متخاصم حتی مزدوری انها را در تاریخ سیاسی خود بیادگار گذاشتند.حافظه تاریخی مردمان منطقه این خیانتها را فراموش نخواهد کرد و لطفا انها این مبارزه که بر سر شرافت انسانی است را با بیشرفی خود و تاریخچه ننگینشان الوده نسازند.
هارای هارای من انارشیست ترکم .اما اکنون هارای هارای من روژاوا هستم

صلح و باریش مسیری بود که شوراها را تا سرنگونی دولتهای مرتجع منطقه برای رهایی کامل مردمان منطقه میگسترانید.تا انکه جنگ بر انها تحمیل گشت.اما مقاومت و مبارزه نیز ارمان شوراها را خواهد گسترانید .همچنانکه تجربه کوبانی و قهرمانی رزمندگان و با جانبازی شریفترین انسانها ان را اثبات کرد.عفرین کوبانی دیگری برای متجاوزین خواهد بود.جنگیدن برای صلح سخت است
باریش نصیریان

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: