عفرین جایی برای نبرد همه

نظم بخشی و اقتدار و حوزه نفوذ ترکیه در امتداد این نوار مرزی نهصد و یازده کیلومتری برای ترکیه آن اندازه حیاتی است که در حوزه مسائل امنیت ملی تعریف می شود با توجه به گسل‌های فعال قومی در جنوب ترکیه و شمال عراق (نشیمن‌گاه تاریخی کردهای منطقه) اکنون فعال شدن یک گسل قومی دیگر در ضلع سه گانه این محدوده جغرافیایی برای ترکیه معنایی جز کمرنگ شدن حوزه نفود این کشور طی دهه های آینده را نخواهد داشت.

از آغاز بحران در سوریه تقریبا روزی نبوده که ترکیه پیدا و پنهان بر خواسته و میل خود مبنی بر ایجاد یک منطقه پرواز ممنوع و یک منطقه حائل در شمال سوریه اصرار نکند.ترکیه در نوار مرزی جنوبی خود با سوریه حدود نهصد و یازده کیلومتر مرز زمینی مشترک دارد این حیطه جغرافیایی برای ترکیه نه از امروز بلک حتی پیش از قرارداد سایکس پیکو و طراحی جدید خاورمیانه منطقه ای حیاتی و دارای اهمیت بوده چرا که این گلوگاه درعهدعثمانی بعنوان بخشی از خاک آن امپراتوری حلقه اتصال آناتولی مرکزی به سرزمینهای جنوب مدیترانه از حلب تا فلسطین بود و چه امروز پس از ترسیمات یک سده اخیر خاورمیانه و از دست رفتن بخش عمده سرزمین‌های تحت تسلط عثمان  مطابق با قرارداد بحث بر انگیز سایکس پیکو این مرز نهصد و یازده کیلومتری همواره محل چشم و گوش تیز کردن ترکیه بوده  هم از باب  رصد تحرکات اسرائیل و رژیم دشمق و هم این اواخر با ظهور وسر برآوردن دوباره جریان‌های کردی و ایجاد کانتون های سه گانه در شمال سوریه حساسیت ترکیه نسبت به این مناطق بیش از پیش برانگیخته شده است.

ترکیه و بویژه ملی گرایان تندرو ترک هنوز هم حلب را سرزمین از دست رفته خود می‌دانند،آنها شاید هنوز در رویای خود در تصور برقراری نئو عثمانی هستند که اگر نه بر روی نقشه جغرافیا بلکه در حوزه سیاسی و عمق استراتژیک نفوذ آنها را تا جنوب مدیترانه ترسیم کند. مدیریت بحران در مرزهای جنوبی ونظارت و کنترل بر تحرکات پ.ک.ک و نیروهای ی.پ.گ در شمال عراق و سوریه همچنین ایجاد راه‌گذری برای نفوذ استراتژیک ترکیه و شبه نظامیان تحت حمایتش در سوریه از مهمترین دلایل پافشاری ترکیه بر ایجاد منطقه حائل بوده است. اما حالا با برآمدن نیروهای کردی در شمال سوریه و ماندگاری رژیم اسد و حضور آشکار ایران و روسیه در سوریه رهبران حزب عدالت و توسعه و ملی گرایان ترک نه تنها رویای ذهنی خود را از دست رفته می‌بینند بلکه عملا شاهد تشکیل یک دولت نیمه پنهان کردی در زیر پای خود هستند که می‌تواند به تمامی نقشه جغرافیا منطقه و صحنه سیاسی و بازی را برای ترکیه تغیر وبا دشوار ی روبرو کند.

نظم بخشی و اقتدار و حوزه نفوذ ترکیه در امتداد این نوار مرزی نهصد و یازده کیلومتری برای ترکیه آن اندازه حیاتی است که در حوزه مسائل امنیت ملی تعریف می شود با توجه به گسل‌های فعال قومی در جنوب ترکیه و شمال عراق (نشیمن‌گاه تاریخی کردهای منطقه) اکنون فعال شدن یک گسل قومی دیگر در ضلع سه گانه این محدوده جغرافیایی برای ترکیه معنایی جز کمرنگ شدن حوزه نفود این کشور طی دهه های آینده را نخواهد داشت.

از این رو ترکیه در همان ابتدای بحران سوریه بخشی از سیاست خارجی خودش را اینگونه طراحی و ترسیم کرد که باید در شمال سوریه یک منطقه حائل و یک منطقه پرواز ممنوع ایجاد شود دولت‌مردان ترکیه برای به کرسی نشاندن این خواسته خود توجیه همه پسندی داشتند و آن اینکه هجوم سیل اسای آوارگان سوری به سمت مرزهای ترکیه خارج از توان و کنترل این کشور است، از این رو نیاز به ایجاد منطقه‌ای حائل در شمال سوریه برای اسکان آنان وجود دارد

دو آنکه ترکیه می‌گفت اگر این منطقه حائل ایجاد شود و سکونت‌گاه موقت آوارگان سوری شود آن‌گاه می‌توانیم رژیم اسد را وادار به ایجاد منطقه پرواز ممنوع در شمال سوریه با توجیه ضرورت تامین امنیت آوارگان بکنیم.

سوم آنکه با امنیت ایجاد شده در این مناطق و ایجاد نیروهای مرزبانی و پاسبانی مانع تردد نیروهای وابسته به داعش و گروههای تندرو از این مناطق و ارتباط آنها با گذرگاهها مرتبط با خارج سوریه می شویم.

این حرفها و ادعاهای ترکیه در ظاهر کاملا درست و با واقعیت موجود سوریه همخوانی داشت،اما کشورهایی که مخاطب ترکیه بودند به ویژه نیروهای ائتلاف می‌دانستند که در واقع این اصرار ترکیه برای ایجاد منطقه حائل نه صرفا از بابت این دلایل سه گانه بلکه مهمتر از آن هدف ترکیه  محدود کردن تحرکات نیروهای ی.پ.گ(شاخه نظامی حزب دموکراتیک کردستان سوریه پ.ی.د) و حضور استراتژیک خودش در شمال سوریه است.

آنها می‌دانستند در صورت ایجاد چنین منطقه‌ای و حضور نیروهای ترکیه تحت لوای نیروهای تامین امنیت منطقه، عملا موجب خنثی شدن نیروهای ی.پ.گ و بالادست قرار گرفتن شبه نظامیان مورد حمایت ترکیه خواهند بود و اگرچنین اتفاقی بیافتد فضا برای چانه زنی بیشتر ترکیه با غرب درمورد سوریه فراهم خواهم شد.به همین دلیل و دلایل چند دیگری این تلاش ترکیه با عدم اقبال متحدان غربی اش مواجه شد.

سماجت ترکیه بر این خواسته تا جایی پیش رفت که در مقطعی این کشور را در برابر روسیه قرار داد. روسیه ای که نیروهایش در حمایت از رژیم اسد در سوریه قرار داشتند و نهایتا هدف قرار دادن جنگنده روسی  توسط ارتش ترکیه و پیامدهای سنگین بعد از آن، این کشور را تا مدتی از این خواسته خود عقب راند.اما در جریان پاکسازی رقه از نیروهای داعش بار دیگر ترکیه بخت خود را در این زمینه آزمود و به امریکا پیشنهاد داد که در عملیات رقه به جای بهره گیری از نیروهای ی.پ.گ از ارتش ترکیه استفاده کند و ترکیه همراه با نیروهای ائتلاف کار داعش را در رقه یک‌سره کنند اما این پیشنهاد نیز از سوی امریکا جدی گرفته نشد.

شهر رقه با همکاری نیروهای کرد ی.پ.گ از نیروهای داعش پاکسازی شد و این اتفاق عملا بعنوان یک برد سیاسی نظامی دیگر در کارنامه نیروهای ی.پ.گ ثبت شد و ترکیه تنها شاهد ماجرا بود اما بعد از فتح رقه و آرامش نسبی که در منطقه برقرار بود ترکیه به امریکا فشار آورد تا دست از حمایت نیروهای ی.پ.گ بردارد ترکیه می گفت حال دیگر داعش وجود ندارد پس نیازی به ارسال سلاح برای ی.پ.گ هم نیست .

ترکیه به واقع نه در اردوگاه متحدان غربی اش و ناتو و نه در اردوگاه جدیدش با روس‌ها هرگز نتوانست در این زمینه موفق شود حتی روس‌ها بعد از تجدید رابطه با ترکیه و تلاش مشترک برای برقرای آتش بس در سوریه پاسخ روشنی به این خواسته ترکیه ندادند و عملا ترکیه پس از شش سال در امتداد سیاست خارجی شکست خورده اش در قبال سوریه این درخواستش نیز راه به جایی نبرد. چنانکه پس از شش سال  بحران سوریه شاهد ظهور یک نیروی منسجم متشکل از شبه نظامیان کرد بود که ترکیه آنرا شاخه ای از پ.ک.ک قلمداد می کرد و تهدیدی جدی برای امنیت ملی خود.

اما آنچه ترکیه را طی هفته های اخیر برآشفته کرد اعلام تشکیل نیروی جدید تحت عنوان امنیت مرزی سی هزار نفره ای توسط امریکا  و نیروهای ائتلاف بود که استخوان بندی اصلی این نیروی جدید را قرار است، همان نیروهای ی.پ.گ تشکیل دهد،این اتفاق عملا خارج صبر و حوصله ترکیه بود و می توانست تمام محاسبات این کشور را در جنوب مرزهایش بهم بریزد.

ترکیه می‌دانست در صورت تشکیل چنین نیروی مرزی عملا ی.پ.گ تلاش خواهد کرد که تا با تسلط بیشتر بر شمال سوریه کریدور کردی از مدیترانه تا شمال غرب عراق را تشکیل و کانتون‌های سه گانه و منفصل کردی را به هم متصل کند این اتفاق از دید ترکیه یعنی تشکیل یک شبه دولت کردی در سوریه مشابه آنچه در عراق وجود دارد با این تفاوت که بر خلاف دولت اقلیم کردستان عراق،در این سو ترکیه با حزب پ.ی. د سوری زاویه دیدگاه شدید دارد و اساسا پ.ی.د را شاخه سوری پ.ک.ک میداند که چهار دهه در جنگ با ترکیه است.

هنوز مدت زمان زیادی  از موضوع رفراندوم استقلال در شمال عراق نگذشته که ترکیه عملا اتفاق مشابه ای را در سوریه شاهد می‌بود  که باز هم پیامدهای مشابهی برایش می توانست بهمراه داشته باشد. اگرچه کردهای سوری فعلا به صورت آشکار از قصد خود برای تشکیل یک دولت کردی پرده برنداشته اند،اما ترکیه به این می‌اندیشد که با قدرت گرفتن روز افزون ی.پ.گ و اتصال کانتون عفرین به دیگر کانتون‌های کردی و در فقدان یک حاکمیت قوی در سوریه عملا فضا به آن‌سو خواهد رفت.

بازی عفرین برای ترکیه به نوعی بازی مرگ و زندگی بود. ترکیه یا باید شرایط را آن‌گونه که رقم می‌خورد می‌پذیرفت و پشت مرزهایش محصور و دست از سوریه کوتاه می ماند و همچون عراق شاهد ظهور دومین شبه  دولت کردی می بود؛ یا چاره ای جز اقدام نظامی نداشت اقدام نظامی که مشخص نیست تا کجا گریبانگیر ترکیه شود و تا کجا پای ترکیه را در باتلاق سوریه به گل بنشاند.

اما عفرین تنها محل نبرد ترکیه و کردهای سوریه نیست .بازیگران دیگر منطقه چون ایران و بازیگران فرا منطقه ای همچون روسیه و آمریکا هم تحولات عفرین را در حیطه حوزه نفود سیاسی خود بررسی می کنند.

ایران میل ندارد اتفاقی که در شمال عراق افتاده یعنی تشکیل یک دولت کردی در شمال سوریه رخ بدهد از سه جهت نخست آنکه امتداد کریدور کردی از سوریه تا شمال عراق در جهت منافع بلند مدت ایران نیست.

دو آنکه این کریدور می تواند محل ارتباط و حضور بیشتر نیروهای آمریکا و اسرائیل باشد و سه در صورت تشکیل چنین این کریدور،نفود متحد خود و دولت مرکزی دمشق را بر مناطق شمالی سوریه کاهش می‌دهد و در نتیجه در بلندمدت سدی در برابر کریدور شیعی مد نظر ایران خواهد بود.

پس اقدام نظامی ترکیه می تواند تا حدودی در جهت اهداف ایران باشد.اما از سوی دیگر ایران به دلایل مختلف هنوز حلقه های ارتباط الفتش را با کردها در سوریه و عراق حفظ کرده و طبعا با توجه به این حلقه‌های ارتباطی که بعضا تاریخی و بعضا سیاسی و تاکتیکی است،نمی‌تواند در قبال اقدام ترکیه مطلقا سکوت کند. یقینا این سکوت وجهه جمهوری اسلامی را در منظر کردهای منطقه کاهش خواهد داد.

از این‌رو تهران در برابر اقدام ترکیه تنها به مخالفتی لفظی بسنده کرده است اما نهایتا آنچه ترکیه در شمال سوریه انجام می‌دهد بخش زیادی از آن در حوزه منافع استراتژیک ایران هم خواهد بود بنابر این به نظر نمی‌رسد سیاست ایران در قبال این رویداد چیزی فراتر از آنچه شنیدیم باشد.

عراق این همسایه مهم سوریه هم یقینا سیاست در امتداد ایران دنبال خواهد کرد بویژه انکه عراق همین تازگی از تنش رفراندوم اربیل رها شده و یقینا هر اندازه قدرت نیروهای کرد در شمال سوریه فزونی یابد نگرانی بغداد از شمال عراق بیشتر خواهد شد. قدرت فرامنطقه ای دیگر که حوزه نفوذ تاریخی در سوریه دارد روسیه است. روسها هم همچون ایران اگرچه مخالفتی ضمنی با اقدام نظامی ترکیه کرده اند اما آنها بدشان نمی اید ترکیه با عقب راندن کردها از عفرین به نوعی مانع شکل گیری حوزه نفوذ امریکا در شمال سوریه شوند. اما این اقدام نظامی ترکیه از نظر روسها هم نباید آن اندازه بازی را به نفع ترکیه تغییر دهد که در تضاد با منافع روسها باشد. چرا که خود روسها هم با کردها مناسبات سیاسی دارند و هم دارای پایگاه و نیرو در سوریه هستند.

در سوی دیگر، سیاست اسرائیل تنها سکوت است. اسرائیل بسیار خرسند خواهد بود اگر کردها بتوانند کریدور کردی شمال سوریه ر  تا منتهی الیه آن یعنی اربیل امتداد دهند .در آن صورت اسرائیل می تواند با نفوذ سیاسی که در میان برخی رهبران کردی دارد و با حضور سیاسی خود کریدور شیعی ایران در منطقه را تضعیف کند .

در طرف دیگر آمریکا بعنوان بزرگترین و نزدیک ترین متحد کردها بی میل به موفقیت کردها در این شرایط حساس نیست اما به نظر می رسد حمایت مستقیم آمریکا از نیروهای ی.پ.گ کردی عملا شرایط تنش میان این کشور با متحد دیرینه خود یعنی ترکیه را افزایش دهد،ازآنجا که هر دو کشور عضو ناتو هستند و ارتش ترکیه نقش پررنگی در سازمان دفاعی ناتو دارد،رویارویی آمریکا و ترکیه حتی در ابعاد سیاسی می تواند برای هر دو کشور دارای تبعات منفی باشد.

از این‌رو به نظر نمی رسد در کوتاه مدت آمریکا هم جز دعوت طرفین به خویشتنداری اقدام عملی بیشتری در این زمینه انجام بدهد اگرچه نباید فراموش کرد که یقینا امریکا در این میانه نگران نیروهای خود در سوریه است و مراقب است که یکه تازی ترکیه در شمال سوریه ان اندازه پررنگ نباشد که نیروهای دو کشور را رودر روی هم قراردهد.

در دمشق هم حاکمان کنونی سوریه اگرچه شاهد هجوم ارتش یک کشور بیگانه به خاک خود هستند اما با این حال آنها هم بدشان نمی آید هژمونی یپگ و متحدشان آمریکا در شمال سوریه در هم شکسته شود.بنابراین سیاست اسد،همپای تهران تقریبا همان سیاست محکومیت لفظی خواهد بود مگر آنکه ترکیه میل داشته باشد حوزه نفوذش را در سوریه بوسیله نیروهای تحت حمایتش یعنی ارتش آزاد سوریه، گسترش دهد.در شرایط کنونی به نظر می رسد عفرین محل نبرد همه با هم است. اگرچه در ظاهر میدان نبرد میان ارتش ترکیه و نیروهای ی.پ.گ تقسیم شده است اما یقینا بازیگران دیگر میدان، چشم انتظار نتیجه این بازی هستند و آماده اند تا اگر شرایط بازی خارج از حوزه نفوذ و استراتژی آنها رقم خورد بر آن تاثیر بگذارند .

آن‌گونه که از شواهد بر می آید اگر روند تحولات به همین شکل در سکوت دیگر بازیگران تداوم یابد ترکیه  مناطقی را ازحوزه  تسلط ی.پ.گ خارج خواهد کرد و این نیروها را در آن مناطق تحت فشار شدید قرار خواهد داد.در این میان خطر آسیب شهروندان غیر نظامی مهمترین اتفاق این رویداد است.گذشته از این با وضعیت کنونی و در چنین شرایطی بعید به نظر میرسد ی.پ.  بتوانند به خواسته خود یعنی الحاق کانتون عفرین به دیگر کانتون‌ها جامه عمل بپوشانند و ای بسا در این مسیراین بار نیز رهبران کردی هم‌چون رفراندوم شمال عراق با ناکامی تازه ای در دستیابی به خواسته هایشان مواجه شوند.

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: