در سالگرد یک اعدام

در سالگرد یک اعدام

زندانیان سازمانی دهه شصت که از تابستان 67 جان سالم به در برده و آزاد شده بودند پس از جنبش سبز به بی پناه ترین و سهل الوصول ترین طعمه های نهادهای امنیتی تبدیل شدند تا جنبش سبز به جریانی چون سازمان مجاهدین نسبت داده شود و ضمن تلاش برای مشروعیت زدایی از آن ، هزینه کنش و مشارکت شهروندان در این جنبش نیز بالا برده شود.
بدین سان پس از هر کدام از راهپیمایی های بزرگ جنبش سبز و بویژه راهپیمایی روز قدس و عاشورای آن سال ، نهادهای امنیتی تعدادی از زندانیان دهه 60 را بازداشت کرده به اوین آوردند که از نظرشان تا همینجا هم 20،21 سال زیادی زندگی کرده بودند و اگر جنبش سبز به شکلی پیش می رفت که نیاز به "زدن" پیش میامد راحت ترین گزینه ممکن محسوب می شدند.
محمدعلی حاج آقایی و جعفر کاظمی یکی از همین قربانیان بودند که پس از تظاهرات روز قدس بازداشت شدند و با حکم قاضی مقیسه به اعدام محکوم!
19 بهمن 88 همراه با فرزاد و شبنم مددزاده و محمدعلی حاج آقایی در اتوبوسی بزرگ مملو از بازداشتی های عاشورا به دادگاه انقلاب برده شدیم ؛
آنها رهسپار شعبه 28 شدند و من راهی شعبه 26.
پرونده های براندازی نرم که قرار بود به حکم زندان منتج شود به شعبه 26 و قاضی پیرعباسی ارجاع داده می شد و پرونده های براندازی سخت که انتظار حکم اعدام از آن می رفت به شعب 28 مقیسه و بعضا 15 صلواتی.
قاضی پیرعباس حضور نداشت و من با تجدید وقت برای 3 اسفند از شعبه بیرون آمدم ؛ مددزاده ها هم وقتی با 5 سال از دفتر شعبه 28 بیرون آمدند گویی جهانی را به خواهرشان دادند که در سالن منتظرشان نشسته و دست به دعا برداشته بود که مقیسه حکم اعدام ندهد ؛
اما حاج آقایی که با حکم اعدام بیرون آمد می خندید!
با خنده گفت به من هم اعدام داد.
گفتم حاجی چرا می خندی؟
گفت خب واقعا همینطوریش هم من 20 سال اضافه بر سازمان زنده مانده ام!
یکسال بعد در روزهای سرد بهمن 89 درست پیش از آنکه حصر رهبران جنبش سبز را شروع کنند ؛ جعفر و حاج آقایی را "زدند" و تا چند سال بعد هم جواد لاری و محسن و احمد دانشپور مقدم را برای "زدن" ذخیره نگه داشتند تا زمانیکه مطمئن شوند مخاطره امنیتی 88 رفع شده است.
آنها در راه عقیده شان بالای دار رفتند ؛ چه با عقایدشان موافق باشیم و چه مخالف!
اگر از تابستان 67 جان سالم به در بردند دلیلش تواب بودن شان نبود و اگر در زمستان 89 به دار آویخته شدند دلیلش دست به اسلحه بردن نبود!
خدایشان بیامرزاد.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: