همنشین بهار: عشق، شب‌چراغ زندگی‌ست «وَلـِنـْتـایـْنْ دِی»

http://www.hamneshinbahar.net/mp3files/Eshghshabch...

 
روی تصویر فوق (یا لینک زیر)، کلیک کنید

ای عشق همه بهانه از توست   من خامشم این ترانه از توست
من می‌گذرم خموش و گمنام     آوازه‌ی جاودانه از توست
در حالیکه ابرهای بی‌باران جلوی تابش آفتاب را گرفته‌اند و همه جا را نوعی خسوف فرا گرفته، درحالیکه فقر و جنگ و بی‌عدالتی، امان همه را بریده و تاجرپیشگی و فزون‌طلبی به آرمان‌خواهی و فداکاری می‌خندد، درحالیکه بر اساس آمار یکی از بزرگترین گروه‌های بین‌المللی امدادرسانی به نام آکسفام Oxfam نيمی از کل ثروت جهان در دست يک درصد از جمعيت جهان است و بسیاری از مردم، «هشت‌شون» گرو «نُه» است و به درد چه‌کنم چه‌کنم گرفتارند، از عشق گفتن و شنیدن چه ضرورتی دارد؟ «وَلـِنـْتـایـْنْ دِی» Valentine's Day دیگر چه صیغه‌ای است و روز عشاق کدام است؟ 
...
انگیزه‌های کاسبکارانه کسانیکه فقط منافع خویش را دنبال می‌کنند، به کنار، آیین‌هایی این چنین، بهانه‌هایی برای فراموش کردن خاطرات تلخ و، شاداب‌کردن زندگی بوده و هست. 
حالا از نکته فوق می‌گذریم...
بیشتر ما روزانه به چندین و چند وبلاگ و سایت سر زده، فیس بوک، توییتر، تلگرام...همه را ته می‌کشیم. اینجا و آنجا اسکایپ می‌زنیم و پای این رادیو یا آن تلویزیون می‌نشینیم و وقایع ایران و جهان را «تحلیل» می‌کنیم. اما در درون خانه خودمان، صداهایی هست که درست نمی‌شنویم و از درک یار و همدم خویش بازمی‌مانیم و اگر فرزندی داریم هم، با ما غریبه است. این موضوع که غالباً پشت‌گوش انداخته می‌شود و «پیش پاافتاده» و حقیر می‌نماید، خیلی هم بیهوده نیست! بیهوده، روزمرگی و گسستن از خویش است. در چشم عقل، خار مغیلان زدن و در راه نفس، باغ ارم ساختن است. مرغ خویش و صید خویش و دام خویش شده‌ایم. بیهودگی و الینه‌شدن این است...
 
مقاله مربوط به این بحث:
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: