انتقاد از ولایت فقیه از موضع سنتی

به بهانه دستگیری حسین شیرازی
جریان شیرازی‌ها ملغمه‌ای از نگاه سنتی واپس‌گرا به تشیع و اسلام از یک سو، و مخالفت با ولایت فقیه از پایگاه سنتی از سوی دیگر است. این جریان از شاخه های اسلام سیاسی است و جدایی دین از سیاست را توطئه دشمنان اسلام می داند، اما با جمهوری اسلامی مخالف است زیرا أولا مانع اجرای احکام مذهبی از قبیل قمه زنی و سبّ و لعن سران اهل سنت به عنوان غاصبان حقوق اهل بیت است

چند ساعت قبل حسین شیرازی رئیس دفتر و فرزند آقا صادق شیرازی مرجع تقلید ناراضی مقیم قم دستگیر شد. پایگاه خاندان سادات شیرازی شهر کربلاست و به جریان کربلایی‌ها شهرت دارند. مراجع این خاندان علاوه بر عراق و ایران در کویت مقلدانی دارند. شاخص‌ترین چهره این خاندان در نیم قرن اخیر آقا محمد حسینی شیرازی (م۱۳۸۰) است که ابتدا روابط حسنه ای با آقای خمینی داشت، اما بعد از انقلاب این روابط به سردی گرائید، و در زمان آقای خامنه‌ای تحت فشار و محدودیت فراوان قرار گرفت، هرچند محصور نشد، اما فرزندش مرتضی شیرازی زندانی و شکنجه شد، و بسیاری از شاگردان و اطرافیانش زندانی شدند. آقا محمد شیرازی به ولایت فردی فقیه باور نداشت، و قائل به ولایت شورای مراجع تقلید بود.
پس از درگذشت آقا محمد، برادرش آقا صادق حسینی شیرازی (متولد ۱۳۲۰) مرجع این بیت است. وی در بهمن ۱۳۸۹ طی یک سخنرانی در قم به رویه خشن جمهوری اسلامی در اداره کشور خصوصا اعدامهای بی رویه سیاسی انتقاد کرد. آقا صادق نیز همانند برادر بزرگترش به ولایت شورای مراجع تقلید باور دارد، و از منکران نظریه ولایت فردی مطلقه فقیه و از مخالفان شخص ولی فقیه محسوب می شود. وی در مورد اختلافات تاریخی و اعتقادی شیعه و سنی قائل به تولی و تبرای شدید است، و از جمله ولایتی‌های دوآتشه به حساب می‌آید. بر اجرای مناسک عزاداری محرم به سبک کربلایی که شاخص ترین آن قمه زدن در ظهر عاشوراست تاکید ویژه ای دارد. در مورد روزه ساکنان مناطق بالاتر از مدار ۴۳ درجه قائل به جواز إفطار به افق شهرهای مناطق معتدل از قبیل کربلاست.
خاندان شیرازی کانالهای متعدد تلویزیونی و رادیویی دارند و با این رسانه های مذهبی با رسانه‌های جمهوری اسلامی رقابت می کنند. برنامه این رسانه های مذهبی تبلیغ دیدگاه سنتی، صبغه غلیظ ولایی و ستیز با تفکر اهل سنت است. جمهوری اسلامی این جریان مذهبی رقیب را «تشیع انگلیسی» می نامد، چرا که سیاست استعماری امپراطوری انگلستان در گذشته شعله ور کردن تنور اختلافات شیعه و سنی بوده است. به میزانی که مراجع بیت شیرازی موضع انتقادی گرفته اند تضییقات حکومتی علیه آنها شدت گرفته است. در تبلیغات رسمی، آقا صادق شیرازی متهم به قمه زنی و دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی است.
اما وی تنها مرجع مقیم قم نیست که قائل به جواز قمه زنی است. مراجع ولایتی دیگری هم در قم هستند که هیچکدام مورد تضییقات حکومتی نیستند و شیعه انگلیسی هم نامیده نشده اند! تفاوت بیت شیرازی با مراجع سنتی دیگر در دو امر است: یکی قدرت رسانه ای شیرازی‌ها و دیگری ابراز مخالفت علنی با جمهوری اسلامی. کانالهای تلویزیونی متعددی که برخی از آن در میان بینندگان مذهبی پربیننده هستند حساسیت فراوان مقامات جمهوری اسلامی را برانگیخته است. اگرچه مراجع سنتی دل خوشی از جمهوری اسلامی ندارند و به ولایت فقیه هم باور ندارند اما برای حفظ کرسی تدریس و بساط مرجعیت خود دور مخالفت علنی با جمهوری اسلامی را خط کشیده اند. به همین دو دلیل جریان شیرازی ها فعلا موی دماغ جمهوری اسلامی در شهرهای مذهی محسوب می شود.
مواضع شیرازی ها از چند حیث با روش و منش آقا حسن طباطبایی قمی (م ۱۳۸۶) یکی از رهبران سه گانه قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ قابل مقایسه است. آقای قمی پس از انقلاب تبدیل به یکی از مهمترین منتقدان جمهوری اسلامی و سیاستهای آقای خمینی شد و حدود هفده سال را در حصر خانگی بسر برد. آقای قمی از پایگاه اسلام سنتی جمهوری اسلامی را نقد می کرد. او هم منتقد نظریه ولایت فردی فقیه بود و از نظریه ولایت شورای مراجع تقلید حمایت می کرد. علیه جنگ ایران و عراق بیانیه داد و آن را برادرکشی می دانست. به کار دادگاههای انقلاب و مصادره ها و بند ج (إصلاحات ارضی جمهوری اسلامی) شدیدا معترض بود و حضور زنان در اماکن عمومی و فعالیتهای اجتماعی را خلاف شرع می دانست. مواضع فرهنگی و اجتماعی آقای خمینی در مقایسه با آقایان قمی و شیرازی مترقی محسوب می‌شود، چرا که به نظر آنها مُرّ اسلام و تشیع در دوران جمهوری اسلامی پیاده نشده است. در هر صورت آقایان قمی و شیرازی بعد از ماه عسل کوتاهی با جمهوری اسلامی مخالف و منتقد ولایت فردی فقیه بوده اند.
جریان شیرازی‌ها ملغمه‌ای از نگاه سنتی واپس‌گرا به تشیع و اسلام از یک سو، و مخالفت با ولایت فقیه از پایگاه سنتی از سوی دیگر است. این جریان از شاخه های اسلام سیاسی است و جدایی دین از سیاست را توطئه دشمنان اسلام می داند. با جمهوری اسلامی مخالف است زیرا أولا مانع اجرای احکام مذهبی از قبیل قمه زنی و سبّ و لعن سران اهل سنت به عنوان ظالمان به حقوق اهل بیت است، ثانیا اجازه فعالیت آزادانه به مراجع این بیت و پیروان آنها را نمی دهد. در نهایت این جریان جمهوری اسلامی را بر أساس موازین نبوی و علوی مردود می شمارد. این حکومت نه مشروعیت اسلامی دارد نه وجاهت شیعی.
حسین شیرازی مدرس ۴۷ ساله خارج فقه و أصول در حوزه علمیه قم و نویسنده کتاب مباحث الإجزاء در أصول فقه استدلالی در ضمن مباحث هفتگی خود به زبان عربی در دفتر پدرش در تاریخ ۹ آذر ماه ۱۳۹۶ زبان به نقد صریح ولایت فقیه گشود. وی ویژگی جمهوری اسلامی را مقدس سازی أمور نامقدس معرفی کرد، به طور غیرمستقیم مقدس جنگ ایران و عراق را نادرست خواند و اینکه اجازه کمترین نقد و بررسی این جنگ خانمان‌سوز داده نمی شود را از مصادیق همان مقدس سازی دانست.
دومین نقد وی به جمهوری اسلامی نقد حمله حکومت به بیوت مراجع تقلید ناراضی، تهدید و توهین به آنها به بهانه مخالفت با ولایت فقیه بود. نظریه ای که فقیه بزرگی مثل شیخ انصاری هم منکر آن بود. امروز هم با همان ماشین تبلیغاتی مخالفانشان را ترور شخصیت می کنند، از جمله به مرجع مخالف ولایت فقیه تهمت انگلیسی بودن می زنند. یزید هم امام حسین را خارجی دانست. فرعون هم مدعی بود که موسی و هارون می خواهند مردم را دین و آئین برتر پدرانشان برگردانند. فرعون خود را پروردگار برتر مردم معرفی می کرد. امروز هم ولایت فقیه همان انا ربکم الاعلی‌ای است که فرعون می‌گفت. نظریه مهجوری که اساساً به معنی احیای مناسبات برده داری است آنهم در عصری است که برده داری دیگر منسوخ شده است. اما بازهم دستگاه تبلیغاتی فرعونی به آن ردای تقدس پوشانده است. ولایت فقیه یعنی مردم برده وبنده‌ حکومتند. آیت الله خمینی گفت که ولایت فقیه همان ولایت رسول خدا و خود خداست. چنین ولایت گسترده ای برای فقیه غیرمعصوم یعنی برده داری وطاغوت فرعونی!
سومین نقد وی: ماشین تبلیغاتی نظام البته به این هم اکتفا نکرده، و عالم را به دو پارهٔ با ما و بر علیه ما تقسیم کرده است. به موازات آن مقدس سازی می گویند که تمامی دنیا باطل ودر ضلالت وگمراهی اند. مرگ بر این آن وآن، وهر آنچه خوبان عالم تنها دارند ما یکجا داریم! وی البته در همین جلسه در دفاع از شعائر حسینی از جمله قمه زنی از حکومت ایران که آن را ممنوع کرده شدیدا انتقاد کرده است.
بعد از پخش این سخنرانی در شبکه‌های تلویزیونی ماهواره ای شیرازی‌ها، حسین شیرازی به دادگاه ویژه روحانیت قم احضار و در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ مورد بازجویی قرار گرفت، اما بازداشت نشد. نامبرده در خطبه نماز جمعه مورخ ۲۷ بهمن جاری در کویت از ضرورت وجود آزادی بیان برای همه صحبت کرده واینکه در کشورهای اسلامی و حتی مدعی داشتن حکومت اسلامی شیعی هم این حق نقض می شود انتقاد کرده است. بعد از بازگشت به ایران بدون احضار قبلی او را از خودروی پدرش پیاده کرده به نقطه نامعلومی برده اند.
آیا برخورد با این جریان و بیت مذهبی می تواند منجر به اعتراض هایی از جنس اعتراض درویشان گنابادی در سطح جامعه شود؟ این دستگیری چه واکنشی در بین شیعیان دیگر کشورها خواهد داشت؟ خفقان در قم خصوصا نسبت به شخصیتهای حوزوی بسیار شدیدتر از دیگر نقاط کشور است. اما جریان شیرازی به لحاظ پایگاه مالی و رسانه‌ای چه در ایران و عراق و کویت امکاناتی دارد. بعلاوه با توجه به تشدید اعتراضات اقشار فرودست، زنان، کارگران، و دراویش شنیدن صدای اعتراض از روحانیت سنتی کلکسیون معترضان جمهوری اسلامی را تکمیل می کند. میزان و عمق اعتراضات این جریان در اینده مشخص خواهد شد.
من از حقوق شهروندی جریان شیرازی دفاع می کنم. آنها همانند دیگر هموطنان حق دارند از موازین آئین دادرسی عادلانه برخوردار باشند و آزادانه آرائشان را بیان کنند، بدون اینکه به دلیل ابراز عقیده به زندان افکنده شوند. برچسب «شیعه انگلیسی» به آنها را همانقدر بی اعتبار می دانم که برچسب «شیعه روسی» به زمامداران جمهوری اسلامی. خوشبختانه بازخوانی انتقادی نظریه ولایت شورای مراجع تقلید در این بیت آغاز شده و نوید نفی مطلق ولایت فقیه به عنوان نظریات نهایی هر دو مرجع این بیت و نسل دوم آنها به گوش می رسد. در فرصت دیگر به این مهم خواهم پرداخت. آیا زمان تجدید نظر در فتاوای پرسش برانگیزی از قبیل جواز قمه زنی و نیز برداشتن عینک تعصب خشک مذهبی از چشم و بازخوانی انتقادی تاریخ مناسبات شیعه و سنی فرا نرسیده است؟!
برخی از نکات فوق در مصاحبه زیر عنوان شد:
مصاحبه با فرداد فرحزاد، برنامه شصت دقیقه تلویزیون بی بی سی فارسی، ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۶ مارچ ۲۰۱۸

https://youtu.be/QKs4j63fjj0

منبع: 
سایت شخصی محسن کدیور
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: