بحران عمومی و چشم انداز حذف دولت صوری

تعداد مشاهدات: 
419
حلقه مبارزات پراکنده برای محاصره حکومت اسلامی بسرعت تنگ تر میشود و آنگاه که این مبارزات به سطح سراسری، همگانی و ملی با سمتگیری آزادیخواهانه و لائیک دمکراتیک و برای ایجاد سقف ملی جمهوری ایرانی ارتقاء یابند، دیگر هیچ قدرتی نمی تواند بلدوزر انقلاب برای برافکندن حکومت اسلامی را متوقف کند.
 

جامعه ایران در تب بحران سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی می سوزد و پیامد 40 سال اسلامیزاسیون ایران، شکست اسلام سیاسی و ضربات مهلک به ایران و جامعه ایرانی بوده است.

فلسفه سیاسی – دینی و تاریخی اسلامیزاسیون با غارتگری، تجاوز به هستی دیگران، محو تاریخ، فرهنگ، زبان و هویت غیرعربی تنیده شده که مردمان مصر، سوریه، عراق، ایران و .. پس از ظهور اسلام و اسلامگرائی، این بلا  را تجربه کردند.

اسلام سیاسی در قرن 21 هم، از همان آبشخوری تغذیه می کند که محرک قبایل بیابانگرد برای کشورگشائی، غارتگری و کشتار ملل غیرعرب بود.

در پایان قرن 20 و آغاز قرن 21، بار دیگر اسلام سیاسی سربلند کرد و قرعه ادامه تمدن ستیزی و جنایات اسلامگرایان بنام روحانیت شیعه در ایران افتاد و داعش، طالبان، جندالله، حزب الله و … دوش بدوش آنها در خدمت احیاء بربریت و توحش قرار گرفتند.

اسلامگرایان در چهار دهه گذشته کوشش کردند تا رخت نو بر تن اسلام سیاسی بپوشانند تا چهره زمخت، پیشاقرون وسطائی و عصر حجری آنرا مخفی کنند. اما سیاست بزک کردن و ماله کشی نتوانست ماهیت اسلام سیاسی را از چشم جامعه ایرانی و جهانیان پنهان کند و از این کوزه همان تراوید که در آن بود.

اکنون حکومت اسلامی ایران آینه ای ست که پراتیک اسلام سیاسی را در عصر انسان خدائی بازتاب داده و بهترین مدل برای بررسی نقش فاجعه بار دین در سیاست و پیامدهای ویرانگرانه ان در جامعه از منظر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی و زیست محیطی می باشد.

حکومت اسلامی در آستانه چهل سالگی فرتوت، بی چشم انداز، شکست خورده، منفور و متعفن ایستاده، به اجبار رنگ و لعاب هایی که بر چهره کریه اسلام سیاسی زده بودند، همانند دهه 60  کنار می رود و  ماهیت نظام و تناقص آن با انسانیت، آزادی، دمکراسی شفاف تر میگردد.

پس از خیزش دیماه 1396 و بچالش کشیده شدن اسلام سیاسی در ایران، تضاد میان جامعه ایرانی و اسلام سیاسی به نقطه عطف خود نزدیک شده و از همینرو حکومت اسلامی ناچار است شمشیر را از رو ببندد و نهادهای نمایشی و بی بو خاصیت کنونی را  کنار بگذارد.

حکومت اسلامی و هسته سفت آن به رهبری شبکه مافیائی سیدعلی خامنه ای دیگر نمی تواند بشکل سابق حکومت کند. از اینرو برای مقابله با جنبشی که کمین گرفته تا کلیت نظام را به زباله دان تاریخ بفرستد، به آرایش عریان نظامی رو خواهد آورد. بی جهت نیست که محافل نزدیک به خامنه ای، سیاست های او را زمزمه می کنند و نجات حکومت اسلامی را با سرنیزه ممکن می پندارند.

“حسین الله‌کرم، رئیس شورای هماهنگی انصار حزب‌الله نیز مدعی است که یک رئیس‌جمهوری نظامی می‌تواند ایران را در شرایط کنونی «نجات» دهد”.

این سخن الله کرم، بیانگر نقشه های پشت پرده هسته سفت نظام برای تداوم حیات ننگین و نکبت بار اسلام سیاسی در ایران است.

حکومت اسلامی بنا به منش، سیاست، اهداف و وظایف تاریخی ایران ستیزانه اش، خود را برای حذف دولت صوری و اعمال دیکتاتوری مستقیم و عریان ولی فقیه آماده می کند و این آخرین تلاش های نظام، گام گذاشتن در راهی ست که نظام های استبدادی در آستانه سرنگونی بر می دارند.

در جبهه مقابل حکومت اسلامی، جامعه ایرانی در مکتب اعتراضات و اقدامگری های بیوقفه و پراکنده، تمرین همبستگی و گرم شدن برای رفتن در گود زورآزمائی با حکومت اسلامی را از سر می گذراند. مبارزات کنونی پراکنده و در شاخه های متفاوت اقشار و طبقات اجتماعی جریان دارد.

هر گروه اجتماعی با مطالبات خود به جنگ انفرادی با حکومت رفته و بزودی تجربه می کنند که هنگامی مبارزات آنها ثمر خواهد داد که دیوارهای مطالبات خودویژه  را بردارند، در مدار بزرگ مطالبات مشترک جامعه ایرانی گام نهند و برای تحقق اهداف بزرگ ملی، یک اراده سیاسی دمکراتیک و لائیک ایجاد کنند.

بدون ایجاد یک  اراده سیاسی جنبشی یا جبهه ای و قدرت اجتماعی (جنبش همگانی) در خیابان، نه حکومت اسلامی ساقط می شود و نه تحقق اهداف اقشار و طبقات اجتماعی میسر است.

حلقه مبارزات پراکنده برای محاصره حکومت اسلامی بسرعت تنگ تر میشود و آنگاه که این مبارزات به سطح سراسری، همگانی و ملی با سمتگیری آزادیخواهانه و لائیک دمکراتیک و برای ایجاد سقف ملی جمهوری ایرانی ارتقاء یابند، دیگر هیچ قدرتی نمی تواند بلدوزر انقلاب برای برافکندن حکومت اسلامی را متوقف کند. چنین باد!

http://www.tribuneiran.org/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A...

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: