حکایت ایرانیزه شدن مربیان خارجی از کجا آب می خورد؟

تعداد مشاهدات: 
465
قدیمها می گفتندهر شخصی یک لیوان آب تهران را می نوشد،مدعی می شود که،بچه تهران است!
حال حکایت مربیان خارجی است که به،ایران،وارد می شوند است که،اندکی بعد از ورود به کشور و آنالیز رفتارهای مردمان این سرزمین و شمردن دندان های جماعت ایرانی !شگردهای شامورتی بازی را بهتر از خودمان به نمایش می گذارند.
وینفرد شفر سرمربی آلمانی استقلال شاید آخرین این افراد می تواند قلمداد شود.مربی شصت و هشت ساله ایی که هیچ بحثی در توانایی فنی اش نیست!و اینکه بعد ورود ایشان شرایط آبی های تهران از فرش به عر

قدیمها می گفتندهر شخصی یک لیوان آب تهران را می نوشد،مدعی می شود که،بچه تهران است!
حال حکایت مربیان خارجی است که به،ایران،وارد می شوند است که،اندکی بعد از ورود به کشور و آنالیز رفتارهای مردمان این سرزمین و شمردن دندان های جماعت ایرانی !شگردهای شامورتی بازی را بهتر از خودمان به نمایش می گذارند.
وینفرد شفر سرمربی آلمانی استقلال شاید آخرین این افراد می تواند قلمداد شود.مربی شصت و هشت ساله ایی که هیچ بحثی در توانایی فنی اش نیست!و اینکه بعد ورود ایشان شرایط آبی های تهران از فرش به عرش رسید و پیشرفت قابل ملاحظه ایی در مجموعه تحت مربیگری اش به نمایش گذاشت.
مربی آلمانی تا قبل از پیوستن به استقلال دو سال بدون تیم بود و با قراردادی دویست و هشتاد هزار دلاری به دنیای مربیگری باز گشت!حال که این مربی با استقلال نتایج مطلوبی کسب نموده است و هواداران این تیم شادمان و سرمست هستند، از مدیران تصمیم ساز خواسته اند که مرد آلمانی سکان هدایت تیم محبوبشان را در فصول آینده عهده دار باشد.تا اینجا نیز هیچ مشکلی به ظاهر وجود ندارد .
بحث و معضل بزرگ آنجا نمود پیدا می کند که ایشان با رویت اقبال عمومی و البته سود جوستن از مشاوره های دلال ها بجای پیشنهاد مبلغ منطقی برای سال آینده ،یک مبلغ عجیب و چند برابر عرف را به مدیران استقلال ارائه داده است.
آخر کسی پیدا نمی شود به مرد آلمانی و مشاوران اش تفهیم کند با کدام سنگ معیاری این مبلغ را مطرح نمودید؟
مربی که از مهد نظم و انضباط و قانون پا به ایران گذاشته و خوپ بهتر از هر شخصی می داند در این حوزه نیز بر اساس اشل های سن و سال ،عملکرد فنی و سایر موارد یک مربی و بازیکن قیمت گذاری می شوند !نه اینکه شما از روی شکم سیری و دیدن باد موافق یک چیزی به زبان بیاوری؟!
این رفتار ها اگر از مربی دیگر سر می زد زیاد تعجب اهالی فوتبال را بر نمی انگیخت،ولی رفتارهای این روزهای مرد آلمانی بسیار متفاوت تر از روزی است که در زمان عقد قرارداد در مواجه با عکاسانی که در باشگاه استقلال خواستار گرفتن تصویر از قرارداد با آبی های پایتخت شدند ،و ایشان با خم کردن برگه های قرارداد مانع این کار شدند.
اینکه ایشان و کادرفنی اش زحمت کشیدند و با تلاش های شبانه روزی خود تیم بحران زده ابتدای فصل را به جمع مدعیان رساندند و نتایج قابل قبولی را در لیگ قهرمانان آسیا تا اینجای رقابت ها کسب نمودند بر هیچ یک از اهالی فوتبال پوشیده نیست!ولی ایشان خوب است در تنهایی و خلوت خویش نیز کمی تفکر کنند و به این موضوع فکر کنند روی دیگر سکه اگر مدیران آبی های پایتخت به ایشان اعتماد نمی کردند و قرارداد منعقد نمی شد،این احتمال وجود داشت با توجه به سن و سال و سومین فصل بیکاری شان از دور مربیان شاغل خارج شوند و برای همیشه از دنیای فوتبال خداحافظی نمایند.
سرمربی تیم ملی نیز یک نمونه دیگر از دسته مربیانی ست که به سرعت راه و رسم ماندگاری و تداوم را در ایران آموخته است،مرد پرتغالی را می توان پرچم دار این شیوه قلمداد نمود.کی روش سال دو هزار یازده زمانیکه با فدراسیون عقد قرار کرد تا به امروز که اگر اتفاق خاصی رخ ندهدتا پایان جام ملت ها سکان هدایت ملی پوشان ایران راعهده دار خواهد بود!در طی تمام این سالها با توجه به آگاهی به کمبودها و مشکلات در فوتبال ایران هر بار که حقوق عقب افتاده و یا پاداش دریافت نکرد،با چند مصاحبه و بیانه آتشین در فضای مجازی توجهات را معطوف خود نمود و از این راه به اهداف مالی خود رسید و هم با فشار اذهان عمومی به مدیران فدراسیون قرارداد اش تمدید شود.
در این راه شاید بتوان هوش کی روش را در بهره گرفتن از تیم رسانه ایی داخلی و خارجی برشمرد و اینکه چگونه جو جامعه را با خود همراه نکند و این روزها امپراتوری خویش را در فوتبال تداوم بخشد ،از عهده هیچ کس بر نمی آید جز کی روش.
برانکو نیز راه و روش خود را دارد،فوتبال کرواسی با توجه به ستاره هایش و مربیان شاغل اش در سطح داخلی دریافتی های چشم گیری نصیب اهالی اش نمی کند.
شاید بهتر باشد بدانید سرمربی کرواسی برای سالی سیصد هزار یورو آن هم با همه آپشن ها سکان هدایت آن کشور را عهده دار است و حال یک نگاه گذرا به دریافتی های مربیان لیگ داخلی این کشور نشان خواهد داد!چرا مربیان این سرزمین برای ماندگاری گوش به فرمان و مطیع مدیران باشگاه تحت قرارداد خود می باشند،و هیچ کوششی برای جلب رضایت هوادار و اصحاب رسانه دریغ نمی کنند.
این مطالب رابیان نمودیم تا بدان جا برسیم که بگوییم هر مربی که ورزش و بخصوص فوتبال ایران ورود کرد با روش و شیوه خود راه ماندگاری را پیش گرفت و چه ساده ما جماعت ایرانی سرمایه انسانی و متخصص خود را نادیده گرفته و به پرستش اجنبی ها پرداختیم.
حتی اگر هیچ ثمره و راندمانی برایمان نداشته باشد ،چون چشم و موی رنگی دارد بایست به آنها فرصت و پول دهیم و جوانان خود قافل شویم

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: