سیاست سازمان مجاهدین خلق ایران در قبال مبارزات مردم سوریه ستودنی است

سازمان مجاهدین خلق با راهکارهای ویژه منطقی و سیاسی، منجمله صدور بیانیه های مختلف در حمایت از مبارزه مشروع مردم سوریه، شرکت در نشست های جهانی در محکومیت سیاستهای مداخله جویانه رژیم ایران، دعوت از نمایندگان کشورهای عرب و اصحاب رسانه کشورهای مختلف منطقه، سخنرانیها و افشاگریهای پی در پی، روشنگری و غیره...، با تمام قوا می کوشیدند که حمایت همگانی مردم و مقاومت ایران را از مطالبات برحق مردم سوریه اعلام کنند و همزمان نیز پیام مخالفت علنی مردم ایران را با کلیت سیستم حاکمیت مذهبی ...

کشور سوریه سالهاست توسط خاندان اسد اداره می شود، همچنانکه مثل معروف این روزهای اهل شام است که می گویند، سلیمان اسد سوریه را به فرانسوی ها، حافظ اسد بلندیهای جولان را به اسرائیل و بشار اسد نیز سوریه را به روسیه و ایران واگذار کردند.
مردم سوریه با اکثریتی قاطع در سالهای اخیر بعد از جنایت نیروهای رژیم اسد در حق یک طفل "حمزه الخطیب" به خیابانها ریختند و در اجتماعات گسترده خود شعار سرنگونی سر دادند. متٲسفانه در همان روزهای آغازین، مخالفتها و تظاهرات خیابانی مردم سوریه علیه حکومت فاسد و دیکتاتور بشار اسد با سرکوب، قتل و عام های وسیع و شکنجه های غیر انسانی مواجه گشت. دخالت های بیجا و نامشروع رژیم ولایت فقیه ایران، دولت ترکیه و برخی دیگر از قدرتهای جهانی در پدیدآوردن گروهها و دستەجات تروریستی در سوریه، قیام مردمی گسترده و مشروع سوری ها را برای نیل به مقصود نهائی، فرسخ ها از مدار اصلی خود دور کرد و جنگ سوریه با ابعاد مختلف آن کاملاً  "حالت فرسایشی" به خود گرفت.

با بوجود آمدن چنین حالت ناخوشایندی که بدور از انتظار مردم بود، مبارزین بومی، واقعی و شناخته شده سوریه از طروق گوناگون وادار به عقب نشینی شدند و جنگجویان خارجی و مزدوران متعدد الوجه با هدایت مستقیم دول منطقه، امریکا و روسیه و صد البته نیز با هماهنگی کامل دولت اردوغان از طریق مرزهای ترکیه و عراق وارد سوریه شدند و متعاقباً چندین میلیون انسان بیگناه، ناخواسته و برخلاف میل باطنی خود، مجبور به کوچ اجباری به کشورهای اطراف و اروپا شدند.

بعد از وسیعتر شدن جنگ داخلی و گشوده شدن جبهه های جنگی جدید در گوشه و کنار سوریه، نیروهای کُرد در شمال و شمال شرقی کشور با توافق رسمی با دولت بشار اسد، کنترل بیشتر مناطق کُردستان سوریه را بعهده گرفتند و ارتش و نیروهای شبیحه بشار اسد با این امید که کنترل مناطقی از کشور را به نیروی شناخته شده و متحد خود سپرده اند، با تجمیع کلیە قوای خود با همکاری مزدوران خارجی و پشتیبانی لجستیک و مدیریت نظامی همه جانبه رژیم جمهوری اسلامی به جبهه های مختلف در حمص، حما و حلب رهسپار شدند.

جالب است بدانیم کە، سازمان مجاهدین خلق ایران بعنوان یک اپوزیسیون ایرانی  در آن زمان بخش زیادی از نیروهایش، به دلیل آخوندیزه شدن کامل دولت عراق و حملات پی درپی به قرارگاه مرکزی آنها در عراق از سوی شاخه های تروریستی سپاه قدس، زیر شدیدترین فشارهای نظامی و تروریستی بودند. اما رهبران مجاهدین غافل از رویدادهای سوریه و منطقه نشده و علیرغم تمام این شرایط سخت و دشوار، دفاع از مظلومیت مردم سوریه را هم همچو یک اصل اخلاقی در سیاست راهبردی خود قرار داده و در کارزار مبارزات خود آنرا تعقیب می نمودند و در نهایت هم موفق شدند نیروها و رزمندگان مجاهدین خلق را با کمک سازمان ملل متحد از عراق خارج سازند.

آری، برخلاف سیاست سران رژیم ولایت فقیه که به بهانه دفاع از عتبات عالیات و مقبره حضرت زینب در عراق و سوریە، هر روز نیروهای سپاه پاسداران و مزدوران خارجی را در قالب کاروانهای زیارتی حرم به سوریه می فرستاند و به دخالت مستقیم در آن کشور روی آورده و با اعزام فرماندهان نظامی ارتش و سپاه، همچنین ارسال محموله های اسلحە و مهمات و نیز نیروهای مزدور خارجی به پشتیبانی کامل خانواده اسد برخاسته بودند و اینبار نام همین نیروها را به " مدافعان حرم" در آرایش نظامی گروههای فاطمیون و زینبیون تغییر داده بود، سازمان مجاهدین خلق اما در مقابل با شفافیت کامل سعی می نمود که واقعیات تاریخی ـ سیاسی ملیتها و مذاهب ایران را در جهان عرب که به شدت و به دلیل فتنه گریهای رژیم ولایت فقیه خدشه دار شده بود، ترمیم کرده و با انتشار دیدگاههای واقعی و خواسته های صریح ملت ایران، شیطنت های رژیم و تروریست بودن حکومت مُلایان را برملا سازند و نقاب دفاع از مستضعفین و مظلومین جهان را از چهره دروغین سران رژیم بردارد و کُنه ماهیت وجودی رژیم جمهوری اسلامی را برای همگان آشکار کنند.

بی شک، سازمان مجاهدین خلق با راهکارهای ویژه منطقی و سیاسی، منجمله؛ صدور بیانیه های مختلف در حمایت از مبارزه مشروع مردم سوریه، شرکت در نشست های جهانی در محکومیت سیاستهای مداخله جویانه رژیم ایران، دعوت از نمایندگان کشورهای عرب و اصحاب رسانه کشورهای مختلف منطقه، سخنرانیها و افشاگریهای پی در پی، روشنگری و غیره...، با تمام قوا می کوشیدند که حمایت همگانی مردم و مقاومت ایران را از مطالبات برحق مردم سوریه اعلام کنند و همزمان نیز پیام مردم ایران را در مخالفت با کلیت سیستم حاکمیت مذهبی کنونی به جهانیان برسانند.

به نظر بنده، رفتار سیاسی سازمان مجاهدین خلق در مورد رویدادهای سوریه از چند نقطه نظر متفاوت، حائز اهمیت فراوان است:
اولاً: سیاست زیرکانه مجاهدین و شورای ملی مقاومت، تمام تلاشهای فریبکارانه رژیم برای ادامه برنامه صدور انقلاب خمینی در کشورهای عربی را همچو حباب روی آب کرده است، چرا که همسایه های ایران بخوبی دریافتند که این رژیم از هر نظر در پیوندهای سیاسی و روابط دیپلماتیک غیر قابل اعتماد و نیز فاقد مشروعیت مردمی در داخل ایران است.

ثانیاً: در شرایطی که به دلیل خودسری های نظام مُلایان، اقتصاد مملکت دستخوش ناپایداری کامل است و مردم ایران با فقر و فلاکت دست به گریبان هستند، رژیم برخلاف خواسته مردم، هر سال میلیونها دلار را برای پیشبرد مطامع سیاسی خود و پوشاندن اغلاط عقیدتی نظامش در سوریه هزینه می کند و افکار عمومی جهان نیز در این مورد با افشاگریهای مجاهدین خلق و برخی دیگر از اپوزیسیون ایران، معلومات واقعی در مورد زندگی مردم ایران را کسب می کنند و تنها تسلیم تبلیغات رسانه ای رژیم نمی شوند و گول فرافکنی های مُلایان را نمی خورند.

ثالثاً: با افشای ادامه فعالیتها و دخالتهای مستقیم نظامی رژیم ولایت فقیه در سوریه، قدرتهای جهانی و در صدر آنها رهبران امریکا و اروپا برآن شدند تا در زمینه توافق خود با رژیم در برجام بازنگری کنند. به یقین نقش سازمان مجاهدین خلق در زمینه افشای ماهیت تروریستی و تٲسیسات اتمی رژیم و حتی اخیراً نیز افشای دخالت سایبری رژیم در دنیای مجازی، ستودنی و غیرقابل انکار است.

به طور یقین و به دور از اغراق، درباره سیاست راهبردی سازمان مجاهدین خلق درک همین واقعیت کافی است که این روزها رسانه های عربی با نامیدن خانم رجوی به عنوان " المرأة الحديدية" یا بانوی آهنین، به تشریح جایگاه مهم ایشان و سازمان مجاهدین خلق در تحولات سیاسی خاورمیانه پرداخته اند. آنها با نگاههای جدید و با امیدواری بیشتر در پیوند با مردم ایران به بررسی مسائل مختلف مربوط به ملیتها و مذاهب کشورمان روی آورده و سیاست تفرقه افکنانه رژیم جمهوری اسلامی در منطقه را دشمنی کامل با خود می دانند. بنابراین سیاست همراهی مجاهدین خلق با مبارزه مردم سوریه نشان داد که ملت ایران با هیچ دیکتاتور و جنایتکاری سر دوستی ندارد، بلکه این رژیم مستبد جمهوری اسلامی است که با پشتیبانی از رژیم بشار اسد درصدد است برنامه اصلی خود در حمایت از تروریزم را تداوم بخشد.

ناگفته نماند که، علیرغم تمامی تبلیغات شوم و ادعاهای دروغین رژیم مُلایان در داخل کشور، اینک اقشار مختلف جامعه در پی کنکاش واقعیت ها بوده و با توجه به فعالیتهای جانانه سازمان مجاهدین خلق بعنوان یک اپوزیسیون قوی و شناخته شده، توانایی خود در سرنگونی رژیم ولایت فقیه را دو چندان بر می شمارند و به آینده تحولات پیش رو در منطقه خوشبین هستند. چرا که تنها عاملی که سالهاست بعنوان مایه دلسردی و یا تعلل مردم ایران در سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی از آن بحث می شود، نبود یک اپوزیسیون قوی یا هماهنگی بین مخالفین رژیم و عدم آلترناتیو شناخته شده است، که بتواند با معیارهای مدرن و امروزی فضای خفقان در کشور را در هم شکند و بر دیکتاتوری آخوندی فائق آید.
 درک درست سیاسی رهبران سازمان مجاهدین خلق از رویدادهای منطقه و جهان، رویکردی کاملا مترقی و مردم پسند است و در شرایط گذار از رژیم جمهوری اسلامی جایگاه هر اپوزیسیونی با مقیاس فعالیتها و برنامه های سیاسی اش پیمایش می شود و بی شک جایگاه سازمان مجاهدین خلق ایران نزد دوست و دشمن در این شرایط حساس بیشتر شناخته شده است.
منابع:
۱-http://alwatan.kuwait.tt/mobile/marticledetails.as...

۲-http://www.iranglobal.info/node/64356

۳-https://www.ncr-iran.org/ar/iran-resisatnce/17484-...

برگرفته از: 
http://alwatan.kuwait.tt/mobile/marticledetails.aspx?id=541229&yearquarter=20181
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: