ارتزاق از خون مردم توسط بزرگترين ديكتاتور قرن!

نگاهي به روند جديد اعدام‌ها در ايران
صبح روز چهارشنبه 18 آوريل « بهمن ورمزیار» در زندان مركزي همدان حلق آويز شد. علاوه بر این در همان روز هفت زندانی دیگر در زندان گوهردشت کرج اعدام شدند. اعدام‌ها در ايران تحت حاكميت ملاها ادامه دارد و سالهاست كه در اين كشور اشغال شده، صحنه‌هاي اعدام و شكنجه و سنگسار و .... تبديل به يك واقعيت تحميل شده بر مردم مظلوم ايران شده است.

اين امر براي كشوري همچون ايران كه براي دورانهاي متمادي مهد تمدن بشريت بوده است بسيار عجيب و سوال‌برانگيز است. اينكه چرا بعداز سقوط رژيم ديكتاتوري سابق در سال 1979 از پيكر اين كشور به طور روزانه خون مي‌چكد سوالي بجا و درخور پاسخ است؟

بنا به آمار موجود، در 39 سال گذشته بيش از 120 هزار نفر از ايرانيان مخالف رژيم مذهبي حاكم بر ايران اعدام يا به طرق مختلف به قتل رسيده‌اند. در طول جنگ ضدميهني رژيم ملاها با عراق همسايه نيز بيش از يك ميليون ايراني كشته شدند. به اينها بايد اين اجماع نظر بين‌المللي را نيز اضافه كرده كه بر اثر دخالتهاي رژيم ايران در امور داخلي كشورهاي منطقه، از قبيل عراق و سوريه و يمن و ... صدها هزار تن ديگر از مردمان اين كشورها قرباني شده‌اند. اينها اسنادي براي اثبات اين واقعيت است كه ديكتاتوري حاكم بر ايران از خون ارتزاق مي‌كند و بدون خونريزي حاضر به بقاي خود نيست.

در فرهنگ افسانه‌يي ايرانيان، «ضحاك» مار به دوش، شاه ستمگري بود كه براي بقايش، روزانه دو تن از بهترين جوانان مردم را خوراك مارهايش مي‌كرد تا گزندي نبيند. صحنه امروز ايران بسيار دردناكتر از آن داستان افسانه‌يي است. مبالغه آميز نخواهد بود كه در طول حاكميت رژيم ولايت فقيه حاكم بر ايران به طور متوسط روزانه دهها تن از انسانهاي هم دورة ما، توسط اين رژيم به قتل رسيده‌اند!

«بهمن ورمزيار» يك مربي ورزش بود كه به سرقت مسلحانه از یک طلافروشی در تاريخ 31 مارس 2015 متهم شده بود، وي هیچ شاکی خصوصی وجود نداشت. با این حال وی ۱۸ روز پس از ارتکاب جرم، خود را به پلیس تسلیم کرده و با ابراز پشیمانی از اقدام خود، اموال مسروقه را به صاحبش بازگردانده بود.

در ايران هر اعدامي كه صورت مي‌گيرد جنايتي است در بطن يك جنايت بزرگتر. زيرا با هر دستگيري و اعدام، قلب ميليونها انسان به طپش و رنجش مي‌افتد. بسياري براي نجات يك «جان» برمي‌خيزند. زندگي يك يا چند خانواده به طور كامل به هم مي‌ريزد. بسياري عواطف و احساسات انساني پرپر مي‌شود. نگاه كنيد.. به دنبال تلاش خانواده «بهمن» برای نجات فرزندشان از اعدام، رژیم ملاها روز قبل از اعدام به دروغ خبر داد که حکم اعدام او را متوقف کرده است (طبيعي است كه قلب بسياري و به‌خصوص خانواده وي خوشحال شده باشد) اما به ناگهان صبح روز بعد وي را اعدام كرد. خوب است همه ما قدري به اين قلبها و به اين اشكهايي كه فروباريدند و به ابعاد اين جنايت بيانديشيم. در ايران تحت حاكميت ملاها، زندگي ايرانيان جز نبوده و نيست. آيا به جز سرنگوني اين رژيم راهي مانده است؟ هرگز!

بعداز هر اعدام، ذهن همه ما كنجكاو و قلبهاي ما نگران اين خواهد بود كه  نفر بعدي كيست؟ «چراغی» كه در این پرونده همراه با بهمن به اعدام محکوم شده يا زنداني سياسي كرد «رامين حسين پناهي» يا بسياري ديگر كه توسط نيروي قضاييه ضحاك حاكم بر ايران برايشان حكم اعدام صادر شده است. كسي نمي‌داند؟ هم اكنون هزاران زندانی سياسي و غيرسياسي در سراسر کشور در انتظار اجرای حکم اعدام هستند.

بنابه اخبار موجود، موج جديدي از اعدام زندانيان به راه افتاده است. زيرا كه رژيم در آستانة فروپاشي و سقوط است. اين را قيام مردم ايران به ما مي‌گويد كه چهار ماه قبل شروع شده و اكنون در آستانه گامهايي بلندتري براي رسيدن به هدف نهايي خود يعني سرنگوني رژيم ملاها است.

رژیم آخوندی در حالی جوانان کشور را تحت عنوان سرقت و قاچاق اعدام می‌کند که بزرگترین سارقان تاریخ ایران خامنه‌ای و دیگر آخوندهای حاکم از باندهای مختلف و سپاه پاسداران و دیگر ارگانهای حکومتی هستند، که صدها میلیارد دلار اموال مردم ایران را چپاول کرده‌اند. هدف از این اعدام‌های جنایتکارانه شدت بخشیدن به فضای رعب و وحشت و مقابله با مردم به‌پاخاسته‌ای است كه قدم در مسير قيام براي آزادي نهاده است.

بر جامعه جهاني است كه به كمك مردم ايران برخيزد و مراودات خود با رژيم ديكتاتوري حاكم بر ايران را به بهبود وضعيت حقوق بشر و توقف شكنجه و اعدام در ايران مشروط كند. اين كمترين خواسته مردمي است كه خود را براي به زير كشيدن ديكتاتوري مذهبي حاكم بر ايران آماده كرده‌اند.

Abdorrahman.m@gmail.com

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
بخش: 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: