خروج آمریکا از برجام و جنجال ناسیونال پوپولیست های وطنی

تعداد مشاهدات: 
462
دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در روز 8 ماه مای اعلام کرد که آمریکا از پیمان برجام- برنامه جامع هسته ای – خارج می شود. خروج آمریکا از این قرار داد به معنی آن است که سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی بر مبنای منافع مستقل آمریکا خواهد بود، و تعهدات قراردادی پیش بینی شده در برجام از درجه اعتبار ساقط و دولت ترامپ رئال پولیتیک- سیاست بدون انعطاف و منطبق بر منافع- را اساس مناسبات رسمی خود با جمهوری اسلامی قرار خواهد داد.
 به عبارت دیگر سیاست رسمی ایالات متحده-سیاست وزارت خارجه- با دیپلماسی آن کشور انطباق کامل خواهد یافت. آمریکایی ها اهداف مورد نظر سیاسی خود را بطور واضح برای افکار عمومی بیان نکرده اند. اما روشن است که این اهداف بسیار فراتر از پیشنهادهایی است که ماکرون برای راضی کردن ترامپ به حفظ برجام پیشهاد کرده بود. این پیشنهادها عبارت بودند از برقراری موانع دایمی بر فعالیت های هسته ای ایران، جلوگیری از گسترش موشک های بالستیک و فعالیت های برون مرزی ایران. دونالد ترامپ با ناکافی دانستن این پیشنهادها و با توجه به سخنان مبسوط اش در انتقاد از رژیم نشان داد که دولت او در صدد تغییر کارکرد ماهیت سیاست هایی است که رژیم اسلامی در چهل سال گذشته دنبال کرده است. سیاست های چهل ساله ای که دو خصلت عمده داشته اند:1-اعمال دیکتاتوری بی سابقه بر ملت ایران و 2- تضعیف موقعیت آمریکا در منطقه . انتقاد شدید ترامپ علیه این دو سیاست سبب شده است که سخنان ترامپ بر دل بسیاری از ایرانیان به جان آمده از دیکتاتوری خوش نشیند.

برجام یک قرارداد حقوقی ناب نیست
توافق برجام از همان ابتدا ماهیت سیاسی داشت، اما همه طرف های مذاکره تلاش می کردند آن را یک قرارداد «حقوقی ناب» با نتیجه «برد-برد» که مشکلات ایرانیان را مرتفع می کند، به افکار عمومی بقبولانند. در حالیکه این قرار داد یک قرار داد سیاسی-استعماری بوده و هست که حق حاکمیت مردم ایران را بر منابع خود سلب می کند. در انعقاد این قرارداد همه جناح های رژیم در بالاترین سطح توافق داشتند. مطابق این قرار داد، رژیم فاشیستی در اعمال استبداد و سرکوب مردم ایران آزادی عمل خود را حفظ می کرد، در حالی که در اعمال حاکمیت بر منابع کشور مجبور به گردن گذاشتن به خواست قدرت های جهانی می گردید. این قرار داد به معنای واقعی کلمه از نوع قراردادهایی است که فقها به آن «ایقاع» می گویند. قراردادی که یک طرف قرارداد آزادی عمل برای بر هم زدن قرارداد را دارد و طرف دیگر مکلف به پذیرش خواست طرف قوی تر و قبول نتایج برهم زدن قرار داد است. به عبارت دیگر در برجام تنها برای ایران اقدامات تنبیهی در صورت تخلف پیش بینی شده است، اما برای اصحاب دیگر قرارداد تضمینی در صورت تخلف پیش بینی نشده است. و اساسا تخلفی برای آنها متصور نیست. حال با تغییر در معادلات نیروها در خاورمیانه، وضعیت جدیدی در منطقه بوجود آمده است که دیگر آمریکایی ها دلیلی برای باقی ماندن در قرارداد نمی بینند. قرارداد برجام از دید آمریکا به اهدافش رسیده است. آمریکاییان و دیگران می دانند که رژیم نه در میان مردم ایران پایگاهی دارد و نه در انظار بین المللی حیثیتی. موقعیت ضعیف اقتصادی و سیاسی رژیم را در شطرنج سیاست درموقعیت «مات» قرار داده است.
اتحادیه اروپا به همراه چین و روسیه نمی توانند، خلاء آمریکا در برجام را پر کنند.
اروپایی ها اگر چه سیاست مستقل از آمریکا را دنبال می کنند، اما خواستن الزاما مترادف با توانستن نیست. آمریکا بزرگترین تضمین کننده امنیت اروپا پس از جنگ جهانی دوم بوده و همچنان هست. فعلا اروپا همچنان به حمایت آمریکا نیازمند است، و در جایگاهی نیست که بتواند خواست خود را به آمریکا دیکته کند. بخش مهمی از تراژدی خاورمیانه ریشه در همین دوگانگی در دیپلماسی اروپایی دارد. اتحادیه اروپا از یک سو می خواهد حمایت آمریکا را از دست ندهد و از سوی دیگر تا حدودی با سیاست های ضد آمریکایی هم آوایی می کند. اروپا، روسیه و چین توان پر کردن خلاء آمریکا در برجام را ندارند. تاثیر اقدامات تنبیهی آمریکا علیه جمهوری اسلامی فراتر از آنست که پنج کشور عضو دیگر برجام بتوانند آن را جبران کنند.
خطر از هم پاشیدن کشور
اقتصاد بحران زده ایران تاب تحمل فشارهای جدید را ندارد. تحریم خرید نفت و کاهش درآمد نفتی، ایجاد موانع بانکی بین المللی، سقوط قیمت ارز و در نهایت گرانی بهای مایحتاج عمومی نتایج ویرانگر بر اقتصاد کشور خواهد داشت. گسست شیرازه اقتصاد کشور، دور جدیدی از تنش های اجتماعی و سیاسی را به دنبال دارد. کشور ما در دامن زدن رژیم اسلامی به سیاست های ضد آمریکایی و شعار مرگ بر آمریکا تاوان سنگینی پر داخته است. چرا مردم ایران بایستی قربانی چنین سیاست های ویرانگر ضد آمریکایی شوند، پرسشی است که رژیم پاسخی برای آن ندارد.
ژست میهن پرستی ناسیونال پوپولیست ها
ناسیونال پوپولیست های چپ و محافظه کار در داخل و خارج کشور، با اعلام سیاست های جدید ترامپ فرصتی برای خودنمایی یافته اند. اینان در چهل سال گذشته از مدافعان رژیم فاشیستی بوده اند. آنها به جای هم صدایی در دفع استبداد، با دادن اعلامیه های میان تهی و پنهان شدن در پشت شعارهای ضد آمریکایی، به دفاع از نظام حاکم برخاسته اند. آنها تلاش دارند ایران را مترادف با رژیم اسلامی تعریف کنند. خطرهای بزرگی که امروز کشور ما را تهدید می کند محصول سیاست های رژیم است. وظیفه اصلی ایرانیان نمی تواند چیزی جز ایجاد یک آلترناتیو نیرومند سیاسی باشد، که در افکار عمومی داخلی مقبولیت و در عرصه بین المللی مشروعیت داشته باشد. ناسیونال پوپولیست ها، میهن پرستی شان دروغین و هدفشان دفاع از رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی است. میهن تاریخی ما دچار مصیبت بزرگی شده است. تجزیه طلبان رنگارنگ مورد حمایت گرگ های بین المللی از یک سو و ناسیونال پوپولیست های چپ و راست، دست در دست فاشیسم اسلامی در سوی دیگر در صدد نابود کردن کشور برآمده اند. این روند را می توان تنها با ایجاد یک آلترناتیو قدرت مند و با اتوریته که بتواند کشور را از «بحران از هم پاشیدگی» خارج و زمینه را برای حاکمیت مردم و استقرار دمکراسی فراهم کند، متوقف کرد.
احمد تاج الدینی
10.مای2018 برابربا 20 اردیبهشت 1397

http://www.tribuneiran.org/%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%A...

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: