سیاست بازسازی در سوریه و پایان فرقه گرایی در عراق

تعداد مشاهدات: 
544
این تکاپوی همزمان امریکا و ایران، اهمیت شرایط پیشامده در عراق را نشان می دهد و اینکه امریکا دیگر تحمل دخالتهای بیجای رژیم جمهوری اسلامی در امور داخلی عراق را ندارد و دوران گذار از فرقه گرایی و ایجاد یک صلح پایدار با یک حکومت ایده آل یا چند حکومت مورد توافق کلیه ملیتها و گروههای سیاسی ـ مذهبی عراقی فرا رسیده است...

سازمان ایرانی " جهاد البناء " كه فعالیتهای آن تقریباً شبیه فعالیت های جهاد سازندگی ایران در دهه شصت است، با بهانه ساخت و نوسازی منازل مردم در شهر " البوکمال " در حومه دیرالزور شرقی، دفتر رسمی خود را افتتاح کرده است. این سازمان با خرید زمین و بازسازی ساختمانهای ویران شده و نیز در اختیار گذاشتن مساعدات مالی فراوان، همچو پروژه های پیشین خود در شهرک سازی برای سازمان تروریستی حزب الله در جنوب لبنان، می کوشد با ایجاد پروژه های عظیم تسهیلات مسکن و اعطای رایگان کمک هزینه های جانبی برای خانواده های سربازان اسد و سایر گروههای شیعی در آن مناطق، به سیاست فرقه گرایانه رژیم جمهوری اسلامی ایران در کوچ اجباری مردم سنی مذهب و تغییرات دموگرافی در سوریه تداوم بخشد.

متٲسفانه، با وجود گذشت تقریباً هفت سال از جنگ داخلی سوریه که در ابتدا به شکل اعتراضات گسترده مردمی علیه حکومت دیکتاتوری بشار اسد آغاز گردید، ایران همچنان به حمایت بی وقفه خود از رژیم جانی اسد ادامه می دهد. با این وجود جنگ سوریه کماکان از حالت فرسایشی خارج نشده و علیرغم کنترل مناطق بیشتری از سوریه توسط ارتش اسد و مزدوران خارجی اش با مشارکت مستقیم رژیم ایران، ویرانی ها و هزینه های کلان جانی، مالی و معنوی ناشی از آن برای تمامی طرف های درگیر و حامیانشان روز به روز در حال افزون تر شدن است.

به گفته نمایندگان نهادهای بین المللی در امور سوریه، حکومت ایران سالانه دست کم ۶ میلیارد دلار برای نگهداشتن رژیم بشار اسد در قدرت هزینه می کند، در حالی که برخی دیگر از کارشناسان مسائل سیاسی ـ نظامی این هزینه را بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار در سال ارزیابی کرده اند. از لحاظ تلفات جانی نیز تاکنون صدها تن از نیروهای نظامی رژیم جمهوری اسلامی، اعم از اعضای داوطلب بسیج و فرماندهان سرکوبگر سپاه پاسداران و اعضای خارجی آن با تعداد بیش از ٦۰۰ نفر با مليت های ايرانی، افغانی و لبنانی در جنگ سوريه كشته شده اند.

 از جانب دیگر اما، وجهه اصلی رژیم جنایتکار ولایت فقیه و رهبران فرقه گرای آن در جهان اسلام شناخته شده و به ويژه نزد مسلمانان سنی مذهب به دليل حمايت از رژیم اسد و فتنه گریهای پی در پی و متعدد، بطور کامل مورد تنفر همگانی واقع شده است.
برای چند دهه، دولت سوریه علاوه بر نقش تسهیل کنندگی در روابط ایران با جهان عرب (قبل از شروع قیام و مقاومت مردمی در سال ۲۰۱۱) همواره به منزله یک راه ارتباطی امن و قابل اعتماد، دسترسی همه جانبه رژیم جمهوری اسلامی را از لحاظ نظامی، پشتیبانی و سیاسی به گروه های افراطی مورد حمایتش در حوزه پیرامونی اسرائیل، به ویژه سازمان تروریستی حزب الله لبنان و حماس فراهم کرده بود. بنابراین، شاید بتوان گفت که سوریه در طول این سالها زیربنای مستحکم استراتژیک ایران و سکوی پرتاب آن از لحاظ اعمال نفوذ در منطقه خاورمیانه به شمار می رفت و به همین دلیل هم رژیم شیطنت طلب مُلایان حاضر به ترک موضوع سوریه نبوده و نیستند.

 از سوی دیگر باید خاطر نشان کرد، بعد از خروج دولت امریکا از برجام، رژیم ولایت فقیه مجبور است با نوعی دیگر از سیاست خارجی تجدیدنظرگرایانه (revisionist) مسائل استراتژیک خود را دنبال کند که منجر به حالت " دور افتادگی " بیشتر آن در منطقه و جهان شده و از قضا پیامدهای قابل توجهی نیز برای امنیت ملی ایران به همراه خواهد داشت.

برای جبران این خسارت سنگین سیاسی، رهبران جمهوری اسلامی با ایجاد یا تقویت گروه ها و بازیگران غیردولتی (non-state) مانند حزب الله لبنان، شبه نظامیان شیعه عراقی، گروه حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، حوثی های یمن و جناحی از طالبان افراطی در افغانستان روی آورده اند.

اما خوشبختانه در انتخابات اخیر عراق که در ۲۲ اردیبهشت جاری برگزار شد، نتایج غافلگیرکننده‌ای برای همه طرف‌های درگیر در انتخابات داشت و پیشتازی ائتلاف موسوم به  " سائرون " به رهبری مقتدی صدر، روحانی شیعه بر سایر رقبا موجبات خشم و ناخشنودی رژیم جمهوری اسلامی را فراهم آورده است.

این انتخابات علیرغم تلاش زیاد و همه جانبه حکومت ولایت فقیه، نسبت به دوره های پیشین از هر لحاظ موجب یٲس و نومیدی آنهاست.
چرا که اولاً: تعداد شرکت‌کنندگان در انتخابات به شکل روشنی نسبت به انتخابات سابق کاهش زیادی نشان می دهد.
ثانیاً: در این انتخابات تنها ۴۴,۵۲ درصد از واجدان شرایط به پای صندوق‌های رأی رفتنده اند و این کاهش مشارکت، حاوی پیام روشنی به سیاستمداران عراق است که مردم از استمرار ناکامی در ایجاد یک دولت کارآمد و اصلاح ساختار دولت و برقراری استقرار سیاسی و اقتصادی ناامید شده و امیدی در احزاب و شخصیتهای سیاسی موجود نمی بینند. چرا که دست دخالت ایران در حوزه ها مختلف سیاسی ـ اجتماعی کشور عراق مشهود است و اکثریت مردم این کشور معتقدند که کرامت انسانی و شهامت ملی آنها قربانی دسیسه های فرقه گرایانه رژیم ایران شده است.

مقتدی صدر در این انتخابات با حزب کمونیست عراق " حزب شیوعی " و برخی دیگر از جریانات سکولار ائتلاف کرده بود. او همچنین از سال ۲۰۱۵ به همراه شرکای کمونیست و سکولارش اعتراضات خیابانی گسترده‌ای را در خیابانهای بغداد و برخی دیگر از شهرهای عراق علیه گسترش فساد در دولت عراق و ناکارآمدی و بی لیاقتی حکومت رهبری می‌کرد.
ائتلاف سائرون با کسب تعداد آرای زیاد خود در انتخابات می تواند ٥٤ کرسی از مجموع ۳۲۹ كرسی پارلمان عراق را به نفع سیاستهای ضد ایرانی و برچیدن دامنه فرقه گرایها در عراق بکار گیرد.
این روزها سفر پاسدار قاسم سلیمانی به عراق برای گردآوردن گروههای عراقی مورد حمایت ایران و تشویق آنها به پذیرفتن " پروژه جدید ایران " همزمان شده است با آمدن بریت مک گورک ـ نمایندە ویژە دولت امریکا در جنگ ضد داعش ـ به  عراق و دیدار با مسعود بارزانی رهبر پیشین اقلیم کُردستان عراق.
 این تکاپوی همزمان امریکا و ایران، اهمیت شرایط پیشامده در عراق را نشان می دهد و اینکه امریکا دیگر تحمل دخالتهای بیجای رژیم جمهوری اسلامی در امور داخلی عراق را ندارد و دوران گذار از فرقه گرایی و ایجاد یک صلح پایدار با یک حکومت ایده آل یا چند حکومت مورد توافق کلیه ملیتها و گروههای سیاسی عراقی فرا رسیده است.

مقتدی صدر اگرچه بعد از وارد شدن نیروهای امریکائی به عراق، تماماً علیه آنها وارد جنگ شد، اما با وجود آن تنها روحانی عراقی است که صریحاً مخالف دست اندازیهای فرقه گرایانه رژیم ایران است و بدین سبب هم مردم عراق پیروزی او در انتخابات را به فال نیک گرفته اند.
شکست فاحش نوری المالکی و لیست ائتلاف " دولت قانون " او و همچنین ضعف حیدر العبادی و کسب جایگاه سوم " ائتلاف نصر " ، بعد از شبه نظامیان مورد حمایت ایران یعنی  " جریان فتح " به رهبری هادی العامری، همگی حاکی از پیش آمدن شرایط حساس و روی دادن تحولات جدیدی در صحنه سیاسی عراق طی روزهای آینده بشمار می روند.

مقتدی صدر که دربین قشر وسیعی از جوانان شیعه نجف و بغداد نفوذ قابل توجهی دارد، با سفر به عربستان سعودی و چند کشور دیگر، دائماً هدف خود از این سفرها را تقویت روابط با دولت های سنی مذهب منطقه اعلام می کند. او در عین حال نیز طی دو سال گذشته از سیاستی متفاوت با سیاست دولت مرکزی عراق در منطقه بویژه در مورد بحران سوریه سخن گفته است.
می دانیم که در بین رهبران عراقی، تنها مقتدی صدر بود که از بشار اسد خواست تا به خاطر منافع ملی کشورش از قدرت کناره گیری کند. همچنین طی ماه‌های اخیر و همزمان با شکست داعش در عراق و سوریه، خواهان استقرار دولتی مستقل در سوریه و انحلال گروه‌های شبه نظامی شیعی مانند حشدی الشعبی شده است. او برای عراق نیز خواستار اصلاحات عمیق در جهت تقویت حاکمیت ملی و قطع دخالتهای سیاسی ـ مذهبی رژیم ایران است.

در نتیجه، مجموعه این عوامل و عمق بحران چند جانبه در عراق، ملی گرایی و رویکردی نو به مسائل منطقه را در بین طیف‌های مختلف سیاسی و گروه‌های اجتماعی این کشور بویژه جوانان تقویت کرده است و طی یکسال گذشته این عناصر پر اهمیت در حکومت مرکزی عراق نیز به طور گسترده  به دفعات مورد بحث و بررسی جدی قرار گرفته اند.
بنابراین با شکست ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری المالکی و سایر گروههای تروریستی مورد حمایت مستقیم  رژیم جمهوری اسلامی، آقای مقتدی صدر تنها با یک هدف واحد برای کشورش درپی حذف سیاست فرقه گرایانه ای است که بعد از اشغال عراق توسط امریکا و متحدانش در سال ۲۰۰۳،  از سوی رژیم جمهوری اسلامی در آن کشور ایجاد و تقویت شده است.

منابع:
۱ـ http://www.diplomaticmagazine.net/politics/483
۲ـ  https://www.skynewsarabia.com/middle-east/1048294-...
۳ـ http://deirezzor24.net/archives/8216

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: