در مورد فروپاشى جامعه ى ايرانى





به اميد روزى كه به جاى صاحب سخن بودن، مستمع خوبى هم باشيم.

ايران در آستانه ى يك فروپاشى است.
رفتارهاى فاسد و فاشيستى، تبعيض و ناعدالتى شكاف ها و انشقاق ها را بر سطح كشانده است. جامعه ى ايرانى كه مجمع الجزاير مليت ها و زبان هاى محروسه مى باشد شاهد صف آرايى هاىِ خواسته هايى است كه به سبب وجود اصرار بر ايرانيت مركّب از زبان فارسى و شيعه ى شعوبى به سمت گسيختگى و انحلال مى رود.
دليل اين انحلال در اصرار قدرت سياسى بر امر معنوى و مسلط، و نيز در تعريف ايرانيتى كه باستانگرايان و پان ايرانيست ها ارائه مى دهند نهفته است.
آموزش و پرورش، دانشگاهها و رسانه ها زير چتر نژادپرستى و امر دينى دارند به سركوب و حذف ديگران و ديگرانديشان مى انديشند.
مشكل اينجاست كه نظام به اصطلاح مقدسِ مسلط در قالب و تركيب ادبيات خويش، نژاد و زبان و باشندگى دهها ميليون ترك و ميليونها عرب و بلوچ و ساير مليت ها را ضد امنيت، خائن، جاسوس و وطنفروش معرفى مى كند. به خوبى مى دانيم كه اين واژه ها در دايره ى ادبيات سلطه بُرد دارد.
كسى نيست بپرسد از كى تا حالا زبان و نژاد ضد امنيت و ضد اجتماع شده است؟ كسى نيست بپرسد مگر در انقلاب و امنيت و وطن شما اين ميليونها انسان محروسه و اشغال شده و سركوب شده جايى دارند كه حالا مدعى براندازى آن امنيت و وطن از جانب انسانهاى محروسه شده ايد؟
اتفاقاً از صدقه سرى همين چالش ها مرزهاى فرهنگى و جغرافيايىِ پنهان نگاهداشته شده سر بر مى آورند و دنيا متوجه مى شود كه در ايران زبان ها و مليت هايى هستند كه در حصر نگهداشته شده اند.
چه انتظارى از جامعه شناسى ايرانى داريد وقتى شصت هفتاد درصد جامعه اى كه غيرفارس است در متن ها غايب نگاهداشته شده و حضور ندارد؟
بيش از شصت هفتاد درصد از جامعه در متن فارسى چال شده است. حقيقت اين است كه متن فارسى گورستان ديگران است. از پريشانگويى جواد طباطبايى در خصوص ايرانشهرى بگيريد تا متن كوچه بازارى امثال كيهان شريعتمدارى ها.
من از متن جامعه شناسى ايرانى مايوسم. اين متن متعصب و انكاركننده است و البته بى اعتنا به غيرفارس ها.
در متن جامعه شناسى ايرانى نصف بيشتر جامعه حضور ندارد.
در اين شرايط، طبيعى است كه متن فارسى متنى براى فروپاشى باشد نه براى وحدت.
دوره ى افسونگرى متن فارسى سپرى شده است. يكى از ويژگى هاى جنبش هاى استعمارستيز افسون زدايى است. دوره ى متن هاى بسته و حجره اى، دوره ى متن هاى محجبه و نقابدار گذشته است.
متن بسته ى فارسى از پا نهادن در قلمرو ديگران وحشت دارد و براى همين متمركز در خودى خويش است نه در ديگران.
بايد با اين متن متعصب و راديكال و سنتى رو به رو شد و ويژگى هاى هويت مدرن را يادش داد. بايد ياد بگيرند كه ويژگى هويت مدرن نفى و سركوب و انكار ديگران نيست.
متنى كه بر انكار و تخريب و ترور و اشغال ديگران اصرار بورزد سرانجام فرو خواهد پاشيد.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: