سنگ ترامپ، چاه ایران، میز مذاکره!

سوال این است که آیا میان این دو افراط و تفریط راهی نیست وما محکوم به له شدن میان دو سنگ آسیاب هستیم؟

سنگ ترامپ، چاه ایران، میز مذاکره!

آقای کریمی پور آدم خوشفکری است و اغلب یادداشت های جالبی می نویسد. در یادداشت زیر می گوید که در مقابل دونالد دیوانه، همه با هم پشت "حکومت بد خودمان" ، برای دفاع از ایران متحد شویم. از آن طرف هم مریم رجوی و شماری مدعی اپوزیسیون، شرمگین و غیر شرمگین، می گویند برای سرنگون کردن "حکومت بد خودمان" همه با هم دست در دست دونالد دیوانه- برادر ترامپ یا رییس جمهور ترامپ- پیش به سوی فتح تهران!
سوال این است که آیا میان این دو افراط و تفریط راهی نیست وما محکوم به له شدن میان دو سنگ آسیاب هستیم؟ پاسخ من قطعا یک نه روشن است! حکومت بد باید دست از بدی بردارد تا شایسته حمایت باشد! آقای خامنه ای اگر می خواهد- که حنما می خواهد- به سرنوشت صدام دچار نشود و ایران را عراق نکند، باید بیاید پای میز مذاکره! با خاتمی و روحانی بنشیند، روی چند محور اساسی کوتاه بیاید و دست از سر ملت بردارد و راه تفاهم ملی را باز کند: حصر رهبران سبز و خاتمی را بردارد، به مداخلات در امور دولت پایان بدهد و بگذارد که رئیس جمهور اعضای کابینه اش را خودش برگزیند، وزارت خارجه "بیتی- نظامی" را تعطیل و ولایتی و قاسم سلیمانی را از این بخش مرخص کند تا به کار خودشان بپردازند. پاچه خوار ها را از دور و برش دور کند و پاچه گیرهای "سر" دار و موسوم به خودسر را زنجیرکند وبا یک دوجین اقدامات کوچک و بزرگ دیگر، دولت پنهان را منحل کند، تا اوضاع حکومت " نرمال" شود و مردم باور کنند که رهبر دارد " آدم" می شود. 
سیاست مثل بازی پوکر آمیزه ای از قدرت، تسلط بر اعصاب، مهارت در بازی، داشتن رست کافی و توانائی ریسک کردن است. سیاستمداری که با " غیر تسلیم و رضا کو چاره ای؟" آغاز کند، هر چه و هر که باشد، نه از پوکر سر رشته دارد و نه از سیاست. اگر مردم ازپیش به خامنه ای چک سفید بدهند، مگر او عقلش را از دست داده که در رفتارش تجدید نظر کند ودر خلوت به ریش مردم، اپوزیسیون و اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب نخندد، که خلایق، هرچه لایق! ؟
اگر سران اصلاح طلبان، امروز به نقش خود وقوف پیدا بکنند ، کافی است برای جبران همه خطا هائی که مرتکب شدند و ما را هم با خود بدان آلودند، به خامنه ای بگویند و به مردم هم اعلام کنند که از حمایت یک جانبه خبری نیست و اگر خامنه ای می خواهد از خودش دفاع کند، باید هزینه اش را بپردازد. 
طبیعی است که در این سیاستورزی یک ریسک کوچک وجود دارد که به امکان حماقت مطلق خامنه ای بر می گردد. این ریسک را اما، باید به جان خرید. چرا که اگر او واقعا تا این حد کودن شده باشد، در آلترناتیو دیگر، که جنگ حتمی است و تحت رهبری اوست، باخت ملت وکشور صد در صد است! این ریسک کوچک اما، یک برد بزرگ را تقریبا تضمین می کند : وقتی اداره امور کشور به خاتمی و روحانی واگذار شود، جنگی در نخواهد گرفت! آیا این ریسک به نتیجه اش نمی ارزد که از حالا لنگ نیندازیم، آقای کریمی پور؟

این هم یادداشت آقای کریمی پور:

سنگ ترامپ و 
چاه ايران!

محمّد حسين كريمي پور

من نمي دانم چقدر بايد پمپئو را جدي گرفت. اما اگر سخنان اخير او ، موضع رسمي واشنگتن باشد، بايد گفت ترامپ گمان كرده هري ترومن پيروز است و دارد شرايط تسليم بي قيد و شرط ژاپن در تابستان ١٩٤٥ را ديكته مي كند.

هنوز هم آمريكا بزرگ ترين اقتصاد و ارتش جهان را داراست اما اصلا آن آمريكاي در اوج ١٩٤٥ نيست. موقعيت ايران هم با ژاپن منكوب و نيمه جان متفاوتست. دنياي ٢٠١٨ هم با جهان جنگ دوم قابل قياس نيست. ترامپ آزارهاي زيادي به ملت ما خواهد رساند ولي بعيدست بدون يك درگيري نظامي بزرگ، به هدفش نزديك شود. پيش بيني ابعاد، نتايج و تبعات چنين جنگي هم دشوارتر از آنست كه دونالد عجول، گمان مي كند.

من پارادايم حكمراني و سياست خارجي كشورم را نمي پسندم . قبلا به تفصيل گفته ام كه چرا اصرار ٤٠ ساله مان بر حفظ مقام "دشمن شماره يك آمريكا" را اشتباه و خلاف مصالح ملي مي دانم. من هم حكومت ايران را محتاج تغيير جدي پارادايم داخلي و خارجي مي دانم. اما:

١- مردم ايران دلايل متعددي دارند كه ادعاي خير خواهي آمريكا را نپذيرند. سرنگوني مصدق ( اولين دولت دموكرات خاورميانه) در ١٩٥٢ كه تولد دموكراسي در منطقه را در نطفه خفه و روزگار ايران را هفتاد سال تيره كرد، كار آمريكا بود. 
ايرانيان در طي ٤٠ سال تحريم اقتصادي، هوايي، مسافرتي و دارويي لمس كردند، كرامت، سلامت و آسايش مردم ايران در محاسبات آمريكا، جايي ندارد. آنها ، ويراني، رنج و نكبتي را كه عمليات آزاديبخش ارتش آمريكا بر دو ملت همسايه شان تحميل كرد، از نزديك شاهد بوده اند.
آنها احكام غير منطقي دادگاههاي آمريكايي در غارت اموال ملت بي پناه ايران را شاهدند.

٢- هيچ ايراني عاقلي روي خيرخواهي دار ودسته ترامپ حساب نمي كند. ترامپ ملت هايي مثل ما را داخل آدم نمي داند. او متحدين وفادار آمريكا در منطقه را گاوهايي خوانده كه بايد دوشيده شوند. مشاور امنيت ملي اش مايل است ايران را در انقياد فرقه سياه رجوي ببيند. يعني بولتن ابايي ندارد براي حذف جمهوري اسلامي ، ما ملت ايران، چيزي مثل حمام خون خمرهاي سرخ در كامبوج را تجربه كنيم.

٣- من باور دارم اخطار صاحب نظراني مثل هانتر در مورد اتحاد آمريكا، اسراييل و اعراب براي تجزيه ايران ، روز به روز در ميان ايرانيان ، بيشتر شنيده خواهد شد. درينصورت حفظ كيان ايران و نه چيز ديگر، اولويت اول ايرانيان خواهد شد. در مصاف بين يك حكومت ايراني - ولو حكومتي نامحبوب- و خصم ايرانسوز خارجي، ايراني طرف ايران را مي گيرد.

توصيه من آنست كه خاله خرسه مهربان واشنگتن، خيلي روي حماقت و حمايت مردم ايران، حساب بازنكند.

موضع نامعقول و زورگويانه ترامپ، جو داخلي ايران را امنيتي تر و بسته تر كرده وجنبش دموكراسي طلبي ايراني را تضعيف مي كند. ملت ايران از محل تحريم ها، رنج و درد بيشتري تحمل خواهد كرد. سياست ترامپ براي مردم كوچه و بازار ايران، جز ضرر نخواهد داشت. اما - اگر حاكميت ايراني عاقلانه حركت كند- بعيدست ايران آزاري ترامپ، به دستاوردهاي مورد نظر آمريكا ، ختم گردد.

 

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: