استمرارطلبان، منتظران و براندازان

در شرایط کنونی ایران، جبهه سیاسی ای می تواند به تقویت جنبش، ساقط کردن قدرت حاکم و انتقال قدرت بمردم بپاخاسته بیانجامد که با قاطعیت استراتژی “براندازی آگاهانه، هدفمند و خودمدیریت” را در دستور کار سیاسی بگذارد.
 

امریکا توافق قدرت ها با حکومت اسلامی (برجام) را در سطل آشغال انداخت و برای کسب امتیازات بیشتر از حکومت ایران و احیاء موقعیت خود در خاورمیانه خیز برداشته است.

هنگامی فشار جهانی بر اسلامگرایان حاکم تشدید شده و تحریم ها در راه هستند که جامعه ایرانی در تدارک خیز علیه کلیت نظام است. اعتراضات کازرون، اعتصاب کامیونداران، اعتصابات کارگری، اعتراضات مالباختگان، اعتراضات زنان، اعتراضات دهقانان،اعتراضات کولبران،  اعتراضات آموزگاران و … همه نشان از تکوین عناصر  اعتصابات همگانی و برآمد ملی جامعه در سپهر نزدیک سیاسی ایران دارد.

جامعه ایرانی تشنه گسست از اسلام سیاسی و واژگون کردن حکومت اسلامی است و با اعتراضات بی وقفه، خود را برای تغییر توازن قوا در خیابان آماده می کند.

در شرایط کنونی ایران، جبهه سیاسی ای می تواند به تقویت جنبش، ساقط کردن قدرت حاکم و انتقال قدرت بمردم بپاخاسته بیانجامد که با قاطعیت استراتژی “براندازی آگاهانه، هدفمند و خودمدیریت” را در دستور کار سیاسی بگذارد.

در این موقعیت سرنوشت ساز کشور، روشنگری در باره “استراتژی براندازی آگاهانه، هدفمند و خودمدیریت” با هدف آگاهی اذهان جامعه نسبت به موقعیت خود، راه های برچیدن استبداد و سیاست های پیشگیری از احیاء نظام های کهنه و گندیده شیخی و شاهی، از اهمیت صد چندان برخوردار است.

یک استراتژی آزادیخواهانه، دادمحور و دمکراتیک نمی تواند سیاست معطوف به انتقال قدرت به افراد، احزاب، شاه ، شیخ و قهرمان داشته  باشد، بلکه وظایف خود را در چارچوب سازماندهی سیاسی – اجرائی براندازی در پیوند ارگانیک با جامعه، ایجاد شرایط مطلوب برای تشکیل مجلس موسسان و حاکمیت مردم تعیین می کند. بنابراین خیز برای تسخیر قدرت توسط یک گروه، دسته و .. ، با اصول سیاسی، منش، فرهنگ و سبک کار  استراتژی جمهوریخواهانه و لائیک دمکراتیک تناقض دارد.

استراتژی “براندازی آگاهانه، هدفمند و خودمدیریت”، تمرکز ثقل فعالیت سیاسی را در میان اقشار و طبقات  مستعد برای پیکار در سنگرهای آزادیخواهی سوسیال دمکراتیک لائیک قرار می دهد و از مردم گرائی پوپولیستی و دنباله روی از جنبش های کور ارتجاعی اجتناب می ورزد. نیروی این استراتژی در آنچنان شرایط کمی و کیفی قرار دارد که می تواند منشور سیاسی و برنامه اقدام مشترک جبهه ای برای ایجاد یک نظام جمهوریخواهانه و سوسیال دمکراتیک لائیک (با استفاده از تازه ترین تجارب فرانسه و آلمان)  را در برابر مردم قرار دهد و تشکیل نهاد سیاسی جبهه لائیک دمکراتیک ملی را در آینده نزدیک آغاز کند.

“استراتژی براندازی آگاهانه، هدفمند و خودمدیریت”  هنگامی می تواند به یک جنبش اجتماعی عظیم ارتقاء یابد که مدافعان این استراتژی بتوانند پیشروترین  اقشار سیاسی و رزمنده ترین رهبران عملی جنبش های اجتماعی را در مهستان های لائیک دمکراتیک خودمدیریت محلی، منطقه ای، شهری، کارخانه ای، اداری و .. سازمان دهند تا در جریان مبارزه برای برچیدن حکومت اسلامی، ضمن هوشیاری و آمادگی برای دفاع از موجودیت ایران و روشنگری جهت حفظ همبستگی مردمان، نظام نوین را هم پی ریزی کنند.

در اینجا لازم است به دو استراتژی انحرافی “استمرارطلب” و “منتظران” فروپاشی نظام اشاره شود. استمرارطلبان فرای حضور فیزیکی آنها در درون ویا بیرون نظام، جزء جدائی ناپذیر رژیم اسلامی بوده و نقش مستقم یا غیرمستقیم ویرانگرانه و جنایتکارانه در تاریخ 39 سال گذشته داشته اند. خوشبختانه خیزش دیماه 1396 نشان داد که جامعه ایرانی صف خود را از اسلام سیاسی جدا کرده است.

استمرارطلبان با گذاشتن چوب لای چرخ جنبش براندازی و بمباران تبلیغی – رسانه ای ، کوشش می کنند تا فرهنگ و سیاست تحقیرپذیری در چارچوب استبداد و بربریت را تئوریزه کنند و  با طرح خطر تجزیه کشور، جنگ داخلی، کودتای سپاه و  … تیغ جنبش براندازی را کند نمایند.

گروه منتظران طیفی از بی رمق های ملی تا سلطنت طلبان را در بر می گیرد که چشم انتظار سقوط رژیم و خوشه چینی از مبارزات و جانفشانی های مردم هستند. در طیف ملی گرایان، بخش سوسیال دمکرات و آزادیخواه آن با براندازان همسوئی و همفکری دارند و سیاست درست براندازان می تواند افشاء و  منزوی کردن آن بخش متوهم به نظام و همکاری با بخش رادیکال (برانداز) خانواده جنبش ملی باشد.

بخشی از منتظران فروپاشی نظام، وابستگان سیاسی، مالی ویا عاطفی به سلطنت هستند که در آرزوی احیاء سلطنت به شعارهای سکولار دمکراتیک پناه برده تا قداره خونین ساواک را درون این پرچم کادوبندی کنند و با کمک اربابان خارجی، استبداد را در شکل سکولار آن حاکم گردانند. آنها همسو با فرقه اسلامی مجاهدین خلق و قومپرستان اجیرشده، زیر پای جنگ طلبان امریکائی و شیوخ عرب را برای حمله نظامی گرم می کنند.

طیف “منتظران” سایه نشین که در چارچوب استراتژی سیاسی انتظار فروپاشی درونی حکومت نشسته اند، به دلیل فقدان پایه اجتماعی و امکان پیوند با جامعه، کوشش می کنند تا بواسطه نیروی دیگر (قدرت های جهانی) مجوز حکمرانی بگیرند. کنفرانس هائی که برای مدیریت گذار از حکومت در خارج از کشور برگزار می شود، توهین آشکار به جامعه ایرانی و همه کنشگرانی می باشد که از جانشان برای برچیدن حکومت اسلامی در صف مقدم هزینه می کنند و گروهی از عالیجنابان خودشیفته، آنها را نادان و مونگول پنداشته و به قیمومیت آنها می خواهند گذر از حکومت اسلامی را “مدیریت” کنند.

هدف از نوشته بالا (پیام) را در سه بند خلاصه می کنم:

  1. تاکید بر شفافیت جایگاه قطب جمهوریخواهان باورمند به آزادی، استقلال، دمکراسی، لائیسیته، دفاع از موجودیت ایران و همبستگی ساکنان کشور است.
  2. همپیمانی این قطب سیاسی، یک ضرورت عاجل است و تاخیر در پاسخگویی به وظایف مان، برای ایران و جامعه ایرانی فاجعه بار است.
  3. مردم ایران و کنشگران سیاسی را مورد خطاب قرار دهیم و با روشنگری در باره پیامدهای دو استراتژی حامیان نظام و منفعلان منتظر فروپاشی حکومت، تریبون و کنشگر سیاسی “استراتژی براندازی آگاهانه، هدفمند و خودمدیریت” باشیم.
منبع: 
//www.tribuneiran.org/%D8%B3%D9%8
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: