مهین

..... آقاهه یکهو دستش را مشت کرد و کوبید تو سرم و گفت: "حیف نون! تو که بلد نیستی واکس بزنی چرا کفش مردم را خراب می کنی؟!" و کفش هایش را از دستم گرفت و پول هم نداد! .....

 

 

 

سلام، اسم من مهین است، تازه ده سالم تمام شده و می روم تو یازده سال، من تا کلاس چهارم درس خوانده ام و دیگر مدرسه نمی روم! کار من واکس زدن است ولی کفاشی بلد نیستم! راستش همین واکس زدن هم اول بلد نبودم، کم کم یاد گرفتم، در روزهای اول درست نمی دانستم چطور باید کفش را واکس بزنم، یعنی نمی دانستم قبل از واکس زدن اول باید کفش را از گرد و خاک تمیز کرد و بعد واکس زد که هم خوب واکس بگیرد و هم براق شود.

بار اول که بدون تمیز کردن، کفش یک نفر را واکس زدم و خوب درنیامد صاحب کفش که یک آقای جوان بود عصبانی شد و اخمهاش توهم رفت! من نمی دانستم چه بگویم و همین طوری نگاهش می کردم، داشتم از خجالت آب می شدم و کمی هم ترسیده بودم، بعد آقاهه همان طور که بالا سرم ایستاده بود یکهو دستش را مشت کرد و کوبید تو سرم و گفت: "حیف نون! تو که بلد نیستی واکس بزنی چرا کفش مردم را خراب می کنی؟!" و کفش هایش را از دستم گرفت و پول هم نداد!

من از ناراحتی بغض کردم و نزدیک بود گریه ام بگیرد و دیگر نمی خواستم کفش واکس بزنم، شب که به بابام گفتم او دستی بر سرم کشید و مرا بوسید و گفت: "اشکالی نداره باباجون! از این چیزها اتفاق می افته! مهم نیست، مهم اینه که تو تجربه به دست آوردی! این باعث میشه که کارت را از این به بعد بهتر انجام بدی! وقتی کارت را بهتر انجام بدی آدم های بیشتری هم پیش تو می آیند و کاسبیت هم بهتر میشه!"

بابام راست می گفت! از آن روز تا حالا می دانم چطوری کفش ها را واکس بزنم و آدم های بیشتری هم پیش من می آیند! ما خیابان مولوی زندگی می کنیم، تو یک کوچه باریک و کوچک ولی بیشتر آدم های این کوچه معتاد و بیکار هستند! بابام تا پارسال در یک کارخانه لاستیک سازی کار می کرد اما وقتی کارخانه شان ورشکسته و تعطیل شد او بیکار شد و حالا سر چهارراه ها می ایستد و شیشه ماشین ها را پاک می کند! درآمدش کم است و همیشه عصبانی است و بیشتر شب ها با مادرم دعوا می کند!

مادرم سر کوچه مان می نشیند و سیگار و کبریت و آدامس می فروشد، گاهی وقت ها هم مربا و ترشی درست می کند و کنار بساطش می فروشد، خواهرم سودابه دو سال از من کوچکتر است و جلو مدرسه محلمان بادکنک می فروشد!

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

 

 

 

 

 

منبع: 
http://www.iran-nabard.com/arshiv_nabard01/N399.pdf
برگرفته از: 
ماهنامه: "نبرد خلق" شماره سیصد و نود و نه
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: